life

گستردگی ابعاد وجودی آن حضرت از یک سو و مظهریت او از همه اسما و صفات خداوند از سوی دیگر، زمینه ای را در وجود آن حضرت فراهم کرده است که به تناسب شرایط، بعد خاصی از ابعاد وجودی او جلوه کند.

جی پلاس: یکی از ویژگی های امیرمومنان علیه السلام جمع بودن صفات متضاد در وجود اوست این مساله در عرفان امام خمینی مورد توجه خاصی قرار گرفته و در موارد متعددی از آن سخن گفته اند از جمله:

 این على... در همه ابعاد انسانیت درجه یک است... در عبادت، فوق همه‌ عبادت کنندگان هست؛ در زهد، فوق همه زاهدها هست، در جنگ، فوق همه جنگجویان هست... و این یک اعجوبه‌اى است که جمع، ما بین متضاد با هم کرده است.(1)

در جای دیگر به این نکته اشاره کرده که به دلیل وجود صفات متضاد در امیر مومنان، هر کس بعدی از ابعاد وجودی او را گرفته و گمان کرده است که علی تنها در همان بعد خلاصه می شود؛(2) همچنین تصریح می کند: 

یک موجودى که امور متضاده را در خودش جمع کرده بود. کسى که جنگجوست اهل عبادت نمى‌ شود. کسى که قوه بازو مى‌خواهد داشته باشد اهل زهد نمى‌ تواند باشد.

کسى که شمشیر مى‌ کشد، و اشخاصى را که منحرف‌ اند درو مى‌ کند، این نمى‌ تواند عاطفه و اهل عاطفه... باشد. این شخصیت بزرگ، امور متضاده را در خودش جمع کرده. در عین حالى که روزها روزه، و شب به عبادت مشغول، و ... در شمشیرزنى، شمشیرهاى او این طور بوده است... آدمى که با نان و سرکه زندگى مى‌ کرده، و بسیارى از روزها را روزه مى‌ گرفته است، و... با چند لقمه نان و نمک... افطار مى‌ کرده است، جمع کرده است ما بین آن زهد و این قوّت بازو، و این جمع بین دو تا امر متضاد است‌.(3)

این مساله از دیرزمان در کلمات و اشعار ادیبان مطرح بوده است؛ صفی الدین حلی در این باره می گوید: 

جمعت فی صفاتک الاضداد                و لهذا عزتک لک الانداد

زاهد حاکم حلیم شجاع                      فاتک ناسک فقر جواد

شیم ما جمعن فی بشر قط                 ولا جاز مثلهن العباد 

خلق یخجل النسیم من اللطف            و بأس یذوب منه الجماد

جل معناک ان تحیط به                     الشعر و یحصی صفاتک النقاد(4)

در صفات تو جمع اضداد شده است و به همین جهت مثل و مانند برای تو بسیار اندک است. زهد، حکومت، حلم، شجاعت، دلیری و نترسی، عابد، زاهد، فقیر و جواد، خصلت هایی است که هرگز در کسی با هم جمع نشده است و آن ویژگی جمعی را هیچ کس ندارد. خوی و خلقت نسیم را از لطافت و نرمی خود شرمنده می کند؛ چنانکه از قوت و سختی آن، جمادات ذوب می شود. حقیقت تو بسی برتر از آن است که شعر و سخن به آن احاطه پیدا کند و بتواند صفات برین تو را بشمارد.

اما نکته اساسی، تفسیر و تحلیل این مساله است که چرا و چگونه آن حضرت دارای چنین ویژگی هایی بوده است؟

به نظر می رسد که مناسب ترین پاسخ به این پرسش را در آثار عرفانی امام خمینی می توان یافت. حضرت امام در تبیین این مساله می گوید: 

مولاى ما، امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- آن مرد نمونه عالَم،...در رَحم و مروت آن طور و با مستضعفین آن طور بود، با مستکبرین و با کسانى که توطئه مى‌ کنند شمشیر را [مى‌ کشید و] مى‌ کشت... خداى تبارک و تعالى در موضع عفو و رحمتْ رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم این طور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام‌.(5)

از این سخن استفاده می شود که ایشان این مساله را از دید مظهریت جامع و کامل آن حضرت نسبت به اسما و صفات الهی جست و جو کرده و تحلیل نموده است.

طبق این تحلیل، خداوند به واسطه اسم «الرحمان» همواره با بندگان خود - حتی کسانی که اهل دین و ایمان هم نیستند - با رحمت واسعه خویش رفتار می کند اما در جای خود، از افراد ستمگر انتقامی سخت می گیرد؛ در قران کریم آمده است: 

فلما اسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین؛ (6)چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق کردیم.

امیرمومنان علیه السلام نیز که مظهر اسما و صفات الهی است در جایی که باید شر معاندین را دفع کند، به عنوان مظهر و تجلی اسم «المنتقم» آنگونه شمشیر می زند که در تاریخ ثبت می شود اما در جای دیگر به گونه ای است که وقتی خبر می آورند لشکریان معاویه بر زنی غیرمسلمان ستم کرده و زیورهای او را به غارت برده اند، رحمت واسعه الهی در وجود او تجلی می کند و می فرماید: 

ولقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأة المسلمة و الاخری المعاهدة، فینتزع حجلها و قلبها و قلائدها و رعتها؛ ما تمتنع منه الا بالاسترجاع و الاسترحام...فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما کان به ملوما، بل کان به عندی جدیرا؛ (7)با خبر شدم مردان سپاه معاویه بر زن مسلمانی و زنی دیگر که در پناه اسلام به سر می برده، هجوم آورده و خلخال و دست بند و گردنبند و گوشواره آنها را به غارت برده اند و آن بیچاره در برابر مهاجم جز گریه و التماس وسیله ای برای دفاع از خود نداشته است اگر پس از این رویداد مسلمانی از اندوه بمیرد نکوهشی بر او نیست، بلکه نزد من جای آن هست که از غصه جان دهد.

امام خمینی در تحلیل جمع صفات متضاد در وجود علی علیه السلام با اشاره به این واقعه می گوید: 

آدمى که جنگجوست، به آن طور که جنگجویان بزرگ را... به هزیمت وامى‌ دارد. و مى‌ فرماید که اگر تمام عرب یک طرف باشند، به من هجوم کنند، من پشت نمى‌ کنم. این آدم در عطوفت آن طور است که، وقتى که یک خلخال از پاى یک زن یهودى ربوده‌ اند مى‌ فرماید که مرگ براى انسان آسان است... آدمى که در عرفان و علم ماوراى طبیعت، آن طور است که نهج البلاغه حکایت مى‌ کند از مقام عرفانش. در عین حال شمشیر مى‌ کشد، و کفّار و اخلالگران را از دم شمشیر مى‌ گذراند. ما شیعه یک همچو اعجوبه معجزه‌ آسا هستیم.(8)

گرچه در اینگونه تحلیلها و کلمات تنها به برخی از صفات متضاد امیرمومنان اشاره می شود اما می توان به این جمع بندی رسید که گستردگی ابعاد وجودی آن حضرت از یک سو و مظهریت او از همه اسما و صفات خداوند از سوی دیگر، زمینه ای را در وجود آن حضرت فراهم کرده است که به تناسب شرایط، بعد خاصی از ابعاد وجودی او جلوه کند. این مساله تنها یکی از ویژگی های انسان کامل است. یکی از شارحان نهج البلاغه در این باره سخن در خور توجهی دارد: 

من در شگفتم از مردی که گفتارش در جنگ نشان آن است که خوی او طبع شیر و پلنگ است و در همان موقف معین، گفتار در پند و اندرز دارد که نشان می دهد خوی او طبع راهب تارک دنیاست که اصلا خونی نریخته است، گاهی در صورت بسطام بن قیس شیبانی و عتیبه بن حارث یربوعی و عامر بن طفیل عامری ظهور می کند و زمانی در صورت سقراط حبر یونانی و یوحنا معمدان و مسیح بن مریم الهی ظاهر می شود.

 

 

 

1. صحیفه امام؛ ج 7، ص 261-262.

2. ر.ک: همان؛ ج 20، ص 223.

3. همان؛ ج 11، ص 20-21.

4. ر.ک: ارشاد القلوب؛ ج 2، ص 72.

5. صحیفه امام؛ ج 9، ص 282.

6. زخرف/55.

7. نهج البلاغه؛ خطبه 27.

8. صحیفه امام؛ ج 11، ص 21.

برشی از کتاب سیمای اهل بیت علیهم السلام در عرفان امام خمینی؛ ص 325-329؛ ناشر: چاپ و نشر عروج؛ چاپ اول (1387).

  

 

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1131590
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ