life

روزهای انقلاب به روایت صادق طباطبایی-5

آن روزها ما در مدرسه‌ رفاه‌ بودیم‌ و حسب‌ ضرورت‌ با امام‌ دیدار‎ ‎‌می‌کردیم. گزارش ها لحظه به‌ لحظه‌ جمع‌آوری‌ و دسته‌بندی‌ شده‌ و به‌ اطلاع‌ امام‌‎ ‎‌می‌رسید.‌

جی پلاس: ‌‌فردای‌ آن‌ روز یعنی‌ در 17 بهمن‌ راهپیمایی‌ باشکوهی‌ در حمایت‌ و پشتیبانی از دولت‌‎ ‎‌مهندس بازرگان‌ برگزار شد. بختیار مجبور به‌ واکنش‌ شد و اعلام کرد، دولت‌ موقت‌ را‎ ‎‌تا همین‌ طور هست‌ جدی‌ نمی‌گیرد، چون‌ دو دولت در یک‌ کشور معنی‌ ندارد که‌ امام‌‎ ‎‌هم‌ در پاسخ‌ گفتند همین‌ طور است‌ دولت شما غیر قانونی‌ است‌ و باید برود. این‌‎ ‎‌جریانات‌ در تاریخ‌ انقلاب‌ ثبت‌ شده‌ است.‌

‌‌در روزهای‌ بعد هم‌ ما در مدرسه‌ رفاه‌ بودیم‌ و حسب‌ ضرورت‌ با امام‌ دیدار‎ ‎‌می‌کردیم. گزارش های لحظه به‌ لحظه‌ جمع‌آوری‌ و دسته‌بندی‌ شده‌ و به‌ اطلاع‌ امام‌‎ ‎‌می‌رسید.‌

‌‌در این روزها که مهندس بازرگان در تدارک کامل کردن اعضای دولت خود بود،‎ ‎‌جنب و جوش فراوانی در میان روحانیان نزدیک به شورای انقلاب و نیز گروه‌های‎ ‎‌سیاسی دیگر  مشاهده می‌شد. روحانیون اصراری برای شرکت در دولت نداشتند، ولی‎ ‎‌می‌کوشیدند افرادی را به دولت توصیه کنند که مطیع آنان بودند. مهندس بازرگان هم‎ ‎‌مهم‌ترین ضابطه اش تدین و تخصص توأمان بود. به شکل و قیافه و ریش و کراوات‎ ‎‌کاری نداشت. گرچه، ظاهر منظم و تقید افراد به تمیزی و نظافت برایش امتیاز محسوب‎ ‎‌می‌شد.‌

‌‌برای امام هم همین نکات مطرح بود. در تجربه 15 سال ارتباطی که با امام داشتم و‎ ‎‌دقتی که در سلوک ایشان کرده بودم، می‌دیدم که ایشان به آراستگی ظاهر، البته در کنار ‌‎ ‎‌پیراستگی درون، عنایت خاصی داشتند. حتی خود ایشان در هماهنگ بودن رنگ قبا و ‌‎ ‎‌جوراب‌هایشان دقت می‌کردند. اگر قبای ایشان سورمه‌ای بود، حتماً جوراب خاکستری‎ ‎‌و نه قهوه‌ای می‌پوشیدند. هیچگاه از ایشان نشنیدم که چرا صورت خود را می‌تراشم‎ ‎‌یا در مورد دیگران به داشتن ریش، توصیه کرده باشند.‌

 

 برشی از کتاب خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی؛ ج 3، ص 228؛ چاپ سوم (1392)؛ ناشر: چاپ و نشر عروج.

کدخبر: 1103334
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ