پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

تحلیل سروش محلاتی از تطبیق مفهوم حکم ثانوی در فقه سیاسی شهید بهشتی با سیره سیاسی امام علی (ع):

یک استاد حوزه گفت: شهید بهشتی بر اساس مبانی دینی می گوید که هیچ حکومتی، تحت هیچ عنوانی و در هیچ شرایط عادی و غیر عادی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از مردم بگیرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی حجت‌الاسلام والمسلمین محمدسروش محلاتی در مراسم سالگرد آیت‌الله شهید بهشتی و 72 تن از یارانش که عصر جمعه ششم تیر در بهشت‌زهرا برگزار شد، اظهار کرد: سالگرد شهادت دکتر بهشتی و یاران ایشان فرصتی برای تجلیل و تکریم از مقام شامخ آن بزرگواران است به عنوان وظیفه ای بر عهده ماست.
وی افزود: دومین فرصتی که این مناسبت در اختیار ما قرار می دهد، فرصت بازخوانی این حادثه است که بدانیم یک گروه منحرف در یک عملیات زشت، عده‌ای از بزرگان ما را از نظام و انقلاب گرفتند و این که چرا و چگونه چنین حادثه‌ای اتفاق می‌افتد؟
این استاد حوزه با پر اهمیت دانستن هر یک از سرفصل های پیشین گفت: فرصت سوم در بزرگداشت سالگرد شهادت دکتر بهشتی و یارانش برای ما، که بحث من متمرکز بر آن است؛ بازخوانی اندیشه‌های شهیدبهشتی است.
وی گفت: اندیشه‌های شهید بهشتی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد، یکی، دیدگاه‌هایی که در اندیشه های دیگر متفکران اسلامی هم سابقه داشته و شهید بهشتی نیز آنها را مطرح کرده است و دیگری دیدگاه‌های اساسی و بنیادی ای است که چهارچوب فکری آن شهید بزرگوار را تشکیل می‌داد.
این استاد حوزه افزود: یکی از پرجاذبه ترین موارد در اندیشه‌های شهید بهشتی، این است که بدانیم در کجا ایشان انعطاف پذیر بوده و در کجا انعطاف پذیر نبوده‌ است؟ و کجا در مسائل اسلامی بر آرای خود تکیه می‌کردند و حاضر بودند از خود انعطاف نشان دهند و در کجا به هیچ وجه حاضر به عقب‌نشینی نبودند؟
سروش محلاتی در ادامه گفت: با مطالعه آثار شهید بهشتی، متوجه می شویم که ایشان تعبیر «دگم» را درباره برخی از اصول به این معنا به کار می برند که در مواجهه با آن ها نمی توان انعطافی از خود نشان داد.
وی با بیان اینکه ما در اسلام دو نوع حکم داریم، یکی حکم اولیه و دیگری حکم ثانوی، ادامه داد: احکامی که بر عناوین اولیه مترتب می‌شوند،‌ گاهی در شرایط خاصی براساس عروض عناوین ثانویه حکم آنها تغییر می‌کند. مثلاً فقها اضطرار را از عناوین ثانویه می‌دانند که بر اساس آن ممکن است حکمی که بر یک موضوع مترتب شده،‌ با آمدن اضطرار تغییر کند.
این استاد حوزه با بیان این که باید بدانیم شهید بهشتی مسأله انعطاف‌پذیری را کجا می‌پذیرد و کجا نمی‌پذیرد؟ گفت: مباحثی چون، مبحث لاضرر و تقیه، از نقاط قوت فقه اسلامی است که در شرایطی خاص انعطاف‌پذیری احکام را با در نظر گرفتن اصولی خاص می‌پذیرد.
سروش محلاتی افزود: ولی باید دانست که تا کجا و در چه مواردی می‌توان چنین رفتار کرد؟ و نیز اینکه آیا همه احکام دین و ارزش‌های اخلاقی انعطاف‌پذیر هستند؟ و آیا بنا به شرایط و مصالح می‌توان آنها را در نظر نگرفت؟ که در پاسخ به آنها فقها می‌گویند که این موارد شرایطی دارند مثلاً برای رعایت تقیه نمی‌توان آدم کشت و آدم‌کشی را جایز دانست زیرا اصلاً تقیه برای حفظ نفس است.
وی افزود: در مسایل اجتماعی و سیاسی مسئله به این سادگی نیست و در اینجا تزاحم عنوان اولی و ثانوی و اهم و مهم گاهی بسیار مشکل میشود مثلا اینکه در عین حال که حفظ نظام مهم است، اولویت حفظ نظام تا کجا و چقدر ضرورت دارد؟ و اینکه به این بهانه از کدام احکام اولیه میتوان صرف نظر کرده و کدام ارزش را میتوان برای آن نادیده گرفت؟
این استاد حوزه گفت: یکی از شاهکارهای اندیشه شهید بهشتی این اندیشه است زیرا مهم توجه به این نکته است که در نظام سیاسی اسلام کدامین اصول انعطاف ناپذیر هستند و عنوان ثانوی فدرت بر زمین نهادن آنها را ندارد.
سروش محلاتی اظهار کرد: در یکی از جلساتی که اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در آلمان با شهید بهشتی داشتند ایشان میگویند که "ما «دگم»هایی داریم که حتی با توجه به احکام ثانویه حاضر به عدول کردن از آنها نیستیم و از آن جمله این است که هیچ حکومتی، تحت هیچ عنوانی و هیچ شرایط عادی و غیر عادی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از مردم بگیرد، حیف که نمی توان با اصطلاحات فقهی صحبت کنم" چون چیزهایی هست که فقها میگویند به عنوان اولی واجب ولی به عنوان ثانوی حرام می شوند. مانند روزه گرفتن که در فرض سالم بودن فرد واجب ولی با فرض بیمار بودنش بر وی حرام میشود ولی برخی موارد نیز هستند که عنوان ثانوی برنمی دارند.
وی گفت: در حکومت امیرالمومنین(ع) ایشان پس از 25 سال حکومت را در دست گرفتند و شرایط نیز بسیار خطیر بود و پس از بیعت مردم با ایشان فتنه ها علیه آن حضرت آغاز شدند و همه این حوادث در ظرف 5 سال رخ دادند و این زمان را می توان بهترین مثال برای عنوان شرایط خطیر و امنیتی در جامعه ذکر کرد.
این استاد حوزه ادامه داد: بر اساس روایات تاریخی زمانی طلحه و زبیر به نزد حضرت علی (ع) می روند و به ایشان می گویند که ما برای انجام مناسک حج عمره می خواهیم به مکه برویم و این در حالی است که امام از قصد آنان که اقدام علیه حکومت و جامعه بود، اطلاع داشت و زمانی که ابن عباس از ایشان می پرسد که شما که از نیت این افراد برای سفر به مکه اطلاع داشتید پس چرا آنان را که قصد آسیب رساندن به جامعه را دارند دستگیر نکردید تا از شر آنان جلوگیری کنید؟ آن حضرت میفرمایند آیا تو به من پیشنهاد میدهی که آغازگر ظلم باشم و متهم را دستگیر کنم در حالی که هنوز اتفاقی نیفتاده و مجازات متهم نیز شرعی نیست و در این زمینه نباید پیش دستی کرد؟
سروش محلاتی گفت: بر اساس این حکایت از ما پرسیده می شود که باید نظام حفظ شود ولی آیا از راه ظلم کردن؟ آیا امام علی (ع) نسبت به حفظ نظام مسوول و دلسوز نبودند و این وظیفه را نیز برای خود قائل نیستند و نسبت به حفظ میراث پیامبر دلسوز نبودند البته ممکن است که ابن عباس هایی باشند که بگویند ما دلسوزتر از علی بن ابی طالب(ع) هستیم در حالی که دلسوزتر از علی بن ابی طالب کسی نیست اما در اینجا این مسئله مطرح میشود که چگونه می توان از عنوان اولی صرف نظر کرد و این اصل قابل اغماض نیست. ایشان در ادامه سخن خود می گوید که کلا هرگز چنین نمی کنم والله عدالت را زیر پا نمی گذارم و این کاری که تو پیشنهاد کردی ظلم است و من اینکار را نمی کنم.
وی با بیان اینکه در شریعت ما مجوزی که ظلم را پیشنهاد بدهد وجود ندارد و این مهم عنوان ثانوی بردار نیز نیست و یک اصل مطلق است، افزود: گاهی ابن عباس و گاهی نیز مالک اشتر به امیر المومنین پیشنهاد می دهند که برای حفظ امنیت نظام و جامعه از عنوان ثانوی استفاده کند این درحالی است که ما در مورد نزدیکی فردی مانند مالک اشتر به امیر المومنین آگاهی داریم و اصلا آن حضرت خود در نهج البلاغه به این موضوع اذعان می کنند ولی باید تفاوتهای امیرالمومنین با این افراد را در همین موضوعات جستجو کرد.
این استاد حوزه افزود: مثلا مالک اشتر به حضرت میگوید که گردن برخی از افرادی که بیعت نکرده و بهانه جویی می کنند مانند عبدالله بن عمر را بزن ولی آن حضرت می فرمایند که ما نمیخواهیم به زور از کسی بیعت بگیریم. بر این اساس متوجه می شویم که مالک اشتر، ابن عباس و حضرت علی (ع) هر سه دغدغه نظام را دارند ولی در این زمینه میان آنها فاصله های بسیار است.
سروش محلاتی گفت: زمان بیان سخنی که از شهید بهشتی نقل شد در حدود سال 1346 است و ایشان پس از 11-10 سال که مجلس خبرگان تدوین قانون اساسی تشکیل شد عمدتا در آن به عنوان نایب رییس مدیریت جلسات را برعهده داشتند و یکی از مسایلی که در آن زمان در بحث قانون نویسی پیش آمد این بود که برخی از اصول قانون اساسی نیاز دارد که راهی برای استثناء در آنها وجود داشته باشد.
وی ادامه داد: در این زمینه فقیه بزرگواری چون آیت الله مشکینی برخاست و وقتی می خواستند اصل ممنوع بودن شکنجه را تصویب کنند این اعتراض را مطرح کرد که اگر آدم رباها مسوولان کشور را بردند و ما آنان را دستگیر کرده و به آنها چند سیلی بزنیم به ما اعتراف خواهند داد آیا اینجا هم شکنجه کردن ممنوع است؟ و قانون اهم و مهم چه میشود؟ که شهید بهشتی ایستادند و گفتند که شکنجه در همان شرایط هم ممنوع است و چنین استدلال کرد که اگر یک جا و در یک مورد اجازه دادیم، آن در ادامه به داغ کردن همه ملت خواهد انجامید بنابراین این سد را نباید شکست.
این استاد حوزه گفت: بنابر این وقتی جلوی این استثناء گرفته شد در سال 1358 اصل 38 قانون اساسی اینگونه به تصویب رسید که هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است ولی پس از گذشت 22 سال مجلس شورای اسلامی قانون منع شکنجه را در سال 81 تصویب کرد و در ادامه به شورای نگهبان آمد و همان اشکال گذشته دوباره تکرار شد که گاهی بر طبق قاعده دفع افسد به فاسد شکنجه کردن جایز یا واجب می شود، چرا به طور مطلق آنرا ممنوع کردید؟ این در حالی است که قانون اساسی نوشته شده و در آن هرگونه شکنجه ممنوع شده بود ولی برخی افراد با تفکر فقهی متفاوت زیر بار نرفتند و گفتند که برای دفع افسد به فاسد قاضی مجاز است گاهی برای اخذ اطلاعات موارد مصوب را رعایت نکند و استثناء قایل شدند.
سروش محلاتی گفت: فرق اینجاست اینان فقیه هستند و شهید بهشتی هم فقیه است ولی نگاه شهید بهشتی به فقه با نگاه آنان متفاوت است ایشان در قانون اساسی راه را بر این استثنائات بست و اگر راه باز بود چه اتفاقی میافتاد؟
وی اظهار کرد: اصل 168 قانون اساسی نیز در مورد رسیدگی علنی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی سخن میگوید که رسیدگی به آنان باید با حضور هیئت منصفه و به صورت علنی برگزار شود و یکی از مسایلی که در هنگام تدوین قانون اساسی مطرح شد این بود که مصلحت اقتضاء می کند رسیدگی به جرایم سیاسی به شکل سری انجام شود ولی شهید بهشتی اینطور فرمودند که"خود اینکه جرم سیاسی و مطبوعاتی علنا محاکمه شود جلوی بسیاری از مفاسد و دیکتاتوریها را می گیرد و اگر بخواهیم به این موضوع دست بزنیم و بگوییم که هروقت که خلاف مصلحت تشخیص دادند سری انجام دهند مثل این است که این اصل را اصلا نداشته باشیم."
این استاد حوزه با اشاره به این که در زمان محدود خود فرصت و امکان طرح موارد دیگری از این دست را در دیدگاه های شهید بهشتی ندارد، گفت: از نظر شهید بهشتی حکم ثانویه در صورتی که مقدمه ای برای ترویج ظلم و فساد در جامعه باشد؛کارگر و قابل قبول نیست. مثلا در جامعه ای که انتقاد از رهبران و مسوولان محکوم شود راه فساد و دیکتاتوری باز می شود بنابراین در جامعه هرگز جلوی این انتقاد را نمی توان گرفت.
سروش محلاتی ادامه داد: شهید بهشتی میگوید «آزادی انتقاد از رهبران» در اسلام یکی از «دگم»ها است. یعنی هیچ حکومتی تحت هیچ عنوانی، تحت شرایط فوق‌العاده و غیرعادی و به طور کلی تحت هیچ شرایطی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از مردم بگیرد. حیف که نمی‌توانم خیلی با اصطلاحات فقهی حرف بزنم و الاّ می‌گفتم. چون چیزهایی هست که فقها می‌گویند به عنوان اولی واجب است ولی به عنوان ثانوی حرام می‌شود. بعضی چیزها هست که عنوان ثانوی برنمی‌دارد.
وی گفت: فرق دهه اول و سوم انقلاب در همین مباحث است. در دهه اول ما در احکام اولیه ای مانده بودیم که امام در مواجهه جامعه با آن اختیارات حکومتی و عناوین ثانویه را مطرح کردند و به مجلس اختیار دادند تا مشکلات حل شوند و شهید بهشتی نیز در این زمینه مبانی دارند ولی امروز مسئله دیگری وجود دارد و نباید عناوین ثانویه که روزی مشکل گشا بود خود مشکل آفرین شود و شهید بهشتی این موارد را مطرح کرد.
این استاد حوزه افزود: شهید بهشتی در ادامه سخنان خود می گوید:

« یعنی برطبق آنچه که ما از اسلام می‌شناسیم هیچ حکومتی تحت هیچ شرایطی حق ندارد آزادی انتقاد از رهبران را از دست مردم بگیرد. این در اسلام دگم است. رفقا، این مهم است. ما در شرایط فوق‌العاده هستیم، با دشمن‌های مختلف روبه‌رو هستیم، حکومت نظامی اعلام می‌کنیم؛ این در اسلام نیست. برای اینکه می‌دانید علی(ع) با دشمنان گوناگون روبه‌رو بود؛ در حال جنگ با معاویه هم بود؛ هیچ هم حکومت نظامی اعلام نمی‌کرد. نه تنها حکومت نظامی اعلام نمی‌کرد، حتی برای خودش حرس و پاسبان هم نگذاشته بود. آزاد در میان مردم می آمد و صریحاً می‌گفت آن روزی فساد در جامعه رخنه می‌کند و زمامداران به صورت بت در می‌آیند که رابطه مستقیم میان مردم و زمامداران بکلی بریده شود.»

سروش محلاتی با بیان اینکه امیرالمومنین خطبه ای دارد که در آن در رابطه با حقوق مردم سخن می گوید و اتفاقا آنرا در شرایط حساس جنگ صفین بیان کرده است، اظهار کرد: آنان که بهشتی را با دیگران مقایسه میکنند اگر طرح این موضوعات را در آثار دیگران دیده اند آن را نشان بدهند.
وی با تأکید بر این که مهمترین بحث در سالروز واقعه 7 تیر این است که بدانیم بهشتی چگونه فکر می کرد و اندیشه اش چگونه بود، افزود: امتیاز بهشتی در فکر و اندیشه وی بود ای کاش در این شرایط همه سرمایه گذاریهای فرهنگی برای شناخت بیشتر از این شهید بزرگوار متمرکز می شد و رسانه ها و مبلغان ما می توانستند این وظیفه را به خوبی انجام بدهند و به همین دلیل است که بهشتی هنوز هم مظلوم است.
این استاد حوزه ادامه داد: مظلومیت سال 60 شهید بهشتی یک نوع از مظلومیت بود و مظلومیت سال 93 ایشان نیز نوعی دیگر از مظلومیت است که حال تازه پس از چند سال که توانسته ایم مراسمی برای ایشان داشته باشیم باید از شهر حرکت کنیم و در یک هوای گرم تابستای و در کنار قبرستان عمومی تعدادی از شیفتگان آن بزرگوار گرد هم جمع شوند و بعد از اینکه توانسته ایم به اینجا رسیده ایم و اینها آثار همان مظلومیت است که همچنان ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار جماران پیش از سخنان حجت الاسلام سروش محلاتی، علیرضا بهشتی فرزند شهید آیت الله بهشتی به حضار در این مراسم خیر مقدم گفت.
از جمله افرادی که در این مراسم حضور یافته بودند می توان به برخی از اعضای خانواده شهدای هفتم تیر، حجج اسلام علی اکبر ناطق نوری رییس دفتر بازرسی ویژه دفتر رهبری، علی اکبر محتشمی پور، سید محمود دعایی مدیر مسوول روزنامه اطلاعات،احمد منتظری، جواد اژه‌ای رئیس سابق هیات امنای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان و نیز فیض الله عرب سرخی از مبارزان پیش از انقلاب، هادی خانیکی، ایزدخواه معاون پارلمانی اسبق سازمان تامین اجتماعی، فرشاد مومنی اقتصاددان و رییس وقت شاخه دانش آموزی حزب جمهوری اسلامی و شکوری راد اشاره کرد.

انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.