مشکلی بسیاری از انقلاب ها این است که ممکن است در مقطعی مردم به انقلاب روی آورند اما هنگامی که عقب نشینی صورت گرفت و مردم از انقلاب برگشتند، حرکت وضع دیگری پیدا میکند. مشکل آنجاست که بعد از آن کسانی میگویند مابه عنوان رهبران انقلاب تشخیص میدهیم که چه باید کرد و چه نباید کرد. رهبران به مردم میگویند شما بیخود و بیجا میکنید که از انقلاب روی میگردانید، تشخیص با ما رهبران است. در گام نخست مردم با خواست خود آنها رای روی کار آوردند اما وقتی دیگر خواست مردم به انقلاب نبود، میگویند چه مردم بخواهند و چه نخواهند انقلاب باید ادامه یابد.

به گزارش جماران، در ادامه سلسله نشست های عاشورا و امروز ما که در خانه اندیشمندان علوم انسانی در حال برگزای است؛ شب گذشته، حجت الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی با موضوع انقلاب، ارزش یا روش در این نشست سخنرانی کرد که با استقبال گسترده ای مواجه شد.

وی در سخنرانی خود در ابتدا به تطبیق معنای قیام، نهضت و انقلاب با واقعه عاشورا پرداخت و در ادامه نکاتی را درمورد الزامات یک انقلاب برشمرد.

سروش محلاتی  سخنان خود را با اشاره به تمایز ارزش و روش آغاز کرد و گفت: ما گاهی با ارزش مواجهیم و گاهی با روش. وقتی سخن از عدالت است، ما درباره ارزش بحث میکنیم، اما وقتی سخن از نرخ گذاری و قیمت گذاری بر کالا و کنترل قیمت هاست، بحث از روش است و زمانی که بحث از روش است باید ببینیم که آیا این روش مارا به آن ارزش میرساند یا نمیرساند. در چه شرایطی ما را به ارزش می رساند و در چه شرایطی نمی رساند تا روش تغییر پیدا کند. در ادبیات اخلاقی و دینی خودمان، ارزش ها بیان شده و روش ها با توجه به شرایط افراد به خودشان واگذار شده است.

این پژوهشگر امور دینی ادامه داد: به طور مثال به ما توصیه کرده اند که صله رحم کنید. این یک ارزش است، اما روش های مختلفی برای صله رحم وجود دارد. گاهی ممکن است یک تماس تلفنی مصداقی برای صله رحم باشد. و در شرایط دیگر دعوت کردن و پذیرایی کردن و در شرایط دیگر مساعدت مالی نسبت به اقوام و خویشان داشتن. همه اینها روش هایی است برای صله رحم که انتخاب روش با توجه به شرایط فرد تفاوت پیدا می کند.

وی با طرح این پرسش که در باره انقلاب چه باید گفت، ادامه داد: اگر انقلاب را به خودی خود ارزش بدانیم، خود دارای مطلوبیت است. اگر انقلاب روش است، باید دید استفاده از این روش ما را به چه ارزشی میرساند و به کدام هدف نایل میکند. در واقع با سبک های مختلفی میتوان این مسئله را بررسی کرد. گاهی ما این روش را، یعنی روش انقلابی را با روش های دیگر بررسی میکنیم و موفقیت هر یک را با دیگری میسنجیم. در جامعه شناسی گفته میشود که بدیل انقلاب، اصلاح است. برخی از جامعه شناسان طرفدار انقلاب و برخی هم طرفدار اصلاح هستند. هرکدام از اینها می تواند فوائد و درعین حال ضرر هایی داشته باشد.

وی ادامه داد: این یک سبک بحث است و سبک بحث دیگر این است که در باره یک انقلاب خاص انسان می تواند تامل کند و ببیند آیا انقلابی مانند الف ما را به هدف هایی که انتظار و توقع داشته ایم، یعنی انقلابیون توقع داشته اند، رسانده یا نرسانده و در باره کارآمد بودن یک روش بر اساس مطالعه موردی بحث صورت گیرد. اینها مواردی است که در جای خود مورد بررسی قرار گرفته و این مجلس امشب، برای بررسی این مسائل نیست.

سروش محلاتی با طرح مسئله انقلاب بودن یا نبودن عاشورا ادامه داد: ما در باره حرکت امام حسین در عصر و زمان خودمان از چند واژه استفاده می کنیم: انقلاب، نهضت و قیام. اینها تعبیراتی است که در ادبیات ما وجود دارد. ولی وقتی که به ادبیات گذشته برمی گردیم، مخصوصا تعبیرات خود امام حسین(ع) را می بینیم، از این تعابیر چیزی در کلام حضرت نمیبینیم. اصلا در ادبیات عرب گذشته، انقلاب در معنای امروزی وجود نداشته است. اینها واژه های مستحدث و نویی است. وقتی ما در باره واقعه ای کهن میخواهیم با تعبیرات نو داوری کنیم، با یک مشکل مواجه میشویم.

وی افزود: آن مشکل انطباق بین یک واقعیت که متعلق به گذشته است و یک ادبیات که متعلق به امروز است. برای اینکه دچار اشتباه و کج فهمی در کارمان نشویم، بهتر است برگردیم و از همان ادبیاتی که در خود این حرکت وجود دارد، استفاده کنیم. تعبیراتی که خود امام حسین(ع) به کار برده اند، تعبیرات دیگری است.

وی ادامه داد: امام(ع) در کلام خود فرمودند که می خواهم اصلاح به وجود آورم. حضرت تعبیر دیگری نیز دارند که می فرمایند میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم. در ادبیات و متون دینی ما این تعبیرات وجود دارد. اما هیچکدام از این ها با انقلاب مترادف نیست. میتواند بر انقلاب انطباق پیدا کند، می تواند بر شیوه و روش های دیگر نیز انطباق داشته باشد. امر به معروف الزاما به معنای شیوه و روش انقلابی نیست. مراتبی برای امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد. گاه ممکن است در مراتبی از امر به معروف به انقلاب هم برسیم یا ممکن است نرسیم.

سروش محلاتی همچنین ادامه داد: جهاد هم معنای بسیار گسترده ای دارد. جهاد الزاما مختص حرکت نظامی نیست، هرچند یکی از مصادیق آن است. همه ما هنگام زیارت ائمه(ع) می گوییم شهادت و گواهی میدهم که نماز برپا کردی و حق جهاد را ادا کردی. ما این را هم برای امام حسین (ع) می خوانیم، هم امام حسن(ع) و هم حضرت زین العابدین(ع) و همچنین سایر ائمه. ما سیره و رفتار همه را جهاد و ادا کردن حق جهاد میدانیم. این نشان میدهد که شیوه ها و روش های متفاوت است. بله اصل جهاد یک فضیلت و ارزش است. اما شیوه جهاد چیست؟ جهاد نظامی تنها یک شیوه است.

وی اضافه کرد: مقصود این است که  جهاد و انقلاب را هم نمیتوانیم با هم مترادف تلقی کنیم. کما اینکه جهاد هم یک مفهوم گسترده است. بله روش خاص جهاد نظامی در شرایط خاصی مشروعیت پیدا میکند و در غیر آن نباید از این روش استفاده کرد. حضرت علی بن حسین(ع) در سفر مکه و حج بودند، فردی خدمت حضرت آمد و اعتراض کرد که شما جهاد در راه خدا را ترک کردید و به حج و زیارت خانه خدا روی آوردید. کار سخت و دشوار را کنار گذاشته اید و کار آسان را در پیش گرفته اید و برای حضرت آیه جهاد را خواندند.

در ادامه گفت: حضرت فرمودند هر گاه چنین افرادی در جامعه در جامعه حضور داشتند که اولین آن توبه و نزاهت روحی و پاکی و طهارت نفس است، این گام اول برای حرکت انقلابی است و بعد ادامه پیدا میکند. ما ترتیب آیه جهاد را بر عکس می دانیم. در حالی که آیه شریفه، میگوید جهاد باید از خودسازی و اخلاق آغاز شود. وگرنه در جایی که مقدمات فراهم نشده و از ابتدا به سراغ آمرین بالمعروف و حافظین به حدودالله میرویم و از آنجا آغاز می کنیم، موحب فساد می شود. هیچ گاه این توقع و انتظار برآورده نمی شود. این هم روشی است که خود مشروط است.

وی در ادامه با اشاره به شرایط امر به معروف و نهی از منکر گفت: اما در امر به معروف و نهی از منکر که مسئله اساسا روشن تر است. قلمرو گسترده و روش های فروانی که این مسئله دارد، مرحله آخر آن گاهی اوقات ممکن است به برخورد فیزیکی بیانجامد. آن هم با آن شرایطی که ذکر شده است.  کسی که اقدام به امر به معروف و نهی از منکر میکند حتی اگر اعتراضش به موقع و به جا باشد اما شرایط، شرایط مهیایی نباشد و برای او خطر و زیان در پی داشته باشد، خلاف شرع انجام داده است، حال چه برسد به اینکه آن فرد را به عنوان شهید دانست. فعل حرام که موجب قرب انسان به حق تعالی نمیشود.

همچنین گفت: پس امام حسین(ع) کلمه امر به معروف و نهی از منکر را هم  به کار می برند؛ بار معنایی امر به معروف و نهی از منکر نیز با انقلاب متفاوت است. آنچه که در این زمینه مهم است این است که شخص روشی را انتخاب کند که این روش در وصول کارآمد تر باشد. اصلا داوری ما در مورد روش ها همین است. ما نمی توانیم بگوییم این روش خوب است یا بد است، این داوری درمورد ارزش هاست. پس در مورد روش ها چه می گوییم؟ روش خوب به معنای است است که این روش موفقیت آمیز است یا خیر. در عمل ما را به هدف می رساند یا نمی رساند. اگر یک بیماری به پزشک مراجعه کند و پزشک بگوید شما باید معالجه شوید، یکی از آن جراحی است. بعد بین روش ها و درمان ها مقایسه صورت می گیرد و ترجیح با روشی است که در معالجه مفیدتر است. روشی که احتمال بهتری برای مراجعه دارد و هزینه های آن کمتر است.

سروش محلاتی ادامه داد: مگر امیر المونین(ع) اهل قیام نبود؟ یا اهل شجاعت و غیرت نبود؟ همین امیر المومنین 25 سال در خانه می نشیند. ایشان زمانی هم در میدان جنگ هستند. اعتقاد ما این است که به لحاظ اقدام برای تکلیف شرعی کردن بین ائمه تفاوتی نیست. امام مجتبی(ع) یک قدم به جلو بر میدارند و چند قدم به عقب. اصلا پیامبر اکرم(ص)، یک روز در بدر است، در حنین است و یک روز دیگر صلح حدیبه را منعقد میکند. در همان زمان هم عده ای اعتراض میکنند. چرا که فکر می کنند فقط و فقط یک روش در همه جا وجود دارد و آن آنجایی که پیامبر اکرم از آن روش عدول میکند، آنها فکر میکنند از ارزش ها عدول کرده است. گرچه اساسا اینگونه نیست.

وی در توضیح شرایط صلح حدیبیه نیز گفت:  در همان صلح حدیبیه مشترکین میگویند، بسم الله را حذف کنید. در ادامه نام پیامبر(ص) هم عنوان رسول الله هم حذف می شود. چرا که مشرکین میگفتند این یک پیمان مشترک است، چرا مسائلی که بین ما مورد اختلاف است باید به آن وارد شود؟عده ای به پیامبر(ص) اعتراض میکنند و حتی می گویند به ایشان شک کرده ایم. یک جمله ای در نهج البلاغه وجود دارد که برای خیلی از علمای ما سخت و گران تلقی شده است. یک عزیزی که من نمیخواهیم نامش را ببرم حتی میگفت این جمله جعلی است. سخن امیر المونین(ع) این است که گاهی از اوقات هم باید در خانه نشست. می فرمایند در خانه هایتان بنشینید، صبر و تحمل داشته باشید. شمشیر های خود را بیرون نیاورید، حتی فعالیت ها و تحرکات دیگر خود را نیز کنار بگذارید.

این پژوهشگر دینی ادامه داد: این کلام کاملا منطقی است، چرا که حضرت می فرمایند، عجله نکیند، اقدامی که در زمان و فرصت خود باید صورت گیرد را پیش نیاندازید. آیا این غیر منطقی است؟ و فرمودند اگر در خانه هم بنشید، اما معرفت داشته باشید، خدا و پیغمبر را بشناسید و راه را تشخیص دهید، شهید به حساب می آیید. هرچیز باید در زمان خاص خود صورت گیرد و عکس آن، آن کسی که بیجا و بی مورد خود را در برابر دشمن قرار میدهد. آیا این هم شهید است؟

وی درمورد توضیح این کلام امیر المونین(ع) گفت: گفته شده است که زمانی که حضرت به قدرت رسید، برخی از اصحاب خیلی عجله داشتند و به حضرت میگفتند علیه دشمنان خود اقدام کن. حضرت هم پاسخ دادند که باید ابتدا مقدمات را فراهم کرد. کسی را به نمایندگی برای مذاکره فرستادند. اصحاب اعتراض کردند که چرا مذاکره؟ مذاکره مدتی طول کشید و باز هم اعتراض کردند که چرا این همه طول کشید؟ دارند وقت را تلف میکنند. ابن عبدالعزیز معتقد است سخنان حضرت ناظر به چنین قضایایی است. به هر حال هدف این است که وقتی پای روش ها به میان آمد، مسئله کاملا انعطاف پذیر و در شرایط مختلف، متفاوت میشود.

سروش محلاتی در ادامه گفت: اما آنچه را بیشتر دوست دارم عرض کنم این است که در انتخاب روش ها چند ملاحظه داریم. انقلاب به عنوان یک روش، در چه شرایطی و چگونه انتخاب میشود؟ آیا حرکت انقلابی در هر شرایطی پسندیده است؟ بله! ایستادن در برابر ظلم و بیداد ذاتا پسندیده است، اما از چه روش و شیوه ای باید استفاده کرد؟ اقدامات به شکل مسلحانه شرط و شروط خاصی دارد. اگر ما بتوانیم در حرکت انقلابی سه نگرانی و دلواپسی را از بین ببریم، در جریان انقلاب هیچ مشکلی وجود ندارد.

وی ادامه داد: مولفه اول این است که روش انقلابی با عقلانیت سازگار باشد. مولفه دوم این است که  در روش و شیوه انقلابی در به کار گیری خشونت، به حداقل در موارد بسنده کنیم و سوم، اگر روش و شیوه انقلابی با خواست مردم هماهنگ باشد. اگر این اتفاق رخ دهد، روش انقلابی در شرایط خود پسندیده است و اگر این اتفاق نیوفتد، انقلاب نه روش است و نه ارزش.

وی در ادامه در توضیح این سه نکته گفت: ما از به کار بردم الفاظ انقلاب، نهضت و قیام برای حرکت ابا عبدالله(ع) هیچ گونه ابایی نداریم. از اینکه بپذیریم حرکت امام حسین(ع) به عنوان یک حرکت انقلابی برای امت های دیگر الگو نمونه  است، هیچ بحثی نداریم. هم انقلاب است و هم راه انقلاب را نشان میدهد. اما انقلابی است که در آن سه مشکل مذکور حل شده است. هرکجا که این سه مشکل وجود نداشته باش راه انقلاب باز است و شخص حقیقتا میتواند انقلابی باشد.

وی با اشاره به اینکه عقلانیت به معنای سنجیدن سود و زیان و دیدن عواقب و پیامد های عمل است، گفت: هزینه و فایده را باید مورد محاسبه قرار داد. آیا امام حسین(ع) این موارد را رعایت کرده است؟ هزار سال قبل شیخ مفید و شیخ طوسی بحث قیام امام حسین را با دغدغه بررسی عقلانی بودن آن مطرح کرده اند. قدم به قدم باید بررسی کرد. امام حسین(ع) از مدینه از مدینه بیرون می آید تا بیعت را بر او تحمیل نکنند، این گام اول است. آمدند از ظرفیت  مکه استفاده کردند تا با شیعیان خود ارتباط برقرار کنند، این گام دوم است. مسلمان های کوفه و شیعیان حضرت اطلاع پیدا کردند و از ایشان دعوت کردند، که گام سوم حرکت ایشان است. حضرت مسلم را برای بررسی اوضاع و احوال فرستاد و او گزارش داد که شرایط مساعد است. در کدام بخش از این حرکت، عملکرد غیر عقلانی دیده میشود؟

سروش محلاتی ادامه داد: امام حسین(ع) طبق قاعده کار خود را درست انجام داده است. ایشان می توانند با هرکسی که در زمینه این قیام پرسش هایی از زاویه عقلانیت داشته باشد، پاسخ متناسب با خود بدهد.  در اینجا نگرانی اول بر طرف می شود و از این جهت قیام امام حسین(ع) مشکلی ندارد و جای تردیدی در آن نیست.

وی همچنین با توضیح مورد دوم، یعنی به کار گیری خشونت حداقلی گفت: سوال این است که اساسا آیا امام حسین(ع) واقعا در صدد استفاده از جنگ به عنوان راه حل این مسئله بود؟ امام(ع) به طرف کوفه حرکت کرده است. کسی در اینجا مدعی نشده که وی می خواست با استفاده از نیروهای کوفه حتی شورش مسلحانه ای را آغاز کند. قرینه ای هم برای این مسئله نیست. اما آنچه اتفاق افتاد این بود حضرت به سمت کوفه حرکت کردند و در راه به سپاهیان حرّ برخورد کردند. برخی از سپاهیان حضرت به ایشان گفتند این پیش قراولان سپاه کوفه هستند. اگر با آنها جنگ را شروع کنیم به نفع ماست، چرا که نیروهای آنها بعدا افزایش پیدا میکند. حضرت فرمودند من جنگ را آغاز نمیکنم. این اولین مواجهه ای است که مستقیم بین سپاهیان حضرت و سپاهیان کوفه اتفاق افتاده است.

وی ادامه داد: در اینجا عبید الله بن زیاد به عمر سعد میگوید کار باید یک سره شود، یا حسین بن علی(ع) تسلیم می شود و یا با او می جنگیم و امام تسلیم نشد. حتی در تاریخ ما آنچه که مطرح است این نیست که حسین بن علی(ع) با یزید بیعت کند. مسئله از آن بالاتر است، یزید خواستار تسلیم بود. چگونه یک انسان میتواند خود را در برابر یک حاکم ظالم و جبار تسلیم کند؟ آنها تصمیم به جنگ گرفتند نه امام حسین(ع). همه مورخین میگویند که امام حسین(ع) گزینه سومی را هم مطرح کرد و به عمر سعد گفت بگذارید ما برگردیم. مدینه نه، به جای دیگر . کسی که تصمیم جنگ داشته باشد که این پیشنهاد را مطرح نمیکند.

وی همچنین افزود: در نقشه های جغرافیایی امروز تمام منزلگاه هایی که حضرت توقف کرده اند کاملا مشخص شده است. مسیر حرکت به طرف کوفه است، تا زمانی که سپاه حرّ میرسند. سپاه حرّ راه حضرت را مسدود میکنند. حضرت می فرمایند که نمیتوانید به کوفه روید. نقشه ها امروزه نشان میدهد و مورخین هم تایید کردند که حضرت راه خود را به سمت چپ منحرف کردند. بعد از اینکه حرکت به سمت چپ ادامه پیدا کرد نامه بعد از عبیدالله رسید که راه را بر حضرت ببندید و کار را تمام کنید. برخی از مورخین میگویند حرکت امام به سمت چپ بر اساس همین پیشنهاد بود که بگذارید من به طرف شام بروم و دنبال ایجاد خشونت نبود.

سروش محلاتی ادامه داد: همان اول روز عاشورا نیز یکی از طرف سپاه عمر سعد شروع به فحاشی کرد. یکی از اصحاب حضرت به ایشان گفتند که این شخص که در حال فحاشی است، شمر است، سوابق معلومی دارد، به ما هم نزدیک است. اجازه دهید من با یک تیر وی را بکشم. اما اباعبدالله(ع) مجددا این را تکرار کردند که ما تیر اندازی را شروع نمیکنیم.

وی در توضیح نکته سوم نیز گفت: امام حسین(ع) میخواست امر به معروف کند و میکرد، اما حرکت ایشان به طرف کوفه و دعوت به مبارزه با نظام حاکم با خواست مردم بود. اول امام حسین(ع) به کوفیان نامه نوشت و دعوت کرد یا اول مردم کوفه به امام نامه نوشتند؟ آنها در ابتدا نامه دادند که ما آمادگی داریم همراه شما بایستیم و مقاومت کنیم. این حرکت به ابتکارو خواست مردم بود.

وی ادامه داد: روز عاشورا نیز حضرت نیز به آنها گوشزد کرد که شما از ما خواستید به سمت کوفه بیاییم. اگر انقلابی با خواست و اراده مردم باشد، موفق و قابل دفاع است. مشکلی بسیاری از انقلاب ها این است که ممکن است در مقطعی مردم به انقلاب روی آورند اما هنگامی که عقب نشینی صورت گرفت و مردم از انقلاب برگشتند، حرکت وضع دیگری پیدا میکند. مشکل آنجاست که بعد از آن کسانی میگویند مابه عنوان رهبران انقلاب تشخیص میدهیم که چه باید کرد و چه نباید کرد. رهبران به مردم میگویند شما بیخود و بیجا میکنید که از انقلاب روی میگردانید، تشخیص با ما رهبران است. در گام نخست مردم با خواست خود آنها رای روی کار آوردند اما وقتی دیگر خواست  مردم به انقلاب نبود، میگویند چه مردم بخواهند و چه نخواهند انقلاب باید ادامه یابد.

وی ادامه داد: تعبیر عجیبی مرحوم شهید مطهری دارد که میگوید مشکل انقلاب ها این است که معمولا نیابت بردار میشوند. و بعد توضیح میدهد که کسانی که خود را رهبر انقلاب میدانند، حتی اگر مردم نخواهند و آنها را دیگر نپذیرند، به مردم میگویند که ما خودمان از طرف شما تصمیم می گیریم.

سروش محلاتی همچنین در ادامه با قرائت سخنان امام حسین(ع) خطاب به حر و مردم کوفه گفت: حضرت خطاب به حر گفتند: ما خاندان پیغمبریم. معلوم است که ما از دودمان ابوسفیان به حکومت کردن مقدم تریم. شما چه نسبتی با اسلام دارید؟ سپس خطاب به مردم کوفه میگویند: اما اگر شما میگویید که ما تصمیم دیگری داریم و دیگر خواستار حکومت شما نیستیم.  من حرفی ندارم  بر میگردم. در واقع حضرت به کوفیان میگوید حرکت به شما بستگی دارد. این که شما قبلا دعوت کرده بوددید و امروزه از دعوت خود صرف نظر کرده اید برای ما پذیرفته است.

وی افزود: درست که از نظر اخلاقی این امر پذیرفته نیست که آنها از دعوت خود برگردند، اما توجیهی برای این نمیشود که حضرت بگویند شما که به من رای داده اید دیگر من باید تا قیام قیامت بر گرده شما سوار شوم. حضرت میفرمایند هرگاه نخواستید دیگر ادامه ای در کار نیست. اگر انقلاب به این شکل باشد هیچ تضادی با خواست مردم پیدا نمی کند. قبل از آن نیز وقتی حضرت مسلم را به کوفه فرستاند، نامه عجیبی خطاب به مردم کوفه نوشتند. به آنها گفتند من دعوت را میپذیرم اما یک شرط دارد و آن شرط این است که اندیشمندان، خردمندان و نخبگان جامعه موافق باشند و به میدان بیایند. اگر مسلم به من گزارش کند که خردمندان و عقلای جامعه بر این نظر اجتماع پیدا کنند و همه دعوت را بخواهند، من خواهم آمد. در اینجا بحث از تحمیل نیست. امام در برابر ظلم و فساد وظیفه دارد، اما شیوه انتخاب مبارزه در امر به معروف و نهی منکر این است که چه قدر در جامعه آگاهی، خواست و شناخت وجود دارد؟

وی ادامه داد: یا باید بگوییم انقلاب ارزش است، اما ارزشی که می تواند هماهنگ با ارزش های دیگر شود. که اگر با ارزش های دیگر هماهنگ شود، انقلاب هم قابل قبول است. یا باید بگوییم انقلاب یک روش است. اگر بتواند با این اصول دیگر همخوانی و سنخیت پیدا کند باز هم قابل قبول است. اما اگر این اتفاق ها نیفتاد، انقلاب فی نفسه حقانیت ذاتی پیدا نمیکند و نمی توان گفت بر همه چیز مقدم است. در آن شرایط هم امام اصحاب را جمع میکند و به آنها میگوید که همه شما برای رفتن آزادید و من هیچکدام از شما را بر ماندن در کربلا الزام نمیکنم. یک حرکت می تواند عاشقان و شیفتگان خود را جذب کند. مبنای آن یک اعتقاد و باور درونی است. کسی که در انقلابی با این ویژگی ها و خصوصیت ها اشکال و ایراد وارد کند؟ به هر حال انقلاب هزینه دارد، اما امام حسین(ع) هزینه های انقلاب را به شکل انتخابی پرداخت و این هزینه ها را بر هیچ کس تحمیل نکرد.

این پژوهشگر دینی در پایان گفت: باید دید آیا میتوان در هزینه ها و فایده های انقلاب تعادلی ایجاد کرد؟ باید بسنجیم که چه هزینه هایی را میدهیم و چه فایده هایی را به دست می آوریم. این عقلایی است. لذا علما و برزگان ما دو نگاه در این موضوع دارند. آیات جهاد در قرآن وجود دارد. از آن طرف آیه دیگر هم داریم که می فرماید خود را به هلاکت نیاندازید. نسبت این دو آیه با هم چگونه است؟ محقق کرکی وقتی به اینجا میرسد، میگوید همه آیات جهاد را همین یک آیه قید میزند. یعنی جهادی مجاز است که موجب هلاکت انسان ها نشود.

همچنین گفت: نه آنکه خون از دماغ کسی نیاید، جنگ به هر حال تلفاتی دارد. اما به ما به ازای آن باید با ارزش باشد. ما به ازا نباید صرف هلاکت باشد. باید دید در مقابل از دست دادن نیرو ها چه چیزی به دست آمده است. در واقع جهاد باید با حداقل ضایعات باشد. این یک نگاه است که حفظ امنیت و سلامت مردم را اصل قرار میدهد و جهاد هم با توجه به این اصل باید باشد.نگاه دوم، نگاه عکس این است که میگوید جهاد اصل است و تکلیف مطلق و قید و شرطی ندارد. بله در امور شخصی باید مراقب جان خود باشیم. اما وقتی پای مبارزه در میان آمد این محاسبات که چقدر تلفات میدهیم از بین میرود.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.