این فعال رسانه ای مطلب خود را چنین اغاز کرده است : چهل‌و‌یک‌سال پیش در بیست‌ونهم خرداد، دکترعلی شریعتی که در آن زمان، تنها چهل روز بود به‌طور مخفیانه و پاسپورت جعلی از ایران به لندن رفته بود، نیمه‌شب در محل سکونت خود، دچار سکته قلبی شد و درگذشت. این درحالی است‌که او روز قبل، بخاطر شرایط فرار از ایران، در یک وضعیت پرتنش عصبی به‌سر می‌برده است.
باوجود این‌که روزبعد پزشک قانونی جسد را معاینه می‌کند و مرگ او را براثر سکته قلبی گزارش می‌دهد، اما تا امروز هنوز بسیاری مرگ او را طبیعی نمی‌دانند، و معتقدند ماموران ساواک با ترفندهایی او را کشته‌اند. داستان این مرگ غم‌انگیز، در کتاب پژوهشی «علی شریعتی مسلمانی در جستجوی ناکجاآباد»، نوشته‌ی علی رهنما، به تفصیل بیان شده است.
شریعتی اگرچه امروز محبوبیت گذشته را ندارد، اما شاید بتوان او را محبوب‌ترین چهره‌ی دانشگاهی ایران در قبل از انقلاب به‌شمار آورد. امروز دیدم دکتر عبدالحسین نیک‌گهر،جامعه‌شناس، در یادداشت کوتاهی در اینستاگرام نوشته موقع سخنرانی‌های شریعتی در حسینیه ارشاد جمعیت حاضر تا سه‌راه ضرابخانه می‌رسید.
هم‌نسلان من خوب بخاطر دارند سخنرانی‌های شورانگیز او وقتی به‌صورت کتاب و نوار منتشر می‌شد، بدست هزاران نفر دیگر در شهرستان‌ها می‌رسید. اوایل انقلاب جوانان در صف‌های طولانی جلوی کتاب‌فروشی آذر می‌ایستادند تا به نوبت کتاب‌های او را بخرند، و از این نظر شریعتی بی‌همتا بود.
این‌که امروز برخی عقاید او را نمی‌پسندند، یا می‌گویند اگر زنده بود چنین و چنان می‌اندیشید، به‌نظر من هیچ کمکی به درک اندیشه‌ها و رفتار شریعتی در زمانه‌ای که او می‌زیست، نمی‌کند. برای شناخت او باید دهه‌ی چهل و پنجاه را درست بشناسیم. شریعتی انسان زمانه‌‌اش بود. محبوب و مورد احترام بود و زیست انقلابی داشت. شاید بهتر باشد بگویم از اسطوره‌‌‌های جوانان دهه‌ی پنجاه بود، و مثل هیچکس هم نبود. او شریعتی بود. روحش شاد.
5054
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.