اخبار مرتبط

در این مطلب آمده است: خوشحال از این هستیم که در استانی زندگی می کنیم که منبع انرژی و ثروت کشور است! آب و گاز و نفت زاییده این سرزمین است. سه رود پر آب از استانمان می گذرد و در کشاورزی کشور حرفی برای گفتن داریم. استانی که منبعی از نیروی انسانی کارآمد و پرتوان و توانمند است!
استانی که مرکز مقاومت هشت ساله ای شد که بیشترین آسیب را دید و انتظار بوده و هست که پس از گذشت 30 سال از پایان جنگ تحمیلی، با توجه به فاکتورهای بالا که نقل شد، دیگر کسی نگوید خوزستان هنوز آسیب دیده از جنگ است.
خوزستان با وجود این منابع غنی، اما نتوانسته آنطور که شایسته است از آنها بهره ببرد. آیا سهمش این باید باشد که نرخ بیکارانش در رده های ابتدایی شهرهای کشور باشد؟! آیا سهممان این است که به سادگی بشود محرومیت را در شهرهای استان به نظاره نشست؟!
آیا نشان از عدالت است که خوزستان در بی آبی باشد در حالی که نام سه رود پرآب کارون و دز و کرخه به نامش ثبت شده باشد اما هر روز از سر شاخه های آنان، آب را خیرات دهند در حالی که مردم همین دیار بدان نیازمندتر هستند! آیا این غصه ندارد دزفولی که قطب کشاورزی است و در چهار فصل سال بازار محصولات کشاورزیش گرم است پایانه صادرات محصولات به کشورهای منطقه نداشته باشد؟!
با این همه منابع باید شهرهای خوزستان از لحاظ همه امکانات دانشگاهی و پزشکی و تفریحی و خدماتی نگین کل کشور باشد؛ و بیکاری شرم کند که در این استان آماری از خود نشان دهد؛ اما اکنون اینگونه است؟! خوزستان باید مهد امنیت باشد و سخت است که یکی از دغدغه های برخی شهرهای استان امنیت و افزایش سلاح های غیرمجاز باشد! زخم حادثه تروریستی رژه اهواز هنوز از دل ها التیام نیافته است.
گیر کار کجاست؟! آیا همه مشکلات به پایتخت نشینان باز می گردد و یا نگاه انتقادی را باید به داخل خود مدیران استانی بچرخانیم؟! آیا مدیران ارشد استان حاضرند خود را هزینه استان نمایند؟! هزینه ای که شاید به بهای از دست رفتن میز ریاستشان ختم گردد!
یکی از مشکلات استان حضور مدیران «بله قربانگو » است! مدیرانی که با یک بخشنامه از بالا برای قطع سهمی از استان برای حفظ موقعیت خود و شیرین کاری بلافاصله امر بالا دستان را متاع می داند!
مشکل استان این است که مدیران ارشد گاهی مسئولیت در این استان را سکوی پرواز و فرود در تهران می بینند، پس با این مدیران نباید انتظار داشت که خوزستان آن باشد که باید باشد!
امروز خوزستان به جای اینکه استانی پذیرای مهاجران برای خدمات و رفاه بیشتر باشد به استانی برای فرار مردمانش شده است! مردم استان و محل زندگی شان را دوست دارند اما شرایط به گونه ای شده عطایش را به لقایش بخشیده اند و ترک وطن می کنند، آیا این مهاجرت و مواردی که در بالا ذکر آنان رفت، زنگ خطری بیخ گوش مسئولان کشور و به تبع آن کشور نیست؟! مسئولان ارشد استان چه راهکاری غیر از حرف زدن، برای بازگشت خوزستان به جایگاه واقعی اش دارند؟!
9931/ 6037
انتهای پیام

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.