در روز های گذشته مساله نوسازی ناوگان حمل و نقل هوایی کشور مورد توجه اهالی رسانه و بسیاری از مسئولان هوایی کشور قرار گرفته است. موضوعاتی از قبیل امنیت هوایی و فرسودگی هواپیما های این ناوگان همواره با یکدیگر در ارتباط بوده اند.

در روز‌های گذشته مساله نوسازی ناوگان حمل و نقل هوایی کشور مورد توجه اهالی رسانه و بسیاری از مسئولان هوایی کشور قرار گرفته است. موضوعاتی از قبیل امنیت هوایی و فرسودگی هواپیما‌های این ناوگان همواره با یکدیگر در ارتباط بوده‌اند. در 10 سال گذشته شاهد سقوط بیش از 12 هواپیمای مسافربری بوده‌ایم. در سال 88 هواپیمای مسافربری توپولوف دقایقی پس از بلند شدن از تهران سقوط کرد. این حادثه 168 کشته بر جا گذاشت.


به گزارش جماران؛ در حال حاضر نیمی از هواپیما‌های کشور که در پرواز‌های داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرند فرسوده هستند و باید از رده خارج شوند. هواپیماهای روسی نیز خاطرات تلخی را برای هموطنان زنده می‌کنند. به گفته برخی کارشناسان نیاز است 160 هواپیمای جدید برای نوسازی ناوگان هوایی خریداری شود. امروز با لغو تحریم‌ها فضا برای خرید این تعداد هواپیما فراهم شده است. کاپیتان هوشنگ شهبازی، خلبانی که توانست هواپیما را بدون چرخ فرود بیاورد در گفت‌وگو با آرمان از روز‌های خوب پیش روی هواپیمایی کشور می‌گوید.

با شروع برجام در طی روزهای اخیر نخستین بارقه‌های امید برای جوان‌سازی ناوگان فرسوده هوایی ایران کلید خورده است. همانطور که می‌دانید ناوگان هوایی کشورمان با بیش از 20 سال عمر، ناوگانی فرسوده به حساب می‌آید. با توجه به اینکه در روز‌های پساتحریم قرار داریم و مسئولان وزارت راه و شهرسازی به دنبال نوسازی این ناوگان هستند، به نظر شما می‌توانیم به شکل صحیح ناوگان هوایی کشورمان را جوان کنیم؟

ابتدا از تیم مذاکره‌کننده دولت تدبیر و امید به دلیل اینکه توانستند حق ملت ایران را بگیرند، تشکر و قدردانی می‌کنم. درباره نوسازی حمل و نقل هوایی، ایران به این نوسازی نیاز اساسی دارد. در حال حاضر ناوگان هوایی کشور با بیش از 20 سال عمر ناوگانی فرسوده حساب می‌شود. حداقل 60 هواپیمای مسافربری اروپایی و غربی برای کشور لازم است. دولت باید از شرکت‌های هواپیمایی دولتی و حتی خصوصی حمایت کند. امیدواریم در روز‌های پساتحریم شرکت‌های خصوصی با فاینانس‌ها بتوانند در فضای اقتصادی رو به رشدی که به وجود آمده هواپیما‌های جدید را تهیه کنند. باید تاسف خود را مبنی بر اینکه در چند سال اخیر ناوگان هوایی نتوانسته زیرساخت‌های لازم را ایجاد کند، اعلام کنم. سازمان هواپیمایی به مسائلی مانند آموزش و خدمات فرودگاهی و استفاده از این هواپیما‌ها توجهی نکرده و حتی پارکینگ برای این هواپیما‌ها آماده نشده است. درحال حاضر نیز در دوران پساتحریم قرارداریم و به لطف سیاست خارجی مقتدرانه دولت، بعد از حدود 35 سال، تحریم‌های ظالمانه وغیرقانونی صنعت هوانوردی در حال رفع شدن است. بنابراین در این دوران حساس یک فرصت بزرگ را در اختیار داریم که باید از آن استفاده بهینه و جهشی کنیم و اگر در این رابطه هوشمندانه عمل نکنیم، عقب می‌مانیم. در 30سال گذشته کشورهای همسایه از جمله امارات، قطر، ترکیه و کشور‌های دیگر در همسایگی ایران همه‌چیز را از صفر آغاز کردند و حالا به بهترین‌های منطقه تبدیل شده‌اند، در چنین شرایطی ما برای رقابت با آنها باید برنامه ریزی‌های سریع با استراتژی توسعه طلبانه دقیق را در دستور کار قرار دهیم، چرا که در غیر این صورت، مانند سال‌های گذشته بازار هوانوردی و مسافربری منطقه را از دست می‌دهیم.


در چند روز گذشته مسئولان وزارت راه و شهرسازی خبر از تقاضای شرکت بوئینگ برای فروش هواپیما به کشورمان داده‌اند. کشورمان هم برای خرید هواپیمای بوئینگ اعلام آمادگی کرده است. به نظر شما سرنوشت بوئینگ‌ها چه می‌شود و آیا کشورمان بوئینگ خریداری می‌کند؟

بله. کشور باید به دنبال خرید بوئینگ باشد، زیرا ساختار آموزشی خلبانان ایرانی و حتی خدمات فرودگاهی و تجهیزات فرودگاه‌ها به کلی بر اساس الگو‌های غربی است. اما موضوعی که ازخرید هواپیماهای جدید مهم‌تراست، این است که به دلیل سوء مدیریت‌ها زیرساخت‌ها و شرایط لازم برای ورود هواپیما‌های جدید فراهم نشده و حتی فضای کافی را برای نگهداری هواپیما‌ها در کشور نداریم. اگر همین امروز آمریکا اعلام کند 500 فروند بوئینگ را مجانی به شما می‌دهیم، متاسفانه نه فضا و نه زیر ساخت و نه خدمات فرودگاهی لازم برای آنها نداریم. به طور کلی ایران به ویژه باید به دنبال هواپیما‌های ایرباس و بوئینگ باشد. نمی‌توانیم از شرکت‌های هواپیمایی شرقی هواپیما خریداری کنیم، زیرا ساختار اقلیمی و جغرافیایی آنها برای خلبانان ایرانی مناسب نیست. هواپیما‌های روسی هم از نظر مسائل اقلیمی، جغرافیایی و همچنین مسائل فنی خیلی با کشورمان سازگار نیستند. البته نمی‌گویم هواپیماهای روسی بد هستند، اما باید این نکته را در نظر داشته باشیم که پایه آموزشی خلبانی و فرودگاهی ما براساس سیستم هواپیمایی غربی است، بنابراین اولویت ما در پساتحریم باید خرید ایرباس یا بوئینگ باشد. باید یادآور شوم که در خرید هواپیما مسائل مختلفی از جمله زمان پرواز، مصرف سوخت، فرکانس پروازی و مسائل دیگر مدل هواپیما را مشخص می‌کند و هر هواپیمایی کارایی مشخصی دارد و برای منظور خاصی طراحی شده و در شورای خرید با در نظر گرفتن چنین مسائلی باید درباره خرید تصمیم‌گیری شود.


اخیرا رئیس جمهور به ایتالیا و فرانسه سفری داشتند. آقای عابدزاده، رئیس شرکت هواپیمایی هم در این سفر همراه دکتر روحانی هستند. به نظر شما این سفر در ادامه پیگیری مذاکرات هواپیمایی گذشته است و آیا امضای این قرارداد‌ها قطعی است؟

به هر حال سفر رئیس جمهور مرتبط با مسائل سیاسی، اقتصادی و تعامل با جهان بیرون از ایران است و قطعا در کنار این موضوعات به ناوگان حمل و نقل هوایی هم توجه ویژه‌ای خواهد شد. به طور کلی مسئولان دولت یازدهم در این سفر، به دنبال حفظ منابع ملی هستند و امید می‌رود در آینده، اتفاقات مطلوبی برای هواپیمایی کشور رقم بخورد.


در کنار شرکت‌هایی که تقاضای فروش هواپیما به ایران داده‌اند، به نظر شما کدام شرکت‌های سازنده در حال رقابت برای استفاده از بازار ایران هستند؟

در حال حاضر ایران این توان را دارد که با تمام شرکت‌های دنیا وارد مذاکره شود؛ از بمباردیه، بوئینگ، توپولوف و ایرباس گرفته تا دیگر شرکت‌های کوچک و بزرگ هواپیمایی که در جهان حضور دارند. تنوع هواپیمایی برای ایران مساعد نیست؛ چرا که سیستم‌های فرودگاهی توانایی قبول این تنوع را ندارند و تا می‌توانیم باید این تنوع را به حداقل برسانیم. محصولات شرکت بمباردیه از نظر نگهداری برای کشورمان مساعد نیست و باید با توجه به این مسائل تنوع را به پایین‌ترین سطح خود رسانده و تا حد امکان به سمت خرید ایرباس و بوئینگ برویم. اما مساله اینجاست که سیاست هوانوردی کشورمان چنین امری را ایجاب می‌کند یا خیر؟ درباره شرایط مدیریتی سازمان صحبت می‌کنم؛ چرا که با یک تفکر مدیریتی و سنتی متعلق به 30 سال پیش که تغییرات جهشی و بزرگ را نمی‌تواند بپذیرد، قابل اداره نیست. با این نوع تفکر و روش مدیریتی در بهترین حالت روزمرگی فعلی ادامه خواهد داشت و سازمان همچنان منفعلانه اداره خواهد شد که در دوران پسا تحریم این رویه برای سازمان، یک فاجعه است. سازمان در این شرایط حساس به مدیری متخصص با فکری دارای استراتژی توسعه‌گرا، شجاعانه، مقتدر و معتقد به اتاق فکر از بدنه کارشناسان سازمان به عنوان اهرم مدیریتی نیاز دارد تا بتواند با گام‌های بلند درزمان کوتاه، هواپیمایی ایران را به اندازه کشورهای همسایه رشد دهد. اگر به این صورت نباشد فرصت پساتحریم را از دست خواهیم داد و این مساله به مردم و منافع ملی ما زیان می‌رسد. در حال حاضر به دلیل نبود مدیریت متخصص هوانوردی در اکثر بخش‌های صنعت هوانوردی، مشکلات زیادی وجود دارد. باید مدیری در اختیار داشته باشیم که توان رقابت با کشور‌های قطر، امارات و ترکیه را که تبدیل به هاب منطقه شده‌اند داشته باشد.


شما در گفت‌وگو‌های گذشته خود، عنوان کرده بودید که خلبان‌ها به مسافر کش تبدیل شده‌اند. امروز که شرایط تغییر کرده است، وضعیت خلبان‌های کشورمان را چه‌طور ارزیابی می‌کنید؟

این مساله به حقوق جوانان این مرز و بوم بر می‌گردد که همه آنها تمایل دارند دکتر، مهندس و خلبان شوند و این جزو حقوق شهروندی آنهاست. متاسفانه در سال‌های اخیر به دلیل تحریم ها، دارای هواپیما‌های ثابت بودیم و هر روز ناوگان فرسوده‌تر می‌شد و جوانان با استعداد کشورمان نمی‌توانستند به دنبال علایق خود بروند. هر ساله تعداد زیادی فارغ‌التحصیل خلبانی در کشور می‌شوند که بسیاری از آنها نمی‌توانند در بخش مورد علاقه خود کار کنند یا بیکار می‌مانند. متاسفانه هواپیمایی کشورمان در مسائل آموزشی فقیر است و توجهی هم به آن نمی‌شود. همه این مسائل برای زمان تحریم‌ها بود و خوشبختانه با لغو تحریم‌ها بسیاری از مسائل و مشکلات در صنعت هوانوردی رفع خواهد شد. با لغو تحریم‌ها و ورود هواپیما‌های نو به کشور، این ناوگان به خلبان‌های جدید نیازمند است و می‌توان این امید را داشت که بیکاری در صنعت هوانوردی کشور هم رفع خواهد شد. در روز‌های تحریم و دولت‌های گذشته، خلبانان کشورمان به کار‌هایی غیر از خلبانی مشغول بودند. این مساله باعث تاسف است که استعداد‌های نهفته در کشورمان به دنبال واسطه گری در امر مسکن رو بیاورند و نتوان از ظرفیت‌های این جوانان استفاده کرد.


در سال‌های اخیر شاهد مهاجرت خلبانان کشورمان بودیم. چرا این مهاجرت‌ها اتفاق می‌افتد؟

باید با خود رو راست باشیم و باید بگویم که قدر داشته‌های خود را نمی‎‌دانیم. باید سیاست‌های خود را در بسیاری از زمینه‌ها تغییر دهیم. بسیاری از خلبانان کشور آموزش دیده‌اند و زمانی که این افراد به مرحله اجرا می‌رسند و می‌توانند بهره وری لازم برای صنعت هوانوردی کشور داشته باشند از این کشور می‌روند و هیچ اقدامی هم برای جلوگیری از این مساله نمی‌شود. دولت و مجلس باید تصمیمی اتخاذ کنند که این مهاجرت‌ها صورت نگیرد و لازمه این کار دانستن قدر این دانشمندان هوایی است. باید این خلبانان را از نظر مالی و اجتماعی تامین کرد. این دانشمندان مانند سرمایه‌دار‌هایی هستند که حساب دخل و خرج خود را انجام می‌دهند. شما در نظر بگیرید خلبان محاسبه می‌کند و متوجه می‌شود در این کشور ارزش واقعی او را نمی‌دانند، بنابراین به فکر مهاجرت می‌افتد. همه خلبانان کشورمان وطن پرست هستند، اما به دلیل مشکلات ساختاری که در ایران وجود دارد، مجبور به مهاجرت به کشور‌های حوزه خلیج فارس و اطراف ایران می‌شوند. امیدوارم مسئولان بتوانند تمام نیاز‌های این خلبانان را برطرف کنند تا شاهد مهاجرت این نخبگان نباشیم.


خلبانی در ایران چه تفاوت‌هایی با دیگر نقاط جهان دارد؟

خلبانی در ایران هیچ تفاوتی با دیگر نقاط جهان ندارد و به قول معروف آسمان در همه جا یک رنگ است. تنها تفاوتی که وجود دارد این است که از نظر مالی در دیگر نقاط جهان به خلبانان توجه ویژه‌ای می‌شود.


همانطور که گفتید هیچ تفاوتی وجود ندارد، اگر شما خلبان کشوری مانند آمریکا یا کانادا بودید، فکر می‌کردید با مشکلی که در ایران برای شما پیش آمد و چرخ هواپیما باز نشد مواجه شوید؟

در همه جای دنیا اتفاقاتی اینچنین پیش می‌آید، اما هواپیما‌های فرسوده در آن رخداد بی‌تاثیر نبود. اگر هواپیمای من در آن زمان نو بود شاید آن اتفاق برای من پیش نمی‌آمد. اتفاق را نمی‌توان پیش بینی کرد، اما اگر هواپیما فرسوده نبود، می‌توان گفت که از وقوع آن رخداد جلوگیری می‌شد. باید بگویم که اگر آن هواپیما نو بود شاید آن اتفاق پیش نمی‌آمد. مساله اینجاست که بتوانیم از عهده مشکلات بر آییم و مفتخرم این موضوع را بیان کنم که خلبانان ایرانی از بهترین خلبانان جهان هستند و در همه جای دنیا به دنبال خلبانان ایرانی هستند. در حادثه‌ای که برای من رخ داد، من به دنبال این بودم که آن بحران را به فرصت تبدیل کنم و بتوانم از حقوق هوانوردی کشورم دفاع کنم.

انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.