اخبار مرتبط

نکته مشترکی که در به اصطلاح شاخ های اینستاگرامی وجود دارد آن است که با کارهای عجیب و غریب خود فالوور جمع می کنند. اما چرا نسل جدید به سمت چنین افرادی گرایش پیدا می کند و فالوور این دسته افراد می شود؟ جذابیت این سلبریتی های جدید در کجاست و به کدام نیاز این نسل پاسخ می دهند؟ این ها سوالاتی است که آنها را با محمدعلی الستی جامعه شناس رسانه و جبار رحمانی انسان شناس در میان گذاشته ایم.

پایگاه خبری جماران، کیاوش حافظی: فردی با شهرت س.ت که اصطلاحا به «شاخ های اینستاگرام» مشهور است، هفته گذشته بازداشت و حساب کاربری او بسته شد. او سعی می کرد با آرایش عجیب و غریب تصاویری هولناک از خود را منتشر کند. در همین زمینه شایعه شده بود که با انجام عمل های جراحی متعدد چهره خود را تغییر می دهد. وی اما در جایی این موضوع را تکذیب کرده و گفته بود که تغییر چهره را با لوازم آرایشی و چند نرم افزار انجام می دهد. با این حال ظاهرا صورت مساله پاک نمی شود؛ چرا که در نهایت او با نمایش تصاویری غیر از تصویر واقعی خودش در اینستاگرام فعالیت داشت.

شاخ دیگری هم که با دستکاری چهره اش فعالیت می کند، یک خواننده است! البته او برخلاف س.ت از آرایش و نرم افزار استفاده نمی کند، اما کمتر قسمتی از صورت اوست که خالکوبی نشده باشد.

شاید بتوان نام های دیگری را نیز اضافه کرد که فصل مشترکشان با این قبیل افراد، انجام کارهای عجیب و غریب برای جذب فالوور باشد اما این دو مشهور ترین های اینستاگرام هستند. به طوری که یکی از این دو اخیرا توانست با 18 میلیون کامنت رکورد کامنت اینستاگرام را بشکند. او در اینستاگرام دو میلیون فالوور دارد. سال قبل تعداد فالوورهای او چهار میلیون نفر بود اما به خاطر انتشار مطلبی جنجالی کمپینی برای ریپورت او به راه افتاد. کاربران معتقد بودند مطلبی که او منتشر کرده است زن ستیزانه بوده است. اینستاگرام بلافاصله صفحه او را بست و تتلو صفحه دیگری راه اندازی کرد. 

 

اما چرا بخش هایی از نسل جدید و خصوصا متولدین دهه هشتاد به سمت چنین افرادی گرایش پیدا می کند و فالوور این دسته افراد می شود؟ جذابیت این سلبریتی های مجازی در چیست؟ آنها به کدام نیاز از این نسل پاسخ می دهند و خودِ این نیازها واقعی است یا مجازی؟ این ها سوالاتی است که آنها را با محمدعلی الستی جامعه شناس رسانه و جبار رحمانی انسان شناس در میان گذاشته ایم.  هردو آنها معتقدند چنین مواردی توسط جامعه ساخته شده اند.

محمد علی الستی

محمدعلی الستی جامعه شناس رسانه در گفت و گو با خبرنگار جماران گفت: ما در انسان ها دو تمایل داریم؛ تمایل به دیدن و تمایل به دیده شدن. تمایل به دیدن یعنی انسان هر چیز دیگری جز خودش را ببیند. تمایل به دیده شدن هم به معنای این است که خودش دیده شود. ممکن است بعضی ها مایل باشند جز خودشان چیز دیگری را به نمایش بگذارند که آن هم شکل دیگری از تمایل به دیده شدن است.

 

سلبریتی ها چه نوع شخصیتی دارند؟

الستی افزود: ما می توانیم چهار دسته آدم را شناسایی کنیم: 1- افراد منزوی: افرادی که نه دوست دارند دیده شوند و نه ببینند.  2- افراد تماشاگر: افرادی که دوست دارند ببینند اما دوست ندارند دیده شوند. 3- افراد اجتماعی: عده ای که دوست دارند هم دیده شوند و هم ببینند. و 4- شخصیت های خودشیفته یا نارسیسیست: این افراد دوست دارند دیده شوند اما نمی توانند خوب ببیند. این افراد موضوع صحبت ما هستند.

این جامعه شناس رسانه در پاسخ به این سوال که یک شخصیت نارسیسیست که اصولا مغرور است چگونه به خود اجازه می دهد که چهره و صورت خود را به هر شکلی در بیاورد گفت: دانشمندی را تصور کنید که به خاطر 50 سال علم اندوزی دارای غرور است. به این فرد خودشیفته نمی گوییم. او به خاطر علم خود به حق غرور دارد. اما یک نفر هست که بدون علت و بدون آنکه دانشی کسب کرده باشد می گوید حق به جانب من است، من برترم و همه باید من را ببینند. ما به این دسته افراد نارسیسیست یا خودشیفته می گوییم.

 

 

چرا برخی سلبریتی ها درباره هرچیزی اظهار نظر می کنند؟

وی افزود: متاسفانه کار بعضی سلبریتی های ما دارد به اینجا می رسد و برای همین است که یک سلبریتی در حوزه ای که اصلا تخصص ندارد اظهار نظر می کند. طبیعی است که این فرد اگر قرار بود به خاطر دانش خودش مغرور باشد، در حوزه ای که تخصص ندارد اظهار نظر نمی کرد. او فکر می کند در جایگاهی قرار گرفته است که همه دارند او را می بینند و ستایش می کنند و او اظهار نظرهای بی ربط و غیرتخصصی می کند. در مورد فردی هم که خودش را به شکل های عجیب و غریب در می آورد این مساله صادق است. او می گوید فقط همه به من توجه کنند، حالا این توجه به هر قیمتی باشد.

 

در نسل جدید طرف توجه بودن جای علت طرف توجه بودن را گرفته است

وی در پاسخ به اینکه نسل جدید چرا به این افراد گرایش پیدا می‌کند؟ گفت: ما به سمتی حرکت می کنیم که مورد توجه دیگران واقع شدن و دیده شدن توسط دیگران دارد به ارزش تبدیل می شود. در نسل های گذشته  بحث این بود که فرد برای کشورش افتخاراتی کسب می کند یا در سطح جامعه خدماتی می دهد، مثلا یک پزشک، مهندس، تاجر یا نظامی برجسته و ارزشمند شود شهرت هم به دست بیاورد. اما کم کم وضع روابط اجتماعی ما به سمتی رفت که صرف طرف توجه بودن اهمیت دارد نه آنکه بابت چه چیزی توجه می شود. در نسل جدید طرف توجه بودن جای علت طرف توجه بودن را گرفته است.

 

رسانه های جدید صرف مشهور شدن را ترویج می کنند

الستی ادامه داد: در شبکه های اجتماعی و در رسانه های جدید هم این وضعیت ترویج می شود. عده ای هستند که به دلیل پولهایی که خودشان خرج کرده اند مورد توجه قرار گرفته اند و در رسانه ها آنقدر تبلیغ و دیده شده اند که جوانان فقط آرزو می کنند کاش جای آنها بودند. تماشاگران این افراد در ابتدا که دنبال دیدن چنین آدم هایی نیستند. این نوع مورد توجه بودن تبدیل به یک ارزش کاذب شده است. برای جوان امروز فقط مهم است که مشهور شود. اینکه به چه چیزی مشهور شود مهم نیست. الان جهت رسانه های جدید به این سو است که ارزش مطرح شدن را بر علت مطرح شدن غالب می کند.

 

سرمایه های فرهنگی سرمایه های نهادی هستند

این جامعه شناس رسانه در پاسخ به اینکه آیا اینها نشانه زوال فرهنگی یا ته کشیدن سرمایه های نمادی جامعه است گفت: با زوال فرهنگی موافقم اما ته کشیدن سرمایه های نمادی جامعه را قبول ندارم. وقتی می گوییم سرمایه های نمادی جامعه تمام شده به چه چیزی سرمایه های نمادی جامعه می گویید. اصولا سرمایه های فرهنگی سرمایه های نهادی هستند. ما با نمادها، در حال جبران کمبود نهادها هستیم؛ این قدم اول انحطاط فرهنگی است. یعنی ما همه جا نمادی را مستقر می کنیم که نبود نهادش جبران شود. امروز قرآن پرتیراژترین کتاب کشور است و شما آن را در هر خانه ای می توانید پیدا کنید. اما در مورد نهاد قرآن یعنی افرادی که به قرآن ملتزم باشند، لزوما چنین نیست.

 

نهادها که سرمایه اصلی هستند را حذف کرده ایم و به جای آنها نمادها را آورده ایم

وی معتقد است: ما عملا نهادها که سرمایه های اصلی ما هستند را حذف کرده ایم و به جای آنها نمادها را آورده ایم. حالا نمادها دچار اضمحلال و انحطاط شده اند و ما نتوانسته ایم ارزش ها و محتواهای مورد تاکید خودمان را به عنوان پدیده های پاسخ دهنده به نیازهای جامعه معرفی کنیم. ما شیوه زندگی اسلامی را در برنامه های دینی خود ترویج می کنیم و معتقدیم این نوع شیوه می تواند افراد را خوشبخت کند، اما این شیوه را نتوانسته ایم به صورت نهادی در جامعه ما به گونه ای جا بیاندازیم که نسل جدید به این نتیجه برسد با رعایت پنین شیوه ای به خوشبختی می رسد.

 

با تحکم و داد و فریاد صحبت کرده ایم

الستی ادامه داد: مصادیقی که نسل جدید با آن برخورد کرده اند برای آنها جذابیت های کافی نداشته و این در حالی است که مصادیق دیگر رنگ و لعاب هایی داشته است و ما در اینجا قافیه را باخته ایم. بگذارید مثالی بزنم. وقتی پدر و مادر نتوانند حرفهای دلسوزانه خود را به فرزند خود بیان کنند و می بینند نمی توانند او را قانع کنند صدایشان بالا می رود و با تحکم و داد و فریاد صحبت می کنند. بعضی وقت ها هم ممکن است دست به روی او بلند کنند. این حکایت ما شده است. ما ابزارها و روش های خوبی برای اشاعه فرهنگ مناسب و صحیح نداشته ایم و صدایمان را بلند کرده ایم. در واقع همان اصول امر به معروف و نهی از منکر را اجرا نکردیم. این گونه شد که بخشی از جوانان ما در برابر این ارزش ها سمت و سو گرفتند.

 

ازدواج زودهنگام و روابط جنسی آزاد؛ رقابت دو الگو با همدیگر

این جامعه شناس رسانه با بیان اینکه همه انرژی ما صرف نمادها شد و نهادها از دست رفت گفت: برای نمونه شما در  جامعه اسلامی با ازدواج زودهنگام رو به رو هستید. ازدواج زودهنگام اگر پاسخ هر نیازی را نتواند بدهد پاسخ نیاز جنسی جوانان را می دهد. در نظام اجتماعی غرب هم روابط جنسی آزاد وجود دارد. هردو این ها به نیاز جنسی پاسخ می دهد. اما ازدواج زودهنگام به مصلحت فرد و جامعه نزدیکتر است یا روابط آزاد؟ ما کار را به جایی رساندیم که میانگین سن ازدواج عقب رفت. جوان ها برای زندگی مرفه تر یا مدرک تحصیلی بالاتر یا .... دیرتر ازدواج می کنند و میانگین سن ازدواج بالاتر رفت. به این ترتیب شما در جامعه آدم هایی دارید که در سنین بالا هم ازدواج نکردند و نیاز جنسی خودشان را برآورده نکردند. این الگو نتوانست پاسخ های نیازهای افراد را بدهد. اما همان آدم ها  می بینند که در الگوی غربی که روابط آزاد وجود دارد دست کم نیاز جنسی فرد در سنین پایین برآورده می‌شود. به این ترتیب آن فرهنگ از فرهنگ ما جلو می افتد.

 

لباس رنگ روشن از نظر برخی سنتی ها جلف است

وی افزود: در حالی که ما روایت و احادیث زیادی درباره کراهت رنگ سیاه داریم و استفاده از رنگ روشن استحباب دارد اما از نظر برخی سنتی های ما، مساوی با جلف بودن است. به این ترتیب ما نیاز به شادی و شادکام بودن را جواب نمی دهیم و آن را سرکوب می کنیم. وقتی جوان شادی هایی که نمونه های آن را در غرب می بیند گرایش پیدا می کند ناراحت هستیم که تهاجم فرهنگی و ... شد. کجای شرع گفته است که اجازه دیدن ساز را نداریم؟ کجای شرع گفته است که دختر نمی تواند دوچرخه سواری کند یا به ورزشگاه برود؟ در تمامی مناسک مذهبی زن و مرد با هم هستند. زن و مرد در حج با هم طواف می کنند.

 

برخی مدیران کشور اینگونه تقاضاها را ایجاد کرده اند

الستی با بیان اینکه جامعه ماست که در ساختن آن چه به آنها شاخ های اینستاگرامی گفته می شود، نقش دارد گفت: در مورد هرچیزی که تماشاچی زیادی دارد با شکستن شیشه ویترین و تنبیه مغازه دار نه تنها مساله حل نمی شود بلکه صورت مساله را پاک می کنید. هر ویترینی که در آن چیز پرطرفداری ارائه می شود به آن معناست که در جای دیگر و در یک بستر فرهنگی تقاضای آن جنس و کالا ایجاد شده است. نمی توان به این افراد خرده گرفت بلکه باید به مدیران، مسئولین و متولیان فرهنگی خرده گرفت که جامعه ای درست کرده اند و نسلی تربیت کرده اند که تقاضای آن ها را ایجاد کرده است.

 

جبار رحمانی

دنبال کردن یک سلبریتی به این معنا نیست که کسی لزوما به او عمل کند

جبار رحمانی، انسان شناس نیز در گفت و گو با خبرنگار جماران گفت: تبعیت از یک قهرمان یا یک گروه همیشه و در هر جامعه ای وجود داشته است. اما مساله در دنیای جدید تفاوت قهرمان هایی است که ما آن ها را با عنوان سلبریتی می شناسیم. این ها آدم های خاصی هستند که نه در مسائل متعالی بلکه در مسائل روزمره مثل قدرت بدنی، هنر، زیبایی یا... خاص هستند. پیروی این دسته افراد برای افراد جامعه جذاب است. با وجود آنکه ممکن است خیلی از آدم ها از این دسته سلبریتی ها خوششان بیاید اما لزوما اینگونه نیست که به او عمل کنند. مثل این است که شما از هر کس که درباره دروغ بپرسید بگوید دروغ بد است اما اینکه آدم ها معتقدند دروغ بد است دلیلی بر این نیست که در زندگی خود دروغ نگفته باشند. بنابراین این دو را باید از همدیگر تفکیک کنیم.

 

این که چون سلبریتی ها دنبال می شوند پس افراد موثری هستند، غلط است!

وی موضوع تاثیرگذاری سلبریتی ها را خلط مبحث خوان و گفت: در ایران تصور می شود چون سلبریتی ها دنبال می شوند پس افراد موثری هستند و دنیای جوانان ما را می سازند. اما به نظر می رسد اینگونه نیست و ما داده متقنی در باره این موضوع نداریم. ما ده ها سلبریتی داریم که سحر تبر و تتلو دو نفر از آنها هستند و عده ای برای تفریح می توانند دنبال کننده آنها باشند.

جبار رحمان یادآور شد: قبلا ممکن بود آدم دنبال یک قهرمان باشد اما الان به دلیل تکثر عرصه های زندگی آدم ها قهرمان های مختلفی دارند. جذابیت یک سری قهرمان های ابنرمال یا غیرعادی در همین است. مساله این نیست که تتلو خوب یا بد است. مساله این است که تتلو می تواند یک سری قواعد متصلب شده جامعه را بشکند و همین لذت مرزشکنی ممکن است او را برای عده ای که منتقد تصلب هستند، جذاب کند. اما در عین حال دلیل نمی شود که تتلو برای آنها قبله عالم باشد. به هرحال این برای برخی جذاب است. حداقل لحظه ای از شکستن نظم که لحظه خوشایندی است می تواند برای آنها معنا دار باشد اما دلیلی نمی شود که ما نتیجه گیری کنیم که آنها در همه زندگی شان پیرو این آدم ها هستند.

 

ما پرورش ذائقه هنری و ادبی را به فرزندانمان نمی آموزیم. مدرسه ها اسیر کنکور شده اند!

این انسان شناس در پاسخ به اینکه آیا ظهور و بروز این نوع سلبریتی ها نشانه زوال فرهنگی هستند گفت: به دستگاه های فرهنگ ساز جامعه ما مثل صدا و سیما، مدرسه و ... نگاه کنید. اصولا ما پرورش هنری، ذائقه هنری و ادبی را به فرزندان خود یاد نمی دهیم. مدرسه های ما اسیر کنکور شده است، صدا و سیما در عالم خودش سیر می کند و با دستور های محوری کلیشه ای کار می کند و .... . بنابراین ما دستگاهی هنری نداریم که ذائقه مردم را تقویت کند. به همین خاطر این زوال فرهنگی ناشی از حضور این آدم ها نیست. اگر هم فرض محال بگیریم که این افراد نشانه زوال فرهنگی هستند، آنها نتیجه زوال فرهنگی اند که توسط دستگاه های فرهنگی و سیاستگذار در همین جامعه ایجاد شده اند.

 

مقصر اصلی دستگاه های فرهنگی و سیاستگذاری اند 

وی افزود: مقصر اصلی نه بخشی از جامعه است که به خاطر دنبال کردن تتلو به بلاهت متهم می شود، بلکه مقصر اصلی دستگاه های فرهنگی و سیاستگذاری هستند که نتوانسته اند فرهنگ جامعه را درست بفهمند و برای آن درست سیاستگذاری کنند. خیلی مهم است که ما به جای گرفتن انگشت اتهام به سمت نسل جوان آن را به سمت آن دسته از مسئولین جامعه بگردانیم که درست کار نکرده اند. البته منظورم فقط مسئول رسمی نیست، بلکه منظورم هر نهاد فرهنگی و مسئول آموزش به نسل بعدی باشد این مسئول می تواند از پدر و مادر، معلم، بزرگان فامیل بزرگان محله یا بزرگان اثرگذار در یک شهر یا روستا باشد تا دستگاه های فرهنگی بزرگی مثل وزارت ارشاد، صدا و سیما و ... .

 

اگر شما ذائقه را خوب تربیت نمی کنید، انتظار وضعیت های نرمال هم نداشته باشید

رحمانی تاکید کرد: اگر شما ذائقه فرهنگی و هنری یک جامعه را خوب تربیت نمی کنید انتظار وضعیت های نرمال هم نداشته باشید. ضمن آنکه همیشه در هر فضایی یک سری قهرمان های غیرنرمال هم وجود خواهند داشت. طبیعی هم هست. به دلیل تکثر جامعه خرده فرهنگ هایی هستند که حالت غیرفرهنگ دارند و برخلاف فرهنگ حرکت می کنند. به نظر می رسد جریانی که حول تتلو و سحر تبر حرکت می کند چنین وضعیتی دارد. این ها اصولا با تعلیق و شکستن نظم موجود، مرزها و هنجارها خودشان را تعریف می کنند.

این انسان شناس با بیان اینکه رسانه های جدید  قطعا نقش مهمی در فراگیری یا بازنمایی های این نوع سلبریتی ها دارند گفت: شاید به تعبیری بتوان گفت محصول تعاملات شبکه ای کلان از خلل رسانه های مجازی و ... است که چنین سلبریتی هایی پیدا می شوند که فرد می تواند تا 17 -18 میلیون کامنت بگیرد. همه این ها مثل یک مد زودگذر است، سلبریتی ماندگاری نیست و اثر او اثر ماندگاری نیست.

 

رسانه ها می توانند نقش  مثبت و منفی در این زمینه داشته باشند!

وی افزود: شبکه های اجتماعی بخشی از سرگرمی مردم به نظر می رسد تا یک امر خیلی جدی. با این حال دلالت های جدی مهمی دارند. اصولا خود نظم موجود که نشان می دهد این ها انحراف هستند مشروعیت ندارد و کاستی دارد. به نظر من اینکه یک سلبریتی سخیف به نظر می رسد را باید در یک مثلث دید؛ ما یک سری آدم داریم که ذائقه ناپرورده و آشفته ای دارند، در کنار آنها دستگاه های فرهنگی ای وجود دارند که نه تنها مسئولیت قبول نمی کنند و خودشان در تخریب وضع موجود موثرند. در این ترکیب همه این حالت ها ممکن است. در کنار همه این ها معتقدم باید اطلاعاتی از میزان اثرگذاری این سلبریتی ها داشته باشیم. به همین خاطر این رسانه ها می توانند نقش  مثبت و منفی در این زمینه داشته باشند.

رحمانی در پایان گفت: رسانه ها یک تسهیل گرند که نقش های عاملیتی فراگیری به آدمها می دهند و خودشان اثرهایی دارند اما نمی توان به بهانه اینکه چنین سلبریتی هایی در فضای رسانه ای مطرح می شوند درِ رسانه ها را ببندیم. رسانه ها مسئول اصلی نیستند، شاید مسئولیت آنها دسته چندم است. مسئولیت اول با مسئولینی است که درست کار نمی کنند، در درجه دوم آدم هایی هستند که حاضر نیستند برای تربیت خود و خانواده شان، وقت و انرژی بگذارند و در نهایت جامعه ای که دچار وضعیت نابسامانی است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.