در این مطلب آمده است: خیلی از بحث‌های این روزها حول فشارهای اقتصادی، نگرانی‌های سیاسی و دلشوره‌های بین‌المللی، فرجام برجام، سرنوشت تلگرام، ماجرای ارز و دلار و... می‌گذرد. اما بسیاری از مردم همچنان نگران شکاف اجتماعی و بی‌اعتمادی عمومی فراگیر در جامعه هستند، وضعیت به گونه‌ای است که خیلی از ما ناخواسته حرف‌ها و تکیه کلام یکی از بازیگران سریال پایتخت 5 را که اکثر مردم ایران در اقصی نقاط کشور در ایام تعطیلات نوروز گذشته به تماشایش نشستند، تکرار می‌کنیم.
«بابا پنجعلی» این سریال چند خصیصه دارد، یکی این که حضور همیشه در صحنه در همه اتفاقات دارد و بی‌آن‌که کسی نظرش را بپرسد یا نظرش برای کسی مهم باشد در همه مسایل اظهار نظر می‌کند، همه دغدغه‌های باباپنجعلی امور روزمره است، این که ناهارش را میل کند، جا نماند و اگر لازم شد بزند توی دهان کسی که ناراحتش می‌کند، مهم‌ترین ویژگی وی بی‌اعتمادی و عدم اطمینان به زمین و زمان است. باباپنجعلی حتی به نزدیکترین افراد خانواده اش نیز اعتماد ندارد، برای همین در مواجهه با هر اتفاق و روایتی که حتی کوچکترین سررشته یا اطلاعی از آن ندارد بلافاصله – شاید هم ناخواسته یک واکنش نشان می‌دهد « الکی میگه »
واکنش باباپنجعلی را می‌توانیم در دل جامعه و میان مردم به خصوص هنگام مواجهه با اظهار نظر برخی از روشنفکران، مدیران و مسئولان به وضوح ببینیم، چند ماه پیش رئیس کل بانک مرکزی جلوی دوربین‌ها ظاهر شد و گفت: مردم دلار نخرند که ارزان می‌شود، هجوم روزافزون مردم به صرافی‌ها پاسخ قاطعی به ایشان بود: «الکی میگه»، برخی از دست اندرکاران بارها تلاش کرده‌اند اثبات کنند تلگرام – امن نیست و از نظر امنیتی بهتر است مردم از پیام رسان‌های داخلی استفاده کنند. با این حال بی‌توجهی مردم به این توصیه‌ها و رونق تلگرام یک معنی بیشتر نداشت: «الکی میگه». مسئولان اقتصادی چه در زمان آقای احمدی‌نژاد و چه در زمان حال آمارهای مثبت و امیدوارکننده زیادی در خصوص پیشرفت‌های به دست آمده و بهبود اوضاع اقتصادی داده و می‌دهند اما از میان برخی مردم می‌توان شنید که می‌گویند: «الکی میگه».
برخی از مسئولین تقریبا بدون استثناء هر سال از رشد ده درصدی سفرهای نوروزی و کاهش 5 درصدی تصادفات صحبت می‌کنند و هر سال آمارهای مختلفی از کاهش آمار زورگیری، سرقت، جرم، جنایت، کلاهبرداری ارایه می‌کنند، اما می‌توان در نگاه مردمی که این آمار را می‌شنوند، خواند که با خودشان می‌گویند؛ «الکی میگه».
شاید مهمتر از افزایش قیمت ارز، مسئولیت جدید جان بولتون و خروج احتمالی آمریکا از برجام موضوع نگران کننده این باشد که چه بلایی سر اعتماد مردم آمده؟ چرا ارشدترین مقام نظام بانکی وقتی به مردم درباره ثبات در بازار ارز اطمینان خاطر می‌دهد مردم باور نمی‌کنند و در نهایت هم مشخص می‌شود بی‌اعتمادی مردم چندان بی‌راه نبوده است؟ موضوع به قدری بغرنج است که وقتی مسئولان آمار و ارقام درست و واقعی هم ارایه می‌کنند، مردم همچنان اعتماد نمی‌کنند – به عنوان مثال در هنگام بروز زلزله، همواره آماری از تعداد کشته شدگان ارایه می‌شود که این آمار هم گاهی با شک و شبهه همراه می‌شود. گرچه اغلب، همه مراکز معتبر دنیا، وقوع زلزله را تایید می‌کنند اما در میان مردم عده‌ای یافت می‌شوند که می‌گویند: الکی میگه – زلزله نبود – آزمایش هسته‌ای بود ! وقتی یک شایعه پس از چند بار تکذیب سرانجام تایید می‌شود -وقتی کسی برای کنارکشیدن از یک مسئولیت – بیماری را بهانه می‌کند و برای حضور در مسئولیتی دیگر، می‌گوید حالم خوب است، وقتی صحبت‌های زنده کارشناسان منتقد از صدا و سیما قطع می‌شود و مجری خبر در چشمان ما زل می‌زند و نقص فنی را بهانه می‌آورد - چرا انتظار داریم شهروندان حرف‌هایمان را باور کنند؟ معلوم است – چنان به زمین و زمان بی‌اعتماد می‌شوند که هر آمار و ارقام و توصیه و نکته‌های دلسوزانه‌ای که می‌شنوند مثل بابا پنجعلی بگویند: «الکی میگه » خوشحال نیستم که این چیزها را می‌بینیم و می‌نویسم، دلم می‌سوزد وقتی می‌بینم پایه‌های اعتماد و اخلاق در جامعه سست شده است و کسی به دیگری اعتماد نمی‌کند گرچه حرف و عمل دیگری بر حق باشد.
متاسفانه این الکی گفتن‌ها و تکذیب کردن‌ها و ردکردن‌های غیرصادقانه صاحبان تریبون‌ها در مواقع شبه‌بحرانی باعث شده که وقتی حتی راست هم می‌گویند، صدایی همزمان و دسته‌جمعی در گوشه‌گوشه کشور بلند شود که الکی میگه و این بحرانی است که بی‌تفاوت نمی‌توان از کنارش گذشت.
6026/7339
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.