به گزارش ایرنا، از آنجا که تبریز از دوره صفویان به این سو با حمله عثمانی ها روبرو بود و در زمان نادرشاه نیز بنیان گذار افشاریه توان مقابله با سپاهیان عثمانی را نداشت، تبریز ثبات و بقای خود را در امنیت و تجارت از دست داده و هر روز شاهد هجوم سودجویان و متجاوزان بود.
در آن زمان تبریز مرکز مهم سیاسی، نظامی و اقتصادی بود و این باعث می شد مورد توجه دشمنان قرار گیرد و این درحالی بود که مرکز تدافعی قوی نداشت و در مقابل حملات ضربه پذیر بود.
در دوره زندیه، احمد خان دنبلی در خوی و نجفقلی خان بیگلربیگی در تبریز امنیت برقرار کردند و به عمران و آبادی شهر پرداختند.
تبریز از آن پس به صورت مرکز قدرتی درآمد، عمارات عالی در نقاط مختلف آن بنا و حصاری استوار بر گرد شهر کشیده شد؛ برای محدود و مشخص کردن راه های ورودی به تبریز، هشت دروازه یا در بر حصار تبریز نهاده شد و هر یک را جز «دروازهٔ اسلامبول»، به اسم یکی از محلات شهر نامیدند.
پس از اتمام ساخت قلعهٔ شهر تبریز، نجفقلی خان درگذشت و فرزندش خدادادخان از جانب احمدخان دنبلی به منصب بیگلربیگی دست یافت و خندق شهر را حفر کرد؛ از آن به بعد محوطهٔ داخل حصار را «قلعه تبریز» یا «قلعه» می‌گفتند.
نکته جالب توجه اینکه هر یک از دروازه های هشتگانه تبریز، رو به سمت یکی از راه های ارتباطی این شهر با مناطق و شهرهای مهم کشورمان بود و کاروان ها برای سفرهای تجارتی و زیارتی از این دروازه ها به عنوان جهت نماهای جغرافیایی نیز استفاده می کردند.
متاسفانه 6 دروازه از دروازه های هشتگانه تبریز در طول 60 سال گذشته در اثر بی توجهی مدیران شهری به داشته های تاریخی و ناآگاهی آنان از اهمیت میراث و آثار باستانی از بین رفتند و امروز تنها «درب خیابان» (خیاوان قاپیسی) به طور کامل و «درب باغمیشه» (باغمیشه قاپیسی) تا 90 درصد سالم مانده اند.
آنچه که در خصوص دروازه های تاریخی تبریز نباید فراموش کرد، این است که در تحولات شهری تبریز در 6 دهه اخیر هیچ نیازی به حذف این دروازه ها به عنوان یادگاران این کهن شهر نبوده و به عنوان نمونه «دروازه گجیل» در دهه 1340 شمسی و به هنگام مسیر گشایی خیابان فلسطین (ملل متحد سابق) در حالی که هیچ نیازی به تخریب آن برای ساخت خیابان نبود، در خونسردی کامل مسوولان وقت شهری و میراث فرهنگی نابود شد.
قدیمی های تبریز هنوز هم که هنوز است، خوب به خاطر دارند که روستاییان یا سکانان شهرهای دیگر به هنگام ورود به تبریز ار دروازه های آن باید در مقابله قبضی که آن زمان به «پته» معروف بودند، عوارض ورود به شهر می پرداختند و قبل از غروب نیز باید شهر را ترک می کردند.
دروازه های تبریز تا حدود 90 سال قبل با اسامی و ترتیب زیر سرپا بودند و شب ها هنگام، امنیت شهر و شهروندان را تامین می کردند.
«درب خیابان»، راه عراق عجم (استان مرکزی) و اصفهان به سوی شرق
«درب باغمیشه» که آن را درب اعلی می‌گفتند به سوی شمال شرق
«درب شتربان» به سوی شمال
«درب سرخاب» به سوی شمال شرقی
«درب اسلامبول» به سوی شمال غربی و به سمت امپراطوری عثمانی و اروپا
«درب سرد» (سردرود) به سوی مغرب که آن را «درب گجیل» نیز می‌گفتند
«درب مهادمهین» (قالاقاپیسی) به سوی جنوب غربی
«درب نوبر» به سوی جنوب.
در آن زمان شهربانی تبریز پشت تیمچه «کره‌نی‌خانه» (یکی از تیمچه‌های معروف بازار بزرگ تبریز) که امروز در قلب شهر قرار گرفته، واقع شده بود و عصرها به هنگام اذان مغرب، دروازه‌ها با صدای «کره‌ نی» ( نوعی شیپور محلی) که نوعی عمل اطلاع‌رسانی را انجام می‌داد، بسته می‌شد و صبح‌ها به هنگام اذان صبح و باز با شنیدن صدای «کره ‌نی» باز می شدند و تردد دوباره به داخل شهر آغاز می‌شد.
بنا بر تصاویر و اسناد باقیمانده، بر طرفین هر یک از دروازه های هشتگانه تبریز 2 مناره بلند از کاشی بنا کرده و در برج‌های آن نیز کتیبه‌هایی از کاشی بود و بالای سر درب هر دروازه بر صفحه‌ای از سنگ رخام شعری نوشته می شد.
از سال 424 هجری قمری، نزدیک به هزار سال پیش، شهر تبریز در داخل باروئی قرار گرفته بود و شهر همیشه حالت قلعه‌ای داشت؛ حتی عقیده مورخان چنین است که نام «تاوری» یا «تاروئی» یا تبریز اولیه در زمان سارگن دوم پادشاه آشور در 714 قبل از میلاد، به شهری اطلاق می‌شد که در داخل قلعه‌های تو در تو قرار داشت.
اما این قلعه ها طی سالیان گذشته در اثر زلزله های مهیب تبریز ویران شد و همان گونه که در سطره های بالا گفته شد، تنها کل «دروازه خیابان» و بخش عمده ای از «دروازه باغمیشه»، البته با یک لنگه، از آن همه برج و بارو باقی ماند.
خوشبختانه در سال 1391 شمسی با همکاری اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری آذربایجان شرقی و شهرداری تبریز، دروازه های گجیل، اسلامبول و نوبر احیا شد تا بار دیگر شکوه و عظمت تبریز قدیم را برای گردشگران و نسل های جدید ساکن این کهن شهر به نمایش بگذارند.
3071/518
انتهای پیام
آب و هوا

نظرات و دیدگاه ها

مسیولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آن هاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.