صدام به عمر العلی می گوید تو آدم عوامی هستی. ما آرزو داریم روزی حقمان را از آنها بگیریم. چقدر شعار دادیم جزایر عربی برای ما است؟ این بهترین فرصت است که عراق مرکز تصمیم گیری اعراب شود. الآن فرصتی است که حتی آمریکا از مخالفت با من دست بر می دارد و این فرصت را باید غنیمت شمرد و حداقل در زمینه پس گیری استان خوزستان اقدام کرد.

عضو دفتر امام خمینی با اشاره به اتفاقاتی که پیش از حمله عراق به ایران افتاد، گفت: امام فرمود، شما صدام را نمی شناسید و من خوب او را می شناسم؛ او در خلأ جمال عبدالناصر می خواهد لیدر خلق عرب شود.

به گزارش جماران، حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی رحمانی در نشستی که با موضوع امام خمینی(س) و دفاع مقدس در پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی برگزار شد گفت: بعد از اینکه آقای دعایی به عنوان سفیر کشور ما در آنجا معرفی شدند پس از مدتی از آنجا درخواست ملاقات کردند و این ملاقات 11 شهریور ماه 58 صورت می گیرد. آقای دعایی می گوید بعد از اینکه وضع نامناسب عراق را برای امام توضیح دادم و گفتم صدام حسین خدمت شما سلام رساند و گفت برای اینکه می خواهیم در آینده اتفاقی بین ایران و عراق نیفتد من حاضرم با نماینده خاص شما دیدار کنم و مطالبی داریم که به ایشان بگوییم.

این عضو دفتر امام خمینی یادآور شد: امام برای این سکوت می کند که ما قبلا در عراق بودیم و می دانستیم او آدم هتاکی است و با آیت الله حکیم و علمای دیگر چه کرده بود. دولت عراق بالاترین جنایت ها را کرد؛ خیلی افراد را کشت و خیلی ها را به زندان برد. آقای دعایی گفت از نظر امام آنچه که دولت و شورای انقلاب بر آن تأکید دارند اصل است و گفتند این مسائل را با دولت و شورای انقلاب در میان بگذارید و بگویید با حساسیت مسائل ما و عراق را دنبال کنند.

وی اظهار داشت: در همان زمان امام سه نامه به آیت الله آل شبیر خاقانی می نویسند. اگر این تدبیر امام نبود، قهرا خوزستان از همان اول گرفتار آشوب ها می شد. چون ایشان از چهره های بزرگ بود و مقلّد داشت و در انقلاب کنار امام بود، بعد از انقلاب امام به ایشان نامه می نویسند که تشکیل کمیته های انقلاب اسلامی به عهده شما است؛ در واقع امام می خواستند موقعیت ایشان محفوظ باشد. گزارش هایی هم آمد کسانی از خلق عرب می خواهند از ارتباط با ایشان سوء استفاده کنند.

رحمانی افزود: بعد از چند وقت سفیر عراق در لبنان اظهار می کند که متأسفانه عده ای در جمهوری اسلامی هستند که در مسائل عراق دخالت می کنند. بعد از این سخنان بلافاصله سفیر عراق احضار می شود و آقای یزدی اعتراضشان به این سخن را اعلام و تأکید می کنند که ما همه قراردادها از جمله قرارداد مودت و حسن همجواری را همان طور قبول داریم و همچنان بر آن پایدار هستیم و از مقامات رسمی عراق می خواهند که این مسائل را مطرح نکنند.

وی اظهار داشت: اما در آن زمان امام گفت، «شما صدام را نمی شناسید و من خوب او را می شناسم؛ او در خلأ جمال عبدالناصر می خواهد لیدر خلق عرب شود. لیدر عرب شدن دو مسأله را می طلبد؛ یکی اینکه با اسرائیل بجنگند، که صدام مرد این کار نیست و دوم اینکه با یک کشور غیر عرب وارد جنگ شود که یا ترکیه و یا کشور ما است. چون ترکیه پایگاه آمریکا است جرأت نمی کند به او حمله کند و فقط ما می مانیم. اگر این اتفاق بیفتد، آمریکا و همه کسانی که از انقلاب ما ترسیده اند پشت سر این مرد قرار می گیرند. شما بگویید برای این قضیه اقدام کنند».

عضو دفتر امام خمینی ادامه داد: به همین دلیل وقتی آقای یزدی در اجلاس هاوانا شرکت می کنند. 15 شهریور سال 58 ملاقاتی در هاوانا صورت می گیرد. البته ایشان درخواست ملاقات می کند و طارق عزیز (وزیر خارجه وقت عراق) اعتنا نمی کند. در نتیجه با عمر العلی (یکی از عناصر اولیه شورای انقلاب عراق) برای ملاقات صحبت می کنند و ملاقاتی بین آقای یزدی، آقای فرهنگ (نماینده وقت ایران در سازمان ملل) با آقای سعدون حمادی و آقای عمر العلی ملاقات می کنند.

وی افزود: در آن ملاقات آقای یزدی می گویند گاهی اختلافاتی صورت می گیرد. من پیشنهاد می کنم هیأتی از عراق به ایران بیایند و هیأتی هم از ایران به عراق بروند و در جلساتی گفت و گو کنند؛ چون وزیر خارجه شما اظهار کرده که از قرارداد 1975 نگران است. ما می خواهیم هیچ مسأله ای بین ما و شما نباشد. تیم عراقی هم استقبال می کنند. ضمن اینکه یادآوری می شود درباره مسائل خوزستان و کردستان تبلیغات منفی دو کشور کنترل شود. در نهایت از صدام حسین برای حضور در ایران دعوت می کنند.

رحمانی اظهار داشت: در آن جلسه اصلا تصمیم سوء عراق بروز نمی کند. بعد از ملاقات صدام می گوید من فکر نمی کردم در ایران یک آدم مسلط به مسائل سیاسی باشد که این طور با ما گفت و گو کند. عمر العلی می گوید بهترین فرصت برای وحدت ایران و عراق و جلوگیری از حرکت کسانی است که از ایران و عراق سوء استفاده می کنند. این باعث می شود که دشمنان اعراب حواسشان جمع شود که نمی توانند تحرکی داشته باشند. صدام به عمر العلی می گوید تو آدم عوامی هستی. ما آرزو داریم روزی حقمان را از آنها بگیریم. چقدر شعار دادیم جزایر عربی برای ما است؟ این بهترین فرصت است که عراق مرکز تصمیم گیری اعراب شود. الآن فرصتی است که حتی آمریکا از مخالفت با من دست بر می دارد و این فرصت را باید غنیمت شمرد و حداقل در زمینه پس گیری استان خوزستان اقدام کرد.

وی یادآور شد: بعد از پاره کردن قرارداد الجزایر به هیچ کدام از حدود 400 صفحه تذکراتی که ایران برای سفارت عراق و مجامع بین المللی فرستاده که ما می خواهیم اتفاقی رخ ندهد توجهی نمی کنند و درگیری های مرزی شروع می شود. در ایران هم اختلافات به اوج می رسد. با استعفای آقای بازرگان آقای ابراهیم یزدی از وزارت خارجه می رود و ابوالحسن بنی صدر سرپرست وزارت خارجه می شود. ایشان هم اقداماتی می کند ولی با ریاست جمهوری خودشان مصادف می شود و شاید آن طور که باید پیگیر نبودند.

عضو دفتر امام خمینی در پایان گفت: 18 فروردین 59 چند نقطه مرزی ما را می زنند و چند بار امام به دولت، شورای انقلاب و کسانی که به ملاقات امام می آیند نسبت به حفظ و تقویت نیروهای مسلح هشدار می دهد و هیچ وقت از کنار جنگ به سادگی نمی گذرند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.