life

روایت انقلابی که 40 ساله شد-47

در همان روزهایی که قیام 19 دی اتفاق افتاده بود، آقایان مکارم، نوری، یزدی و مشکینی تبعید شدند و جلسه ای با حضور آقایان امینی، جوادی آملی، محمدی گیلانی، طاهری، صانعی، مؤمن و موسوی تبریزی در خانه آقای صانعی تشکیل شد.

جی پلاس: ‌‌نزدیک غروب 19 دی بود که آن حادثۀ خونین و غم انگیز‌‎ ‎‌به وجود آمد. بعد از تهاجم وحشیانۀ عمال رژیم به مردم و طلاب که به زخمی و شهید‌‎ ‎‌شدن جمعی از تظاهرکنندگان انجامید، فضای قم را وحشت و خفقان فرا گرفت؛ حتی‌‎ ‎‌بعضی از نزدیکترین دوستان ما که در آن جلسات جامعه مدرسین حوزۀ علمیۀ قم حضور‌‎ ‎‌می یافتند و در تهیه و توزیع اعلامیه ها همکاری می کردند، بعد از حادثۀ 19 دی در لاک‌‎ ‎‌خود فرو رفتند و منطقشان این بود که دیگر کاری نمی شود انجام داد. حتی بعد از این‌‎ ‎‌ماجرا که من به منزل آیت الله آقای نوری رفتم تا در جریان اوضاع قرار گیرم، از آنجا که‌‎ ‎‌کشتار 19 دی بعد از سخنرانی بنده و آیت الله نوری اتفاق افتاده بود، لذا پیوسته به ما‌‎ ‎‌تلفن کرده و کسب تکلیف می کردند. من هم بلافاصله و بدون هماهنگ کردن با‌‎ ‎‌جمع، به نظرم می رسید که افراد را به اجتماع در منزل آیت الله العظمی گلپایگانی ترغیب‌‎ ‎‌کنم. اینجا بود که یکی از مدرسین به من تلفنی گفت: آقای موسوی! اجتماع و تظاهرات‌‎ ‎‌مجدد خطرناک است. گفتم بنا نیست وقتی چهار ـ پنج نفر شهید شدند که ما مبارزه را‌‎ ‎‌رها کنیم. گفتند: به هر حال تکروی درست نیست. گفتم: مسأله ای نیست. پس حاضر‌‎ ‎‌شوید تا جلسه ای با حضور آقایان تشکیل دهیم و تعیین تکلیف کنیم. قرار شد جلسه در‌‎ ‎‌منزل آیت الله آقای طاهری خرم آبادی تشکیل شود. بنده مسئولیت تلفن کردن به‌‎ ‎‌حضرات و هماهنگی با ایشان را به عهده گرفتم. سرانجام موفق شدیم ده ـ دوازده نفر از‌‎ ‎‌مدرسین حوزه را جمع کنیم. در ساعت یازده صبح که در منزل آقای طاهری بودیم،‌‎ ‎‌طلاب در بیت مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی اجتماع کرده و به شعار و تظاهرات‌‎ ‎‌پرداخته بودند و باز هم مأمورین رژیم با آنان برخورد کرده بودند. ما در آن ساعت با‌‎ ‎‌آقایان راجع به محکوم کردن حادثۀ 19 دی صحبت می کردیم و بنا شد اطلاعیه ای صادر‌‎ ‎‌شود و آقایان امضا کنند. جلسه به پایان رسید و اعلام شد که برای بقیۀ صحبتها، شب بعد‌‎ ‎‌در منزل آیت الله شیخ یوسف صانعی اجتماع کنیم. این جلسه روز بیست و یکم دی 56،‌‎ ‎‌شب هنگام در منزل آقای صانعی برگزار شد. در طی آن، برخی از آقایان نظرشان این بود‌‎ ‎‌که باید سکوت و آرامش حاکم شود و تنها به نوشتن نامه و محکوم کردن رژیم بسنده‌‎ ‎‌کنیم و واقعاً هم شرایط طوری بود که هر لحظه امکان داشت مأمورین رژیم به منزل‌‎ ‎‌آقایان بریزند و آنان را تبعید کنند که همین طور هم شد. در همین روزها آقایان مکارم،‌‎ ‎‌نوری، یزدی و مشکینی را هم تبعید کردند و کار به جایی رسید که وقتی در منزل آقای‌‎ ‎‌صانعی تشکیل جلسه دادیم، جمع ما اندک بود. به یاد دارم که آقایان: امینی، جوادی‌‎ ‎‌آملی، محمدی گیلانی، طاهری، صانعی، مؤمن و بنده حضور داشتیم و بقیه هم از سر‌‎ ‎‌ملاحظه یا ترس، در جلسه حاضر نشدند. به هر تقدیر از حاضران امضا گرفتیم؛ البته‌‎ ‎‌بعضیها گفتند: فعلاً قصد قربت از ما «متمشّی» نمی شود و امضا نکردند. جلسه تمام شد‌‎ ‎‌و برای اتمام حجت و کامل شدن کار، به نزد علمایی که در جلسه حاضر نبودند رفتم و‌‎ ‎‌خوشبختانه برخی از آنان پذیرفتند که ذیل اعلامیه را امضا کنند که به گمانم اصل نسخۀ‌‎ ‎‌این اعلامیه در حال حاضر نزد من باشد. بعد قرار شد که هر کدام از آقایان، به دنبال‌‎ ‎‌وظیفۀ خود برود. از جمله مقرر شد که خدمت مراجع ثلاث وقت‌‎[1]‎‌ برسیم تا نظر مساعد‌‎ ‎‌‎آنان را برای ابراز واکنش نسبت به رژیم و جنایات آن، جلب کنیم که البته به طور کامل به‌‎ ‎‌نتیجه نرسیدیم. تنها اتفاق قابل ذکری که به عنوان عکس العمل فاجعۀ قم روی داد،‌‎ ‎‌تعطیلی دروس مدرسین تا هفت روز بعد از این حادثه بود. روز هشتم هم برخی از آقایان‌‎ ‎‌صحبتی در مورد 19 دی داشتند؛ از جمله آقای شریعتمداری قدری صحبت کردند. در‌‎ ‎‌آن روزها فضای عجیبی بر حوزه حاکم بود. از سویی ترس و وحشت از جانب رژیم و‌‎ ‎‌ساواک و بگیر و ببند و از سوی دیگر، خشم و نفرت طلبه های جوان و مبارز از شاه و‌‎ ‎‌پلیدیهای او. رذالتهای رژیم تمامی نداشت تا جایی که مأمورین شاه می خواستند‌‎ ‎‌زخمیهای حادثۀ 19 دی را از بیمارستانها خارج کنند و با خود ببرند که خوشبختانه ما‌‎ ‎‌زودتر اقدام کردیم و تیرخورده ها را مخفیانه به منازل بردیم و تحت مداوا قرار دادیم.‌‎ ‎‌برای مردم سؤال بود که چرا آقایان مراجع، برای شهدای 19 دی مجلس فاتحۀ علنی‌‎ ‎‌ترتیب ندادند. ما در جلساتی که با دوستان داشتیم، از همان سؤال می کردیم که چه باید‌‎ ‎‌کرد؟ وقتی به چهلم شهدا نزدیک شدیم، همچنان احساس می کردیم که آقایان و بزرگان،‌‎ ‎‌مایل به کار پر سر و صدا نیستند. سرانجام تنها قرار شد که آقایان مراجع و مدرسین رده‌‎ ‎‌بالا اطلاعیه ای بدهند و اعلام عزای عمومی کنند و مردم هم با سکوت و آرامش در‌‎ ‎‌منازل خود باشند. ما به نظرمان رسید که در همین حد هم مغتنم است. اطلاعیۀ مزبور‌‎ ‎‌منتشر شد و به گمانم نخستین اطلاعیه ای بود که به امضای مراجع ثلاث رسید. 

 

 

1. حضرات آیات گلپایگانی، نجفی مرعشی و شریعتمداری.

برشی از کتاب خاطرات آیت الله سید حسین موسوی تبریزی؛ ج 1، ص 406-408؛ چاپ دوم (1387)؛ ناشر: چاپ و نشر عروج.

کدخبر: 1092889
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ