اخبار مرتبط

در این نوشتار که در شماره روز سه شنبه چاپ شد به قلم حمید مقدس فرد آمده است: آمارها از مبتلا بودن درصدی ازجمعیت، گاهی تا 20 درصد ، به اختلال های روانی درشدت های گوناگون می گویند.
خشونت های خانگی وخیابانی مانند اسید پاشی ها وتنش ها ودرگیری ها درمحیط های عمومی وفشارهای اقتصادی وافزایش ریسک بیماری ها وحوادث رانندگی وپی آمدهای روانی و اجتماعی سیل وزمین لرزه هم واکنش و هم نشانگان آن اختلال ها هستند ولی متناسب با شدت و فراگیری این اختلال ها و نتایج آنها ، اقدام های درمانی ومشاوره های روانکاوی ،فراگیر نشده و برای آن سرمایه گذاری وردیف بودجه پیش بینی نشده ونیازشدید جامعه به روانکاوی ناگفته مانده است.
خشونت ها با هرانگیزه وزمینه ، نشان وخامت شدید روانی عامل یا عاملان آن است. همان چیزی که دررفتارهای تهاجمی دیگر از رانندگی هیستریک تا زد و خوردهای قبیله ای پنهان مانده ونیاز به گشودن پرونده درسوی روانکاوانه آن دارد. متخصصان می گویند 80درصد بیماری های شدید روانپزشکی قابل درمان است.
مسئله مهم این است که درایران روانکاوی جدی وبرنامه ای نداریم و مشورت با روانکاو چه اتفاقی و چه منظم یک رویه بهداشتی نیست.
چون مردم بیماری های روانی را که برخی ضعیف یا شدید به آنها دچارند انکارمی کنند. آنها گاه بیماری های جسمی خود را هم انکارمی کنند . انکار بیماری یک واکنش دفاعی است که هرچه بیماری شدیدترو خطرناک تر باشد یا بیمار دربرابرش احساس ضعف کند انکار هم با پافشاری بیشتری صورت می گیرد.
این خودش یک پدیده روانی است که گاهی به شکل نشانه های مرضی درمی آید . این پدیده درمورد بیماری های جسمی بسیار شایع است و طبیعی است که در مورد بیماری های روانی ، فراگیرترباشد .
گفته اند افراد مشهور ازترس مطبوعات به روانپزشک مراجعه نمی کنند ولی این ترسی است که همه دارند ازاینکه حتی درنزد خودشان متهم به داشتن بیماری روانی شوند اگرچه کسی خبردارنشود.
ترسی هم که از مطبوعات درمورد افشای مسائل خصوصی وجود دارد بیشتر به مطبوعات زرد برمی گردد که افزایش تیراژ آنها اتفاقا یکی از نشانه های افزایش ریسک ابتلا به بیماری های روانی درجامعه ایران است.
با توجه به تیراژ کم مطبوعات جدی درایران استقبال از این مطبوعات نشان می دهد رسانه های نوشتاری درمقایسه با رسانه های صدا وتصویر نقش زیادی در سلامتی یا بیماری روانی ندارند.
شاید همین عامل یعنی فرار مردم از رسانه های نوشتاری در بروز بیماری ها تأثیر گذارتر از اثر مطبوعات زرد و رسانه های صوتی وتصویری باشد.
یا آن عاملی که باعث فرار می شود در ابتلا به بیماری روانی یا شدت گرفتن و پایدار ماندن آن نقش دارد . آن عامل می تواند همان چیزی باشد که انگیزه یا محرک پناه بردن به رسانه هایی مانند پیامک و موبایل شده و یا تماشای تلویزیون را به یک عادت مرضی همه گیرشده تبدیل کرده . تاآنجا که به رابطه سلامت روانی مربوط می شود عادت به تماشای تلویزیون به خاطر فراگیری ، کم بودن هزینه استفاده و بی رقیب بودنش درایران ، نقش بی اندازه زیادی در بروز بیماری هاو اختلال های روانی و رفتاری دارد.
این عادت چون کنترل نمی شود به گونه ای که برخی از خانواده ها حتی در اتاق کودکانشان یک دستگاه تلویزیون گذاشته اند یا تلویزیون های بزرگ ومدرن هم به سختی می تواند آنها راراضی کند.
اعتیاد به تلویزیون به خاطر یک طرفه بودن ارتباط و بی کارکرد شدن مغز و قوای فکری ، ازنشانه های مرضی است. روانپزشکان به تازگی درمورد بیماری زا بودن تلویزیون های سه بعدی هشدارداده اند. هشدار آنها درمورد بیماری های جسمی است ولی حق آن است که آنها درمورد تأثیرهای روانی تلویزیون ها چه سه بعدی و چه غیرسه بعدی هم هشداربدهند .
رسانه ها به خاطر انتقال بی امان اطلاعات و اخباری که بیشترشان ناخوشایند هستند درمظان این اتهامند که آرامش و ثبات روانی مردم را آسیب پذیر کرده اند.
درمورد مردم ایران ، ریسک استفاده از رسانه ها دراین است که هیچ توازنی میان روزنامه و کتابخوانی با استفاده از رادیوها و تلویزیون های داخلی و ماهواره ای برقرارنشده که در آنها نمایش خشونت درصدربرنامه هاست.
وزارت بهداشت درفهرست برنامه های بهبود سلامت عمومی هنوز موضوع بهداشت روانی و تشویق مردم به رجوع به روانکاو را هنوز دربرنامه هایش ندارد.
جای روانکاوی دربرنامه های بهداشت و درمان و سیاست های اجتماعی کجاست ؟ و روانکاوی کی جدی گرفته می شود و چه هنگام بیماری روانی یک مسئله دانسته می شود ؟
منبع : روزنامه افسانه
6113
انتهای پیام

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.