اخبار مرتبط

ملت ایران دست به انقلاب زد، با ضدانقلاب داخلی و دشمن مهاجم خارجی پنجه در پنجه شد و رخ در رخ و چشم در چشم استکبار هر جا که لازم شد ایستاد، مقاومت کرد، جنگید، صبر کرد، شهید، اسیر و جانباز داد، تحریم شد و هنوز که هنوز است این ماجرا ادامه دارد.
در کنار تمام افتخاراتی که این مقاومت سلحشورانه نصیب ملت ایران کرده است مجاهدت بی وقفه و 40 ساله مردم عوارض و تبعاتی را نیز برای آنها به دنبال داشته است.
چندی است که خبرگان امور اجتماعی زنگ خطر افزایش برخی آسیبهای اجتماعی را به صدا درآورده اند و یکی از این آسیبها کمبود 'شادی و نشاط اجتماعی' در جامعه است. از جمله راهکارهای حل این معضل و آسیب اجتماعی توجه به مظاهر فرهنگ عامه از جمله نوروز است که با نظم طبیعی عالم هم انطباق و هماهنگی دارد.
برای فهم علت به وجود آمدن این آسیب و چاره جویی آن، از جمله سنجش توانمندی فرهنگ عامه در حل مشکل کاهش شادی و نشاط اجتماعی میزگردی با حضور تعدادی از کارشناسان در خبرگزاری جمهوری اسلامی خراسان رضوی در مشهد تشکیل شد و از آنجا که در هر همفکری و مباحثه ای نخست مراد و مقصود شرکت کنندگان را از مفاهیم اصلی بحث مشخص و معین کرد لذا میزگرد با توضیح شرکت کنندگان درباره منظورشان از دو مفهوم 'فرهنگ عامه و نشاط اجتماعی' آغاز شد.

* چیستی فرهنگ عامه و نشاط اجتماعی
رئیس انجمن علمی مشاوره خراسان رضوی در میزگرد ایرنا در مشهد گفت: فرهنگ و به ویژه فرهنگ عامه تعریف مشخصی دارد که آداب، رسوم و سنن عموم مردم را در برمی گیرد.
دکتر عباس بهزادی مقدم افزود: در پرداختن به فرهنگ عامه ممکن است تاریخ فرهنگی یا آداب و رسوم و سنن مردم و یا بخش کوچکی از این فرهنگ بطور مثال شادی و نشاط مد نظر قرار گیرد.
وی به فرهنگ عامه ایرانی و اسلامی اشاره و بیان کرد: فرهنگ عامه ایرانی و اسلامی ترکیبی از دو فرهنگ عامه ایرانی و فرهنگ عامه اسلامی است زیرا این دو فرهنگ بزرگ و درهم آمیخته با یکدیگر هستند و نسبت به هم تاثیر گذاشته و چهره ای واحد را با عنوان فرهنگ ایرانی و اسلامی شکل داده اند.
رئیس انجمن علمی مشاوره خراسان رضوی ادامه داد: در فرهنگ عامه ایرانی و اسلامی داده ها، آموزه ها، باورها، آداب و سنن گذشته های ایران باستان و فرهنگ اسلامی وجود دارد که اگر بتوانیم اجزای فرهنگ باستان و فرهنگ اسلامی را کنار هم جفت و جور کنیم بسیاری از مسائل و مشکلات ما به ویژه در بحث شادی و نشاط حل می شود.
وی گفت: در شرایط کنونی برداشتهای خاص از دو فرهنگ ایرانی و اسلامی، آنها را در تضاد با یکدیگر قرار داده و بدین جهت در بحث شادی و نشاط در جامعه دچار مشکل شده ایم در حالی که اجزای شادی و نشاط در فرهنگ باستانی فراوان است.
بهزادی افزود: هم اکنون شرایطی در فرهنگ ایرانی و اسلامی ایجاد شده که بطور مثال بین کوروش و خدا تقابل ایجاد کرده اند و کوروش را در مقابل خدا قرار داده اند در حالی که فرهنگ ایران باستان با فرهنگ اسلامی مشکلی ندارد.
مدرس رشته مشاوره دانشگاههای مشهد در ادامه به تعریف شادی اشاره و بیان کرد: انسان دارای پنج حس شامل بویایی، چشایی، لامسه، بینایی، شنوایی و همچنین هفت احساس نظیر شادی، غم و تنفر است. شادی یک احساس است و ادراک این احساس برای هر کسی متفاوت است چون از درون فرد برمی آید و برداشت ما از واقعیتهاست که باعث می شود شاد باشیم و یا نباشیم.
مدیر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در ادامه میزگرد ایرنا گفت: نشاط جزئی از فرهنگ است و در مدیریت فرهنگ عامه قرارمی گیرد لذا اقتضائات فرهنگی، تعیین کننده نشاط و عدم نشاط در جامعه است.
دکتر ندا اخروی به مفهوم شادی و نشاط که انگلیسی زبانها به آن Happiness می گویند اشاره و بیان کرد: این مفهوم یعنی، شادی درونی، حس خوشبختی و حس رضایتمندی به زندگی و اینکه فرد چه قدر از شرایط زندگی خودش احساس رضایت و رضایمندی دارد.
وی افزود: نشاط بیشتر از اینکه با اوضاع مادی ارتباط داشته باشد با ذهنیتها، نگرشها و ارزشهای فرد در ارتباط است چنانکه دیده ایم افرادی را که از نظر مالی قوی هستند اما نشاط ندارند و برعکس آن افرادی که از لحاظ مادی زندگی متوسطی دارند اما از نشاط بالایی برخوردارند.
مدیر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد ادامه داد: بررسیها نشان می دهد قدرت خرید مردم در سنگاپور 16 برابر کشور هند است اما نمره شادکامی سنگاپور با هند برابر می باشد. همچنین در ژاپن میزان درآمد طی سالهای 1955 تا 1966 پنج برابر شده اما شادکامی مردم طی این مدت ثابت باقی مانده است.
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد هم در ادامه میزگرد ایرنا گفت: شادی یا Happiness یا شادکامی یک مفهوم شسته و رفته و مشخص است که در دنیا معیار و شاخص دارد و مورد بررسی قرار می گیرد و خیلی مشخص روی آن کار می کنند.
دکتر مجید فولادیان افزود: اساسا در آخرین دیدگاهها و نظریات توسعه 'معیار توسعه' افزایش احساس شادکامی است نه افزایش صنعت، کارخانه، پل، جاده و نظایر آن. یعنی دولتی که بتواند شادکامی را در کشورش توسعه دهد توسعه یافته تر است تا دولتی که پول و جاده و امکانات مادی داشته باشد چون با وجود همه این امکانات باز هم باید یک فضایی ایجاد شود تا شادی اتفاق بیفتد.
وی ادامه داد: یکی از کارهایی که گاه در کشور ما انجام می شود بخاطر اینکه به اصل مطلب نپردازیم فیک سازی و جعلی سازی است مثلا چون شادی یک سری معیارهای مشخصی دارد مفهوم مجعولی برایش درست می کنیم به نام نشاط که نشود خیلی به آن شادی پرداخت و مثلا گفته می شود ما نشاط نداریم.
این جامعه شناس گفت: مفهوم نشاط خیلی به لحاظ تئوریک، شسته و رفته و مشخص نیست یعنی نمی دانیم که ابعاد تئوریکش چیست، شاید در ایران بتوانید بگویید که ابعادش شامل این موارد است ولی به نظر من این مفهوم از این نظر توسط برخی درشتنمایی می شود تا به مفهوم شادی پرداخته نشود.
فولادیان افزود: منظور ما از نشاط در این بحث شادی و شادکامی است یعنی آیا مردم ما احساس شادکامی دارند و ارتباط شادکامی با فرهنگ عامه چیست و اگر از نشاط هم سخن بگوییم باید به همین معنا باشد چون اگر به معنای نشاط و عدم خمودگی و تلاش باشد به فضای دیگری وارد می شویم.
وی ادامه داد: اگر نشاط را به معنای شادی و شادکامی بگیریم یکی از محاسنش این است که می توان خود را با جاهای دیگر مقایسه کرد اما گاهی که می خواهیم از زیر بار مقایسه فرار کنیم انگی به مفاهیم می زنیم تا موقعیت خودمان در جهان مشخص نشود که چگونه است.
این استاد دانشگاه گفت: ایران در شاخصهای جهانی، معیارهایی که سنجیده می شود و در جهان رتبه بندی دارد موقعیت خوبی ندارد که هیچ، وضعیت خیلی نامناسبی دارد.
فولادیان گفت: در جامعه ایران امروز چیزی به عنوان یک فرهنگ یعنی فرهنگ مشخص ایرانی، اسلامی یا هر چیز دیگری که بخواهیم اسمش را بگذاریم اصلا وجود ندارد زیرا در واقع امر با چندین فرهنگ متفاوت غالب در حوزه های مختلف رو به رو هستیم که هر کدام از آنها رابطه خاصی با مفهوم شادی اجتماعی برقرار می کند. مثلا در باب پوشش یک فرهنگ واحد نداریم بلکه دو فرهنگ کاملا متفاوت و شاخص وجود دارد.
وی افزود: اگر هویت 40 تکه ای که مرحوم شایگان به آن تصریح داشت را مد نظر قرار دهیم باید گفت فرهنگ ایران امروز ما یک فرهنگ 40 تکه ای است که یک قسمتش ایرانی، یک قسمتش اسلامی است و قسمتهای دیگری هم دارد. یعنی بخشی دیگر از آن غربی است و پاره هایی از آن متاثر از فرهنگ چینی و شرق دور است که در هر اوضاع و احوالی ممکن است یکی بر دیگر فرهنگها غالب شود.
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: در کنار فرهنگ عامه مفهوم فرهنگ عمومی هم وجود دارد یعنی فرهنگی که مردم تقریبا در آن اشتراک داشته باشند که از این زاویه هم می توان به این بحث پرداخت.

* جایگاه شادی و نشاط اجتماعی در ایران باستان
مدیرعامل انجمن مردم نهاد پارسه نیز در ادامه میزگرد ایرنا در مشهد گفت: در هر دو فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی عناصر و مولفه های شادی و نشاط وجود دارد.
غلامحسین نوعی افزود: تمدن باستانی ایرانی بر پایه کشاورزی و دامداری استوار بوده و این فرهنگ ایرانی پر از سنتها و رویدادهایی بوده که موجب شادی و نشاط مردم می شده که شاخصترین آن 'نوروز' است.
وی ادامه داد: ایرانیان مهر ماه را که فصل برداشت محصول بوده نیز دوباره جشن می گرفته اند. همچنین در زمستان شب چله یا یلدا هم جشن گرفته می شده است و البته طبق فرهنگ زرتشتی در طول هر ماه روزها یا هفته هایی برای شادی در نظر گرفته می شد، از جمله آغاز و پنجم هر ماه.
مدیرعامل انجمن مردم نهاد پارسه گفت: فرهنگ ایرانی پر از اتفاقاتی می باشد که بهانه است برای شادی کردن که این شادی یک شادی عمومی هم بوده است و مردم در آن حضور داشتند و نقش آفرینی می کردند. در آثار به جا مانده از دوران باستان به این امر اشاره شده است.
وی افزود: اسلام برخی از این جشنها را پر رنگتر و حفظ کرد و برخی دیگر از جشنها مثل مهرگان و تیرگان با آمدن اسلام به ایران در بخشی از نواحی کشور محدود شد و فقط در آنجا بزرگ داشته می شود. به برخی از جشنها همچون جشن شب یلدا هم با وجود توجه، کمرنگتر از نوروز پرداخته شد.
نوعی ادامه داد: در فرهنگ اسلامی هم رویدادها و مناسبتهایی مثل عیدهای فطر، مبعث و قربان وجود دارد که می توان در آن جشن گرفت و از دیرباز هم عید فطر و عید قربان در ایران جشن گرفته می شده اند پس شادی و نشاط در پیشینه تاریخی ما جایگاه فوق العاده ارزشمندی دارد.
وی گفت: انجمن مردم نهاد پارسه از ابتدای دهه 1380 شمسی سعی کرد به موضوع برگزاری آئینهای ایرانی ورود پیدا کند که بازخوردهای مثبتی هم از سوی جامعه و مردم گرفت. استدلال ما این بود که جشنهای اسلامی از جانب حکومت به خوبی و نیکی برگزار می شوند و یا از برگزاری آن توسط مردم حمایت و پشتیبانی می شود اما جشنهای ایرانی به محاق فراموشی رفته اند و یا در آستانه به فراموشی سپرده شدن هستند لذا انجمن پارسه به عنوان یک سازمان مردم نهاد ورود پیدا کرد تا بتواند این کاستی را جبران کند.
مدیرعامل انجمن مردم نهاد پارسه افزود: واقعیت این است که نتوانسته ایم ارتباطی درست بین هویت تاریخی و اسلامی ایجاد کنیم تا بدانیم که مثلا من به عنوان یک ایرانی مسلمان چه تفاوتی با یک سودانی مسلمان دارم؟

* اختلاف طبقاتی و برآورده نشدن نیازهای اولیه
رئیس انجمن علمی مشاوره خراسان رضوی نیز در ادامه میزگرد ایرنا در مشهد گفت: شادکامی به احساس رضایت فرد از زندگی اش مرتبط می شود لذا برآورده نشدن نیازهای اولیه، اختلافات و فاصله طبقاتی یکی از علل کاهش شادی در جامعه است یعنی وقتی افراد جامعه می بینند که نمی توانند با تلاش به خواسته هایشان برسند دچار یاس و غمگینی می شوند.
دکتر عباس بهزادی مقدم افزود: وقتی فرد بداند شرایط در کنترل اوست احساس شادی و نشاطش افزایش می یابد ولی اگر نداند که چه باید بکند تا به خواسته هایش برسد تلاشش نافرجام می شود. بنابراین شادی به برداشت فرد از محیط و میزان کنترل فرد بر محیط مرتبط است.
مدیر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد هم گفت: نشاط با احساس رضایتمندی فرد از زندگی اش رابطه دارد یعنی اگر باورها و احساس افراد جامعه همواره این باشد که ما فقیر هستیم، هیچ چیز نداریم و ناامنی در جامعه رواج دارد و همه می خواهند به ما آسیب بزنند این فرهنگ، شادی و نشاط جامعه را کاهش می دهد.
دکتر اخروی افزود: تحقیقات نشان داده که محبوبیت اجتماعی، نبود اختلاف طبقاتی، پایبندی به ارزشها، همبستگی اجتماعی، احساس امنیت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، ارتباطات اجتماعی و وجود سرگرمی اعم از علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی و خانوادگی جزئی از عوامل ایجاد نشاط و شادی در بین افراد جامعه است.
مدیرعامل انجمن مردم نهاد پارسه نیز در این خصوص گفت: مردم ایران در گذشته دور یعنی در دوره هخامنشیان با وجود اینکه در درون آن امپراتوری خرده فرهنگهای مختلفی وجود داشت و 19 کشور کنونی جهان را در بر می گرفت بسیار مردم شادی بوده اند چون رفاه نسبی داشته اند و این امر از خطوط میخی تخت جمشید و الواح گلی که در آن دوران استخراج شده مشخص است.
نوعی افزود: مورخان غربی می گویند که وقتی اسکندر مقدونی تخت جمشید را می گیرد و آتش می زند و شهر را در اختیار سربازانش قرار می دهد آنها در روستاهای اطراف و در خانه های مردم عادی ظروف طلایی پیدا می کرده اند که نشان می دهد مردم یک رفاه نسبی داشته اند که ظروفی که در منازلشان بوده از فلزات گران قیمت بوده است.
وی ادامه داد: در پژوهشهای محققان باستانشناس هم مشخص شده که حقوق یک کارگر آشپزخانه شاهی در دوران هخامنشیان روزی یک و نیم گوسفند بوده که نشانگر وجود رفاه در آن دوران است ضمن آنکه مردم بر مبنای پیشینه کشاورزیشان آئینهای کاشت و داشت و برداشت را به شادی برگزار می کرده اند.
مدیرعامل انجمن مردم نهاد پارسه گفت: اصلا تخت جمشید پایتخت مکان و بنایی آیینی ایران بوده است که ایرانیان مراسم آیینی خود را از جمله نوروز در آن برگزار می کرده اند لذا تخت جمشید کاخی به معنای محل استقرار خانواده پادشاهی نبوده است.

* تقویم و نقش آن در ایجاد نشاط و غم در جامعه
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد نیز در ادامه میزگرد ایرنا گفت: بحثی داریم به عنوان 'جامعه شناسی تقویم' که در ایران به آن کمتر پرداخته شده است. بر اساس این نظریه 'تقویم رسمی' و کاری که حاکمیت بر اساس آن انجام می دهد منجر به این می شود که یک 'برساخت فرهنگی' در طی زمان ساخته شود. یعنی شما اگر حکومت پهلوی را نگاه کنید وقتی سرکار می آید چون ریشه ایلی و عشایری ندارد و به لحاظ ساختی و موقعیتی خیلی بی ریشه است و به هیچ طبقه و ایلی نمی تواند اتکا کند، شروع می کند به سرکوب همه ایلات تا قیام نکنند و یا روحانیون را سرکوب می کند.
دکتر فولادیان افزود: کار دومی که پهلوی انجام می دهد این است که شروع می کند به 'برساخت' کردن یک فرهنگ جدید ایرانی یعنی فرهنگ ایرانی باستانی که در آن دوره ساخته شد محصول برساختی از فرهنگ است که ساخته می شود و بر جامعه غلبه پیدا می کند و مفهومی به نام ایران شکل می گیرد که مفهوم جدیدی است.
وی ادامه داد: شاید فردوسی از مفهوم ایران یاد کرده باشد اما این مفهوم، مفهوم جدیدی است و تاریخی نیست و اساسا از آخر مشروطه شروع می شود و بعد در دوره پهلوی قوام و شکل می گیرد که مفهومی نسبی و جدید است.
این جامعه شناس گفت: این مفهوم جدید با سختیها و اتفاقات عجیب و غریب افراد و گروهها را به هم گره می زند و تقویمی می سازد که اگر آن تقویم را در کنار تقویم امروز قرار دهید و مقایسه کنید به تفاوتها پی خواهید برد.
وی افزود: تقویمها شروع به برساخت کردن می کنند مثلا در دوره پهلوی به جشنهای باستانی توجه می کردند و مفهومی از شادی را در جامعه برساخت می کردند و رواج می دادند که همراه با پایکوبی و رقص و کافه رفتن بود اما در سال 1357 وارد پدیده ای به نام انقلاب و بعد جنگ شدیم و جامعه در یک فضای ایدئولوژیک قرار می گیرد. فرهنگ جدیدی در آن شکل می گیرد و تقویم جدیدی هم در آن نوشته می شود و بر اساس آن تقویم شادی و نشاط و غم به لحاظ عینی در جامعه ساخته می شوند.
دکتر فولادیان ادامه داد: این امر مختص ایران نیست بلکه در همه دنیا و حکومتها همین کار صورت می گیرد. چنین برساختهایی بسیار جدی هستند چون بر جامعه و فرهنگ عامه تاثیر می گذارند و آن را دچار تغییر و تحول می کنند.
وی گفت: این برساختها فرهنگ جدیدی در جامعه شکل می دهند اما در جامعه کنونی ما این فرهنگ جدیدی که شکل گرفته آن قدر نمک آشش زیاد شده که حتی استاد بزرگ حوزه علمیه قم آیت الله جوادی آملی و یا دیگر شخصیتهای مذهبی شروع می کنند به موضع گرفتن که میزان غم این برساخته های فرهنگی رو به افزایش است.
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: برپایی دهه های جدید عزاداری و سوگواری از جمله دهه محسنیه و برگزاری چند دهه فاطمیه به جای یک دهه فاطمیه از مصادیق این رویکرد است که گاه در کل یک ماه امکان برگزاری یک مراسم عقد و عروسی ساده را از همه می گیرد.
وی ادامه داد: داریم با یک سری غمهای مشخص سازمان یافته تقویم را پر می کنیم و بعد در کنار آن گفتمانهایی هم ساخته می شود که آن را تشدید می کند لذا بسیاری فهمیده اند که این کاری که تاکنون انجام شده میزان غم را بالا برده و میزان شادی حتی از نوع زودگذر آن را پائین آورده است.

* شادکامی نیازمند بنیانهای اجتماعی است
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه میزگرد ایرنا گفت: نکته مهم دیگر این است که الان اگر فرهنگ عامه را هم تغییر دهیم لزوما مردم شادکام نمی شوند و شادکامی در جامعه ایجاد نمی شود بلکه ایجاد شادکامی در جامعه به بنیانهایی نیاز دارد که 'فرهنگ عامه' یک قسمت از آن می باشد و بیشتر این بنیانها از جنس اجتماعی است.
وی افزود: در جامعه ای که میزان و احساس نابرابری در آن به شدت بالاو احساس امید به آینده در آن به شدت پائین است چطور می شود شادکامی ایجاد کرد. مگر ایجاد شادکامی تزریقی است؟
دکتر فولادیان ادامه داد: این روزها شهرداری مشهد می خواهد با نشان دادن تصاویر لبخند بر روی بیلبوردهای این شهر شادی را در شهر تزریق کند در حالی که این تصاویر خودش احساس نابرابری ایجاد می کند چون فقط قشر خاصی را در این تصاویر مشاهده می کنیم یعنی اگر آدمهای حاشیه شهر این تصاویر را ببینند می گویند اینها چه کسانی هستند؟ ما چه کسانی هستیم؟
وی گفت: اینگونه اقدامات می تواند در این فضای غم آلود به شکل مسکن عمل کند و کمی به مردم امید بدهد یا احساس شادکامی شان را افزایش دهد اما شادکامی یک مفهوم پیچیده اجتماعی و نه فردی است و لزوما با این کارها شادی ایجاد نمی شود.
این جامعه شناس افزود: نکته مهم دیگر این است که با افزایش میزان غم، شادی کاهش پیدا می کند ولی لزوما ایجاد کردن شادی با این کارها ممکن نیست یعنی غم راحتتر از شادی در جامعه ایجاد می شود.
وی ادامه داد: می توان با یک کارهایی شادی مردم را از آنها گرفت اما با اقداماتی مشابه همان اقدام نمی توان به راحتی در مردم ایجاد شادی کرد. ایجاد شادی کار سختی است مثل این می ماند که شما می توانید با یک کارهایی موجب کاهش جمعیت شوید اما افزایش جمعیت خیلی کار سختی است و با همان کارها و مشابه آنها نمی توان موجب افزایش جمعیت شد.

* احساس شادکامی یک واقعیت اجتماعی است
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه میزگرد ایرنا گفت: 'احساس' یک واقعیت اجتماعی دارد، تاثیر می گذارد و خودش امری اجتماعی است. احساس رفاه اجتماعی، احساس برابری یا نابرابری، احساس امنیت هستی شناختی، احساس امید به آینده و از این قبیل خیلی بر روی شادی و شادکامی تاثیر دارد.
وی افزود: هم اینک نابرابری اقتصادی یا ضریب جینی در آمریکا خیلی از ایران بالاتر است یعنی برابری در ایران بیش از آمریکاست اما چیزی که در جامعه ایران وجود دارد احساس نابرابری و عدم رفاه است که با خود رفاه فرق دارد.
دکتر فولادیان ادامه داد: در بخشهایی از جامعه سیاستهای نئولیبرالی در پیش گرفته شده بطور مثال جامعه را در حوزه رسانه کاملا باز گذاشته ایم و این شده که مفاهیم جدی و جدیدی چون 'آقازاده ها و ژنهای خوب' تولید و رسانه ای می شوند در حالی که 10 سال پیش هم اوضاع همینگونه بوده اما رسانه ای نمی شده است.
وی گفت: رسانه ها گسترش یافته اند بگونه ای که وقتی یک مورد از رانتخواری و یژه خواری اتفاق می افتد مردم مطلع می شوند و احساس آنها تحت الشعاع قرار می گیرد در حالی که در واقعیت امر رانت آقازادگی خیلی کمتر از گذشته است اما احساسش خیلی بیشتر شده است.
مدیرعامل انجمن مردم نهاد پارسه نیز در ادامه میزگرد ایرنا در مشهد به بیلبوردها و تابلوهای شهری مشهد که لبخند زدن را تشویق می کنند اشاره و بیان کرد: چند وقتی است که مدیریت شهری با درک همه مشکلات اقتصادی جامعه خواسته در کنار مردم باشد و البته هر کسی تفسیر خودش را از این اقدام دارد.
نوعی افزود: ممکن است مردم عادی بگویند که با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود ولی از لحاظ علم روانشناسی لبخند مصنوعی هم به حال افراد کمک می کند. باز خورد علمی این کار مثبت بوده ولو که مصنوعی باشد و مدیریت شهری رفتار مصنوعی انجام داده باشد ولی تا 30 درصد مردم با نگاه کردن به تصویر لبخند حتما لبخند به صورتشان می نشیند.
وی ادامه داد: شرایط در مشهد اینگونه نیست که بخواهیم از کنار کارهای اینچنینی راحت بگذریم. در استانهایی چون گیلان و مازندران مردم هنوز عناصر و مولفه های شادی را با حفظ خرده فرهنگها در اختیار دارند اما در برخی استانها مثل خراسان رضوی نگاه حاکمیتی این امکان را از مردم گرفته است. مثلا همین که یک مقام عالی رتبه در مشهد نگاه خاصی به موسیقی دارد باعث می شود اتفاقاتی بیفتد هر چند که موسیقی بطور مشخص وسیله شادی نیست.

* راهکارهای گسترش نشاط و شادی در جامعه
رئیس انجمن علمی مشاوره خراسان رضوی در ادامه میزگرد ایرنا گفت: گسترش نشاط و شادی در جامعه به دو بخش اجتماعی و فردی تقسیم می شود، با این توضیح که در بحث اجتماعی راهکارهای ایجاد شادی به دولتمردان، مسئولان و ساختار مدیریت امور کشور مرتبط می شود.
دکتر بهزادی مقدم افزود: تک تک افراد جامعه هم باید راهکارهای فردی نشاط را در خود نهادینه سازند. بطور مثال گسترش 'نوازش' از راهکارهای شادی و نشاط در جامعه است. نوازش انواع مختلفی دارد و شامل نگاه محبت آمیز، ارتباطات کلامی خوب و شادیبخش، نوازش جسمی مانند دست دادن، بغل کردن، بوسیدن و نوازش جنسی( مختص زن و شوهر) است.
وی ادامه داد: گسترش نوازش در اجتماع حال افراد جامعه را بهتر می کند در حالی که در شرایط کنونی بسیاری از افراد جامعه وقتی به هم می رسند دل همدیگر را خالی و فقط از نگرانیها، گرانی و عدم امنیت صحبت می کنند.
رئیس انجمن علمی مشاوره خراسان رضوی آموزش مهارت 'تاب آوری' به فرزندان از سنین خردسالی را یکی دیگر از راهکارهای ایجاد نشاط و شادی در جامعه عنوان و بیان کرد: با آموختن این مهارت فرد به این باور می رسد که وقتی من احساس مشکل می کند نسبت به حل آن هم توان لازم را دارد.
مدیر سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیز در ادامه میزگرد ایرنا به راهکارهای فردی ایجاد نشاط و شادی اشاره و بیان کرد: قناعت، سعه صدر، احترام به دیگران، اعتماد، خوشبینی، محبت به دیگران و ایجاد حس برابری در نشاط و شادی تاثیر مثبت دارد اما احساس محدودیت، انزوای اجتماعی، بی اعتمادی، احساس ناامنی و مقایسه خود با دیگران اثراتی منفی در این زمینه دارد.
دکتر اخروی افزود: وقتی حس ناامنی و فقدان امنیت هستی شناختی در بین افراد جامعه تضعیف شود به شدت نشاط در جامعه پایین می آید و این حس که همیشه اتفاق بدی در راه است ما را نابود خواهد کرد.
وی ادامه داد: هر یک از ما باید به نقش اجتماعی و فردی خود در گسترش نشاط و شادی در جامعه عمل کنیم و بدانیم که هر کداممان به عنوان یک شهروند در این خصوص وظایفی داریم. بطور مثال هر کدام از ما اگر عبوس و گرفته با دیگران برخورد نکنیم و در مراودات اجتماعی ارتباط مناسبی با دیگران داشته باشیم به نشاط جامعه خود کمک کرده ایم.

* ارائه راهکارهای فردی برای حل مشکل کمبود شادی اشتباه است
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد نیز در ادامه میزگرد ایرنا گفت: راهکارهای فردی ایجاد شادی و نشاط نیز همه به دولت منتهی می شوند. مثلا همین احساس امنیت هستی شناختی که با این وضعیتی که در جامعه وجود دارد و هر روز قیمتها تغییر می کند، هیچکس نمی تواند احساس امنیت هستی شناختی بکند یعنی فرد نمی تواند در خانه خود بنشیند وقتی همه چیز دارد تغییر می کند و مثلا تورم افزایش می یابد. پس این احساس فردی تحت تاثیر امر اجتماعی است.
دکتر فولادیان افزود: ایران سرمایه اجتماعی بی نظیری در زمان پیروزی انقلاب داشت که در تاریخ کشور بی نظیر و مثل یک دریا بی پایان بوده است تا جایی که بعد از جنگ هم نخستین چیزی که برای استفاده به سراغش می روند تا خرجش کنند همین سرمایه اجتماعی است. بر همین مبنا دولت مرحوم هاشمی رفسنجانی شروع به خرج کردن همین سرمایه اجتماعی کرد آنجا که گفته می شد یک کم دیگر هم صبر کنید تا اوضاع درست شود، اما اکنون این سرمایه اجتماعی به انتها رسیده است.
وی ادامه داد: بر اساس نتایج پیمایشی که در این خصوص صورت گرفته سرمایه اجتماعی کشور به شکلی جدی از سال 1385 تا سال 1395 در تمامی ابعاد افول کرده است. از پیامدهای این افول کاهش اعتماد در بین مردم و در نتیجه افزایش فردگرایی است یعنی همه دنبال این هستند که فقط گلیم خود و خانواده شان را از آب بیرون بکشند و در این بین سرنوشت جامعه کمرنگ می شود.
این جامعه شناس گفت: 'سرمایه اجتماعی' خود یک مفهوم اجتماعی است که جدای از حاکمیت نیست یعنی یک قسمت آن خیلی وابسته به سرمایه اجتماعی، اعتماد به نهادها از جمله قوه قضاییه، شهرداریها، دولت، آموزش و پرورش و نیروی انتظامی است که هم اکنون اعتماد به تک تک اینها به شکل معناداری کاهش یافته امری کاملا جدی است.
وی افزود: اتفاقا ارائه راهکارهای فردی برای حل این مشکلات که در 40 سال گذشته رواج داشته اشتباه است یعنی شما تلویزیون را که روشن می کنید می بینید یک کارشناس نشسته و به او تلفن می زنند در مورد طلاق مشاوره بگیرند و او شروع به ارائه راهکار می کند که همسر یا شوهر چه کنند که زندگیشان به جدایی نکشد، یعنی طلاق را امری فردی کرده اند در حالی که 'طلاق' امری اجتماعی است.
دکتر فولادیان ادامه داد: به هنگام بروز ناامنی به مردم توصیه می شود بیشتر مواظب باشند یعنی همه چیز را فردی کرده ایم در حالی که ناامنی هم یک امر اجتماعی و کلان است. سن ازدواج به تاخیر افتاده و از 17- 18 سال به 30 سال رسیده است حال نمی توانیم به جوان بگوییم زهد بورز و این است که روابط پیش از ازدواج گسترش پیدا می کند. از طرفی هم نمی توانیم بگوئیم که جامعه بی اخلاق شده زیرا یک چیزی در جایی تغییر کرده که پیامدهایی داشته و با تذکر و انذار فردی و افزایش دینداری هم حل و فصل نمی شود.
وی گفت: در این سالها همه امور اجتماعی را به امور فردی کاهش دادیم و شروع کردیم به تذکر دادن و اینکه سعی کن نگاه مثبت در خود ایجاد کنی و احساست را تغییر بده یا موفقیت را در خودت ایجاد کن اما واقعیت این است که در جامعه موفقیتی ایجاد نشده است، بخاطر اینکه مساله را به شکل پیچیده اجتماعی مورد بررسی قرار نداده ایم.
عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: جامعه وقتی نمی تواند با شاخصه هایی که فرهنگ رسمی به او می دهد شاد باشد به دنبال راهکار می گردد و فرهنگ عامه وقتی نمی تواند از تقویم و موقعیتهای رسمی چیزی را برای شادی و نشاط خود پیدا کند به سراغ ولنتاین و کریسمس می رود.
وی ادامه داد: فرهنگ رسمی هم در واکنش به این وضعیت می آید و فروشگاهی را که کالای مرتبط با کریسمس و ولنتاین می فروشد تعطیل می کند یا روز کوروش که می شود اقدام به بستن ورودیهای مقبره کوروش می کند تا مبادا کسی به آنجا برود، یعنی راهکارهایمان همه اش بستن و گرفتن و تحمیل شادی به روشهایی است که خود می پسندیم.
دکتر فولادیان گفت: حاکمیت هم باید از یک جایی پایش را به ناچار از زندگی مردم بیرون بکشد و ضریبی از آزادی را برای آنها در نظر گیرد و اجازه دهد مردم در جاهایی خودشان انتخاب کنند زیرا ناکارآمدی روش دخالت در زندگی مردم مشخص شده است.
وی افزود: همینکه همه از جمله گروههای سیاسی با هم تفاهم کنند که راه را در حوزه هایی اشتباه رفته اند حتی اگر این تفاهم بدون توافق بر روی راهکار جبران این اشتباهات باشد باز هم یک گام خیلی مهم به پیش است.
1922/3027/1858
انتهای پیام

اخبار مرتبط

آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.