life

وقتی پیاده شدیم که بر امام وارد شویم ماموران ممانعت کردند و مهندس محتشمی و یکی دیگر که ظاهرا مهندس کشاورز بود، برگشتند ولی من هیچ به حرف های ماموران گوش ندادم و بر امام وارد شدم و با ایشان ملاقات کردم.

جی پلاس: هنگامی که نزدیک بود امام آزاد شود، پسر خودم مهندس پسندیده و مرحوم مهندس کشاورز دامادمان را به اتفاق اخوی (مرحوم آقای هندی) به طرف عشرت آباد فرستادم که دم در ورودی منتظر امام بشوند تا وقتی آزاد می شوند در خدمتشان باشند ولی مامورین اجازه ندادند و نگذاشتند بمانند و آنها هم برگشتند. ولی ما مواظب موقع آزادی امام بودیم. همان روز یعنی جمعه 12 ربیع الاول 1383 مطابق 11 مرداد 1342 پاکروان رئیس ساواک به ملاقات حضرت امام خمینی رفت و با مذاکراتی، آقایان آزاد صوری شدند. طولی نکشید که امام را آزاد کردند و به منزل نجاتی در داوودیه فرستادند و ما هم به آنجا روانه شدیم. وقتی رفتیم دیدیم خیابان خیلی شلوغ و پر سر و صداست و جمعیت موج می زند. مامورین شهربانی هم سواره و پیاده در حرکتند و مراقب مردم هستند ولی متعرض کسی نمی شوند. مردم روبروی ساختمانی که امام در آنجا بود جمع شده بودند که من هم به آنجا رسیدم و وقتی وارد منزل شدم، امام نشسته بودند و عده ای از جمله آقایان فلسفی، قمی و آقای محلاتی هم در خدمت امام بودند. من تا مدتی آنجا بودم و چون وقت نماز شده بود و من هم می خواستم دست و صورتم را آب بکشم و آب کر هم چندان در اختیار نبود و من هم به اصطلاح آقایان وسواسی هستم لذا خداحافظی کردم و به منزل بازگشتم.

بار دیگر که می خواستم برگردم، ماموران جلوگیری کردند و من ناچار شدم برای ملاقات امام، توسط دکتر نصیری (خواهرزاده نصیری)(1) و مهندس عزیز الله محتشمی که همکارش بود، سوار ماشین خواهرزاده نصیری بشوم و با آنها برویم. خواهرزاده نصیری با خود نصیری روابط خوبی نداشت ولی با مهندس محتشمی شریک بود و چون می دانستم که اتومبیل او را نمی توانند جلوگیری کنند لذا ناچار با آنها رفتیم.

وقتی پیاده شدیم که بر امام وارد شویم ماموران ممانعت کردند و مهندس محتشمی و یکی دیگر که ظاهرا مهندس کشاورز بود، برگشتند ولی من هیچ به حرف های ماموران گوش ندادم و بر امام وارد شدم و با ایشان ملاقات کردم.

از آن پس قرار شد امام از آن منزل بیرون روند و منزلی تهیه کنند. در قیطریه آقای حاج روغنی تقاضا کرد که امام به منزل ایشان بروند و امام هم به آنجا منتقل شدند و چند نفر معدود بودیم که حق ملاقات داشتیم و دیگران را اجازه نمی دادند. مامورین هم مرتب جلو ساختمان ایستاده بودند و مراقب مردم بودند که کسی نزدیک نیاید.

بعد از منزل حاج روغنی، امام منزل دیگری تهیه کردند و در آنجا هم ما با ایشان ملاقات می کردیم سرانجام شب سه شنبه 18 فروردین 1343 با یک ماشین شورلت، ایشان را به قم نزدیک بیمارستان فاطمیه در یخچال قاضی آوردند و پیاده کردند. مدت زندان و محاصره ایشان نزدیک به ده ماه و چند روز (از 42/3/15 تا 43/1/18) طول کشید و ایشان به هیچ وجه حاضر به مصالحه با دستگاه نشدند و مسیر خود را ادامه دادند و بحمد الله موفقیت نصیب ایشان شد. هم الرجال یقطع الجبال، ره چنان رو که رهروان رفتند.

 

برشی از کتاب خاطرات آیت الله پسندیده؛ ص 231-232؛ چاپ اول (1384)؛ ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س).

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1215912
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ