یادداشتی از:

پایگاه خبری جماران: چندین سال قبل که توفیق حضور در شهر کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را داشتم و خوشه چین درس بزرگان علمی حوزه قم بودم، به واسطه وجوهاتی را که پدر دریافت میکردند، به محضر بسیاری از مراجع قم می رسیدم. روزی مبلغ ناچیزی را پدرم مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مسیح شاهچراغی دامغانی به قم فرستاد تا به دفتر مرحوم آیت الله شاهرودی ببرم.

وقتی وجه را تقدیم خود آیت الله شاهرودی کردم، و خودم را معرفی کردم از مرحوم پدرم پرسید و از آشنایی با شاهچراغی ها گفت و من رسیدِ پول را گرفتم و از محضر ایشان خارج شدم.

چند روز بعد یکی از فضلای دامغانی در یکی از دروس مدرسه مرحوم آیت الله گلپایگانی مرا دید و گفت که شما چند روز قبل برای آیت الله شاهرودی وجوهات برده بودی؟ گفتم بله. گفتند که من از محضر آیت الله شاهرودی اجازه ای در وجوهات و امور حسبیه درخواست کرده ام و به من فرمودند دو نفر باید گواهی بدهد، گفتم که شما از دامغانی ها کسی را می شناسی که مرا تائید کند، حضرت آیت الله شاهرودی فرمودند فلانی برای من وجوهات آورد هم یکی از تائید کننده ها باشد کافی هست و مرا مجاب کرد تا برای شهادت به محضر معظم له بروم. 

قیافه نورانی و جذاب و ابهت مرحوم آیت الله شاهرودی همیشه جلوی چشمم هست. وقتی به خدمت ایشان رسیدم از اتاقی که چند نفر نشسته بود مرا به سمت یک اتاق دیگری هدایت کرد که گویا کتابخانه بزرگی بود، و فرمودند که می دانی که برای چه کاری آمده ای؟ عرض کردم بله. فرمود اجازه دادن مسئولیت سنگینی دارد و من که با شهادت دو نفر این اجازه را صادر می کنم، یعنی مسئولیت را بین سه نفر تقسیم میکنم. آقای شاهچراغی والله قیامت سخت است، حساب و کتاب سخت است و ....، تمام بدنم را ترس فراگرفته بود.

بعد چند سئوال درباره آن فرد پرسید و در ادامه فرمود که آقای آقوشانی (منظور مرحوم آیت الله حاج شیخ سلیمان آقوشانی دامغانی بود) ، هم شهادت دادند و با شهادت شما این اجازه را صادر می کنم. 

این خاطره از این عالم خداترس و فقیه بزرگوار را هرگز فراموش نمیکنم.

از خدای منان میخواهم که مرا مشمول دعای این بزرگوار قرار دهد. روحش شاد.

شانزدهم تیر ماه ۱۳۹۸

انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.