یادداشتی از:

پایگاه خبری جماران: بشیر معتمدی دکترا علوم ارتباطات و عضو هیات علمی در یادداشتی به مشابه سازی های متعدد نابجا با تاریخ صدر اسلام، پرداخته است.

در یادداشت دکتر بشیر معتمدی آمده است:

در خبرها آمده بود که جناب حجت الاسلام مهدی طائب رئیس شورای مرکزی قرارگاه عمار پنجشنبه شب در مسجد حضرت رقیه مشهد اظهار داشته­ اند: «بعد از ۴۰ سال ایران به مرز اسرائیل رسیده است در حالی که ۴۰ سال پیش هیچ نداشتیم و اکنون به اینجا رسیده ایم. الان وقت مذاکره نیست، چون ما بار آمادگی ظهور امام زمان (عج) را برداشته ایم.» (خبرگزاری ایرنا).

یکی از ایده های جناب آقای طائب و دوستان همفکرشان «نفی مذاکره» است و همواره برای این ایده خود مثالهای تاریخی از صدر اسلام ذکر می کنند تا نشان دهند که مذاکره با دشمن بسیار خطرناک است. مانند همین سخنرانی که ایشان وضعیت حاضر را مشابه جنگ صفین و زمانی که مالک اشتر به پشت خیمه معاویه رسیده بود، دانسته اند و با این مشابه سازی، هرگونه «مذاکره» را در حال حاضر نفی کرده اند.

هدف این یاداشت، اثبات مذاکره با دشمن در حال حاضر نیست. تشخیص این امر به عهده مسئولان اصلی نظام است و البته به اعتقاد نگارنده، الان  به لحاظ تهدیدات و تحریم هایی که دشمن می کند، حداقل زمان مناسبی برای مذاکره با او نیست. هدف این یادداشت، نقد «نفی مذاکره» با استناد به شواهد تاریخی است.

آنچه این یادداشت بر آن تأکید دارد، مشابه سازی های متعدد نابجا توسط ایشان و دوستانشان با تاریخ صدر اسلام است که تاکنون چندین بار در سخنرانیهای مختلف شنیده شده است. چنانکه اخیراً نیز سخنران دیگر این جریان یعنی جناب حجت الاسلام پناهیان در سخنان خود در تلویزیون ایران، مذاکرات آقای ظریف را با مذاکرات ابو موسی اشعری در جریان حکمیت بعد از جنگ صفین تشبیه کرده بود.

این روش نه تنها موجب می شود که تاریخ صدر اسلام با توجه به خواست و نظر سیاسی سخنگویان تفسیر و تأویل شود و در نتیجه زمینه تحریف تاریخ را فراهم آورد، بلکه با تعمق در تاریخ و یادآوری نمونه های خلاف آن مورد، موجب خدشه به چهرهای امامان معصوم می شود و این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می کند که کدام روش با سیره معصومین (ع) مطابقت دارد؟

در همین سخنرانی اخیر، ایشان به داستان جنگ صفین اشاره کرده و از همین امر برای نفی مذاکره استدلال نموده است. اما در تاریخ اسلام دقیقاً مثالی بر خلاف مثال حاضر وجود دارد. اگر استدلال ایشان را بپذیریم که بعد از چهل سال ایران به مرز اسرائیل رسیده و اکنون وقت مذاکره نیست، روش پیامبر اسلام (ص) در جریان فتح مکه  را چگونه توجیه می کنند که پیامبر (ص)پشت دروازه شهر مکه رسیده بودند، اما در همان حال حاضر شدند با ابوسفیان سر دسته مخالفان پیامبر (ص) مذاکره کنند؟ از نظر سخنران محترم بهتر نبود پیامبر اسلام (ص) راه مذاکره با ابوسفیان را می بست و فردا صبح آن روز به مکه حمله می کرد؟ پس چرا پیامبر اسلام (ص) چنین نکردند؟

اما مشکل مضاعف آنجا است که اکنون در نزد مخاطبان این سؤال ایجاد می شود که کدام سیره درست است؟ آیا دو معصوم که هر دو از نظر شیعیان دارای عصمت و در نتیجه بری از خطا هستند، دو روش متفاوت داشتند؟ آیا نتیجه آن نخواهد شد که مخاطب خدای نکرده یکی از دو روش را  حمل بر خطا کند؟ و آیا این امر سبب خدشه بر چهره این دو بزرگوار نخواهد شد؟

حقیقت آن است که قرار نیست از تاریخ برای زمان حاضر مشابه سازی شود. بله، تاریخ برای عبرت است و مخصوصاً هر صحنه و رویداد تاریخ اسلام درسی برای ما پیروان آن بزرگواران در زمانه حاضر دارد. اما قرار نیست مشابه سازی شخصیتهای صدر اسلام  با شخصیتهای حال حاضر گردد. اساساً چه کسی به آقایان اجازه چنین شبیه سازیها را داده است ؟ چرا آقایان برای مطامع سیاسی خود  از اسلام و تاریخ صدر اسلام سوء استفاده می کنند؟

«مذاکره» نیز یکی از روشهایی بوده است که معصومین (ع) در موقعیتهای مختلف تاریخی و بنا بر مصالح جامعه مسلمین از آن استفاده کردند. البته در مواردی هم امام معصوم صلاح را در جنگ دیده اند. بنابراین در نزد معصومین، روش مقابله با دشمن چنانچه ماهیت آن مانند «دروغ» و «نیرنگ» با دستورهای الهی تضاد نداشته باشد، می تواند شامل هر روشی باشد. مهم آن است که مصلحت اسلام و  جامعه مسلمین چه چیزی را اقتضاء کند و با صلاح و مشورت با خبرگاان و نخبگان جامعه، مسیر صحیح انتخاب گردد.

انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.