حضرت آیت‌الله جوادی آملی فرمودند: عذاب‌ها را خداوند می‌فرماید که «ذوقوا» او می‌چشد و هضم می‌کند اما با تلخی و دشواری، بنابراین هر ذائقی مذوق را حذف می‌کند، ذائق آن آب داغ را و آن طعام اثیم و غسلین را می‌چشد، کسی که مرتب با رفتار و گفتارش با نوشتارش به دیگران تیغ می‌زند، در جهنم لایق ضریع است و آن را می‌چشد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به نقل از خبرگزاری رسا، حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، امروز، دوشنبه 2 بهمن ‌ماه در مسجد اعظم گفت: هر ذائقی مذوق خود را از میان می‌برد و پیام آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ» این است که انسان مرگ را می‌چشد و می‌میراند و از میان برمی‌دارد.

وی افزود: اینکه به اهل جهنم گفته می‌شود عذاب جهنم را بچشید، جهنم جامع همه تبه‌کاران است و محیط به آنان است، در تعبیرات قرآنی نیامده است که خداوند به انسان جهنمی بگوید که جهنم را بچش، اما عذاب‌ها را خداوند می‌فرماید که «ذوقوا» او می‌چشد و هضم می‌کند اما با تلخی و دشواری، بنابراین هر ذائقی مذوق را حذف می‌کند، ذائق آن آب داغ و طعام اثیم و غسلین را می‌چشد، کسی که مرتب با رفتار و گفتار و نوشتارش به دیگران تیغ می‌زند، در جهنم لایق ضریع است و آن را می‌چشد.

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ادامه به تفسیر نخستین آیات سوره مبارکه روم پرداخت و گفت: قرآن قصه‌ای تاریخی نقل می‌کند، در آن روز دو قطب و دو امپراتوری روم و ایران در خاورمیانه بودند، مانند قطب کمونیسم و لیبرالیسم که در جهان وجود داشت، اگر می‌گفتند شوروی شکست خورد یعنی آمریکا پیروز شد، «غُلِبَتِ الرُّومُ» یعنی امپراتوری ایران بر روم پیروز شد.

فتح و شکست‌ها به دست خدای سبحان است

وی افزود: درباره «غُلِبَتِ الرُّومُ» برخی نقل کردند که مسلمانان از این پیروزی ناراحت شدند، به دلیل این‌که رومیان اهل کتاب و ایرانیان در آن زمان مجوس بودند لکن این مطلب سند صحیحی ندارد، اگر بگوییم مجوس مشرک است در قرآن مجوس در کنار مشرک ذکر شده است، «الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَىٰ وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّـهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» این آیه نشان‌دهنده این است که مجوس مشرک نیست، در میان ایرانیان قدیم مشرک سراغ نداریم.

مفسر برجسته قرآن کریم با بیان این‌که باید برای سرّ نشاط کافران و اندوه مؤمنان تاریخ صحیحی پیدا کنیم، ابراز داشت: اندوه مسلمانان در این آیه ذکر نشده و نشاط مسلمانان هم ذکر نشده بلکه نشاط مؤمنان در روزی که رومیان پیروز شدند، ذکر شده است.

وی با اشاره به آیه «فِی أَدْنَى الْأَرْضِ وَ هُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَیَغْلِبُونَ» اضافه کرد: مبادا آن‌ گروهی که غالب شد خیال کند قدرت دست اوست و آن‌ گروهی که مغلوب شد بپندارد که عامل شکست این قدرت آن گروه است بلکه «لِلَّـهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ» قبل از فتح و قبل از شکست خوردن و بعد از فتح و بعد از شکست خوردن امر از آن خداست، «فِی بِضْعِ سِنِینَ» نشان‌دهنده پیروزی آنان در طول سه تا 10 سال است، کار به دست خداوند سبحان است.

شادی مؤمنان به دلیل پیروزی روم بر ایرانیان نبود

حضرت آیت‌الله جوادی آملی بیان داشت: خداوند فرمود در روزی که رومی‌ها پیروز می‌شوند، آن روز مؤمنان فرح و نشاط می‌یابند، فرح و نشاط مؤمنان به دلیل پیروزی در جنگ بدر است، این حرف اشتباه است که نشاط مؤمنان به دلیل پیروزی روم بر ایرانیان است، این فخری است که نصیب مردم این سرزمین است، ابوریحان بیرونی از علمای یونان مانند سقراط و ارسطو و افلاطون تقدیر می‌کند که توحید را در کشور خود حفظ کردند و علمای هند را سرزنش می‌کند که نتوانستند توحید را حفظ کنند؛ اما درباره ایران چنین حرفی نمی‌زند، زیرا در ایران توحید وجود داشت.

وی با اشاره به آیه «فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلَّـهِ الْأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَیَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ» بیان داشت: این فرح به آن دلیل است که همان روز جنگ بدر یا خندق بود که مسلمانان پیروز شدند، و گرنه تا خبر پیروزی رومیان به مسلمانان برسد مدتی طول می‌کشد و خوشحال شدن در همان زمان با توجه به سرعت انتقال خبر به دلیل رسیدن خبر پیروزی رومیان نیست، همچنین «یَوْمَئِذٍ» به معنای عصر نیست، برای این‌که این مطلب را بگوییم نیازمند قرینه است، وظیفه ما این است که اصل در استعمال حقیقت است، ما نمی‌دانیم «یَوْمَئِذٍ» عصر است یا همان روز، ظاهرش این است که به معنای همان روز است، اگر دلیل معتبر و قرینه‌ای داشته باشیم، می‌توانیم آن را به معنای عصر برگردانیم که قرینه‌ای وجود ندارد.

بت‌پرست و الحاد در ایران وجود نداشت

حضرت آیت‌الله جوادی آملی ابراز کرد: از شیخ اشراق نقل کرده‌اند که ما حکیم غیرموحد و غیرالهی در ایران نداشتیم، این شیخ اشراق از سهرورد است، یکی از روستاهای دورافتاده ایران، شما کمتر محل و شهری پیدا می‌کنید که مفاخر نداشته باشد، از دهی مانند سهرود این بزرگان برخاسته‌اند، توده مردم مشرک نبودند، بت‌پرست و ملحد در ایران نداشتیم، آیه 17 سوره حج، مجوس را در برابر مشرکان قرار داد، گروهی در آن زمان به نام ثنوی پیدا شدند که حرف دیگری است.

وی اظهار داشت: الان اگر یک محقق بخواهد ثابت کند فلان روایت ضعیف است کار دشواری نیست، آن‌قدر کتاب رجال و درایه نوشته شده که امر دشواری نیست، اما در بخش‌های دیگر مشکل جدی داریم، مؤمنان به نصر خدا خوشحال می‌شوند، «بِنَصْرِ اللَّـهِ یَنصُرُ مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ»، عزت به معنای نفوذ‌ناپذیر است، زمینی که با هیچ بیل و کلنگی شکاف برنمی‌دارد می‌گویند ارض عزاز، صائن در بیان امام حسن عسکری(ع) «فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ» یعنی از کسی پیروی کنید که فریب نمی‌خورد و کسی نمی‌تواند او را از پا دربیاورد، این به معنای عزیز است، چون نفوذناپذیر است پیروز است.

امام معصوم هم بنا بر تقیه خلیفه وقت را امیرالمؤمنین خطاب می‌کند

وی با قرائت آیه «وَعْدَ اللَّـهِ لَا یُخْلِفُ اللَّـهُ وَعْدَهُ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» گفت: فعل این آیه حذف شده است، و وعد الله مفعول مطلق است برای فعل محذوف، این صغرای قضیه است که خداوند وعده داده و کبری این است که خدا خلف وعده نمی‌کند، « لَا یُخْلِفُ اللَّـهُ وَعْدَهُ» قضیه ضروریه است، اشاعره حسن و قبح عقلی را قبول ندارند و می‌گویند ممکن است خدا خلف وعده کند، تفاوت اساسی شیعه و معتزله در این است که ما قائل امر بین الامرین هستیم و می‌گوییم یجب عن الله، معتزله می‌گویند یجب علی الله، ما می‌گوییم حتما می‌کند نه این‌که حتما باید این کار را بکند.

استاد عالی درس خارج حوزه علمیه گفت: هرچه در جهان است فعل و فیض خدا است، او قدرت مطلقه و علم مطلقه دارد، این خدای ابدی و ازلی یقینا خلف وعده نمی‌کند، برای تشخیص شیعه و سنی بودن فرد دیدن این که نام خلفا را با اجلال و تکریم می برد کافی نیست، مرحوم داماد نقل می‌کند که امام کاظم(ع) نام هارون علیه العنه را با لقب امیرالمؤمنین ذکر می‌کند، تقیه وجود دارد، علامه طباطبایی حدیثی را نقل می‌کند اگر چند شاعر از چند خلیفه مدح کردند دلیل بر سنی بودن آنان نیست، راه شیعه‌شناسی مدح و ذم نیست، راه شیعه‌شناسی شناختن فتوای اوست، ببینم فرد جبر و تفویض و بداء و توحید و عصمت را چگونه حل می‌کند، از چه کسی حمایت کرده و از چه کسی تمجید کرده است، بازار تقیه در آن زمان فراوان بود، غالب حکما بین یجب عن الله و یجب علی الله فرق گذاشته‌اند.

انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.