از همان دوران کودکی و زمانی که خواندن و نوشتن را یاد گرفت از هر فرصتی برای نوشتن کلمه ای، جمله ای و یا مطلبی به خط خوش استفاده می کند، هر کاغذ باطله ای که دم دستش می آید چیزی بر روی آن می نویسد.
کلاس خوشنویسی نرفته، استادی هم نداشته که نحوه در دست گرفتن قلم نی و کشیدن خط بر روی کاغذ گلاسه را به او یاد دهد، اما عاشق نوشته های اساتید بزرگ خوشنویسی است و از روی این نوشته ها تمرین می کند.
دیپلمش را که می گیرد شرایط مالی خانواده اجازه نمی دهد ادامه تحصیل دهد و به ناچار وارد بازار کار شده و به کارگری مشغول می شود، خستگی های روزانه ناشی از سختی کار نیز نمی تواند او را از علاقه اش به هنر دور کند.
شب ها که خسته از سرکار بر می گشت اولین چیزی که به سراغش می رفت قلم نی اش بود، صدای جیرینگ جیرینگ قلمش بر روی کاغذ دلنوازترین آهنگی است که در ذهن و فکرش حک شده است.
نامش علی است و اکنون 53 بهار از عمرش می گذرد، در تمام این سال ها با کارگری زندگی اش را گذرانده و چند سالی است بدلیل کمر درد نمی تواند کارهای سنگین انجام دهد.
در طول این سال ها علاوه بر بیماری با مشکلات زیادی در زمینه های خانوادگی و روحی و روانی مواجه بوده اما با وجود تمام دغدغه هایی که داشته هیچگاه نتوانسته از استعداد خدادادیش که همان خوشنویسی است، غافل شود.
یکسالی است بدلیل مشکلات مالی و اقتصادی به دستفروشی روی آورده و گوشه ای از یکی از خیابان های پرتردد شهر سنندج پاتوقش شده است.
همزمان با بالا آمدن آفتاب از خانه بیرون می زند و بساطش را در جایگاه همیشگی پهن می کند، در میان بساطش همه چیز هست اما در این میان چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می کند نوشته زیبایی به خط خودش است.
در میان لوازمی که می فروشد، بر روی کاغذ گلاسه ایی جمله ای با خطی زیبا نوشته شده که توجه هر رهگذری را به خود جلب می کند و ناخودآگاه می ایستی و برای چند لحظه جلوی بساطش مکث می کنی.
از صبح زود که به این محل می آید تا پاسی از شب همانجاست و حتی برای نهار و استراحت هم به منزل بر نمی گردد، در تمام این ساعت ها مگر اینکه مشتری داشته باشد و گرنه مدام سرش بر روی کاغذ خوشنویسی اش خم شده و مشغول نوشتن است.
در یکی از همین ساعت هایی که مشغول نوشتن بود، دیدمش، برای چند لحظه ایستادم و بالا و پایین آمدن قلم بر روی کاغذ را نگاه کردم، به خیال اینکه مشتری ام سرش را بلند کرد اما وقتی فهمید به خطش خیره مانده ام بی خیال شد گویا اینگونه حرکات برایش عادی بود.
چند روزی که گذشت به سراغش رفتم و برای چند دقیقه ای به شرح حال زندگی و کار و هنرش گوش سپردم و از لابلای حرف هایش متوجه شدم نوشته هایش را نیز در صورتی که مشتری بخواهد، با قیمتی نازل می فروشد.
وی می گوید: رهگذرانی که از این مسیر رد می شوند در عین خرید چیزی وقتی نوشته هایم را می بینند سفارش کار می دهند، یا خود متنی را آماده کرده و یا اینکه از میان متن های خودم یکی را انتخاب می کنند تا برایشان بنویسم.
همیشه آروز داشتم این استعداد ذاتی ام را با شرکت در کلاس های مختلف و شاگردی اساتید برجسته بسط دهم اما هیچگاه زمینه برایم فراهم نشد و مشکلات اجازه تحقق آرزوهایم را نداد.
از او می پرسم چه چیزی می نویسد که مادام سرش پایین است، می گوید: در تمام این سال ها تمام خوشی ها و ناخوشی ها، مشکلات و شکست های زندگی ام را بروی کاغذ آورده و با این کار احساس آرامش می کنم.
علی آقا گاهی قطعه شعری از شعرای مورد علاقه اش را بر روی کاغذ می نویسد و این روزها نوشته هایش را بین پنج تا 10 هزار تومان به مشتریان عرضه می کند.
به گفته خودش مشتری دست نوشته هایش بیشتر از سایر اقلامی است که در بساطش وجود دارد هر چند معتقد است تنها دلیل نوشتن علاقه ای است که به این هنر دارد و اینکه مردم به هنرش توجه دارند بیشتر از هر چیزی خوشحالش می کند.
علی آقا با بیان اینکه هر چند خودم را یک هنرمند نمی دانم اما برای یک هنرمند هیچ چیزی به اندازه توجه به هنرش باعث خوشحالی نمی شود.
وی گوید: از ما که گذشت اما امیدوارم، مسئولان و متولیان فرهنگی جوانانی که دارای استعدادهایی در زمینه های مختلف هستند را مورد حمایت قرار داده و شرایط را برای شکوفایی استعدادشان فراهم کنند.
بی شک در گوشه گوشه این شهر علی های زیادی هستند که توانایی ها و استعدادهایشان بدلایل مختلف مغفول مانده است و حتی در میان آنان شاید افرادی باشند که نه تنها هنرشان بلکه خودشان نیز در جامعه فراموش شده اند.
امید می رود مسئولان و متولیان امر به جوانان و استعدادشان توجه بیشتری نشان داده و زمینه های لازم را برای بروز و ظهور این استعدادها فراهم کنند تا در آینده جامعه نیز از هنر و ذوق آنان بهره ببرد.
7348/9102
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.