jamee

چند روزی همقدم با شهید وزوایی-2

محسن از همان روزهای اول که سید محمد حسین را دید بدجوری رفته بود توی نخش و مدام می گفت این بچه سید مال این دنیا نیست.

جی پلاس - منصوره جاسبی: هنوز مدتی از اشغال لانه نگذشته بود که سید محمدحسین(1) چندین بار برای دیدن بچه ها به آنجا آمد و برایشان سخنرانی کرد.

هر بار که او می آمد، محسن(2) همه حواسش به او بود تا اینکه یک روزی گفت: این بچه سید مال این دنیا نیست و موندنی هم نیست توی یه عالم دیگه س و وقتی او پرسید منظورت را واضح تر توضیح بده. لبخندی زد و گفت: همین که گفتم یعنی موندنی نیست و باید بره دیگه.

روزگار گذشت و جنگ شروع شد و مدتی گذشت تا یک روز خبر قتل عام سید و بچه هایش در هویزه همه را بهت زده و غمگین کرد. همان روز بود که محسن درگوشی بهش گفت: دیدی داداشی، گفتم که سید موندنی نیست.

سید رفته بود و محسن مدام غصه می خورد و آرام و قرار ازش گرفته شده بود و می گفت ای کاش من هم در هویزه بودم.(3)

 

1. شهید سید محمد حسین علم الهدی، فرمانده سپاه هویزه که به همراه جمعی از یاران دانشجویش در شانزدهم دی ماه 59 در هویزه به وسیله تانک های بعثی به شهادت رسیده و پیکرهای مطهرشان زیر شنی های تانک ماند.

2. شهید محسن وزوایی، فرمانده گردان حبیب بن مظاهر لشکر 27 حضرت رسول (ص) که در دهم اردیبهشت سال 61 در عملیات الی بیت المقدس به درجه رفیع شهادت نایل شد.

3. برگرفته از کتاب ققنوس فاتح. 

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند
کدخبر: 1268238
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ