گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت و گو با جماران؛

روحی صفت، دیپلمات باسابقه در افغانستان و پاکستان: تعلل در انسداد مرز ایران و افغانستان یک تهدید امنیتی است/ باید مسیر سرایت ناامنی را به داخل کشور سد کرد/ در موضوع افغانستان باید مصلحت عامه مردم ایران در نظر گرفته شود

محسن روحی صفت، دیپلمات باسابقه وزارت امور خارجه در امور افغانستان و پاکستان به جماران گفت: سیاست های ما در موضوع منطقه باید چند وجهی باشد و از سیاست های ساده انگارانه فاصله بگیریم. ما باید در مسئله افغانستان با همه کشورها تعامل داشته و با مذاکره مانع از بروز تهدید یا بحران جدی تری شویم. زمانی که از مذاکره صحبت می کنیم صرفا مذاکره با طرف مقابل در افغانستان نیست بلکه مذاکره با همه کشورهای منطقه و همه قدرت ها و کشورهایی که در افغانستان همچنان درگیر هستند

پایگاه خبری جماران: سیزدهم دی ماه همزمان با سالگرد شهادت سردار قاسم سلیمانی عملیات تروریستی در اطراف مزار او در کرمان منجر به شهادت قریب به صد نفر شد. براساس گزارش های منتشر شده تاکنون دو عامل انتحاری که این عملیات را اجرا کردند از عناصر داعش خراسان و تبعه تاجیکستان بودند که گفته می شود پس از آموزش در بدخشان افغانستان از طریق مرزهای شرقی وارد کشور شده و خود را به کرمان به منظور انجام عملیات تروریستی در سالگرد شهادت سردار سلیمانی رساندند.

از محسن روحی صفت، دیپلمات باسابقه وزارت امور خارجه در امور افغانستان و پاکستان درباره ماهیت داعش خراسان، پیوندهای آن با طالبان در گذشته و امروز و البته آسیب شناسی سیاستی که جمهوری اسلامی ایران تاکنون در مقابل تحولات افغانستان در پیش گرفته، سوال کردیم.

 

جامعه افغانستان یکدست نیست

محسن روحی صفت با اشاره به ضرورت توجه به ماهیت قومی و هویتی در افغانستان به منظور رسیدن به یک سیاست چندجانبه و دقیق گفت: افغانستان یک کشور چند قومی ، چند نژادی و چند زبانی است. مسئولانی که در حوزه افغانستان فعالیت می کنند باید سوابق تاریخی تحولات داخلی این کشور  را در نظر داشته باشند و آن را مانند کشورهایی چون سوریه نبینند که جوامع آنها تا حدودی یکدست است. در افغانستان تفاوت های قومی یک موضوع مهم از گذشته تا به امروز بوده است. در چنین کشوری بدون توجه به خواسته های مردم برقراری ثبات و امنیت امکان ناپذیر نیست و در این مسیر رسیدن همه مردم افغانستان به حق و حقوق خود در همه زمینه های اجتماعی و سیاسی یک امر مهم و ضروری است.

 

باید برای بدترین سناریوها در افغانستان کاملا آماده باشیم

او با اشاره به اینکه وضعیت امروز افغانستان نوید روزهای خوبی برای این کشور و همسایگان را از حیث امنیتی نمی دهد، می گوید:  گفته می شود که امروز ما شاهد یک آرامش امنیتی نسبی در افغانستان هستیم که البته با زنجیره ای از انفجارها که در این چند روز رخ داده این ادعا هم به سختی معتبر است اما همین وضع هم دوامی نخواهد داشت و آینده آبستن تحولات نه چندان خوشایندی است. در چنین فضایی ما باید با آینده نگری تلاش کنیم در سایه مذاکره با نیروهای موثر در درون افغانستان از صدماتی که این تحولات ممکن است به مردم این کشور بزند جلوگیری و با کمک قدرت ها و کشورهای منطقه یک ثبات نسبی در افغانستان برقرار کنیم.  در این زمینه مسئولیت مسئولان این پرونده در نهادهای متفاوت سنگین است و باید برای بدترین سناریوها آماده باشند.

 

انسداد مرز مشترک یک ضرورت است

ما در قبال افغانستان باید سیاست بازدارندگی را در پیش بگیریم تا در برابر خطرات و تهدیداتی که از آن سوی مرز متوجه ایران است به نوعی سد ساخته و مانع از تاثیرپذیری ایران از این تهدیدها و خطرات شویم. انسداد فیزیکی مرز مشترک میان دو کشور یک امر غیرقابل گذشت است و تا امروز هم که اجرای آن به تعویق افتاده خسارت های بسیاری متوجه ایران شده و باید با این مسأله به شکل یک طرح اضطراری و نه عادی برخورد کرد. انسداد فیزیکی مرز می تواند با دیوار کشی، خندق کشی یا هر عامل دیگری که بتواند از هجوم افراد به داخل مرزها جلوگیری کند، انجام بگیرد.  کسانی که در گذشته نسبت به وضعیت مرز بی توجه بوده اند و باعث هجوم میلیون ها نفر به داخل ایران شدند کم کاری کرده و باید آن را جبران کنند.

 

آمریکا تنها شاقول ما در سیاست گذاری در افغانستان نباشد

روحی صفت با اشاره به اینکه درک کاملی از تندروی و افراطی گری در موضوع افغانستان در نهادهای تصمیم گیر اصلی ، میانی و یا بخش های اجرایی در میدان وجود ندارد، می گوید: بخشی از این ناآگاهی از تصلب ذهنی در مسأله مواجه با آمریکا ریشه دارد. این نگاه برخی افراد را دچار یک دگم اندیشی کرده که همه چیز را با شاقول آن می بینند و هر آنچه که تصور کنند مخالف آمریکا است را می پذیرند.

این درک ناقص از موضوع می تواند منافع ملی ما را به خطر بیندازد.  به نظر من آنچه که ما باید در افغانستان دنبال کنیم مصلحت عامه مردم ایران است که در عدم وجود جنگ، درگیری و بی ثباتی است . ما ضمن اینکه خواهان تداوم دوستی بین مردم دو کشور هستیم اما  تفکرهای افراطی که در آن کشور در برابر زبان فارسی و  اقلیت های قومی ( تاجیک ها، هزاره ها و ازبک ها) ایجاد شده را در راستای مصلحت عامه دو ملت نمی دانیم.  از طرف دیگر تنش میان دو کشور هم در راستای مصالح ایران نیست.

لذا سیاست دولت باید بسیار ظریف و مانند راه رفتن بر لبه یک تیزی باشد.  اقدام های دولت نه باید موجب تقویت تفکر افراطی در افغانستان شود و نه مقدمات جنگ و درگیری را فراهم کند.

 

مواضع رهبری درباره افغانستان مورد توجه قرار بگیرد

برخی معتقدند که اگر به مذاکره با آمریکا در موضوع افغانستان بپردازیم هزینه های آن کمتر از هزینه های مهار ناامنی است که افغانستان در حال حرکت به سمت آن است.

ما باید با ارزیابی عملکرد دو سال گذشته نقاط موفق و البته آسیب پذیر سیاست های در پیش گرفته شده را مشخص کنیم و استراتژی و سیاست های خود در موضوع افغانستان را برای سال جدید مورد بازنگری قرار دهیم.  من فکر می کنم گاهی کسانی که در میدان کنترل عملیات را در دست دارند خیلی از مواضعی که رهبری در موضوع افغانستان تدوین کرده پیروی نمی کنند. باید نظارت و کنترلی بر روی گام هایی که در میدان عمل در حوزه افغانستان برداشته می شود وجود داشته باشد تا مطمئن باشیم که آنچه که مدنظر تصمیم گیران اصلی کشور است در صحنه میدان به منصه ظهور می رسد.

 

بحران افغانستان با دیپلماسی دوجانبه حل نخواهد شد

سیاست های ما در موضوع منطقه باید چند وجهی باشد و از سیاست های ساده انگارانه فاصله بگیریم. ما باید در مسئله افغانستان با همه کشورها تعامل داشته و با مذاکره مانع از بروز تهدید یا بحران جدی تری شویم. زمانی که از مذاکره صحبت می کنیم صرفا مذاکره با طرف مقابل در افغانستان نیست، بلکه مذاکره با همه کشورهای منطقه و همه قدرت ها و کشورهایی که در افغانستان همچنان درگیر هستند و حضور دارند یعنی امریکا هم است.  

افغانستان موضوعی نیست که بتوان آن را دو جانبه میان دو کشور حل و فصل کرد و به آن سر و سامان داد. برقرای ثبات در افغانستان نیازمند  مشارکت همه کشورهای منطقه و قدرت های بزرگ است. در این موضوع سازمان ملل باید به عنوان چتری برای همه عوامل در نظر گرفته شود. از گذشته دور همواره سیاست های رسمی جمهوری اسلامی ایران حمایت و کمک به تقویت موضع سازمان ملل در افغانستان بوده و این سیاست باید حفظ شد. باید تعیین نماینده ویژه  از سوی سازمان ملل برای موضوع افغانستان را به فال نیک گرفت و مذاکرات جدی و منظمی را با نماینده سازمان ملل در امور افغانستان داشت تا با مشارکت همه کشورها در زیر چتر سازمان ملل به راه حل جمعی در موضوع افغانستان رسید.

 

داعش بارها ابزار سرویس های امنیتی بیگانه شده است

روحی صفت در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت داعش در افغانستان و پیوندهای این گروه تروریستی می گوید: درباره داعش باید به این نکته توجه داشت که سازمانهای امنیتی کشورهای متعدد می توانند از داعش به عنوان ابزاری برای اجرا کردن سیاست های خود استفاده  یا با نفوذی که در میان نیروهای داعش دارند آنها را به سمت و سوی مد نظر خود هدایت کنند.

وجود داعش در پاکستان نیز دردسرهایی برای اسلام آباد ایجاد کرد. حضور داعش در مناطق قبایلی پاکستان ، موجب تقویت و توانمندسازی تشکیلات طالبان پاکستانی شد. مناطق قبایلی پاکستان از گذشته حالت خودمختاری داشتند و در این میان، مناطقی مانند وزیرستان شمالی و جنوبی و چند نقطه دیگر در برخی موارد در تقابل با دولت پاکستان بودند اما سایر مناطق آرام بود.  با باز شدن پای نیروهای داعش که از شامات آمده بودند حد انتظار در مناطقی که با دولت مرکزی در پاکستان اختلاف داشتند افزایش پیدا کرده و آنها هم خواستار تشکیل حکومت اسلامی در سراسر پاکستان و افغانستان شدند.

در حقیقت می توان گفت که داعش توانست دامن تفکرات افراطی خود را گسترش دهد.

 

آمریکا از بی ثباتی متاثر از فعالیت داعش در منطقه بهره برداری می کند

پیدایش داعش در افغانستان در اوج فعالیت های داعش در عراق و شامات بود که در آن زمان آنها تلاش می کردند از  مناطق مختلف جهان یارگیری کنند و برای هر منطقه یک حاکم تعیین کردند، از جمله در پاکستان و افغانستان هم به نام «داعش خراسان» تشکیلاتی به رسمیت شناخته شد.  با کاهش درگیری ها در شامات و شکست داعش در عراق و سوریه تعداد بیشتری از آنها به سوی پاکستان و افغانستان مهاجرت کردند و البته این موضوع تا حدود زیادی در راستای منافع برخی از کشورها هم بود. از یک جهت پاکستان به دنبال تضعیف حکومت مرکزی در افغانستان بود و فعالیت های داعش می توانست به نفع پاکستان باشد.

دوم اینکه برداشت سازمان اطلاعات نظامی پاکستان این بود که با تشدید فعالیت های داعش ، مقبولیت طالبان در برابر قدرت های خارجی بیشتر می شود و مردم طالبان را به داعش ترجیح می دهند. در چنین شرایطی تا حدی یک مقبولیت و مشروعیت برای طالبان کسب می شود.

ما در برخی از مناطق شرقی افغانستان شاهد همین تقابل ها بودیم. مثلا افراد داعش خراسان اعتقاد داشتند که سیستم اطلاعاتی پاکستان در پشتیبانی از طالبان علیه داعش اقدام می کنند و همزمان طالبان که در همان منطقه بودند معتقد بودند که سازمان اطلاعات امنیت پاکستان برای کنترل طالبان از اهرم داعش استفاده کرده و انها را علیه طالبان برمی انگیزند. در واقع یک بازی دو گانه بود که برخی از سازمان های اطلاعاتی کشورها از حضور داعش به منظور پیشبرد برنامه های خود استفاده می کردند.

همزمان آمریکا هم علاقه مند بود که بی ثباتی های مرز میان افغانستان و پاکستان به شمال افغانستان منتقل شود تا تأثیرات خود را در مرزهای آسیای میانه که محل نفوذ روسیه است باقی بگذارد. آمریکا عملا از متأثر شدن روسیه، چین و ایران از بی ثباتی ناشی از فعالیت داعش در افغانستان بهره می برد. البته هر چند محرک هایی برای داعش خراسان در خارج از کشور وجود داشت اما در داخل افغانستان زمینه های چندانی برای گسترش داعش وجود نداشت. از نظر تفکری، تفکر مردم افغانستان تا حدود زیادی با تفکر داعش متفاوت و متضاد بوده و هست.  

در کل می توان گفت که طالبان از وجود داعش برای بی اعتبار کردن و بی ثبات کردن دولت های حاکم بر افغانستان در دوره جمهوریت استفاده کرد و این دو هم با یکدیگر رقابت و هم همکاری داشتند. در طول مبارزاتی که طالبان در دوره جمهوریت با دولت مرکزی و آمریکا داشت، داعش نیروی کمکی طالبان به حساب می آمد. البته در همان دوره حس رقابت میان این دو هم پررنگ تر شد، اما وجود رقابت به معنای عدم ارتباط این دو نبود و گاهی نیروهایی که از هر کدام از این دو جدا می شدند به جبهه دیگری می پیوستند. نه طالبان یکپارچه هستند و نه داعش بلکه هر دو  از نیروهای افراطی هستند که در واقع به شکل مبارزه های مسلحانه و انتحاری در منطقه فعالیت دارند و در مواقعی با هم رقابت و گاه با هم می جنگند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.