یادداشتی از: عبدالزهرا شاهرودی

پایگاه خبری جماران: در چند روز گذشته و در پی صدور احکام سنگین برای برخی فعالین کارگری موج اعتراضی و تخریبی سنگینی نسبت به این حکم پدید آمد و به تخریب وجهه رییس قوه قضاییه نیز سرایت کرد. 

روی سخن من در این نوشته با این حکم نیست و با اینکه آیا این حکم مناسب و منصفانه است یا نه و اساسا آیا رفتار متهمین مجرمانه بوده یا نه، نیز کاری ندارم. 

آنچه این نوشتار به خود اختصاص داده نکته ای است که قبلا هم به آن اشاره کرده ام و آن اینکه چرا اصولگرایان فکر می کنند باید از هر چه نهادهای انتسابی نظام انجام می دهند، دفاع کنند؟ 

حقیقت آن است که در میان اصولگرایان کمتر کسی را می یابید که حاضر باشد در رسانه های گروهی نسبت به رفتار حاکمیت انتقادی و لو نرم داشته باشد. این در حالی است که همه قبول داریم که اشتباه در امر مدیریتی بسیار محتمل و ممکن است. اما با این حال این جریان حتی در میان طرفداران جوانشان حاضر نیستند که در مقابل آنچه از مواضع بزرگان و نهادهای منسوب به خود غلط می دانند، موضع علنی بگیرند. 

البته من نمی گویم که اصلاح طلبان هیچ تعصب قبیله ای ندارند ولی می توان گفت که این دسته، اشتباهات فاحش منتسبین به خود را در علن محکوم می کنند و چه بسا جوانان ایشان به راحتی درباره مسایل مختلف این طیف سیاسی اظهار نظر می کنند. 

بگذارید از کلی گویی فاصله بگیریم و به همین موضوع اخیر بپردازیم. چند کارگر از طرف یک شعبه دادگاه محکوم می شوند ولی احکام صادره را بخش بزرگی از افکار عمومی فراتر از جرم و استحقاق مجرمین می داند. فعالین سیاسی و اجتماعی دست به کار می شوند و به آن اعتراض می کنند، ولی در میان معترضین، از اصولگرایان به چشم نمی خورد. ضد انقلاب میدان دار می شود ولی هنوز اصولگرایان خاموش اند، بلکه چه بسا از این حکم دفاع نابخردانه هم می کنند. تا اینکه امروز رییس قوه قضاییه شخصا دست به کار می شود و دستور بررسی منصفانه می دهد؛ و از این مرحله است که بدنه این جریان هم به محکوم و یا تأیید مشروط این احکام خواهد پرداخت. 

فارغ از اینکه نتیجه بررسی چه باشد، آیا فکر نمی کنید که بهتر بود در میان اعتراض کنندگان چند شخصیت اصولگرا هم به چشم می خورد؟. 

اصولگرایان به سبب ارادت ویژه به حاکمیت احساس می کنند که هر حرکتی در نظام ناشی از یک تصمیم بالادستی است. در حالی که بسیاری از قراین نشان داده است که نه تنها چنین نیست، بلکه چه بسا یک نفر همه را درگیر یک عمل انجام شده و غلط کرده است. 

این ارادت البته باعث می شود که اصولگرایان چوب تندروی های برخی افراطیون خود را بخورند و به جای آنکه بدنه ایشان تابع تصمیم سرانشان باشن ، همه این تندروی ها به حساب کل مجموعه گذاشته می شود.

هم چنین باعث می شود که کسانی که اشتباه کرده اند، در پناه نوعی مصونیت جناحی واقع شوند. 

در مطالعات سیاسی  به این نوع عملکرد، «سانترالیسم» گفته می شود و اوج آن را در احزاب چپ با عنوان «تابعیت تشکیلاتی» شاهد بوده ایم.  در این نوع از عمل سیاسی افراد خود را تابع چشم و گوش بسته نظر مرکزیت می دانند و هیچ اما و اگری را در باره نظرات و عملکرد تشکیلات خود بر نمی تابند. این نوع عمل اگر چه توان تشکیلاتی یک گروه را بالا می برد و در شرایط کوتاه مدت موثر است، ولی در بلند مدت یک گروه و جناح را از توده مردم دور می کند و آنها را بی منطق جلوه می دهد. هم چنین به مسؤولین این طیف اجازه می دهد که اشتباهات خود را پشت این نظم آهنین و تقدس گروهی پنهان کنند. 

سخن در این باره زیاد است. اما خلاصه کلام آنکه «اگر سانترالیسم برای دوره ای کوتاه و زمان مبارزه خوب باشد، حتما برای دوره استقرار یک سیستم و زمان نظم مستقر و دموکراتیک سیاسی مهلک است. شاهد مطلب آنکه امروزه در هیچ نظام دموکراتیک به چنین امری مبادرت نمی شود»

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
12 نفر این پست را پسندیده اند
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.