اخبار مرتبط

مسجد که از اسارت خسته بود بر دلیری و جسارت که از ایمان ناجیان نشات می گرفت، گردن فراز آسمان شده بود خطی که از پی آزادی می آمد در شطی از خون که کارون گواه آن بود، تطهیر گشته بود.
خون دلاورانی که دیگر ایران به خود نخواهد دید آنها از نسل آفتاب بودند آفتابی که با قیام پانزده خرداد بر این کشور نور افشانی کرده بود آنان در گهواره ها آن زمان روئین شده بودند تا در بهمن، کشور را از لوث منحوس بیگانه تهی کنند و برای حفظ آن در برابر بیگانه جان فشانی کنند، جانی که به کالبد نوجوان انقلاب دادند آن را تا کنون استوار نگه داشته است.
هر چند غارت بیگانه پرستان که در لباس آنان میراث خوار شده اند کم بر این عمود تناور ضربه نزده است اما هنوز نفس هایی هست که جان بر دست آماده فدیه است.
اکنون که از آن دیرباز به شکوه ظفر خرداد فرزندان خرداد می نگرم درد جهان آرا را در صدای آرام و حزینش پشت بیسیم می شنوم که می گفت امید به هیچ لشکری از سوی بنی صدر نداشته باشید امیدتان به خدا باشد ما تنهاییم باید تنها از این دیار پاس داریم.
یاد لبخند موسی که به او کسیه آرپی جی نداده بودند و با گونی بر پشت، گلوله های آر پی جی را حمل می کرد ، مجنونم می کنند به جای قمقه های آب فلاکس آب در دستان ابراهیم درآن ظلمات شب که برای غافل گیر کردن دشمن به بیابان زدیم قلبم را مکدر می کند.
از نوجوانان ساوه ای که پشت نیسان با گلوله توپ به معراج رفتند چه می توانم بگویم و از موسوی فرمانده سپاه که روی موتور شکار گلوله های بی رحم میگ ها شد توانم نیست که بگویم همه تجربه جنگ که دو سال با حسرت به دروازه های شهر اسیر شده در دست بعث می نگریست فدا شد تا خرمشهر آزاد گشت.
چه کسی می داند در آن دلها چه گذشت کسی یادش هست آن طنین شادی که از این پیروزی بر مردم ایران گذشت حاصلش، بماند که سخت است برای قلم قدم زدن در این وادی مست.
یاد باقری، افزون، مرادی، چنگلوایی، ارجعی، قاطعی، برون، رنگرز، خسروی، سعید و همه آن دلاوران به خیر جشنی اگر هست یاد آنها همه شادی ما خواهد بود اگر در مسیر باشیم.
مهدی طاهری کُندَر، روان شناس و فعال اجتماعی
انتهای پیام

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.