life

روزهای پاریس به روایت صادق طباطبایی-22

همه کشورها از انقلاب مردم ایران و رهبری امام مطلع شده بودند و بچه ها قصد داشتند به نمایندگی از سوی رهبر انقلاب بر کار سفارتخانه ها نظارت داشته باشند.

جی پلاس: ‌‌در اوایل روی‌ کار آمدن‌ دولت‌ بختیار اتحادیه‌ انجمنهای اسلامی دانشجویان تصمیم‎ ‎‌گرفت‌ برخی‌ از سفارتخانه‌های‌ ایران‌ در کشورهای مختلف اروپا را در اختیار بگیرد و‎ ‎‌امور سفارتخانه‌ را زیر نظر داشته‌ باشد و بویژه از فعالیت‌ دایره‌ مربوط‌ به‌ ساواک‌‎ ‎‌جلوگیری‌ کرده و کلیه دفاتر و اتاقهای آنان‌ را لاک و مهر کند. در بعضی جاها مانند‎ ‎‌امریکا مقاومتهایی صورت گرفت‌ بدین‌ منظور از امام‌ خواستیم‌ نظر خود را برای اجرا به‌‎ ‎‌انجمنهای اسلامی‌ کتباً ابلاغ‌ کنند. این‌ مکتوب به‌ تاریخ 28 دی‌ 1357 مطابق‌ با 19 صفر ‌‎‎1399 صادر شد. در مورد سفارت‌ ایران در بُن‌ پایتخت‌ آلمان‌ غربی، من موضوع‌ را به‌‌‎ ‎‌امام‌ اطلاع‌ دادم‌ که‌ مدیران اتحادیه‌ چنین‌ قصدی دارند و افراد قابل‌ اطمینانی‌ هستند، اگر ‌‎ ‎‌احتیاجی به حمایت‌ شما بود در جریان باشید. ما احتمال‌ می‌دادیم‌ که‌ پلیس‌ مانع بشود.‎ ‎‌از این‌ لحاظ‌ می‌خواستیم به آن‌ها در صورت لزوم‌ و مداخله بقبولانیم که قصد اشغال‌‎ ‎‌سفارت‌ را نداریم، بلکه‌ به‌ نمایندگی‌ از سوی رهبر انقلاب فقط‌ بر کار آن‌ها نظارت‎ ‎‌می‌کنیم و این‌ کار مبتنی بر دستورات‌ دینی‌ است. در آن‌ زمان‌ همه‌ کشورها از انقلاب‌‎ ‎‌مردم‌ ایران‌ و رهبری‌ امام‌ مطلع بودند. امام‌ از شنیدن‌ این‌ موضوع خوشحال‌ شدند. یکی‌‎ ‎‌دو روز بعد دوستان ما به‌ سرپرستی‌ آقای مهندس حسین‌ کاشفی رفتند به‌ سفارت‌ ایران ‌‌در بُن، برخلاف‌ انتظار آقای‌ دکتر صدریه‌ که سفیر بود از آنها استقبال‌ کرده‌ بود.‌‎[1]‎‌ غروب‌‎ ‎‌همان‌ روز آقای کاشفی‌ با من‌ تماس‌ گرفت‌ و اظهار داشت‌ سفیر مایل‌ است‌ با شخص‌‎ ‎‌من مذاکره کند. خودم‌ با آقای‌ دکتر صدریه‌ صحبت‌ کردم. گفتم‌ آقایان‌ ماموریت دارند‎ ‎‌مجموعه‌ قسمت ساواک‌ را در سفارتخانه‌ در اختیار بگیرند، شما آنجا را لاک‌ و مهر ‌‎ ‎‌کنید و کلید را به‌ دست‌ آنها بدهید. ایشان‌ گفت‌ آنجا دست‌ من‌ نیست. گفتم‌ پس‌‎ ‎‌خودشان‌ می‌روند و انجام‌ می‌دهند و دیگر شما کاری و مسئولیتی در این زمینه ندارید.‎ ‎‌منظور دکتر صدریه‌ از گفتگو با من کسب‌ اطمینان‌ از اظهارات‌ نمایندگان‌ اتحادیه‌ و حدّ‎ ‎‌و حدود ماموریت، اختیارات و مسئولیت آنان بود.‌

‌‌به‌ هر حال‌ دوستان طبقه سوم‌ ساختمان‌ سفارت‌ را که‌ در دست‌ ساواک بود اشغال‎ ‎‌کردند و قرار شد در صورت‌ لزوم‌ با ما در پاریس‌ یا آقای خاتمی‌ در مسجد هامبورگ ‎‌ارتباط‌ برقرار کنند. بعد هم‌ شروع‌ کردند به جمع‌آوری‌ فیشها و شناسایی رمزها و کُدها،‎ ‎‌یک‌ درگیری‌ کوچک‌ هم با مامورین‌ سابق‌ پیدا کردند.‌

 

 

 

برشی از کتاب خاطرات سیاسی اجتماعی دکتر صادق طباطبایی؛ ج 3، ص 151-153؛ چاپ سوم (1392)؛ ناشر: چاپ و نشر عروج.

 

 

 

کدخبر: 1090187
ارسال نظر

اخبار مرتبط
موضوعات داغ