گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

محبعلی، مقام پیشین وزارت خارجه: هوشمندی در سیاست خارجی را از عربستان بیاموزیم/ در توسعه اقتصادی از کشورهای منطقه عقب ماندیم/ توسعه روابط اقتصادی با عربستان در سایه تحریم ممکن نیست

قاسم محبعلی، کار‌شناس مسائل منطقه ای و مدیرکل پیشین بخش خاورمیانه وزارت خارجه به جماران گفت: ما هم باید مانند عربستان سعودی به این هوشمندی برسیم که در خاورمیانه سیاست های ژئوپلتیکی نظامی و امنیتی کاری از پیش نمی برد و باید به دنبال توسعه اقتصادی و بهره برداری از موقعیت های بین المللی رفت.

پایگاه خبری جماران، سارا معصومی: حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه به نخستین وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد که پس از تخریب روابط دیپلماتیک تهران و ریاض و قطع کامل این رابطه به ریاض و جده سفر کرده و با وزیر خارجه و ولیعهد عربستان سعودی دیدار کرد. وزیر خارجه دیدار خود با محمد بن سلمان، ولیعهد جوان سعودی را «صریح و بی پرده» خواند و میزبان او نیز تاکید کرد که «نگاه ریاض به رابطه با تهران، راهبردی است.»

به گفته وزیر خارجه ایران ، مجموعه تحولات رخ داده در منطقه نوید این را می دهد که منطقه وارد صفحه جدیدی از همکاری های چندجانبه خواهد شد.

قاسم محبعلی، کار‌شناس مسائل منطقه ای و مدیرکل پیشین بخش خاورمیانه وزارت خارجه در گفت و گو با جماران معتقد است که در این عادی سازی رابطه سودمندی برای تهران و ریاض نهفته است، اما به شرط آنها جمهوری اسلامی ایران بتواند با اتخاذ یک سیاست هوشمندانه توازن را به سیاست خارجی خود بازگرداند.

به نظر می رسد که رابطه ایران و عربستان سعودی طبق نقشه راهی که در بهار جاری در پکن طراحی شده پله به پله در حال اجرایی شدن است. قطعا این رابطه با توجه به پیشینه آن با فرصت ها و چالش هایی به شکل همزمان روبه رو است. فکر می کنید مهم ترین چالش های پیش روی ریاض برای پیشبرد این رابطه چیست؟

بزرگ ترین مسئله میان ما و عربستان سعودی امنیت چه در چهارچوب امنیت دو جانبه و چه امنیت منطقه یا چیزی که آنها مداخله های ایران در جهان عرب می دانند، است. این اختلاف ها همواره وجود داشته اما از دهه 60 تاکنون با مسائلی که در حج و سپس هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران و نهایتا اختلاف های ایران در منطقه از سوریه تا یمن و اعدام شیخ نمر و حمله به نمایندگی های سعودی در تهران و مشهد رخ داد، مهم ترین چالش میان دو کشور مسئله امنیت بوده است. البته این مسئله نقطه ضعف عربستان است. عربستان توانایی ها و مزیت های بسیاری دارد که بی نظیر هستند، اما پاشنه آشیل بزرگ آن امنیت است؛ چرا که سرزمینی بزرگ با جمعیت کم و آسیب پذیر است.

به علاوه، حکومت سعودی هم آسیب پذیر است. بنابراین آنچه که عربستان سعودی از ایران می خواهد امنیت برای پیشبرد پروژه های بزرگی است که در سر دارد. ریاض برای اینکه بتواند سیاست های متنوع خود را در منطقه و فرامنطقه پیش ببرد به امنیت بیش از هر چیزی نیاز دارد.

 

عربستان متحد نظامی،  امنیتی و راهبردی برای امریکا بوده و هست

 

به طور معمول و سنتی در این منطقه کشور‌های کوچک برای موازنه قوا به سراغ بازیگری قدرتمند‌تر و بزرگتر می‌روند و به نوعی به برون سپاری امنیتی روی می آورند. فکر می کنید با توجه به تحولات چند سال اخیر از رویکرد چرخش به شرق آمریکا در دوره اوباما تا حمله به امارات و عربستان که به ایران یا نیروهای مورد حمایت ایران نسبت داده شد و عملا امریکا دست به اقدامی نزد در دوره ترامپ تا جنگ اوکراین و سیاست امریکا در تلاش برای مهار قدرت چین، امروز این جمع بندی در کشورهای منطقه حاصل شده که برای کاستن از وابستگی به قدرت های بزرگتر به منظور تامین امنیت خود دست به همکاری های منطقه ای با ایران بزنند؟

عربستان تا یکی دو سال اول قدرت گرفتن و پادشاهی ملک سلمان و به تبع آن ولیعهدی محمد بن سلمان هنوز در تصور رهبران کلاسیک جهان عرب به سر می برد. دنبال دستیابی به برتری ژئوپلتیکی و قدرت نظامی برتر در منطقه بود و تصور می کرد مداخله در  یمن و سوریه و حمایت از رژیم های نظامی در جریان بهار عربی می تواند خواسته های جاه طلبانه او را پاسخ بدهد.

در عین حال عربستان از بدو تشکیل متحد نظامی،  امنیتی و راهبردی برای امریکا بوده و الان هم هست و این رابطه تغییر جدی نکرده است. اما تغییری که در سیاست آمریکا و عربستان شکل گرفته این است که عربستان در چند سال اخیر در نتیجه سرخوردگی از جنگ یمن به دنبال تغییر در سیاست های خود رفت و توسعه و برتری اقتصادی را جایگزین برتری نظامی و ژئوپلتیکی در لیست اولویت هایش کرد.

این سیاست الزام های خاص خود را دارد که نخستین آنها امنیت است . همزمان عربستان به این نتیجه رسیده که سیاست نمی تواند یک جانبه باشد و باید چندجانبه باشد و در این قالب سعودی باید  از تمام فرصت های ممکن بین المللی با توجه به پروژه های بزرگ چند صد میلیارد دلاری که برای خود تعریف کرده استفاده کند. عربستان برای پیشبرد پروژه هایی مانند 2030 به امنیت و از بین بردن عوامل ناامن کننده نیاز دارد.  مهم ترین نگرانی عربستان این بود که ایران یا متحدان ایران برای این کشور ناامنی ایجاد کنند.

 

تغییر سیاست خارجی عربستان به این کشور محدود نخواهد شد

*پس از عادی سازی رابطه ریاض با تهران مجموعه ای از کشورهای دیگر عربی هم به سمت کاهش تنش با تهران حرکت کردند

 

درباره اسرائیل هم همین وضع خواهد بود

*اگر عادی سازی روابط اسرائیل با عربستان انجام شود سایر کشورهای اسلامی از اندونزی تا بنگلادش و برخی کشورهای شمال آفریقا هم به سمت این عادی سازی حرکت خواهند کرد

 

پروژه عادی سازی رابطه با اسرائیل را هم در قالب همین نیاز مبرم سعودی به امنیت در منطقه تعریف می کنید؟

بله، دقیقا مسئله دوم اسرائیل است. عربستان در منطقه و فرامنطقه چند سیاست را با هم پیش می برد. هم به تنش زدایی از رابطه با ایران، قطر و ترکیه روی آورده هم رابطه با چین و روسیه را توسعه بخشیده و هم به دنبال تعمیق رابطه خود با کشورهای اروپایی به موازات حفظ رابطه راهبردی با ایالات متحده است. در همین راستا می بینیم که وزیر خارجه عربستان سعودی همزمان با سفر حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه به ریاض با آنتونی بلینکن وزیر خارجه ایالات متحده هم گفت و گوی تلفنی مفصلی می کند.

در اینجا باید به این نکته توجه داشت که عربستان یک کشور ویژه و منحصر به فرد در دنیا است چرا که بیش از 1.6 میلیارد مسلمان جهان روزی 5 بار به سمت عربستان سعودی نماز می خوانند و هیچ کشوری در جهان نیست که چنین ویژگی داشته باشد.

مساله مهم دیگر برای عربستان مسئله انرژی و امنیت آن است . عربستان از دهه 70 و پس از تحریم نفتی به یک عنصر کلیدی در حوزه انرژی تبدیل شد و به گونه ای مدیریت قیمت انرژی در سطح بین المللی را در اختیار گرفت.

مسئله رهبری جهان عرب هم مهم است که تقریبا تمام کسانی که می توانستند  در این حوزه با عربستان رقابت بکنند از بین رفته اند، حسنی مبارک، صدام حسین، حافظ اسد و یا معمر قذافی در جهان عرب وجود ندارد که بتواند با عربستان در این زمینه رقابتی داشته باشد.  طبیعتا عربستان اکنون جایگاه ویژه ای در جهان عرب و جهان اسلام پیدا کرده و به نوعی می توان گفت یکه تاز شده است.

طبیعی است که تغییر سیاست خارجی عربستان به این کشور محدود نخواهد شد و همانطور که دیدیم پس از عادی سازی رابطه ریاض با تهران مجموعه ای از کشورهای دیگر عربی هم به سمت کاهش تنش با تهران حرکت کردند. درباره اسرائیل هم همین وضع خواهد بود و اگر عادی سازی روابط اسرائیل با عربستان انجام شود سایر کشورهای اسلامی از اندونزی تا بنگلادش و برخی کشورهای شمال آفریقا هم به سمت این عادی سازی حرکت خواهند کرد.

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ریشه بسیاری از بحران ها در خاورمیانه به مسأله فلسطین و اشغال سرزمین های فلسطینی بازمی گردد. لذا اگر این صلح حاصل شود به ارتقای امنیت منطقه کمک بسیاری خواهد کرد. ایالات متحده به شدت پروژه عادی سازی روابط اسرائیل و اعراب و در راس آن عربستان را دنبال می کند و عربستان سعودی نیز با آگاهی از تمایل واشنگتن تلاش می کند حداکثر امتیاز را از امریکا و اسرائیل در این زمینه بگیرد.

عادی سازی رابطه با تهران با میانجیگری چین و دخالت دادن منافع پکن در تامین امنیت مسیر انتقال انرژی نیز یکی از تکه های پازل جدید سعودی برای تامین امنیت و پیشبرد پروژه های اقتصادی است.

 

قاسم محبعلی

 

الان بازار تجاری ایران تا حد زیادی در قبضه چین است

 

شما به نقش چین در کمک به اجرایی شدن نگاه امنیت محور عربستان سعودی اشاره کردید. زمانی که در بهار سال جاری نام پکن به عنوان میزبان مذاکرات عادی سازی روابط ایران و عربستان مطرح شد برخی از تحلیلگران تاکید کردند که عربستان از چین به عنوان ضامن رفتار ایران در منطقه استفاده کرده است. تا چه اندازه با این تحلیل موافق هستید؟

می توانم بگویم که حضور چین در این پروسه تا حد زیادی یک نیاز مشترک بوده است. اگر مقام های ارشد ایران و عربستان تصمیم می گرفتند به تنهایی با هم صحبت کنند راه به جایی نمی بردند و به نظر نمی رسید که به این بلوغ رسیده باشند لذا نیاز به یک قدرت واسطه داشتند که نمی توانست آمریکا باشد.

دلیل نخست این بود که تهران و واشنگتن با هم رابطه ای ندارند و از سوی دیگر امریکا هر ابزاری که می شد را علیه ایران به کار گرفته اما به نتیجه مطلوب نرسیده بود. توافق میان تهران و ریاض، تحولی بود که در آن منفعتی برای چین، ایران و عربستان وجود داشت. ایران به دلیل تحریم ها به چین نیاز دارد و همین الان بازار تجاری ایران تا حد زیادی در قبضه چین است.

از سوی دیگر، با تضعیف روسیه به دلیل جنگ اوکراین، چین نقش جدی تری را در روابط بین الملل در سه حوزه اقتصادی، امنیتی و سیاسی ایفا می کند. از سوی دیگر به زمانبندی این توافق هم باید توجه داشت که در نتیجه اعتراض های داخلی گسترده مسأله امنیت داخلی برای ایران هم مهم بود. در آن مقطع این تصور در تهران وجود داشت که پشت این اعتراض ها در داخل کشورهایی مانند عربستان سعودی هستند و اگر آنها دست از این پشتیبانی بردارند در داخل هم امنیت تامین خواهد شد.

 

عربستان با همه بازیگران متناسب با منافع خود کار می کند

 

عربستان تا چه اندازه در دست دوستی که به سمت تهران دراز کرده صداقت دارد؟ عنصر بی اعتمادی میان ایران و عربستان بسیار پررنگ است. عربستان همزمان که از تعمیق رابطه با تهران استقبال می کند و مثلا محمد بن سلمان در دیدار با وزیر خارجه رابطه ریاض با تهران را مبتنی بر نگاه راهبردی می داند، اما  تضمین امنیتی جدی تر از سوی سعودی در قالب توافق با اسرائیل را عاملی بازدارنده در قبال ایران می داند. یا از اعزام نیروها و تجهیزات تازه نفس آمریکایی به منطقه اگر استقبال رسمی هم نکند اعتراضی نمی کند. در اینجا به نظر می رسد که دستگاه دیپلماسی ما به یک بازی هوشمندانه نیاز دارد.

واقعیت این است که عربستان با همه بازیگران دولتی و غیردولتی منطقه ای و فرامنطقه ای متناسب با منافع خود کار می کند. این سیاست در سیاست خارجی ایران غایب است و به تعبیری می توان گفت که سیاست های ما یکطرفه است.

عربستان در یکی دو سال اخیر یک خانه تکانی در سیاست خارجی خود کرد و مثلا رابطه با ترکیه،  قطر و سوریه را عادی کرد و فقط ایران نبود.  لذا می بینیم که عربستان در سطوح مختلف چه در منطقه و چه در سطح بین المللی سیاست تعامل با قدرت ها و بازیگران مهم را در پیش گرفته است و همزمان با بازیگران خردتر مانند طالبان ، حماس و جهاد اسلامی هم رفت و آمدها و رایزنی های خود را داشته و رابطه خود را متناسب تنظیم می کند.

 

ایران نیازمند یک سیاست همه جانبه و متوازن است

در خاورمیانه سیاست های ژئوپلتیکی نظامی و امنیتی کاری از پیش نمی برد

 

ایران هم در راستای حفظ منافع خود نیازمند یک سیاست همه جانبه و متوازن است تصور اینکه اتکا به چین و روسیه میتواند ما را از سایرین بی نیاز کند درست نیست. آنها هم منافع خود را دنبال می کنند و ما هم باید منافع خود را دنبال کنیم.

رابطه بین دو کشور سه عرصه دارد منافع مشترک، رقابت و حتی گاهی برخورد. مثلا چین و امریکا علیرغم همه رقابت ها ، رابطه تجاری بسیار نزدیکی با هم دارند. متأسفانه ما به دلیل سیاست هایی که امروز قابل دفاع نیستند رابطه خود را با امریکا و اروپا بر هم زدیم و همین فقدان رابطه باعث شد که دیگران چون سعودی بتوانند از این نقطه ضعف استفاده کرده و امتیازهای بیشتری از ما بگیرند.

ما هم باید مانند عربستان سعودی به این هوشمندی برسیم که در خاورمیانه سیاست های ژئوپلتیکی نظامی و امنیتی کاری از پیش نمی برد و باید به دنبال توسعه اقتصادی و بهره برداری از موقعیت های بین المللی رفت .

 به عنوان نمونه، عربستان موفق شد میزبان کنفرانس صلح اوکراین باشد و این امتیازی برای عربستان بود که در سایه آن بتواند موقعیت بین المللی خود را احیا کند. بنابراین عربستان به دنبال سیاست همه جانبه و بهره برداری از تمام فرصت های داخلی و منطقه ای و بین المللی است اما ما چنین سیاستی را نداریم . ما  هنوز نتوانستیم در سیاست خارجی و در اداره کشور به این بلوغ برسیم و نتیجه این است که دیگران از ما بهره برداری می کنند .

 از سوی دیگر سیاست خارجی ما از یک پارادوکس هم رنج می برد. ما به انتقاد از عادی سازی روابط کشورها با اسرائیل می پردازیم، اما به دروغ یا اشتباه ادعا می کنیم که امارات متحده عربی که رابطه خود با اسرائیل را عادی کرده به دنبال سرمایه گذاری 100 میلیارد دلاری در کشور ما است! این پارادوکس نقطه ضعف های ما را برای طرف مقابل عیان می کند. ما باید این نقطه ضعف ها را پر کنیم تا بتوانیم سیاست متوازن با منافع ملی خود را داشته باشیم.

 

مسائل خاورمیانه قابل پیش بینی نیستند

*همه کشورها چون عربستان و چین و سایر کشورهای خلیج فارس می گویند که مشتاق به سرمایه گذاری در ایران هستند اما زمانی که شرایط آن در کشور ایجاد شود

 

شما در سخنان خود اشاره کردید که عربستان سعودی همزمان با چند بازیگر سیاست تعامل را پیگیری می کند. برقراری این توازن در روابط برای عربستان سخت نخواهد بود؟ به هرحال عربستان به دنبال ایجاد توازن و رابطه همزمان با بازیگرانی است که بعضا تضارب منافع جدی دارند مانند ایران و اسرائیل یا ایران و امریکا یا مسکو و واشنگتن. آیا محمد بن سلمان از عهده این بندبازی بر میآید؟

مسائل خاورمیانه قابل پیش بینی نیستند. سیاست های عربستان اعم از سیاست های اقتصادی و خارجی  قطعا جاه طلبانه هستند و چون از توانمندی عربستان فراتر هستند ریاض برای پیشبرد آنها باید تغییراتی در داخل ساختار سیاسی و حکومتی ایجاد کند تا در سایه آن بتواند سیاست های خود را پیش ببرد. به هر حال این یک واقعیت است که عربستان یک حکومت قبیله ای دارد  و اگر چه حکومت هوشمندی است که از ارتباط های بین المللی برخوردار است اما ساختار سیاسی آن متناسب با دنیای جدید نیست. این نقطه ضعف دیگری علاوه بر نقطه ضعف امنیتی عربستان است. هرچند که با حضور محمد بن سلمان جوانسازی این ساختار صورت گرفته و از حالت سنتی خارج شد ولی همچنان این مشکلات در عرصه سیاست داخلی عربستان وجود دارد که پیش بینی وضعیت این کشور را سخت می کند. شاید با یک بحران کوچک در داخل عربستان ناگهان همه چیز از هم بپاشد.

فکر می کنید ایران تا چه اندازه می تواند بدون در نظر گرفتن فاکتور تاثیرگذاری به اسم ایالات متحده این رابطه را پیش ببرد. به زبان ساده تر چگونه می توان کاری کرد که تنش میان تهران و واشنگتن کمترین تاثیر را بر رابطه تهران و ریاض به عنوان متحد اصلی امریکا در غرب آسیا بگذارد؟ چگونه می توان این رابطه را در سطوح سیاسی اقتصادی و امنیتی بدون تنش زدایی از رابطه با امریکا پیش برد؟

در سطوح سیاسی و امنیتی به این دلیل که دو کشور همسایه هستیم کار تا حدودی پیش می رود؛ به خصوص که شاید آمریکایی ها هم از این استقبال کنند تا هزینه های خود را در خاورمیانه کاهش داده و بر مدیریت رابطه با چین و روسیه متمرکز شوند. اما تا زمانی که مسئله تحریم های یکجانبه آمریکا و لغو قطعی قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران حل نشده باشد و یک عادی سازی در مناسبات ایران با قدرت های بزرگ صورت نگرفته باشد امکان توسعه روابط اقتصادی بسیار ضعیف است. اگر عربستان نیاز شدید به امنیت دارد ما نیاز به توسعه و رشد اقتصادی داریم . ما از دنیا عقب افتاده ایم و از این بحران عبور نخواهیم کرد مگر آنکه از مسئله تحریم ها خارج شویم، ریسک اقتصادی را در کشور پایین آورده و سرمایه گذاری در داخل کشور جذب شود .

 همه کشورها چون عربستان و چین و سایر کشورهای خلیج فارس می گویند که مشتاق به سرمایه گذاری در ایران هستند اما زمانی که شرایط آن در کشور ایجاد شود. همه این مسائل محتاج این است که ما از بحران هسته ای عبور کنیم و سپس به توافق جامعی با غرب برسیم .  توافق به این معنا نیست که همه مشکلات ما حل شود، مگر همه مشکلات رابطه چین و امریکا حل شده است. حتی عربستان و امریکا و ترکیه و امریکا هم اختلافاتی با هم دارند.

سرمایه گذاری جدی عربستان و امارات در ایران که صرفا به رابطه تجاری محدود نشود نیازمند این است که ما به توافق لازم و کافی با قدرت های بزرگ برسیم و رابطه متوازن و چندجانبه را در سیاست خارجی پیگیری کنیم. در چنین شرایطی کشورهای منطقه برای بهره برداری از امتیازهای ایران به سمت ما می دوند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.