اخبار مرتبط

در این مطلب آمده است: چهره اش طراوت و شادابی خاصی دارد، شور و نشاط در چشمانش برق می زند، انگار که دوباره متولد شده است، جوانی که اراده کرد و توانست غول اعتیاد را شکست دهد، اعتماد به نفس وجودش را فرا گرفته انگار فعل خواستن را به خوبی صرف کرده است. فقط او نیست که از خوشحالی در پوستش نمی گنجد، از چشمان پدر منتظر برای به آغوش کشیدن فرزندی که شاید چند ماه قبل امیدی به بازگشتش به زندگی عادی نداشت، هم اشک شادی می بارد، بی صبرانه می خواهد او را در آغوش بگیرد تا ستون زندگی اش شود و پسر بی صبرانه به انتظار پدرش پایان می دهد. خودش را «جلال» معرفی می کند، او دو ماه است که طعم پاکی را می چشد، دیگر از روزهای تیره و خاکستری اش خبری نیست و بعد از ماه ها دوری به آغوش خانواده اش پیوست. می گوید: نمی خواهم کسی را در اتفاق های زندگی ام مقصر بدانم چراکه مقصر اصلی اعتیادم خودم بودم، در دوران نوجوانی به دنبال لذت و هیجان بودم و کنجکاوی هایم من را گرفتار اعتیاد کرد، زندگی برایم آسان بود و به دنبال خوش گذرانی بودم، پدرم اجازه نمی داد در زندگی سختی بکشم، همه چیز برایم آماده بود. وی ادامه می دهد: در 25 سالگی بعد از چندین بار ترک ناموفق این بار خودم تصمیم به ترک گرفتم و دو ماه است که بدون هیچ مکمل دارویی مصرف مواد مخدر را کنار گذاشته ام. چندین بار اقدام به ترک کردم اما هیچ وقت به این خود باوری نرسیدم و ذهنم آماده ترک نبود، فقط در گیر این بود که بعد از خروج از کمپ دوبار به پاتوق استعمال مواد مخدر بروم.
منجلاب اعتیاد
وی می افزاید: همیشه به دنبال پرکردن خلا درونی خودم بودم که به اشتباه آن را با مصرف موادمخدر پر کردم. در محله ای زندگی می کردیم که مصرف آن عادی بود و همیشه شاهد مصرف بسیاری از دوستان و ساکنان محله بودم که این کنجکاوی ام را بیشتر کرد و دوست داشتم من هم مزه آن را بچشم. استعمال مواد را با مواد سنتی تریاک شروع کردم و این مصرف پله پله من را به مواد صنعتی سوق داد و گرفتار این مواد خانمان سوز شدم. وی ادامه می دهد: حدود دو سال مواد سنتی مصرف می کردم که در این مدت سعی کردم اعتیادم را از خانواد پنهان کنم. مواد مخدر بسیار قدرتمند است و انسان را از راه درست دور می کند و ترک آن بسیار کار سختی است اما با توکل به خدا و اراده دو چندان می توان این غول بی رحم را شکست داد. وی اظهار می کند: اعتیاد سبب می شود که هر نوع برچسبی به فرد معتاد زده شود، به همین دلیل پنهانی آن را استفاده می کردم، بیشترین صدمه را از مصرف مواد صنعتی خوردم که به مدت دو سال مصرف می کردم.
امتیاز زندگی ام
«جلال» تصریح می کند: امتیاز بزرگی که در زندگی ام دارم داشتن خانواده ای دلسوز و مهربان است که باید به دلیل این نعمت روزی هزار بار خدا را شکر بگویم. دیگر نمی خواهم به زندگی سخت و پردرد قبلی ام که جز تحقیر و عذاب چیزی برایم نداشت برگردم، برای آینده ام برنامه هایی دارم، این بار با هدف گذاری در زندگی سعی می کنم بتوانم به خود و خانواده ام کمک کنم تا فردی مفیدی در جامعه باشم که اطمینان دارم با حمایت خانواده ام در این راه موفق می شوم. دعا می کنم همه معتادان از عذابی که بر دوش خود می گذارند، رهایی پیدا کنند، به همه توصیه می کنم که هیچ وقت به دلیل لذت جویی و کنجکاوی حتی برای یک بار مصرف مواد مخدر را امتحان نکنند.
رفاقت با دوستان ناباب
پدر «جلال» نیز می گوید: حدود یک سال است که متوجه اعتیاد فرزندم شدم، سعی کردم با نصیحت و راهنمایی او را برای ترک اعتیادش تشویق کنم، ولی به دلیل رفاقت با دوستان ناباب، توجه ای به این صحبت ها نداشت، البته چند بار اقدام به ترک موقت کرد که به خواسته خودش نبود و سبب بازگشتش به مصرف مواد مخدر می شد. وی ادامه می هد: نزدیک به دو ماه است که مواد را کنار گذاشته است، در این مدت در کمپ به سر می برد و بدون استفاده از مواد کمکی توانست پاک شود. برای این که فرزندم از فضای نامناسبی که در آن زندگی می کردیم، دور باشد خانه ام را فروختم و به مکان مناسب تری انتقال دادم. همه تلاشم را می کنم که فضای خانه به گونه ای باشد که بتواند در این مسیر موفق شود. اولین قدیمی که باید برای او برداشت پیدا کردن کار مناسب است، هر چه بیشتر مشغول کار و خانواده شود بهتر می تواند خودش را مدیریت کند. هیچ چیز برایش تحمیلی نخواهد بود من فقط به او مشاوره می دهم و راهنمایی اش می کنم، البته در کلاس های مشاوره هم شرکت کردم که کمک زیادی به من کرد تا بتوانم راهنمای خوبی برای جلال باشم. به گفته وی، خانواده ها تاثیر بسزایی در بهبودی فرد معتاد دارند، باید در این مسیر گذشت بسیاری داشته باشند و سعی کنند حرف های آن ها را بشنوند و به فرزندانشان توجه داشته باشند.
8006**3213
انتهای پیام

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.