جایگاه حضرت عباس(س) نزد ائمه(ع) چگونه است؟/ علت غبطه شهدا به حضرت عباس(ع) در روز رستاخیز چیست؟

چهارمین روز از ماه شعبان بود که نوای نوزادی آسمانی در خانه علی بن ابیطالب(ع) پیچید، نوزادی که بعدها علمدار دشت کربلا شد و مایه افتخار شهدا.

لینک کوتاه کپی شد

جی پلاس ـ منصوره جاسبی: چند سالی از شهادت صدیقه طاهره(س) می گذشت که حضرت امیر(س) از برادرشان عقیل که اصل و نسب قبایل را می شناخت خواستند که زنی پاکدامن و شجاع برایشان خواستگاری کند و او نیز فاطمه کلابیه را که دارای همین خصوصیات بود برایشان خواستگاری کرد و این ازدواج سر گرفت. 

او از همان بدو ورود از حضرت خواست تا او را فاطمه صدا نکنند تا مبادا این موضوع باعث ناراحتی فرزندان حضرت زهرا(س) شود. 

این بانو چهار پسر به دنیا آورد و به ام البنین شهرت یافت و اولین پسر خود را که عباس بن علی(ع) است در سال 26 قمری به دنیا آورد. که هر چهار فرزند او در راه نهضت خونین عاشورا به شهادت رسیدند.

حضرت عباس(ع) در دامان مادری رشد و پرورش یافت که آن هنگام که خبر شهادت فرزندانش را آوردند، پرسید از حسینم چه خبر دارید و چون خبر شهادت امام(ع) را شنید گفت اکنون رگ های قلبم گسسته شد، اولادم و هر چه زیر این آسمان کبود است فدای حسینم.

نه تنها مادر اینگونه مودب و شجاع بود که او در دامان انسان کاملی همچون پدرش رشد یافت و بزرگ شد و فنون معرفت، ایمان، کمال و بزرگی را در خود نهادینه کرد تا جایی که امیرالمومنین علی (ع) درباره تکامل فرزندشان می فرمایند: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در کودکى علم آموخت و به سان نوزاد کبوتر، که از مادرش آب و غذا مى‌گیرد، از من معارف فرا گرفت.

او برادرانی همچون امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را داشت و از همنشینی با این بزرگواران نیز بهره های فراوان برد و این بستر مناسبی شد تا او انسانی بصیر بار بیاید و پرورش یابد.

حضرت امیر(س) وقتی به قامت رشید او می نگریست از چشمانش اشک جاری می شد و وقتی همسر علت این اشک ها را می پرسید حضرت می فرمودند روزی دستان عباسم در راه مکتب حسینم قطع می شود و به جای آن خدای متعال دو بال به او خواهد داد تا مانند عمویش جعفر در بهشت به پرواز در آید.
با اینکه او به هنگام شهادت پدر، 14 سال و 47 روز داشت اما همیشه همراه پدر بود و از هیچ تلاشی برای یاریش کوتاهی نمی کرد تا جایی که در جنگ صفین با اینکه نوجوانی 12 ساله بود اما حماسه آفرین بود.


جایگاه حضرت ابوفاضل(س) در نزد ائمه معصومین(ع)

نگاهی کوتاه به سخنان آن بزرگواران جایگاه آن حضرت را نزد آنان تعیین می کند:

هنگامی که دشمن در شب عاشورا مقابل کاروان امام (ع) ایستاد و شروع به داد و فریاد کرد، امام(ع) رو به برادر کردند و فرمودند: عباسم برادرم، جانم به فدایت، سوار مرکب شو و نزد این قوم برو و از ایشان بپرس به چه منظور آمده اند و چه می خواهند.

با اندیشه در این درخواست امام به دو نکته پی می بریم یکی آنکه امام می فرمایند فدایت شوم که این نشان از جایگاه عظیم ایشان دارد چرا که امام (ع) دور از تعارفات و العیاذ بالله سخن بیهوده است و دیگر اینکه ایشان حضرت عباس(ع) را به عنوان نماینده خود به اردوگاه دشمن می فرستند.

یا آن زمان که در روز عاشورا پیکر مطهرشان بر روی زمین افتاده بود، امام فرمودند: الان انکسر ظهری و قلت حیاتی  که این جمله بیانگر جایگاه آن حضرت نزد امام(ع) است.

در زیارتنامه ای حضرت ولی عصر(عج) برای شهدای کربلا ایراد فرموده اند نیز عموی بزرگوارشان را اینگونه مورد خطاب قرار می دهند: السلام علی ابی الفضل العباس بن امیرالمومنین المواسی اخاه بنفسه، الاخذ لغده من امسه، الفادی له،‌الوافی الساعی الیه بمائه، المقطوعه یداه لعن الله قاتله یزید بن الرقاد الجهنی و حکیم بن طفیل الطائی.


یا امام سجاد(ع)  با اشک فرمودند: هیچ روزی بر رسول خدا (ص) سخت تر از روز جنگ احد نبود، زیرا در آن روز عموی پیامبر(ص)، حمزه بن عبدالمطلب کشته شد و بعد از آن روز بر پیامبر(ص) هیچ روزی سخت تر از روز جنگ موته نبود، زیرا در آن روز پسر عموی پیامبر(ص) جعفر بن ابی طالب کشته شد. سپس امام زین العابدین (ع) فرمودند: هیچ روزی همچون روز مصیبت پدرم نیست که 30 هزار تن در مقابل ایشان ایستادند و می پنداشتند، که از امت اسلام هستند و هر یک از آنها می خواستند از طریق ریختن خون پدرم به نزد پروردگار روند.

آنگاه امام سجاد(ع) فرمودند:‌ خداوند حضرت عباس (ع) را رحمت کند که بحق ایثار کرد و امتحان شد و جان خود را فدای برادرش کرد تا آنکه دو دستش قطع شد. لذا خداوند عزوجل در عوض،‌ دو بال به او عطا کرد تا همراه ملائکه در بهشت پرواز کند، همان طور که به جعفر بن ابی طالب (ع) هم دو بال عطا فرمود و به تحقیق، حضرت عباس (ع) نزد پروردگار مقام و منزلتی دارد که روز قیامت همه شهدا به آن مقام و منزلت غبطه می خورند. 

جایگاه ویژه حضرت عباس(ع) در میان شهدا

شاید این سوال مطرح شود که دیگر شهدای کربلا و از صدر اسلام تا کنون نیز از جان خود گذشته اند پس چه موضوعی حضرت ابوفاضل(ع) را از دیگر شهدا متمایز می کند؟

باید به این سوال اینگونه پاسخ داد که معرفتی که ایشان در اطاعت از امام خویش داشت، بالاتر و کاملتر بود و بر اساس دیدگاه اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام، آنچه که اعمال انسان ها را از دیگران متمایز می کند و به آن ارزشی متفاوت می دهد، بینش و بصیرت است چنانکه رسول خدا(ص) در مورد ضربه حضرت امیر(س) در روز خندق می فرمایند: ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده الثقلین


القاب ابوفاضل(ع) 

1. قمر بنى‌هاشم: به دلیل بهره‌ مندى بسیار حضرت عباس(ع) از جمال و جلال و سیماى سپید و زیبا و سیرت سبز و نورانى، به این لقب شهرت داشتند. 
2. باب الحوائج: کریمى از دودمان کریمان که چون حاجتمندى سوى او روى کند، خواسته‌ هایش را برآورده مى‌کند. 
3. طیار: بیانگر مقام و عظمت‌ حضرت عباس(ع) در فضاى عالم قدس و بهشت جاودان است. 
4. الشهید: شهادت که نشان نمایان ابوالفضل(ع) است و در چهره حیات او درخشندگى بسیار دارد، زمینه ‌ساز این لقب است.
5.سقا: دلاورى حضرت در صحنه هاى حیرت‌ آور آب‌رسانى به تشنگان، سبب این لقب شد. 
6. عبد صالح: لقبى که حضرت صادق(ع) در زیارت عموى گرانقدرش بدان اشاره دارد: 

السلام علیک ایها العبد الصالح: سلام بر تو اى بنده صالح خدا. 

7. سپه سالار: صاحب لوا یا سپه سالار لقب بزرگترین شخصیت نظامى است و عباس(ع) در روز عاشورا این لقب را از آن خود کرد.
8. پرچمدار و علمدار: یادآور دلاورى و حفظ لشکر در برابر دشمن است. علمدارى عباس(ع) این لقب را برایش به ارمغان آورد. 
 القاب دیگری نیز مانند ابوقربه (صاحب مشک)، عمید (یاور دین خدا)، سفیر (نماینده حجت ‌خدا)، صابر (شکیبا)، محتسب (به حساب خدا گذارنده تلاشها)، مواسى (جانباز و مدافع حق)، مستعجل (تلاشگرى مهربان در برآوردن حاجات دیگران) و ... نیز برای آن حضرت بیان شده است.

 

 

 

برگرفته از مطلبی نقل شده در سایت تبیان.

دیدگاه تان را بنویسید