صحبت از حال و هوای این روزهای بازار گرانی و تورم است، دست به هر چیزی که می بری قیمتش با یک ماه قبل، اختلاف بسیاری پیدا کرده و باعث شده تا برخی بدنبال ماهی گرفتن از این آب گل آلوده و فرصتی طلبی باشند آن هم ماهی های ارزان ولی بزرگ.
شاید بحث برانگیزترین کالایی که در هفته های اخیر نرخ آن گران شد (بعد از پراید) گوشت باشد که کم کم از سفره قشر متوسط جمع شده و دلایل زیادی برای گرانی و افزایش نرخ آن مطرح شد از قاچاق تا صادرات بی رویه و از افزایش قیمت نهاده های دامی تا کاهش جمعیت دام در کشور.
تا این جای کار همه یک نکته را می خواهند و آن نظارات و کنترل بازار است تا سبد غذایی خانوارها باز هم گوشتی شود اما یک نکته در اینجا مطرح است که چرا برخی می خواهند با دامن زدن و ایجاد شایعه، بازار گوشت را آشفته تر و خاطر مردم را تلخ تر کنند؟
یکی از تکه های استخوانی در یکی از سطل آشغال های سطح شهر فیلم می گیرد و بقیه در اظهار نظر خود آن را باقی مانده لاشه الاغ می دانند.
قضیه به همین جا ختم نمی شود، شبکه های اجتماعی به صحنه می آیند و فضا را در دست می گیرند، سوال طرح می کنند که باقی مانده لاشه کجاست؟ هشدار می دهند که مبادا گوشت قرمز بخورید، شاید از این انجام وظیفه راضی هم باشند البته وظیفه ای که در قبال جیب خود دارند نه جیب مردم.
با گران شدن گوشت، بخش زیادی از مردم قدرت خرید این ماده پروتئینی را از دست دادند و ناچار رو به مصرف گوشت های منجمد آوردند، اما هنوز یخ این گوشت ها هم باز نشده و بر سر سفره ها نرفته که شبهه افکنی در فضای مجازی شروع شد از کجا معلوم این گوشت...؟
این وظیفه مهم دولت است که در مقاطع زمانی خاصی که تورم به اوج می رسد، تنظیم بازار را بدست گیرد و رضایت مردم را جلب کند، قطعا در واردات گوشت هم تمهیدات خاصی اندیشیده می شود تا سبد غذایی مردم سالم باشد.
اما اینکه چرا عده ای میکروفن تخریب بدست گرفته و می خواهند مدعی دلسوزی بیشتری برای مردم باشند، معلوم نیست!
اینها یا کسانی هستند که ناآگاهانه می خواهند آب در آسیاب تحریم و تهدید دشمن بریزند یا اینکه از پشت پرده کار خود خبر دارند و از اینکه سوهانی بر روح هموطنان خود هستند، لذت می برند.
یادمان باشد وقتی که فیلم هایی از این دست به دست مان می رسد و می خواهیم باز نشرش کنیم، یک لحظه یاد آن پیرزنی بیفتیم که چند روز قبل مصاحبه اش از شبکه استانی کردستان پخش شد و گفت : 2 ماه است گوشت نخورده ام...
قطعا الان دیگر خیلی از مردم از جمله قشر متوسط هم گوشت مورد نیاز خود را به صورت منجمد تهیه می کنند، کمی فکر کنیم با بال و پردن به کلاغ های شایعه چقدر از حجم سفره مردم کم می کنیم؟
از طرف دیگر با همین یک کلاغ و چهل کلاغ، به بازتاب گسترده یک شایعه کمک می کنیم و باعث می شویم هم خود احتکاری زیاد شود و هم زحمت محتکران بزرگ برای انبار کالا کمتر شود.
با این روند، قیمت ها همچنان سیر صعودی خواهد داشت و فشار اقتصادی روی دوش خانوارها کمرشکن می شود.
یک بار هم که شده بگذاریم کلاغ داستان بدون اینکه پر و بالی بگیرد به خانه اش برسد.
خبرنگار ایرنا
انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.