یادداشتی از:

مطلب نخست: چهره اول بعثت؛ چهره اختصاصی نسبت به شخص حضرت رسول(ص) است که از آن تعبیر شده به "تجلی اعظم" ؛ «بِالتَّجَلِّی الْأَعْظَمِ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّم».

تجلی؛ تابش است و در تجلی، در عین اینکه مبداء آن جابجا نمی شود ولی نور او به حرکت در می آید و روشن کننده می شود، مانند آفتاب.

بر خلاف "تجافی" که در امور جسمانی و مادی بکار می رود و حکایت از جابجایی یک جسم دارد مانند نزول باران که از بالا به پایین می اید."رسول الله و قرآن" ؛ "تجلی اعظم" است،  یعنی؛ بزرگترین تابش آن سوئی است که به تعبیر علامه طباطبائی؛ یک انسان ناخوانده و استاد ندیده، در ارتباط ویژه ای با خدا؛ "معلم کل هستی"  می شود.
درقبال این پیامبر که تجلی اعظم شمرده شده؛ فرشتگان و انبیاء و کتابهایشان"تجلی عظیم" هستند که هر کدام به اندازه و وسعت وجودی و کمالی خویش خدا را نشان می دهند.

مطلب دوم:

و اما چهره بیرونیِ بعثت، بر اساس حدیث معروف "بُعثت لاتمم مکارم الاخلاق" ؛ اخلاق است.

عده ای بر این گمانند که پیامبر، آورنده و ترویج کننده فقط "اخلاق" است، لذا در این تفکر و مدرسه، به شریعت و معرفت کم لطفی ها شده!

گروه دیگری که اکثر اهل فکر و دین را تشکیل می دهند، شریعت و احکام در بعثت سخن اول را دارد ولی "اخلاق" پر اهمیت تر شمرده می شود.

اما؛ اجازه دهید معنای سومی را در این موضوع عرضه کنم و آن این است که "اخلاق" یکی از ره آوردهای بعثت نیست، بلکه "محور و میزان" همه آموزه های پیامبر(ص) است.

بدین معنا که هدف بعثت این بوده که؛ همه شریعت، همه معیشت، و همه سیاست، و نیز معرفت؛ باید آمیخته با "اخلاق" باشد. برای این مهم، پیامبر مبعوث گشت.

این معنا اگر پیاده شود، تمام آموزه های دینی ما که ارتباط با دنیا و آخرت ما دارد را به شدت متحوّل می کند.

درست در این نقطه بسیار عقب گرد داشته ایم که در مطلب بعدی با تمسک به نهج البلاغه تثبیت می شود.

مطلب سوم:

متاسفانه؛ چهره زیبای "بعثت" در این وادی یعنی محوریت و آمیختگی دین با "اخلاق" را به شدت، آسیب زده و عقب مانده ایم!

یعنی؛ در معیشت و در سیاست و نیز، انجام و ترویج وحتی نظریه پردازی و فتوا، پای بند اخلاق بصورت جدی و شایسته نبوده ایم!

تعجب نکنید و دلگیر مشوید چرا که این آسیب شناسی را، در اولین بار‌ حضرت امیر(ع) که خود محور بعثت است (لذاست که درشب مبعث زیارت ایشان مستحب است)، انجام داد.

در نهج البلاغه آمده:

اسلام را زیر ورو کردید و از آن نامی بیش، نمانده؛ کَأَنَّکُمْ تُرِیدُونَ أَنْ تُکْفِئُوا الْإِسْلَامَ عَلَى وَجْهِهِ! مَا تَتَعَلَّقُونَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا بِاسْمِهِ وَ لَا تَعْرِفُونَ مِنَ الْإِیمَانِ !

همیشه تاریخ؛ از زمان خلفاء تا معاویه و عباسیین و ... امروز جهان اسلام، نماز و روزه و حج و ازدواج و ... بوده اما متاسفانه خالی از "اخلاق" !

نشانه این مدعای تلخ؛ اوضاع مساجد و شرایط بازار و نیز آمار تکان دهنده طلاق و چیزهای دیگر ، است!

مطلب چهارم:

خروجی فقه و شریعت، معاش و تناسات مالی و خانوادگی وقتی فاقد "اخلاق"  باشد؛ چیزی جز "خرابکاری دینی " به همراه ندارد!

امام علی(ع) فرمود: با دوری از حقیقتِ بعثت؛ "حرمت" و نیز "امنیت"، به چالش بزرگ کشیده شد؛ 

لِمِیثَاقِهِ الَّذِی وَضَعَهُ اللَّهُ لَکُمْ حَرَماً فِی أَرْضِهِ وَ أَمْناً بَیْنَ خَلْقِه ! (نهج البلاغه خطبه ۱۹۲)

نتیجه این شده که:

اولا؛ بی لیاقتان کرسی نشین مناصب می شوند!

ثانیا؛ بیت المال مسلمین، دست به دست استفاده شخصی و گروهی و جناحی می شود!

و ثالثا؛ شهروندان که بندگان محبوب خدا هستند؛ معرکه بازی سیاست ورزان و ریاست طلبان می شوند!

أَنْ یَلِیَ أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَفُجَّارُهَا فَیَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا وَعِبَادَهُ خَوَلًا وَالصَّالِحِینَ حَرْباً وَالْفَاسِقِینَ (نهج نامه ۶۲) .

نا امید نیستیم؛ امیدواریم با آگاهی روز به روز جامعه و تلاش علمی محققان و اندیشمندان و رسانه ها و نیز صداقت مسئولین، شاهد زنده و بلکه  نو به نو شدنِ داشته های  "بعثت" باشیم. انشاءالله

انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.