استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی پیشتر درباره «قربانی شدن ایران در نزاع آمریکا و چین» هشدار داده بود. او اخیرا در سخنانی این موضوع را با پیش بینی های عجیب آمریکا درباره رفتار چین، تشریح کرد.

گروه اقتصاد و درآمد: فرشاد مومنی – استاد تمام دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: ما هم اکنون بالغ بر سه دهه است که در دور باطل شوک درمانی و انحطاط فزاینده تحت عنوان بازارگرایی مبتذل قرار داریم.

 

** آیا تجارت آزاد برای کشورهای فقیر خیر دارد؟!

او در ادامه گفت: بیش از  دویست سال است که در اقتصاد سیاسی بین المللی این پرسش مطرح شده که اگر واقعا تجارت آزاد برای کشورهای فقیر و عقب مانده خیر دارد، چرا قدرتمندها با زور سرنیزه می خواهند این هدف را پیش ببرند؟ چرا به کار فرهنگی بسنده نمی کنند و لشکر کشی می کنند و از ابزار تحریم با این شدت خشونت استفاده می کنند؟!

** در مواجهه با انقلاب انفورماتیک سردرگم مانده ایم

مومنی در ادامه توضیح داد: نکته بسیار مهم این است که ما در ایران در ماجرای مواجهه با انقلاب انفورماتیک و الکترونیکی هم سردرگم مانده ایم! کانون اصلی ماجرا در رقابت جهانی در این زمینه توان ساخت است؛ یعنی شما باید قابلیت هایتان را در زمینه ساخت صنعتی تجهیزات ICT قرار دهید؛ در حالی که ما سراغ نرم افزارش رفته ایم و به همین دلیل وقتی به سرمایه داری دیجیتال رسیدیم، به دلیل رها کردن وجه سخت افزاری انقلاب انفورماتیکی و الکترونیکی و تمرکز افراطی روی وجه نرم افزاری آن؛ خود را فشل و آلت دست آنها و تحت اراده آنها قرار خواهیم داد.

** نتیجه منازعه هژمونیک میان آمریکا و چین، تحمیل ناامنی به منطقه خواهد بود

این استاد دانشگاه افزود: حواسمان باشد که علی رغم این که انقلاب نفت شیل اتفاق افتاده و تحولات بزرگی در دنیا در عرصه بازار جهانی انرژی موضوعیت یافته است، به اعتبار منازعه هژمونیک میان آمریکا و چین و این که بازی با نفت یکی از کانون های  اصلی زور آزمایی بین آنها خواهد بود، این منطقه یک منطقه استراتژیک باقی می ماند و اگر هم بین آمریکا و چین دعوایی صورت گیرد، یکی از آن کانون های تحمیل ناامنی در این منطقه خواهد بود.

آمریکا در سال 2006 پیش بینیِ چین 2020 را کرده بود!

او با بیان این که « روزمرگی و کوته نگری و چند مورد بدتر از اینها گریبان نظام تصمیم گیری های اساسی ما را رها نمی کند و ما به شکل غیرمتعارفی از مسائل بنیادی و راهبردی غافل هستیم. » ادامه داد: یک نقطه عطف در سال  2005 تصویب "قانون سیاست انرژی در آمریکا" بود. در مقدمه این قانون آمده که نفت همچنان از اولویت های اصلی سیاست خارجی آمریکا خواهد بود؛ یعنی کلیدی ترین ابزار کشتی گرفتن با چینی ها، همچنان نفت است. آنجا توضیح می دهد که خاورمیانه به این اعتبار برای ما همچنان در مرکز توجه باقی خواهد ماند. نقطه عطف دیگری در سال 2006 بود که آمریکا روندهای سرمایه گذاری چین را زیر ذره بین قرار داده بودند و پیش بینی شان این بود که در سال 2020 چین تبدیل به تهدید اصلی منافع آمریکا خواهد بود. این تحقیق توسط اندیشکده رَند کورپوریشن انجام شد.

** مهار تروریسم در سال 2007 برای آمریکا رنگ باخت!

مومنی در ادامه گفت: در سال 1999 شورای روابط خارجی آمریکا تحقیق دیگری به وسیله همین کورپریشن انجام داد که بر مبنای آن اعلام می شد در اثر انقلاب انفورماتیکی و الکترونیکی مولفه های قدرت در اقتصاد جهانی متحول خواهد شد؛ در حالی که سیستم های نظارتی ما در ایران رقبای بالفعل و بالقوه آمریکا را با مولفه ها موج دوم انقلاب صنعتی می سنجند. نقطه عطف سوم در سال 2007 بود و در آن زمان اسناد سیاست امنیت تجاری و سیاست امنیت دفاعی آمریکا برای اولین بار می گوید که استراتژی آمریکا از سیاست ادعایی اولویت مهار تروریسم به اولویت مهار چین تغییر خواهد کرد. بعد ببینید برخی در داخل کشورمان، رفتن آمریکا از عراق و افغانستان را چگونه تفسیر می کنند!

** آمریکا برنامه قدرت یابی چین مبتنی بر "ابتکار بهره از کمربرندها" را 2012 پیش بینی کرد

او در ادامه با بیان این که نقطه عطف بعدی در سال 2012 است که در آن در یک مطالعه کلیدی توسط موسسه رند با عنوان بازگشت جنگ قدرت های بزرگ سناریوهای درگیری سیسیتمی آمریکا و چین انجام می شود و در آن خیلی شفاف می گوید که جنگ نظامی با اینها نخواهیم کرد. آنجا تعبیر جنگ کم شدت را به کار گرفته و تصریح می کند که یکی از ارکان قدرت یابی چینی ها در آینده ابتکار کمربند و راه خواهد بود و ما باید برنامه جامعی برای مواجهه با این ابتکار داشته باشیم.

** 5 محور کلیدی آمریکا برای مواجهه با چین

رییس موسسه دین و اقتصاد در ادامه تصریح کرد: نشر نهادگرا اخیرا کتابی با عنوان "اقتصاد سیاسی حکمرانی فراملی" را  که یکی از استراتژیست های ممتاز سنگاپوری نوشته، منتشر کرده و من مقدمه ای روی آن نوشته ام.  در این کتاب استراتژی این که چینی ها چگونه تا 2050 هژمون اصلی شوند، را توضیح داده شده است و باید ببینیم آمریکا به عنوان رقیب برای از کار انداختن این استراتژسی چه کار هایی کرده است.

استاد اقتصاد دانشگاه علامه با توضیح "مواجهه های سخت افزاری آمریکا با قدرت چین و مواجهه های نرم افزاری" در ادامه گفت: مقابله ها در حوزه در سخت افزاری 5 محور کلیدی دارد. یکی مهار جزیره های اطراف چین از تایوان گرفته تا ژاپن و کره و تقویت آنها برای سنگ اندازی علیه چین و دوم، تقویت کل کشورهای جزیره ای جهان از اقیانوسیه تا کارائیب. سوم تقویت کریدور هند و ابراهیمی که شامل اندونزی، هند، اسراییل، امارات، مصر، سودان و اتیوپی می شود. چهارم محور اوراسیایی با تکیه محوری بر ترکیه و کشورهای ترک زبان. ببینید هر کدام از اینها ده ها دلالت برای ما دارد که استراتژی خود را متناسب با آن طراحی کنیم. آن وقت در این شرایط سندی با آن کیفیت، به نام برنامه میان مدت توسعه در ایران طراحی می شود!

** ابتکار عمل های مهم آمریکا برای بستن راه چین

او در ادامه افزود: در زمینه مواجهه نرم با قدرت گیری چینی ها، آمریکایی ها  یک شبکه ای ساخته اند به نام شبکه نقطه های آبی. ترکیبی از گروه هفت، گروه بیست و استرالیا که اینها در واقع یک حفاظ امنیتی بر علیه قدرت گیری اقتصادی و نظامی چین طراحی کرده اند. از همه حیاتی تر ابتکاری از جنبه نرم افزاری با عنوان ابتکار ساخت جهانی بهتر است که برای این ابتکار چهل هزار میلیارد دلار منابع پیش بینی شده و جزئیاتی دارد که دیدنش هوش از سر می برد. اجمال قضیه این است که در ابتکار "ساخت جهانی بهتر" می گویند ما این مقدار روی چهار محور محور تغییرات آب و هوایی. سلامت ، فناوری اطلاعات و مساله عدالت اجتماعی فراگیر در کل کشورهایی که امکان نفوذ چین در آنها هست سرمایه گذاری می کنیم که راه را ببندیم.

فرشاد مومنی همچنین گفت: با دقت در جزئیات می بینید که طرح " ابتکار کمربند " چینی ها، سه شاخه اصلی دارد که یکی شاخه روسیه است؛ می بینیم که آمریکا چگونه برای عقیم کردن ابتکار کمربند وارد عمل می شود و برای مواجهه و مقابله با کارهای مشترک چین و روسیه در اروپای غربی که اخیرا به گردنکشی علیه آمریکایی ها رسیده بود، برنامه ریزی کردند.

** چین با جمعیت میلیاردی باز هم دنبال جذب استعدادهاست اما ما استعدادها را به راحتی فراری می دهیم!

جنبه بسیار مهم دیگری که سرنوشت ساز است و  ما دقیقا در این زمینه سورنا را از طرف گشاد آن می نوازیم، این است که کانون اصلی رقابت در دنیا رقابت بر سر استعدادهاست؛ آن وقت ما استعددادهایمان را از کشور فراری می دهیم و چین با جمعیت میلیاردی، باز هم 2400 سازمان NGO فراملی در سراسر دنیا درست کرده است؛ آن هم با ماموریت این که هر کسی هر استعداد قابل اعتنایی در هر زمینه ای دارد، جذب چین شود! در اقتصاد سیاسی حکمرانی فراملی یک فصل به این موضوع اختصاص داده شده است.

 

نشست علل اقتصادی فروپاشی رژیم شاه / فرشاد مومنی

 

حذف یکی از دو قدرت آمریکا یا چین هم به نفع ما نخواهد بود

رییس موسسه مطالعاتی دین و اقتصاد در ادامه افزود: در سال 2017 مرحوم امانوئل والراشتاین مقاله ای با عنوان «هشدار به جهان در حال توسعه» منتشر کرد و آنجا می گوید منازعه هژمونیک چین و آمریکا، منازعه دو لات بی منطق و نفهم نیست! اینها باهم هماهنگ هستند و این هماوردجویی و زورآزمایی است برای این که هر کسی حد خود را بفهمد و بیشتر از سهم خود طلب نکند. یعنی این طور نیست که یکی حذف شود؛ اگرچه حذف هم بشود باز گرفتاری های ما سر جای خود باقی می ماند و خودمان شیرین کاری هایی می کنیم که راضی به زحمت دیگران نیستیم! اما در سیاست خارجی و طراحی استراتژی برای اداره نظام ملی در این جهان با این شکل و شمایل و آن ابعاد رقابت های خشن و بی امان، ما باید فسفر بیشتر بسوزانیم؛ نه این که احساسات به خرج بدهیم و روزی به دامن این و روزی به دامن دیگری بغلتیم و هر بار گرفتاری برای خود ایجاد کنیم.

** تنها راه نجات ایران در دعوای چین و آمریکا؟!

او با بیان این که «در طول 200 سال گذشته هر بار که منازعه هژمونیک در دنیا موضوعیت داشته، ایران جزو قربانیان بزرگش بوده و دلیش هم ندانم کاری، جهل، فساد و دست نشاندگی هیات های حاکمه در سطوح مختلف بوده است » ادامه داد: از این دریچه تمام کسانی که کار عمیق درباره ایران کرده اند می گویند اگر خواهید در دعوای چین و آمریکا، سالم جان به در ببرید باید حکومت رابطه اش را با مردم خود خوب کند و بنیه تولید فناورانه اش را بالا ببرد؛ این تنها راه نجات است. از این نگاه در کتاب «اختناق ایران» نوشته مورگان شوستر؛ او می گوید همه هژمون ها بر سر ناتوان سازی تا مرز عقیم کردن حکومت در ایران باهم تفاهم دارد.

تجربه خاندان قاجار جلوی چشم ماست!

بر اساس گزارش جماران؛ این استاد دانشگاه با اشاره به تاریخ مشروطه، اظهار کرد: در سال 1906 انقلاب مشروطیت پیروز می شود و در سال 1907 روسیه و انگلیس که آن همه درگیری در همه جا باهم دارند، روی ایران و تقسیم آن تفاهم کرده اند که ایران را تضعیف کنند و دو منطقه ی نفوذ درست کرده ند. "تلاش آزادی" باستانی پاریزی را بخوانید که می گوید قدرت پیدا کنید و رابطه را با مردم خود خوب کنید، اگر به حمایت خارجی از موضع ضعف دل ببندید، تجربه خاندان قاجار جلوی چشم شماست؛ در ترکمانچای روس ها بقای خاندان قاجار را تضمین کردند اما هیچ گاه پای آن نایستنداند. و ده ها مثال دیگر در تاریخ ایران گویای همین مساله است.

فرشاد مومنی در پایان گفت: امروز در ادبیات توسعه گفته می شود که به اعتبار مجموعه ای از عوامل؛ ضریب اهمیت فهم اقتضائات اقتصاد سیاسی بین المللی و فهم این که دنیا روی چه مداری می چرخد اگر از شناخت خودمان بیشتر نباشد کمتر نیست و همه اینها یعنی این که نمی شود کشور را با شعار و رجزخوانی اداره کرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.