sport

یادداشت جی پلاس؛

زلاتکو کرانچار چهار سال پیش صلاحیت نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال امید ایران را پیدا نکرد و امروز پیدا کرد!

به گزارش سرویس ورزشی جی پلاس؛ پس از کش و قوص های فراوان بر سر انتخاب سرمربی تیم ملی فوتبال المپیک (امید) سرانجام نام زلاتکو کرانچار - سرمربی سابق تیم های سپاهان و پرسپولیس به عنوان گزینه نهایی اعلام شد.

** چرا کرانچار انتخاب خوبی برای تیم امید نیست؟!

1. مربی کرواتی که شاید کارنامه اش در فوتبال باشگاهی ایران خیلی ضعیف نباشد (البته با افت محسوس هم همراه بود و به اخراج از سپاهان انجامید) اما برای سپردن سکان هدایت تیم امید که پس از 44 سال هنوز رویای رسیدن به المپیک را در سر دارد، قطعا قابل دفاع نیست!

2. جایگاهی که اکنون او با نقش کلیدی حمید استیلی - مدیر جدید تیم امید، بدست آورد، نیازمند معیارهای متفاوتی نسبت به مربیگری باشگاه هاست و شاخصه هایی چون آشنایی با فوتبالیست های جوان، استعدادیابی گسترده، تعامل با مربیان داخلی و... نمود پررنگتری در آن دارد و از این رو حتی کشورهای نه چندان صاحب سبک در فوتبال دنیا هم عمدتا از مربیان خارجی برای این جایگاه استفاده نمی کنند.

3. طبیعتا هیچ کدام از این معیارها، نمی تواند قرابتی با کرانچار داشته باشد؛ ضمن اینکه او طی سال های حضورش در ایران بعضا با شایعات و حواشی پیرامون مسائل غیرفوتبالی دست به گریبان بود که قطعا مسئولان فدراسیون، ارزیابی دقیق تری در این مورد دارند!

4. در عین حال شاید تنها فاکتور اشاره نشده، بحث ارتباط و تعامل با تیم ملی بزرگسالان و کارلوس کی روش باشد که کرانچار قطعا در این زمینه هم سابقه روشنی ندارد. عجیب است که مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال بعد از برگزاری جلساتی با کارلوس کی روش، از مذاکره با او  بر سر تیم امید و برنامه هایش و همچنین لزوم هماهنگی برنامه تیم ملی بزرگسالان و امید زیر نظر کی روش تاکید داشت اما اکنون شخصی سرمربی تیم امید می شود که در آخرین مواضعش به شدت علیه کی روش و برنامه های تیم ملی، انتقاد کرد و کار به جدل لفظی غیرمستقیم میان این دو مربی هم کشیده شد!

5. از طرفی این انتخاب با سیاست و رویه کمیته فنی فدراسیون فوتبال هم تناسبی ندارد! پرواضح است بنابر قوانین و اساسنامه فدراسیون، تصمیم های مهم فنی می بایست از دل کمیته های تخصصی خارج شود و همه می دانیم تشکیل تیم های المپیک با هدف گرفتن نتیجه در یک بازه زمانی 4 تا حداقل 3 ساله صورت می گیرد؛ بدین صورت که تیمی متشکل از بازیکنان جوان ایجاد می شود، تمرین می کند، قوام لازم را پیدا کرده و در بازی های بین المللی شرکت می کند و در آسیا به ویژه در بازی های آسیایی حضور دارد و سرانجام برای صعود به المپیک آماده می شود. اما متاسفانه این رویه هیچ وقت در ایران علمی نشده و نتیجه اش هم ناکامی چهل و چند ساله در رسیدن به بازی های المپیک بوده است. در عین حال بنا بود حداقل در این دوره چنین رویکردی اتخاذ شود اما فدراسیون نه تنها یک سال زمان را از دست داد، بلکه اکنون سرمربی را انتخاب کرده که ماهیت رویکردی فعالیتش در یک کشور خارجی رسیدن به نتیجه در کمترین زمان است!

6. کرانچار در فاصله چند ماه مانده تا بازی های آسیایی جاکارتا برای این مسئولیت انتخاب شده و قطعا زمان کافی برای استعدادیابی و ساختن بازیکنان جوان برای هدف نهایی رسیدن به المپیک ندارد و طبعا بدون هیچ محدودیت از بزرگسال ترین بازیکنانی که قانون به او اجازه دهد تیمی را خواهد ساخت صرفا برای گرفتن نتیجه در جاکارتا؛ تیمی که احتمالا اکثر نفراتش بعد از بازی های آسیایی دیگر به درد تیم المپیک نخواهند خورد و تمام هزینه ها و دلارهای خرج شده از بیت المال به فنا می رود.

7. جالب است در وضعیت پیچیده ارزی کشور و سالی که به حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شده و طبعا مشمول خدمات ایرانی هم می شود، مشخص نیست چطور فدراسیون فوتبال سکان هدایت تیم المپیک را به مربی خارجی می سپارد که آخرین تجربه اش با ناکامی محض در سپاهان همراه بود و در فصل های گذشته هم در مجموع نتایج چندان درخشانی با تیم های پرسپولیس و زردپوشان اصفهانی نگرفت!

8. اما جدا از دلایل فوق که هر یک به تنهایی می تواند انتخاب کرانچار برای سپردن سرمربیگری تیم امید را زیر سوال ببرد، به این فرآیند رابطه کمی تامل کنید: " حمید استیلی (مدیر فعلی تیم امید) موثرترین فرد در انتخاب این مربی کروات است؛ مربی ای که چهار سال پیش هم در زمان حبیب کاشانی (مدیر قبلی تیم امید) یکی از دو گزینه نهایی هدایت تیم امید بود؛ حبیب کاشانی که از زمان حضور جدی اش در فوتبال که با مدیرعاملی پرسپولیس آغاز شد یاروقار و دوست صمیمی استیلی بود؛ استیلی که زمان مدیریت کاشانی در پرسپولیس، مربی این تیم و هنوز هم رابطه نزدیکی با هم دارند!" حال اگر این یک فرآیند واقعی باشد، در کجای آن نشانی از ضابطه پیدا می کنید؟!

به گزارش جی پلاس؛ جالب است که چهار سال پیش، کرانچار در نهایت صلاحیت نشستن روی نیمکت تیم ملی را پیدا نکرد و محمد خاکپور دوست قدیمی حمید استیلی، انتخاب شد اما اکنون بعد از گذشت این زمان با وجود  آنکه نتایج چندان روشنی هم نگرفته، این صلاحیت را پیدا می کند که مشخص نیست او پیشرفت غیبی و نامحسوس داشته یا ما بیشتر از "چهار سال" به عقب رفته ایم!

کدخبر: 910969
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ