رئیس‌جمهور ضرورت اینکه باید حتما درباره یک موضوع مشخص رفراندوم صورت گیرد را مطرح نکرده است. لذا به نظر من ابهاماتی در ارتباط با این مسأله وجود دارد که نیاز به روشن‌شدن دارد.

اخبار مرتبط

پایگاه خبری جماران: در هفته‌های گذشته بود که رئیس‌جمهور روحانی برای چندمین بار طی سالهای اخیر بر دو اصل 6 و 59 قانون اساسی تاکید کرد؛ اصولی که در این مقطع راه را برای «مراجعه به آراء عمومی» باز می‌گذارد.

با اینکه از ابتدای انقلاب‌اسلامی تا امروز، مسائل بسیار مهمی در کشور به وجود آمده، اما نه تنها حتی یک قانون عادی از طریق واگذاری به همه پرسی تصویب نشده، بلکه هیچ مسأله مهمی نیز با مراجعه مستقیم به آراء عمومی حل نشده است. این امر طبعا علامت مثبتی تلقی نمی‌شود و چنین به نظر می‌رسد که رفراندوم در نظام حقوقی ما تا قبل از اشاره چندباره حسن روحانی به آن متروک یا حتی به تابو تبدیل شده است. 

در همین رابطه، یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: هنوز هیچکدام از دولت‌هایی که بر سر کار آمده اند و به مسأله رفراندوم اشاراتی داشتند، توضیح نداده اند که این مسأله باید در چه موردی صورت گیرد؟ یا با چه بن بست هایی مواجه شده اند که نیاز به مراجعه مستقیم به آراء عمومی دارد؟ بیان نکردند که آن مورد چرا با قوانین عادی قابل حل نیست و باید حتما به رفراندوم گذاشته شود؟ روسای جمهور معمولا به دلایلی که هنوز مشخص نیست، در این باره بسیار کلی اظهارنظر کرده اند.

محمد سلامتی در گفت و گو با خبرنگار جماران با اشاره به اظهارات اخیر رئیس جمهور درباره رفراندوم گفت: فکر می‌کنم اشکال کار مسئولینی که صحبت از استفاده از رفراندوم می‌کنند این است که موضوعی مشخص برای آن مطرح نمی‌کنند و نمی گویند در مورد چه مسئله ای و چراباید رفراندوم صورت گیرد. زیرا در اصل 6 قانون اساسی و مکملش یعنی اصل 59، مسائل  بسیار مهم کشور را از قبیل مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی «که قاعد تا تعیین تکلیف ازطرق ارکان دیگر دچار بن بست شده است»، می‌توان به رای عمومی گذاشت و از آن طریق تکلیف را مشخص کرد. اما آقای روحانی با اینکه چند مرتبه در این‌باره صحبت کرده ولی موضوع مشخصی مطرح نکرده است.

 

هیچکدام از دولت‌ها تاکنون نگفته‌اند چه بن بست‌هایی نیاز به مراجعه مستقیم به آراء عمومی دارد؟

وی افزود: چون رئیس‌جمهور ضرورت اینکه باید حتما درباره یک موضوع مشخص رفراندوم صورت گیرد را مطرح نکرده است. لذا به نظر من ابهاماتی در ارتباط با این مسأله وجود دارد که نیاز به روشن‌شدن دارد. برای نمونه باید دید که چه موضوع حاد اقتصادی داریم که طبق قوانین موجود قابل حل شدن نیست؟ مثلا در مورد مسائل اقتصادی وقتی همه ی امور در دست دولت است و بخش خصوصی نمی تواند طبق قانون ورود کند، می‌توان این مسأله را که آیا از این به بعد هم باید کارها همه در دست دولت باشد یا نباشد را به رفراندوم گذاشت. یا بالعکس وقتی همه کارها در دست بخش خصوصی باشد می توان برای تغییر آن به نظر عموم مراجعه کرد. بنابراین در این قبیل موارد بسیارمهم می‌توان از مراجعه به آراء عمومی استفاده کرد.

این فعال سیاسی اصلاح طلب در ادامه گفت: متاسفانه هنوز هیچکدام از دولت‌هایی که بر سر کار آمده اند و به مسأله رفراندوم اشاراتی داشتند، توضیح نداده اند که این مسأله باید در چه موردی صورت گیرد؟ یا با چه بن بست هایی مواجه شده اند که نیاز به مراجعه مستقیم به آراء عمومی دارد؟ بیان نکردند که آن مورد چرا با قوانین عادی قابل حل نیست و باید حتما به رفراندوم گذاشته شود؟ روسای جمهور معمولا به دلایلی که هنوز مشخص نیست، در این باره بسیار کلی اظهارنظر کرده اند.

 

هنوز مسئولی به شکل جدی دنبال رفراندوم نرفته است

وی در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا درست است موضوع رفراندوم در کشور متروک مانده، گفت: اینکه گفته می‌شود متروک مانده، نه به این لحاظ است که نمی‌توان از آن استفاده کرد. گرچه ممکن است عده ای هم در برابر آن مقاومت نشان دهند. منتها مطلب اصلی این است که کسی یا به تعبیری بهتر مسئولی تا به حال به شکل جدی دنبالش نرفته است. شاید اگر مسئولی به طور جدی به سراغش می رفت مشکل این مسأله مشخص می شد.  

این فعال سیاسی اصلاح طلب با بیان اینکه همیشه کسانی هستند که در برابر مراجعه مستقیم به آراء عمومی دررابطه با هر مسأله ای مقاومت می کنند، گفت: مثلا در مورد مسائل سیاسی وقتی جلو تحزب در جامعه گرفته شود، این به عنوان یک مسأله مهم می‌تواند قابل طرح باشد و مسئولین و دست اندرکاران می توانند آن را به عنوان یک مشکل مهم مطرح کنند و بگویند کشور ما به تحزب احتیاج دارد، به ساختار سیاسی توام با حضور احزاب احتیاج دارد؛ لذاباید دراین خصوص به آراءعمومی مراجعه کرد. بدیهی است که برخی چون به تحزب به معنی واقعی آن اعتقاد ندارند، و موقعیت خود را در خطر می‌بینند علیه آن موضع می‌گیرند. لذا رفراندوم درباره چنین مسأله ای می‌تواند موضوعیت داشته باشد.

 

امروز در برابر دو مبهم قرار گرفته‌ایم

وی ادامه داد: اگر موضوع و مسأله مربوط به رفراندوم به صورت موردی تعیین می‌شد، جنبه‌های مختلف مخالفت مقاومت کنندگان در برابر رفراندوم نیز مشخص می‌شد. به عنوان مثال، اگر موضوع رفراندوم تحزب باشد جناح راست به این دلیل که به تحزب اعتقادی ندارد مقاومت خواهد کرد. شیوه های تفکر افراد، گروه ها و جناح ها به گونه ای است که درمقابل طرح مواردی که با اعتقاداتشان نیست، قطعا اعلام مخالفت می‌کنند. امروز ما در این رابطه در برابر دو مبهم قرار گرفته‌ایم زیرا هم حرف آقای روحانی درباره رفراندوم مبهم است و مشخص نیست منظور ایشان چه موردخاص است و هم مقاومتی که عده ای درباره برگذاری رفراندوم انجام می دهند؛ معلوم نیست مخالفتشان درمورد چیست.البته آن هابا هر نوع همه پرسی مخالفند، چون نظر اکثریت را ندارند.

برخی برای طرح ضرورت رفراندوم در کشور به رفراندوم اخیر برگزیت در انگلستان اشاره می‌کنند. در حالی که موضوع آن رفراندوم با شرایط ایران متفاوت است. چرا که کشورهای اروپایی ضمن اینکه باید برای پیوستن به اتحادیه اروپا رفراندوم برگزار کنند، بایستی برای خروج از آن نیز همین کار را انجام دهند و این جزو قوانین داخلی آنها و اتحادیه اروپاست.

سلامتی گفت: آقای روحانی باید موارد رفراندوم را صریح، روشن و مشخص بیان کند. تنها در چنین حالتی است که دلیل و ریشه مخالفت مقاومت کنندگان در برابر رفراندوم روشن خواهد شد. هرچند من الان هیچ موضوعی که ضرورت برگزاری رفراندوم درباره آن باشد به ذهنم نمی رسد. ولی اگر مهم ترین مسأله امروز جامعه را اقتصادی بدانیم، با اینکه حاد است ولی هیچ نیازی به رفراندوم پیدا نمی کند. بلکه به شیوه مدیریت و طرز تفکر حاکم بر کارهای اجرایی مربوط می شود. لذا حل این مسأله نه با رفراندوم بلکه تنها با تغییر شیوه مدیریت وتفکر حاکم برمسائل اقتصادی ممکن خواهد بود.

 

نباید مسائلی که هنوز به مرحله حاد نرسیده، حاد قلمداد شود

وی اظهار داشت: حتی با اینکه برخی مواردی نظیر FATF، یا تغییر واحد پول ملی، یارانه ها، بنزین و... را به عنوان مسائل مهمی برای رفراندوم مطرح می کنند، اما به نظر من این موارد نیازی به رفراندوم ندارد. این قبیل مسائل می تواند در برخی اوقات از سوی مجلس و در برخی دیگر از طرف دیگر تصمیم گیرندگان مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام و یا ارکان دیگر حل شود. ضمن اینکه هنوز به مرحله حاد نرسیده و اگر روزی اختلاف و تضادی شدید بر سر نحوه اجرای این مسائل میان تصمیم گیرندگان و رئیس جمهور به وجود آید، آن موقع می توان به رفراندوم فکر کرد. در آن مقطع نیز رئیس‌جمهور باید ضمن مشخص نمودن موضوع رفراندوم صریحا بگوید از آنجا که کار در مراجع تصمیم‌گیر به بن بست رسیده و مسأله حیاتی است، باید ازرفراندوم استفاده شود.  

این فعال سیاسی اصلاح طلب بیان کرد: نباید مسائلی که هنوز به مرحله حاد نرسیده در سطح جامعه مسائلی حاد قلمداد شود. موضوعاتی که برخی برای رفراندوم مطرح می کنند کاملا قابل حل بوده و نیازی نیست که برای حل آنها مردم  وارد میدان شوند. امروز باید درصدد حل مسائل مهم کشور که همان مشکلات اقتصادی بوده باشیم. مسائلی که به دلیل ضعف مدیریتی ایجاد شده اند.

 

اگر اشل مدیریت بالاتر بود رفراندوم به عنوان تنها راه حل مطرح نمی شد

وی ادامه داد: به نظر من اختیارات دولت و ارکان مختلف کشور در حدود قانون اساسی به اندازه ای هست که قدرت مانور داشته باشند و بتوانند بسیاری کارها را بدون توجه به برگزاری رفراندوم انجام دهند. متاسفانه گاهی که معضلی برای یکی از ارکان مملکتی پیش می‌آید، به جای اینکه آن رکن، از قدرت اجرایی خود برای حل مسأله استفاده کند بهانه تراشی می کند. به نظر می رسد که اگر یک مقدار اشل مدیریت و قدرت اجرایی در کشور بالاتر بود، به هیچ عنوان رفراندوم به عنوان تنها راه حل مطرح نمی‌شد. بنابراین گاهی ضعف مدیریت باعث طرح چنین مسائلی می‌شود.

سلامتی گفت: برخی برای طرح ضرورت رفراندوم در کشور به رفراندوم اخیر برگزیت در انگلستان اشاره می‌کنند. در حالی که موضوع آن رفراندوم با شرایط ایران متفاوت است. چرا که کشورهای اروپایی ضمن اینکه باید برای پیوستن به اتحادیه اروپا رفراندوم برگزار کنند، باید برای خروج از آن نیز همین کار را انجام دهند و این جزو قوانین داخلی آنها و اتحادیه اروپاست. بعضی هم می گویند بهتر بود که برای موضوع برجام رفراندوم برگزار می شد تا امضاکنندگان آن مورد هجمه جناح رقیب قرار نمی گرفتند. نباید فراموش کنیم که برجام یک قرارداد بین المللی بود و با اینکه یک عده در داخل کشور علیه‌اش مانور داده و می‌دهند ولی تاکنون مشکل حادی در مورد آن در داخل ایجاد نشده است. امضاءکنندگان هم نباید از هجمه‌ها ناراحت شوند.

 

در داخل هر کشوری وقتی کاری می‌خواهد انجام شود یک عده مخالف هستند

وی ادامه داد: وقتی در زمان بحث برسر برجام بین ایران و5+1 ، دیدم که آقای ظریف از هجمه‌های عده ای علیه برجام ناراحت شده، در مصاحبه‌ای گفتم که ایشان باید از این هجمه‌ها استقبال کند و از مخالفت این عده در مذاکرات با طرف‌های خارجی استفاده کرده و امتیاز بگیرد. در داخل هر کشوری وقتی کاری می‌خواهد انجام شود یک عده مخالف هستند و یک عده موافق. بی تردید در میان طیفی که مخالف برجام هستند برخی با صداقت حرف های کارشناسی می زنند و یک عده هم فرصت طلبند. فرصت طلبان به دنبال کاسبی خود از این ماجرا هستند. از آنجا که برجام تصمیم کل ارکان مملکتی بود هیچ گاه نباید چنین موضوعی به رفراندوم گذاشته می شد. لغو این قرارداد نیز تنها با تصمیم همه ارکان ممکن است.

سلامتی بیان کرد: مشکل امروز ما داخلی نیست. بلکه مشکل اصلی روی کارآمدن فردی نامتعادل در آمریکاست که همه قراردادهای بین المللی را که پیشتر در آن عضو بوده لغو می‌کند و این تنها به خروج از برجام خلاصه نشده است. ترامپ همه قراردادهایی که با چین، ژاپن، اروپا، کانادا، مکزیک و روسیه داشته را لغو کرده و یا در شرف این کار است. در نتیجه ما با فشاری نامعقول و غیرعقلانی از بیرون مواجه ایم و هیچ وقت نباید برای حل مشکلات حاد مقطعی که می تواند با یک سری مانورهای حساب شده ازسوی نظام حل شود، از مردم نظرخواهی کنیم. بلکه باید در خصوص مسائل واقعا مهم و اساسی این کار را انجام داد.

 

دولت نباید با هر مسأله ای که مواجه می شود موضوع رفراندوم را مطرح کند

وی اظهار کرد: ممکن است کسانی که به دنبال رفراندوم هستند بدون هیچ کار کارشناسی این مسأله را مطرح کنند. در حالی که قانون اساسی گفته تنها درباره مسائل بسیار مهمی «که قاعدتا مجموعه ارکان مملکتی نمی‌توانند آنها را حل کنند» باید به آراء عمومی مراجعه کرد. اساس کار در هر کشوری این است که مردم نمایندگانی را انتخاب می کنند یعنی کسانی که یک مقدار از سطوح عامه ی مردم درک سیاسی و اقتصادی بالاتری دارند در مجلس و شوراها یا در دولت کارها را انجام دهند. هیچ ضرورتی ندارد برای حل هر مسأله ای به سراغ رفراندوم رویم . به بیانی دیگر امروز برگزاری همه پرسی مسأله حاد کشور نیست و این موضوع جزو مواردی نیست که بخواهیم برای مسائل فعلی از آن استفاده کنیم.

سلامتی در پایان گفت: دولت نباید با هر مسأله‌ای که مواجه می‌شود بلافاصله موضوع رفراندوم را مطرح کند. بلکه باید از قدرت اجرایی خود استفاده کند و اگر نمی تواند، باید چنین توانی را پیدا کند. چرا که ما دیده‌ایم که برخی دولت‌ها نه تنها از اختیارات خود حداکثر استفاده را کرده‌اند، بلکه بسیاری از کارهایی را هم که نباید می‌کردند انجام دادند، تاجایی که حتی بارها اعتراض قوه‌مقننه را هم به دنبال آورد. بعضی روشنفکرها هم باید به جای طرح این مسأله، راهکارهایی به دولت پیشنهاد دهند تا دولت بتواند امور را بهتر پیش ببرد.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.