از دوران کودکی شیخ عطار اطلاعات چندانی در دست نیست و در میان بزرگان شعر عرفانی فارسی زندگی عطار بیش از همه به دلیل فقدان اطلاعات تاریخی در پرده ابهام قرار گرفته است.
ظاهرا داروسازی و داروشناسی که در آن زمان عطاری نامیده می شده است را از پدرش می آموزد و در عرفان مرید شیخ یا سلسله خاصی از مشایخ تصوف نبوده است.
نقل است روزی عطار در دکان خود مشغول کار بود که درویشی به آنجا آمد و چند بار از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد.
درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همان گونه که تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله آن گاه
درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا رفت.
عطار چون این صحنه را دید به شدت متغیر و منقلب و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد.
او بعد از این اتفاق، دست از کسب و کار کشید و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد. عطار قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراء النهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد.
حلقه های عرفانی عطار در نیشابور بسیار گرم و پرشور بوده است و بسیاری از بزرگان آن عصر در این مجالس حاضر می شده اند به طوری که محققان این شاعر برجسته را الگو و مقتدای بسیاری از شاعران به نام و مشهور دیگر ایرانی می دانند.
به اعتقاد ایشان در ادبیات عرفانی ایران عطار٬ سنایی و مولانا جایگاه ویژه ای دارند ولی عطار، قاعده و اساس این بنیاد فکری و ادبی محسوب می شود و میراث عرفانی عطار چنان عظیم است که شاید اگر وی نبود شعرای پس از وی بدین مرتبت و منزلت دست نمی یافتند.
از این عارف و شاعر بزرگ آثار و میراثی گرانقدر در دو بخش نظم و نثر از جمله منطق الطیر، مصیبت نامه، الهی نامه، مختارنامه٬ تذکره الاولیا و خسرو نامه بر جای مانده است.

* تاثیر عطار بر محتوا، موضوع و بیان شاعران و عارفان پس از خود کاملا مشهود است.
یکی از استادان ادبیات فارسی دانشگاه آزاد نیشابور در گفت و گو با خبرنگار ایرنا در خصوص عطار گفت: در آثار سنایی، عطار و مولوی تشابهاتی در محتوا و موضوع به چشم می خورد که نمونه آن داستان مشهور ' فیل در خانه تاریک ' است که هر سه این بزرگان از آن استفاده کرده اند.
مهدی نوروز افزود: زبان آثار عرفانی هر یک از این بزرگان در گذر زمان صیقل می خورد به نحوی که می توان گفت آثار سنایی از کوچه دین می گذرد و در عطار رشد و کمال می یابد و در مولانا شور و حال بیشتری پیدا می کند.
وی ادامه داد: تاثیر عطار بر نوع، محتوا، موضوع و بیان شاعران پس از خود چون مولانا، شیخ محمود شبستری و شیخ عبدالرحمن جامی کاملا مشهود است.
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد نیشابور گفت: شیخ محمود شبستری در مرتبت عطار اذعان می کند که ' تا 100 قرن چون عطار ناید' و یا این نقل قول از سلطان ولد پسر مولانا که گاهی به اشتباه به مولانا هم نسبت داده می شود مشهور است که 'هفت شهر عشق را عطار گشت/ ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم' که نشان دهنده عظمت عطار است.
نوروز افزود: عطار مثنوی سرایی را با منطق الطیر، مصیبت نامه، اسرارنامه و الهی نامه تکمیل می کند و لوئی ماسینیون عطار شناس بزرگ منطق الطیر را بزرگترین اثر سمبلیک منظوم جهان می داند.
وی ادامه داد: در اثرعرفانی منطق الطیر هر کدام از پرندگان سالک، نماد خصوصیات قشری از جامعه هستند مانند مرغابی که همیشه باید نزدیک آب باشد و طاقت بیابان خشک را ندارد که نماد انسانهای مقدس نماست و همچنین این پرندگان می توانند هر کدام نماد یکی از صفتهای درونی انسانها نیز باشند که به این مقوله نیز باید بیشتر پرداخته شود.
استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد نیشابور گفت: هفت وادی که عطار به آنها اشاره دارد شامل وادی طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت ودر نهایت فقر و فناست که حافظ از آنها به نام منزل یاد می کند و یا خواجه عبدالله انصاری آنها را میدان می نامد و در تعداد و ترتیب این مقامات، منازل، میدانها و وادیها بین عرفا توافق نیست.
نوروز افزود: اثر سترگ تذکره الاولیا عطار نیشابوری نیز منبع اصلی تذکره نویسان پس از وی است که در آن شرح حال 72 عارف بزرگ از امام صادق (ع) تا منصور حلاج آمده است و بعدها فرد ناشناسی شرح حال 25 عارف دیگر از ابراهیم خواص تا امام محمد باقر(ع) را به آن اضافه کرده است.
وی ادامه داد: در اندیشه های عطار خرقه پوشی، خرقه دوزی و خرقه سوزی به شیوه ای که امروز به آنها پرداخته می شود ترویج نشده است همان طور که سماع صوفیانه در زمان مولانا به این صورتی که امروز باب شده وجود نداشته است.
در مورد مرگ عطار روایات مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری قمری و برخی دیگر 632 و 616 دانسته اند.
شیخ بهاء الدین در کتاب معروف خود کشکول واقعه کشته شدن عطار را چنین روایت می کند: وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بردوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت.
نقل است که چون خون از زخمش جاری شد شیخ دانست که مرگش نزدیک است و با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:
در کوی تو رسم سرفرازی این است
مستان تو را کمینه بازی این است
با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت
شاید که تو را بنده نوازی این است
مقبره شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان خراب شده بود به فرمان امیر علیشیرنوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد و در حال حاضرهر ساله پذیرای شیفتگان فراوانی از همه کشورهای دنیاست.
رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیشابور به خبرنگار ایرنا گفت: مجموعه آرامگاه عطار و کمال الملک در این شهرستان سالانه میزبان 650 هزار گردشگر داخلی و خارجی است.
اسماعیل اعتمادی افزود: دو هزار نفر از این تعداد را گردشگران خارجی تشکیل می دهند که بیشتر از کشورهای ترکیه، پاکستان، عراق، لبنان و نیز کشورهای شرق آسیا و اروپا هستند. طی ایام نوروز 1398 آرامگاه عطار میزبان 33 هزار مسافر نوروزی بود.
1922/9869
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.