jamee

چند روزی همقدم با شهید صابری-4

عباس عادت داشت هر وقت حنا می گذاشت، می گفت: این برای حضرت علی اصغر(س)، این برای حضرت علی اکبر(س) و این هم برای حضرت قاسم(س).

جی پلاس ـ منصوره جاسبی: چند روزی به ماه محرم مانده بود که برای مرخصی به تهران آمد. یک شب از مادر خواست تا برایش حنا آماده کند و در پاسخ سوال مادر که گفت: «حالا چه وقت حنابندانه؟!» گفت: «آخه قراره این دست ها قطع بشه». 

دل مادر از این حرف عباس(1) گرفت و آهسته روی دستش زد و گفت: «قصد شکنجه کردنه منو داری؟!»

عباس عادت داشت هر وقت می خواست حنا بگذارد می گفت: این برای حضرت علی اکبر(س)، این برای حضرت قاسم(س) و این هم برای حضرت علی اصغر(س)، آن شب هم این عادتش را تکرار کرد و این قضیه توی دل مادر را بیشتر خالی کرد و برای اینکه بتواند آن را تهران نگه دارد ازش خواست که امسال توی تکیه ای که خودش به راه انداخته عزاداری کند و صدایش را هم ضبط کند.

او هم چشمی گفت و خندید و چند روز بعد وقتی توی پادگان دوکوهه برای غسل شهادت رفته بود، صدایش را ضبط کرد و گفت: من در حمام شهید همت هستم و غسل شهادت می‌کنم. آرزو دارم در روز عاشورای امسال در محضر اباعبدالله(ع) باشم. 

گروه تفحص برای یافتن پیکرهای مطهر شهدا راهی فکه شدند و عباس نیز آنها را همراهی می کرد...

روز هفتم محرم بود و کانال والمری که مین منفجر شد و دست و پای عباس را با خود برد و پیکری که به خون نشست و آرزویی که برآورده شد.

دلش می خواست روز عاشورا او را تشییع کنند و همین هم شد، جمعیت زیادی آمده بودند تا دومین شهید خانواده صابری را سال ها بعد از جنگ مشایعت کنند.(2) 

 

ادامه دارد...

 

1. شهید عباس صابری از بچه های تفحص که در پنجم خرداد سال 75 به شهادت رسید. پیش از او؛ یعنی در دوران دفاع مقدس برادرش حسن نیز به شهادت رسیده بود.

2. برگرفته از گفت و گوی مادر شهید.

 

 

 

 

 

کدخبر: 1166187
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ