یادداشتی از:

پایگاه خبری جماران: پانزدهم شعبان سال 255 ق  حضرت حجت، مهدی قائم آل محمد(عج)پای مبارک به عرصه گیتی نهاد. اما به خاطر فضای امنیتی که از سوی حاکمان بنی عباس اعمال می شد، بایستی این اتفاق به صورت نامحسوس و به دور از چشم ایادی آنان انجام می گرفت. چهاردهم شعبان حکیمه خاتون، عمه ی امام  عسکری (علیه السلام) به خانه ی آن امام همام آمد تا از احوال بانویش بپرسد.آن روز تا غروب نزد نرگس بود، وقتی خواست بر گردد، امام مانع شد و فرمود: عمه جان امشب اینجا بمان و با ما افطار کن، زیرا امشب نیمه ی شعبان است و به زودی آن مولود شریف که خداوند زمین را به وجودش حیات دوباره خواهد بخشید به دنیا می آید. حکیمه با ناباوری پرسید: آقای من! از چه کسی؟ من در وجود نرگس آثار حملی نمی بینم. امام فرمود: از نرگس و نه از غیر او.

حکیمه با شگفتی به سوی نرگس رفت، او را در آغوش گرفت و بوسید، اما باز اثری از حمل در او ندید. امام عسکری(علیه السلام ) تبسمی کرد و فرمود: هنگام سپیده ی صبح حقیقت برتو آشکار می شود، ماجرای نرگس مانند ماجرای مادر موسی است که آثار حمل او آشکار نبود و کسی تا هنگام تولد از آن اطلاعی نداشت، چون فرعون در پی حضرت موسی بود و شکم مادران حامله را می درید فرزندم مهدی(عج)سرنوشتی همانند موسی دارد. (منتهی الآمال ،شیخ عباس قمی، ج2 ، ص421)

سحرگاهان وقت موعود فرا رسید  درحالی که نرگس خاتون دست دردست عمه حکیمه داشت، ناگهان درد زایمان گرفت و ناله ای سر داد و شهادتین گفت. در این هنگام نوری میان حکیمه و نرگس خاتون حایل شد و عمه چند لحظه ای چیزی نفهمید ، بعد به خود آمد و نور خیره کننده ای را در پیشانی  بانویش مشاهده کرد. سپس در کنارش نوزادی را در حال سجده دید که شهادتین می گفت و به امامت سایر ائمه تا امام  حسن عسکری(علیهم السلام) اقرار می کرد. (همان ، ص422  )

 

به دستور امام یازدهم، حکیمه جلو رفت و نوزاد را در آغوش گرفت، به سینه چسبانید و او را بویید، بعد نوزاد را درپارچه ای پیچید و تقدیم امام کرد. امام فرزند نورس خویش را روی دست چپ نگه داشت و در حالی که با دست راست  او را  مراقبت و نوازش می  کرد، اذان به گوشش خواند ، نامش را «  محمد » ، کنیه اش را « ابوالقاسم » و لقبش را « مهدی » گذاشت.

پس از این واقعه ی تاریخی، نرگس خاتون چندان نزیست و بنا بر قولی پیش از شهادت امام عسکری (علیه السلام) چشم از جهان فرو بست. امام یازدهم نیز در سال 260ق به شهادت رسید. از این تاریخ بود که غیبت صغرا آغاز شد. در این ایام چهار نفر از علمای عصر بنام های: ابوعمرو عثمان بن سعید عمری(5سال)، پسرش محمدبن عثمان(40سال)، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی(21سال) و علی به محمد سمری(3سال)،مجموعا69سال به نیابت از حضرت مهدی (عج) رهبری شیعیان را بر عهده گرفتند. در سال 329ق، چون نایب چهارم در آستانه رحلت قرار گرفت، توقیعی از ساحت مقدس امام دوازدهم خطاب به او به این ترتیب صادر شد:

«بسم الله الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری! خداوند اجر وثواب برادران دینی تو را در مصیبتت بزرگ گرداند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت. پس کارهای خود را جمع کن وکسی را جانشین معرفی نکن، زیرا غیبت کبرا آغاز شده است.ظهور تحقق پیدا نمی کند، مگر با اذن خدای تبارک و تعالی. دوران غیبت طولانی خواهد شد، چنانکه دل ها سنگین شود و ظلم فراگیر. در آینده بعضی ادعای مشاهده و رویت  خواهند کرد. هر کس چنین ادعایی کند، دروغگو و افترا زننده است. ( کتاب الغیبه،شیخ طوسی،ص395 وتتمه المنتهی،ص353 )  

 

همزمان با رحلت نایب چهارم و آغاز غیبت کبرا، رهبری سیاسی- اجتماعی و دینی مردم به فقهای جامع شرایط سپرده  و ارجاع داده شد.« و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی روات احادیثنا، فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم» ( وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملی ، ج18 ، ص 509 )  

 

البته زمینه های این کار تشکیلاتی از سال ها پیش توسط امامان معصوم پیشین آغاز و آماده شده بود و هر کدام آن گرامیان در عصر امامت خویش هر از چند گاهی در وقت مقتضی مردم را به عالمان دین و محدثان خبره ارجاع می دادند و آنها را برای دوران غیبت آماده می کردند .در کتب تاریخی و حدیثی معتبر نمونه های متعددی داریم که ائمه معصومین(علیهم السلام)  در حوادث واقعه مردم را به عالمان عصر خویش مثل: زراره بن اعین، ابوبصیر اسدی، محمدبن مسلم، ذکری بن آدم، عبدالعظیم حسنی و...ارجاع دادند. بنابر این حوزه ، روحانیت و مرجعیت در واقع رابط میان مردم و امامان معصوم در طول تاریخ(چه در زمان حضور و چه در زمان غیبت) بودند و هستند که به نظر می رسد با توجه به شواهد و قرائن تاریخی فوق  ایفای نقش این تشکیلات در حکومت جهانی حضرت  حجت (عج) به مراتب وسیع تر و عمیق تر و نیاز به روحانی کاردان، فقیه کارآمد و مرجع جامع شرایط بیشتر از هر زمان دیگر خواهد شد.

 
انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.