مهمترین عناوین روزنامه های صبح کشور
روزنامه های سراسری روز چهار شنبه چهاردهم بهمن ماه، تیتر نخست خود را به عناوین خبری زیر اختصاص دادند:
"آفتاب یزد": نماینده زنجان و طارم: عدول از قانون هدفمند کردن یارانه ها پیامدهای سنگین دارد.
"اطلاعات": رهبر معظم انقلاب : توطئه های بی وقفه علیه ایران نشانه بی عدالتی مدرن است.
"اعتماد": رهبر معظم انقلاب در دیدار دانشگاهیان: در عرصه سیاست، غفلت گاه همان نتایج خیانت را دارد.
"ایران": رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و استادان دانشگاه تهران: پیشرفت های سه دهه نتیجه آزادی است.
"بهار": پرونده قضات کهریزک در حال رسیدگی.
تهران امروز:پرونده فرزندان هاشمی در دادسرا
"جام جم": رهبر معظم انقلاب: غفلت سیاسی گاهی نتایج خیانت بار دارد.
"جمهوری اسلامی": رهبر انقلاب : ایران را باید با برنامه ریزی از اسارت علمی خارج و به رده های اول علمی جهان رساند.
"جوان": رهبر معظم انقلاب در دیدار صدها نفر از استادان و مسئولان دانشگاه تهران: غفلت خواص گاهی نتیجه ای مثل خیانت دارد.
"رسالت": حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار استادان و مسئولان دانشگاه تهران: می توان ایران را به رده اول علمی جهان رساند.
"فرهیختگان": 40 هزار میلیارد تومان اعتبار یارانه ها رای نمی آورد.
"کیهان": رهبر انقلاب در دیدار استادان دانشگاه تهران: غفلت در مسائل سیاسی گاه به معنی خیانت است.
"مردم سالاری": آیت الله مکارم شیرازی: به جای حاتم بخشی به بعضی بازیگران به مناطق محروم کمک کنید.
"وطن امروز": رهبر انقلاب در جمع اساتید دانشگاه تهران تحلیل تازه ای از نقش خواص در حوادث اخیر ارائه کردند.
"همبستگی": رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه تهران: حوادث اخیر، بر اثر غفلت های برخی به وجود آمد .
"همشهری": رهبر معظم انقلاب در دیدار استادان دانشگاه تهران: باید راه پیشرفت علمی را با شتاب بیشتر ادامه داد
در تحلیل ها، گزارش ها و مقالات روزنامه ها نیز موضوعات متنوعی برجسته شدند که گزیده ای از آن منتشر می شود :
روزنامه مردم سالاری در شماره امروز خود مطلبی را با عنوان "از هدفمندکردن یارانه ها تا خوشه بندی" به قلم حمیدرضا شکوهی منتشر کرده است.شکوهی در بخشی از یادداشت خود آورده است: "سرگردانی مردم در مورد هدفمند کردن یارانه ها اکنون با سرگردانی مردم در مورد خوشه بندی ها همراه شده و ایجاد ارتباط بین هدفمند کردن یارانه ها و خوشه بندی ها در ذهن مردم، به معمایی لا ینحل تبدیل شده است. زمانی تنها سخن از هدفمند کردن یارانه ها بود که خود خالی از ابهام نبود. هنوز مدتی تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده بود که دکتر محمود احمدی نژاد در سفر به اصفهان نوید داد که با هدفمند کردن یارانه ها، به هر ایرانی ماهانه 120 هزار تومان پرداخت می شود. آن روز احمدی نژاد گفت: اگر قیمت نفت را با همین قیمت امروز فرض کنیم که هر بشکه 50 دلار می شود، 4میلیون بشکه روزانه رقمی بالغ بر 200 میلیون دلار را در بر می گیرد که اگر این مبلغ به طور مستقیم در اختیار مردم قرار گیرد، به هر نفر از 70 میلیون جمعیت 85 هزار تومان ماهانه می رسد.
احمدی نژاد متذکر شد که اگر قرار باشد ماهانه 85 هزار تومان فقط در اختیار 50 میلیون نفر از 70 میلیون جمعیت و تنها به کسانی که باید مورد حمایت دولت قرار گیرند و از یارانه ها بهره مند شوند اختصاص یابد، رقمی بالغ بر 120 هزار تومان را تشکیل می دهد که با احتساب صرفه جویی 40 درصدی و کاهش هزینه های روز، بیش از این رقم خواهد بود.
شکوهی در یادداشت خود می افزاید: " اما به مرور زمان این گمانه زنی به ماهانه 25 و 20 هزار تومان برای هر فرد کاهش یافت; گویی رئیس جمهور هیچگاه وعده یارانه 120 هزار تومانی را نداده است. هر چند که محاسبه آن زمان براساس نفت 50 دلاری انجام شده بود و امروز قیمت نفت، بالاتر از 70 دلار است.
وی در ادامه چند پرسش را مطرح می کند و می نویسد: " در این میان، این پرسش ذهن مردم را به خود مشغول کرد که چگونه هر ایرانی قرار است ماهانه 20 هزار تومان دریافت کند اما فی المثل قیمت برق 21 برابر شود (نقل به مضمون از مسوولا ن وزارت نیرو) و قیمت گاز و آب و ... هم افزایش زیادی را تجربه کند و آن گاه چگونه این یارانه اندک مشکلا ت ناشی از آن افزایش قیمت ها را جبران کند؟
همچنین این پرسش در بین افکار عمومی مطرح شد که آیا فقط باید قیمت کالا ها و خدمات در کشورمان با قیمت کالاها و خدمات در سایر کشورها یکسان شود و شاهد واقعی کردن قیمت ها باشیم و واقعی کردن دستمزدها، به فراموشی سپرده شود؟ البته هنوز افکار عمومی، پاسخی برای این پرسش ها پیدا نکرده که شاهد طرح مساله خوشه بندی هستیم، طرحی که ابهامات را افزایش داد و انتقادهای زیادی را برانگیخت، این روزها همه از هم می پرسند که خوشه چندمی هستی؟ و اغلب جواب ها یکسان است: خوشه سوم! در این میان تفاوتی بین خانواده ای دارای خانه و زمین و باغ با خانواده ای اجاره نشین و بدون هیچگونه دارایی وجود ندارد چون هر دو خانواده، خوشه سوم هستند و چه بسا خانواده متمول تر و با دارایی بیشتر، از خوشه دوم باشد; کما اینکه این اتفاق برای من و اطرافیانم هم رخ داده که شرح آن را به زمان دیگری موکول می کنم.
شکوهی تصریح می کند جالب اینجاست که مجلسیان می گویند قبلا صحبتی از خوشه بندی نبوده و وزیر اقتصاد هم پس از آنکه اعتراضات افزایش می یابد می گوید خوشه بندی ها ملا ک عمل نیست! اگر خوشه بندی ملا ک عمل نیست، پس این همه بحث و توضیح درباره خوشه ها برای چیست و اگر ملا ک عمل است، پس چرا آن را نقض می کنید؟ ابهامات در مورد طرح هدفمند کردن یارانه ها البته بیش از این است اما به طرح مساله بسنده می کنیم تا مبادا انتقادمان رنگ و بوی سیاسی بگیرد. فقط سه پرسش را به امید دریافت پاسخ آنها مطرح می کنیم:
1- اگرقرار است به هر ایرانی ماهانه 20 تا 25 هزار تومان داده شود- آن گونه که مقامات دولتی می گویند- پس چرا هفت- هشت ماه پیش، صحبت از یارانه 120 هزار تومانی بود؟
2- به موازات واقعی کردن قیمت ها و هدفمند کردن یارانه ها، آیا کسی به فکر واقعی کردن درآمدها هم هست؟
3- سرانجام، تکلیف مردم را روشن کنید که خوشه بندی ها ملاک عمل هست یا نیست؟
همچنین در این روزنامه ناصر الدین قاضی زاده یادداشتی در سالگرد درگذشت احمد بورقانی معاون مطبوعاتی پیشین در دوران ریاست جمهوری هشتم را با عنوان "بورقانی و مسوولیت امروز نمایندگان مجلس" به رشته تحریر درآورده است.
قاضی زاده می نویسد: "پیروزی انقلاب فرایند سخت و پر فراز و نشیبی داشت، ولی تردید نکنید که دفاع و پاسداشت از دستاوردهای انقلاب و مجموعه مطالبات مصرحه در قانون اساسی، به مراتب سخت تر است.
دفاع از «کرامت انسانی و حقوق مدنی شهروندان»، یکی از ره آموزه های قرآنی و تاکید شده در میثاق ملی قانون اساسی است که تمام گرایش های فکری و سیاسی داخل نظام بر آن اجماع و اتفاق نظر دارند. روح حاکم بر آموزه های دینی به مومنین می آموزد که حرمت جان آدمی از حرمت کعبه شریف و کانون آمال جان های متعالی، مهمتر است و غفلت از حریم امن آدمی گناه نابخشودنی قلمداد می شود. اگر هر ایرانی باور کند که در مقابل دیگران مسوول است، شاید دیگر شاهد گسترش خودخواهی ها و منفعت طلبی ها نباشیم. ولی این آگاهی و جود ندارد و تمام دستگاه ها نیاز به نظارت دارند."
وی ادامه می دهد: " در یکصد سال اخیر، پارلمان یکی از مهمترین کانون های قدرت و تصمیم سازی در تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی در ایران بوده است. در این مدت مجالس ایران، نمایندگان شجاع، دوراندیش و متعهدی را در کارنامه خود ثبت کرده که مطالبات اجتماعی را در چارچوب قانون پیگیری نموده اند. بی گمان یکی از این مردان بزرگ که در تاریخ تقنینی ایران می درخشد احمد بورقانی است. بورقانی در طول فعالیت مجلس ششم هیچ گاه در برابر تندروی ها، تهدیدات و فشارها کمر خم نکرد و همواره حق جامعه و مردم را بر منافع فردی و جناحی خود ترجیح می داد. گرانیگاه فعالیت احمد بورقانی بر دو محور بنا شده بود «روشنگری افکار عمومی با ابزار اطلا ع رسانی، دقیق، شفاف، متکی بر حقوق تعریف شده در قانون اساسی» و «مجاهدت بی امان نسبت به مطالبات موکلانش و مردم شریف ایران.»
قاضی زاده تصریح می کند: "بورقانی چه آن زمانی که مسوولیت معاونت مطبوعاتی کشور را بر عهده داشت و چه آن زمانی که در کسوت نمایندگی مردم تهران بود، کوشش می کرد تا فرایند اطلاع رسانی را از چنبره تخدیر و تحمیق به تنویرلا یه های اجتماعی توسعه دهد. افزایش بی سابقه رسانه های جمعی و گرایش مخاطبان داخلی به مطبوعات با شمارگان چند صد هزار و اوج گرفتن اعتماد ملی به اطلاع رسانی حرفه ای و ارتقای امنیت شغلی روزنامه نگاران و خبرنگاران و ... از جمله خدماتی بود که با اندیشه بورقانی شکل گرفته بود.
روزنامه ایران نیز امروز در ستون دیدگاه خود به طرح هدفمند سازی یارانه ها پرداخته است.
در این ستون با عنوان "اجرای هوشمندانه هدفمندسازی یارانهها" آمده است: "ادبیات برنامهریزی توسعه در جهت روند مطلوب برنامه ریزی بر چهار محور تأکید دارد.
1- حوزه اندیشهای 2- حوزه طراحی و تدوین 3- حوزه اجرا 4- حوزه نظارت.
در این قانون هدفمند سازی یارانهها پس از بررسیهای کارشناسانه در سطوح علمی و سیاستگذاری، در نهایت طراحی، تدوین و به تصویب نهایی رسید. در این میان اما 20 مرحله برنامهریزی توسعه در این خصوص به سرانجام رسیده است. مرحله سوم که حوزه اجرای عالمانه این قانون است از زوایای مختلفی قابل تأمل میباشد تا حداقل انحراف در خصوص اهداف از پیشتعیین شده این طرح ایجاد شود.
نویسنده این ستون در ادامه به تبیین مرحله سوم می پردازد.
روزنامه ایران همچنین در یکی از صفحات خاطرهها یی از عزتالله شاهی درباره دوران زندان وی در رژیم پهلوی، با عنوان "مبارزی که ساواک را خسته کرد "منتشر کرد.
در مقدمه این گفت و گو آمده است: "در سالهای اخیر و پس از انتشار خاطرات جذاب و روشنگر عزتالله شاهی (مطهری) او در کانون توجه تاریخپژوهان انقلاب قرار گرفته است. او که در یکی از سختترین ادوار قدرت ساواک و کمیته مشترک، سختترین انواع شکنجه را تحمل کرده، همچنان از روحیهای قوی و قدرت باطنی شگرفی برخوردار است، ضمن اینکه دوران مبارزه و فراز و نشیبهای آن، بصیرت و قدرت تحلیل او را نیز بس افزون ساخته است."
این روزنامه در ادامه، با او در بازشناسی شیوههای ساواک در دهههای 40 و 50 در سرکوب مبارزان و نیز فضای حاکم بر کمیته مشترک ضد خرابکاری به گفتوگو نشسته است.
روزنامه ایران همچنین در بخش بین الملل خود یادداشتی را با عنوان "از هرج و مرج به دیکتاتوری" منتشر کرده و به اوضاع کنونی کشور آفریقایی نیجریه پرداخته است.
در این یادداشت آمده است: "گزارش ناظران حاضر در پرجمعیتترین و نفتخیزترین کشور افریقا نشان از آن دارد که ناامنی در این سرزمین به مرز انفجار رسیده است. به گفته این ناظران، اکنون وضعیتی پدید آمده که مردم نیجریه حتی آرزو میکنند کشورشان به کنترل نظامیان درآید اما از این گرداب خشونت رهایی یابند. ژنرالهای نیجریه در دوران حکومت دیکتاتوری خود در سالهای 1966 تا 1999 این کشور نفتخیز را تاراج کردند و مخالفان خود را بیرحمانه به جوخه اعدام سپردند. اما در این نقطه آفریقا شاهد تکرار این تراژدی تاریخی هستیم که سیکل هرج و مرج به دیکتاتوری میانجامد. اکنون در گوشه و کنار شهرهای نیجریه مثل ابوجا و لاگوس زمزمههایی در میان مردم شنیده میشود که نشانگر تمایل آنان به بازگشت ژنرالهاست. البته حکومت نظامیان به نظر این مردم ایدهآل نمیآید، ولی به باور عدهای از آفریقایی تبارها میتواند اندکی بهتر از شرایط وحشتناک کنونی باشد.
در ادامه این یادداشت آمده است: "در هر حال اکنون احتمال شروع مجدد جنگ داخلی در نواحی نفتخیز جنوبی افزایش یافته است، صدها نفر در درگیریهای مذهبی شمال کشور کشته شدهاند و اقدام یک نیجریهای جوان برای انفجار هواپیمای عازم امریکا بر بحرانهای این کشور افزوده است. در میان تمامی این چالشها شورشیان دلتای نیجر تهدید جدیتری برای نیجریه محسوب میشوند. در مدت چهار ماه آتشبس یکجانبه از سوی شورشیان، گروههای مختلف شورشی در منطقه دلتای نیجر با هم متحد شدند و پایان آتشبس و مبارزه تمام عیار علیه شرکتهای نفتی خارجی را اعلام کردند. منبع دیگر نگرانی از آینده مبهم کشور نیجریه این است که بحران ماهیت فرقهای یافته است، یعنی تنش میان مسلمانان ساکن شمال و مسیحیان ساکن جنوب اوضاع را وخیمتر ساخته است. مسلمانان اکثریت اعضای دولت و ارتش را تشکیل میدهند در مقابل گودلاک جاناتان معاون رئیسجمهور رهبری مسیحیان را برعهده دارد. شکاف سیاسی همواره مهمترین مسئله در صحنه نیجریه است. سیاستمداران مسلمان شمالی از جانب اومارو یارادوا، رئیسجمهور حمایت میشوند، در حالیکه مسیحیان جنوب خواهان جایگزینی وی با جاناتان هستند.
این یادداشت می افزاید: "لایی محمد، سخنگوی «کنگره عمل» حزب اصلی مخالف دولت به روزنامه تایم چاپ لندن گفته است: «ما هیچگاه نباید خواهان کودتای نظامی و حکومت دوباره آنها بر کشور باشیم. استدلال این فعال سیاسی نیجریه این است که حسب تجربههای تاریخ بدترین دولت مردمی و غیرنظامی بهتر از رژیم نظامی نیکاندیش است.»
ژنرال عبدالرحمن داسپازو رئیس ستاد مشترک ارتش نیجریه در مورد شایعه مطرح در قبال حکومت نظامیان میگوید: ارتش تمام تلاش خود را برای تأمین امنیت مردم انجام میدهد.
نشریه تایم اخیرا در گزارشی مشروح از شکافهای سیاسی مقامهای نیجریه نوشت: کیودواسو از چهرههای مطرح قضایی نیجریه میگوید: یارا دوا با وجود اینکه در بستر بیماری و در خارج از کشور به سر میبرد، قدرت را رها نمیکند و این کار وی توهین مستقیم به مردم نیجریه است. کسانی که اکنون از وی حمایت میکنند قطعا در ریاست جمهوری وی ذینفع هستند و با کنارهگیری او بسیاری از منافع خود و کنترل بر قدرت را از دست میدهند. آنچه بدبینی نخبگان کشور را عمیقتر کرد این بود که رئیسجمهور نیجریه بیش از دو ماه است که در عربستان سعودی به دلیل بیماری بستری است. حال آنکه برای جلوگیری از از هم پاشیده شدن نیجریه و بروز فاجعه در این کشور، یارا دوا باید تا پیش از انتخابات سال 2011 قدرت را واگذار کند.
وطن امروز نیز در صفحات اجتماعی امروز خود به پدیده کارتن خواب ها پرداخته و مطلبی را با عنوان "کارتنخوابهای ابدی "منتشر کرده است.
در این یادداشت به قلم امیر گودرزی آمده است: "کارتنخوابی آخر زندگی است؛ پایان راه طلاق، فرار، ورشکستگی، بیخانمانی، اعتیاد و هر آسیب اجتماعی که به ذهن میآید، به کارتنخوابی گره میخورد. پرسهزنی، تکدیگری و حتی کارهای خلافی مانند مواد فروشی و سرقتهای خرد روزها و مصرف موادمخدر و خزیدن در کنج و کنار و خرابههای شهر، شبهای این افراد را تشکیل میدهد. در فصلهای گرم اوضاع آنها به همین منوال میگذرد اما در زمستان، سرما جان آسیبدیدهترین افراد اجتماع را تهدید میکند. شهرداری تهران در چند سال گذشته همه تکاپوی خود را بهکار گرفت تا کاری کند که دستکم کارتنخوابها شبهای زمستان از سرما نمیرند. این کار تا جایی موفق بود که چند سالی است خبری از مرگ زمستانی کارتنخوابها به گوش نمیرسد، اما نبود برنامه خروج آنها از چرخه کارتنخوابی موضوعی است که به فراموشی سپرده شده است. هیچ چیز به اندازه بازدید از گرمخانهها خواب تهرانیها را آرام نمیکند. وی می افزاید: "سالهاست دیگر هنگامی که در آپارتمانهای گرممان به تماشای تلویزیون یا مطالعه و استراحت مشغولیم فکر جان باختن یک بیخانمان از سرما آرامشمان را زیر و رو نمیکند چون دستکم اطمینان داریم آنها جایی برای پناه بردن از سرما و به دست آوردن یک وعده غذای گرم دارند. سالهاست دیگر هنگامی که از رختخوابهای گرم خود بیدار میشویم در کوچه پس کوچهها اجساد کارتنخوابهایی را نمیبینیم که جانشان در درگیری با سرما مغلوب شده است. اینها دستاوردهای کمی نیست اما نباید به آن اکتفا کرد، چون ممکن است در سالهای نه چندان دور همین کارتنخوابها به معضل جدی پایتخت تبدیل شوند. این افراد زندگی عجیبی دارند. در میان آنها با سواد و بیسواد، تهرانی و شهرستانی، روستایی، خلافکار و غیرخلافکار، معتاد و غیرمعتاد و با سواد و بیسواد به چشم میخورد. افرادی را میان کارتنخوابها میتوان دید که حتی تصورش هم مشکل است! آنها با هم یک شباهت دارند؛ بیخانمانی. حضور در گرمخانه نخستین نکتهای را که نمایان میکند، کارتنخوابهای قدیمی است. آنهایی که سالهاست در این چرخه زندگی گرفتار شدهاند و مجال خروج از این زندگی را هرگز نمییابند. آنها برای خروج از این زندگی تکاپویی هم به خرج نمیدهند؛ اگر زرنگ باشند به توسل به هر راه درست و نادرست پولی برای سیر کردن شکم ودود کردن سیگار تهیه میکنند و اوضاع تابستان به همین منوال تا زمستان میگذرد تا زمستان از راه برسد و باز در گرمخانهها باز شود. کارتنخوابها را همه دیدهاند چون یکی از درآمدهای آنها بازی نقش سیاهی لشکر در فیلمهاست. آنها نه تنها در واقعیت بلکه در فیلم هم نقشی ندارند و آیندهشان در زندگی مانند نقشی که در فیلمها به آنها سپرده میشود، مبهم است.
هر سال تعداد گرمخانهها اضافه میشود. امسال 2 گرمخانه دیگر هم اضافه شد بیآنکه کسی به این فکر بیفتد که سرانجام مستاجران گرمخانهها چه میشود. شهرداری در تکاپوی خود توانسته است جان این افراد را حفظ کند ولی در شرایطی که دستگاههای دیگر در این حوزه پا پیش نمیگذارند، روز به روز و سال به سال بر تعداد کارتنخوابها افزوده میشود. جان نباختن این افراد برای ما چنان سرگرمکننده است که کسی به یاد نمیآورد پایان فیلمنامهای که کارتنخوابها نقش سیاهی لشکرش هستند، نوشته نشده است.
روزنامه جوان در صفحه نخست خود موضوعی فرهنگی را پیش کشیده و مطلبی را با عنوان "فرهنگ هفت رنگ" به قلم مرتضی طلایی، رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و رئیس شورای اسلامی تهران منتشر کرده است.
طلایی در یادداشت خود می نویسد: "فرهنگ از جمله قطعیترین مصادیقی است که میتوان برای آن اصطلاح "سهل و ممتنع" آورد. همه ما در ذهن، تعریفی از فرهنگ یا حداقل مصادیقی برای آن داریم اما به راستی فرهنگ چیست؟ حدود و ثغور آن کدام است؟ و سوالاتی از این دست، در مقام پاسخگویی مجالهایی دشوارند. آنچه که روشن و قابل درک است، مجموعهای از باورها، هنجارها، ارزشها و نمادهای یک ملت، تشکیل دهنده فرهنگ آن ملت به شمار میرود و هنر یکی از شقوق و جلوههای بارز فرهنگ است که در جهان امروز زبان تصویر و جلوهگری مجازی از مهمترین نمودهای آن است. شاید در آن روز که برادران لومیر اولین تصاویر را در ظرفی به نام سینما ریختند، هرگز به ذهن نمیآمد که روزی این پدیده که هنر هفتمش خواندند، به این پایه از قدرت، تاثیرگذاری، اهمیت و پول سازی برسد. امپراتوریهای عظیمی چون هالیوود با کمپانیهای معظمی چون برادران وارنر، جلوهای از این اعجوبه مولود عصر جدید است و امروز یکی از عرصههای ابراز قدرت فرهنگی در جهان، ارائه فیلمهای موثر و جذاب به شمار میرود. ورود سینما به ایران و تولید فیلمهای سینمایی از نسخههای صامتی چون آبی و رابی تا اولین فیلم ناطق و تا به امروز، ادوار مختلفی به خود دیده است.بیشک سینمای ایرانی، فرزندانی تقدیم فرهنگ ایران زمین نموده که میتوان به هر کدام ازآنها بالید و پیش چشم جهانیان گستراند اما آنچه دغدغه افزاست، دل نگرانی عمیقی است از موج وحشتناک تولیدات سطحی و نازل امروز سینما. کمدیهای لوده که هیچ حد و مرزی در شوخیهای خود نمیشناسند، واقعیت تلخ سینمای ماست و بی آنکه بخواهم خدای ناکرده منکر زحمات دلسوختگان این هنر مقدس در تولید فیلمهای فاخر شوم (که بی شک بارقههای کم نور امید به دوام سینمای ملی را روشن نگاه داشتهاند) نمیتوان از کنار این واقعیت گذشت که متاسفانه نفسهای تولید فیلمهای موثر و پرارزش به شماره افتادهاست. فاجعه سنگینتر این که تولیدات در سوپرمارکتها و به بهایی اندک به سبد مصرف خانوار وارد شده و در نظر بیاورید پدری را که بااطمینان به تولیدات مورد تائید نسخهای از فیلم فیالمثل ]...[ را به خانه میبرد و با وقیحترین شوخیهایی که حتی در کشورهای غربی نیز فیلم را حداقل با محدودیت سنی بینندگان به بازار میفرستند، روبهرو میشود. تنها نگاهی به عناوین فیلمهای تولیدی در این سالها کافی است تا دریابیم تا چه میزان تولیدات سطحی و کم ارزش، پردههای نقرهای را فتح کردهاند و سالنهایی که روزی با نمایش آثاری چون "مادر" جلوهگاه فرهنگ و آداب و رسوم ملی بودند، امروز جولانگاه تمسک به دمدستیترین روشها برای خنداندن مخاطب شدهاند. دغدغه نویسنده، سوای مسئولیتم از منظر یک علاقمند به فرهنگ ملی، سینمای فاخر و ارزشی و پدر یک خانواده ایرانی است. به راستی دوستانی که روزی بر این عقیده بودند که میتوان سینما را از سبد فرهنگی جامعه حذف کرد و امروز بیکمترین حد و مرزی لودگیهای وقیح را به خانههای مردم میفرستند، به آینده سینمای ایران میاندیشند؟ سینمایی که روزی با "بچههای آسمان" ما مخاطب جهانی مییافت، امروز باید با به میزبانی مخاطب بنشیند؟ چه کسی باید از فرهنگ ملی و دینی ایرانیان در برابر این هجوم موریانهوار دفاع کند؟
روزنامه جام جم نیز گفت و گویی با علی اکبر اشعری، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران منتشر کرده است.
اشعری در این گفت و گو اظهار داشت که به "دنبال ثبت تصاویر امام(س) در حافظه جهانی هستیم."
جام جم آنلاین در مقدمه این گفت و گو آورده است: "مهرماه سال 84 وقتی مجلس هفتم شورای اسلامی به وزیر پیشنهادی محمود احمدینژاد برای وزارت آموزش و پرورش رای عدم اعتماد داد، وزیر پیشنهادی با حکمی از سوی احمدینژاد راهی ساختمانی در حاشیه بزرگراه حقانی شد.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی محل تازهای بود که علی اکبر اشعری قرار بود فعالیتهایش را آنجا ادامه دهد؛ فعالیتهایی که حالا 4 سال از انجام آن میگذرد. بهانه اصلی گفتگو با علی اکبر اشعری بحثهایی بود که در هفته کتاب درباره سرانه مطالعه کشور بیان شده بود، اما قرار این گفتگو تا همین چند هفته پیش طول کشید تا اتفاقات تازهتری هم به موضوع گفتگو با مشاور رئیسجمهور و رئیس این سازمان اضافه شود، موضوعاتی مثل برگزاری کارگاه حافظه جهانی، راهاندازی نمایندگیهای کتابخانه ملی در استانها و... علیاکبر اشعری در همان فرصت محدود با دقت به پرسشهایم گوش داد، حتی وقتی بصراحت با گفتههایش مخالفت کردم، شمرده و آرام کوشید پاسخهای قانعکنندهای بدهد. به اعتقاد خیلی از کارشناسان سازمان اسناد و کتابخانه ملی در دوره علیاکبر اشعری جان تازهای گرفته است، شاید حالا خیلی از دوستداران کتاب از اینکه مهرماه 84 علیاکبر اشعری برای وزارت انتخاب نشد، خوشحال هستند.
روزنامه جوان نیز امروز در بخش بین الملل خود به جایگاه ترکیه در تحولات خاورمیانه پرداخته است.
در یادداشت این روزنامه با عنوان "ترکیه و رؤیاهای اردوغان آمده است: "ترکیه از مدت ها قبل تلاش خود را برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقه ای آغاز کرد و بهترین راه را برای رسیدن به این هدف حضور در کشمکش ها به عنوان میانجی یافت. تمامی تحولات منطقه و به ویژه میانجیگری در مذاکرات صلح سوریه و رژیم صهیونیستی، میانجیگری میان حماس و رژیم صهیونیستی برای پایان جنگ 22 روزه غزه، تلاش برای وارد شدن در روند حل موضوع هسته ای ایران به هر نحو ممکن و بیان کردن این موضوع در هر فرصت ممکن و در این روزها تلاش برای میانجیگری در حل بحران یمن.
البته در بخش دیگری از این یادداشت آمده است: "البته نباید تلاش های ترکیه را برای تبدیل شدن به یک مسیر قابل اطمینان برای انتقال انرژی خاورمیانه و آسیای میانه به اروپا که مهمترین مورد آن حضور در پروژه نابوکو است، فراموش کرد. ترکیه این تلاش خود را از مدت ها قبل آغاز کرد اما پس از آنکه در اوایل سال میلادی گذشته مرد نام آشنای تر ک ها در عرصه سیاست خارجی، یعنی احمد داود اوغلو به عنوان وزیر امور خارجه اعلام شد این روند سرعت بیشتری به خود گرفت.
در ادامه یادداشت آمده است: "با اندکی تأمل در این اقدام ترکیه می توان به این نکته رسید که آنکارا در رویای بزرگی کردن در منطقه و حتی فراتر از آن است اما تر ک ها برای رسیدن به این هدف چالش هایی را نیز پیش رو دارند. موضوعاتی چون وجود اختلاف میان ترکیه و ارمنستان, مسأله حزب کارگران کردستان، وجود مشکل میان ترکیه و قبرس، برجا بودن اختلاف با منطقه کردستان عراق به رغم رایزنی های گسترده و وجود برخی تنش های داخلی در این کشور مواردی است که بدون شک موانعی را برای آنکارا در تحقق این رویا به وجود خواهد آورد. هر کدام از این موارد خود بحثی کاملا جدا هستند که پرداختن به آنها موجب کم رنگ شدن موضوع اصلی می شود اما نباید نقش و تأثیر آنها را در مناسبات مربوط به ترکیه نادیده گرفت. علاوه بر این ها موضوع سپر موشکی آمریکاست که در صورت تحقق، بدون شک در خاک ترکیه مطرح خواهد شد که در این صورت، وضعیت نسبتا آرام این منطقه را دچار دگرگونی می کند.
به هر روی و با وجود این مشکلات ترکیه در حال گسترش سیاست خارجی خود است و البته در این راه از ایران نیز الگوبرداری می کند.
در روزنامه اطلاعات امروز همچنین سید محی الدین ساجدی، مطلبی را با عنوان "توبیخ افسران" منتشر کرده و به اقدام تامل برانگیز رژیم صهیونیستی مبنی بر توبیخ تعدادی از افسران خود که در یورش 22 روزه نیروهای این رژیم به باریکه غزه شرکت داشته اند پرداخت.
ساجدی نوشته است: "اسرائیل با مشکل بزرگی روبروست. باید پاسخی به گزارشی بدهد که قاضی گلدستون درباره وقوع جنایت جنگی در غزه تهیه کرده است.
این قاضی یهودی اهل آفریقا جنوبی را شورای امنیت سازمان ملل متحد مامور کرد که درباره جنگ غزه تحقیق کند که 22 روز طول کشید و 1400 کشته فلسطینی و ویرانی هزاران خانه را در پی داشت.
اسرائیل به هیچ خبرنگاری اجازه نداد که در زمان جنگ به غزه برود و نبود امنیت جانی را بهانه کرد، ولی وسایل ارتباط جمعی در غزه تصاویر هولناکی به سراسر دنیا فرستادند و افکار عمومی به شدت بر ضد اسرائیل به حرکت درآمد.
مسئولان اسرائیلی امیدوار بودند که بتوانند این بحران را پشت سر گذارند و مسائل جدیدی در منطقه خلق کنند که مردم دنیا خاطره جنگ غزه را فراموش کنند. اسرائیل، برخلاف تمامی معاهدات بین المللی، به مناطق تجمع مردم پناه گرفته در مساجد و مدارس ساختمان هایی حمله کرده بود که برخی از آنها به سازمان ملل متحد تعلق داشتند.
چندین کارمند رسمی و وابسته این سازمان نیز کشته شده بودند. اسرائیل هیچ توجیهی نداشت.
دبیرکل سازمان ملل متحد فقط زمانی اجازه یافت به غزه برود که جنگ پایان یافته بود. کشیده شدن موضوع به مجمع عمومی سپس شورای امنیت، حلقه را بر اسرائیل تنگ تر کرد و سرانجام قاضی گلدستون مامور شد که گزارشی از این جنگ و احتمال وقوع جنایت های جنگی در آن تهیه کند. این گزارش تهیه شد و دو طرف اسرائیلی و فلسطینی را ملکف کرد که درباره صحت اتهامات مندرج در گزارش وی خودشان کمیته تحقیق درست کنند. اسرائیل تاکنون کمیته تحقیق تشکل نداده و مدعی است که ارتش صهیونیستی اخلاقی ترین ارتش جهان است و هر اقدامی کرده بر اساس قوانین و قواعد بین المللی بوده است! این ادعا را هیچ کس نمی پذیرد.
نگرانی اصلی اسرائیل این است که تشکیل کمیته تحقیق به معنای درافتادن در نزاعی حقوقی و سیاسی است که به پیگردهای بعدی منجر شنود. ماموریت گلدستون قضاوت نیست. این کار به عهده دادگاه بین المللی لاهه است.
نتایج تمامی تحقیقات باید در شورای امنیت بحث شود. ممکن است که آمریکا مانع از این کار شود،ولی طرح نتایج در مجمع عمومی ملل متحد دشواریهای بیشتری برای اسرائیل در بر دارد.
نگرانی بعدی اسرائیل این است که چنین گزارشی موجب بسته شدن دست هایش در جنگ های بعدی شود. در واقع، اسرائیل هم نگران گذشته است و هم آینده.
در ادامه این یادداشت آمده است: "هم اسرائیل و هم دولت ابومازن گزارشی ابتدایی به دبیر کل سازمان ملل متحد داده اند و او بزرودی نظر سازمان خود را خواهد داد. تاریخ بارها شاهد قربانی شدن حق بوده است. مهمترین اقدام اسرائیل توبیخ دو افسر ارشد خود به دلیل رعایت نکردن قوانین یجنگی در حمله به ساختمان های ملل متحد در غزه با بمب فسفری بوده است، بدون آنکه آنها خلع درجه شوند.
موضوع حمله اسرائیل به ساختمان های سازمان ملل متحد در غزه را با دریافت حدود 10 میلیون دلار از اسرائیل حل و فصل کردند. بسیاری امید چندانی به بان کی مون و سازمانش در محکوم کردن اسرائیل ندارند؛ ولی تردیدی نیست که حلقه هر روز بر اسرائیل تنگ تر می شود.
روزنامه جمهوری اسلامی نیز به موضوع بحث برانگیز استقرار سامانه های سپر دفاع موشکی در خاور میانه پرداخت و در مطلبی با عنوان "گام های عملی واشنگتن در "طرح ایران هراسی" نوشت: "ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکائی در خاورمیانه و خلیج فارس ضمن اعلام خبر استقرار سامانه های دفاع موشکی آمریکا در 4 کشور منطقه خاطرنشان ساخت هر یک از این کشورها هم اکنون سامانه های موشکی پاتریوت را در اختیار دارند. نامبرده ادعا کرد ایران بطور مشخص برای کشورهای آنسوی خلیج فارس به عنوان یک تهدید بسیار جدی مطرح است. اگرچه وی نام کشورهای محل استقرار موشک های پاتریوت را اعلام نکرد لکن یک مقام پنتاگون تصریح کرد که این کشورها، کویت، قطر، امارات و بحرین هستند.
ماجرای استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان به تنش های جدی با روسیه منجر شد و در نهایت واشنگتن اعلام کرد که آن طرح را موقتا به حال تعلیق درآورده است. البته بعدا طرحی توسط ناتو دردست بررسی قرار گرفت که بجای استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان موشک های مورد نظر در بلغارستان رومانی و ترکیه مستقر شود اما فعلا بحث آشکاری در این زمینه مطرح نیست.
در ادامه این یادداشت آمده است: " درخصوص استقرار سامانه موشکی پاتریوت در این شیخ نشین ها نکات مهمی به ذهن می رسد: 1- واشنگتن در چارچوب طرح ایران هراسی تلاش کرده است اهداف و برنامه های خود برای حضور نظامی در منطقه را با تحریک همسایگان علیه ایران و تبدیل آنها به سنگر آمریکا عملی سازد. این رفتار همیشگی آمریکا برای دشمن تراشی و ایجاد کانون های جدید بحران در هر گوشه از جهان است ولی به طور همزمان این پدیده نشانگر درک ناقص این کشورها درخصوص همزیستی مسالمت آمیز است . تمکین 4 شیخ نشین حاشیه جنوبی خلیج فارس در برابر طرح های خصمانه آمریکا علیه ایران نشان می دهد که آنها با اتخاذ تصمیمات خطرناک خود منطقه را در آستانه تنش و تشنج قرار داده اند و بر آسیب پذیری خود در برابر تحولات منطقه افزوده اند. 2- پیش از این کویت یکبار با استقرار موشک های پاتریوت انتظار داشت این کشور را در برابر حملات موشکی صدام صیانت کند لکن موشک های پاتریوت عملا پوچ از آب درآمد و با هر شلیک از عراق دو نقطه در کویت آسیب می دید یکی توسط موشک های شلیک شده از عراق و دومی توسط موشک های پاتریوت آمریکائی که شدت و دامنه تخریب ها را بیشتر کرده و عمل زمینه های تخریب مضاعف کویت را فراهم ساخته بودند.
بدین ترتیب به نظر می رسد واشنگتن از یک طرف سعی کرده آب های منطقه را گل آلود کند و از طرف دیگر از همین فرصت های طلائی برای فروش جنگ افزارهای ناکارآمد خود سواستفاده نماید. این بدان معنی است که واشنگتن از این اقدامات چند منظوره تحقق اهداف دیگری را هم انتظار دارد و از جمله اصرار دارد از این طریق به جنگ روانی علیه ایران بپردازد و جو تخاصم میان کشورهای همسایه را ایجاد کند و به آن دامن بزند.
این روزنامه همچنین به موضوع "توسعه و پیشرفت از دیدگاه رهبر انقلاب" پرداخته و مطلبی را به قلم سیدعلی قدمگاهی منتشر کرده است.
در این مطلب آمده است: "چگونگی ایجاد توسعه و پیشرفت همواره یکی از سئوال های اساسی و مهم در ایجاد دگرگونی و تحول تکاملی جوامع بوده است. معمولا وقتی سخن از توسعه و پیشرفت به میان می آید شود نوعی پیشرفت و توسعه همه جانبه به ذهن متبادر می شود. بنابراین برای رسیدن به افق های مطلوب زندگی که همان زندگی توسعه یافته و همراه با پیشرفت است به نحو شایسته ای به مهندسی و مدیریت آن نیازمندیم و باید مدلی متناسب با ارزش های دینی و ملی طراحی و تدوین گردد.
از آنجا که هدف از نگارش این مقاله تبیین دیدگاه ها و تدابیر رهبر معظم انقلاب اسلامی است ابتدا معیارهای پیشرفت یا شاخصه های یک جامعه توسعه یافته را بیان نموده و سپس به سیاست های توسعه از دیدگاه ایشان می پردازیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین شاخصه های جامعه توسعه یافته می فرمایند :
معیارهای پیشرفت عبارتند از :
1 ـ فرا صنعتی شدن
2 ـ خودکفایی در نیازهای اساسی
3 ـ افزایش بهره وری
4 ـ ارتقای سطح سواد
5 ـ ارتقای خدمات رسانی به شهروندان
6 ـ افزایش امید به زندگی
7 ـ رشد ارتباطات
8 ـ مبتنی شدن روند تحول بر عناصر اصلی هویت ملی و آرمانهای اساسی
قدمگاهی در ادامه به تبیین هر کدام از موارد بالا پرداخته است.
روزنامه بهار امروز مطلبی داشته است درباره استقلال کانون وکلا. روزنامه بهار در این یادداشت با عنوان "امنیت قضایی با استقلال کانون وکلا" و به قلم محمد مصطفایی آورده است: "در بهمن ماه سال 1315 قانونی تحت عنوان قانون وکالت به تصویب رسید. تبصره دو ماده اول این قانون به وزارت عدلیه (دادگستری کنونی) این اختیار را داده بود تا بر حسب ضرورت و احتیاج از داوطلبان شغل وکالت، امتحان گرفته و اجازه وکالت در محاکم را بدهد.
براین اساس وزارت عدلیه می توانست در هر محلی که مقتضی می دانست کانون وکلا تشکیل دهد. کانون وکلا موسسه ای دارای شخصیت حقوقی وتابع وزارت عدلیه بود؛ رئیس کانون وکلا نیز از مستخدمین قضایی یا اداری وزارت عدلیه انتخاب می شد. بنابراین در آن زمان کانون وکلا فاقد استقلال و تابع یک نهاد دولتی بوده و تابعیت کانون وکلا به سیستم دولتی ایجاب می کرد تا دولت در امور مربوط به وکلا اعم از صدور پروانه وکالت و ابطال آن دخالت کند. این دخالت در آن زمان باعث رنجش و نارضایتی وکلا از یک سو و از سویی دیگر و مهم تر باعث مخدوش شدن یک دادرسی عادلانه و منصفانه برای اصحاب دعوا می شد چرا که وکلا نمی توانستند آن طور که باید و شاید در مقابل حق در مقابل حق و حقوق موکل خود موضع گیری کرده و نسبت به نقض قانون توسط مرجع قضایی اعتراض کنند و اگر بر خلاف خواست و میل مرجع قضایی عمل می کردند به راحتی پروانه آنها به بهانه مختلف و در بسیاری از مواقع واهی بی اعتبار می شد. این رویه نا صحیح و ناصواب که امنیت قضایی شهروندان را به مخاطره انداخته بود همچنان به مدت دو دهه بعد از سال 1315 ادامه داشت تا اینکه به دلیل اعتراض های گسترده وکلا و نارضایتی اربابان رجوع به دادگستری، لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری در روزپنجم اسفند ماه سال 1333 به تصویب رسید. ماده یک این لایحه به صورت صریح اعلام کرد که کانون وکلای دادگستری موسسه ای است مستقل و دارای شخصیت حقوقی که در مقر هر دادگاه استان تشکیل می شود. تصویب این لایحه در سال های پس از دولتی بودن کانون وکلا به این دلیل بود که استقلال کانون وکلا و وکیل دادگستری به همان اندازه در برقراری عدالت و احقاق حقوق عامه تاثیر خواهد دارد که ضرورت دارد تا دستگاه قضایی و قاضی دادگستری دو بال فرشته عدالت هستند که اگر از استقلال هر یک از آنها به هر نحوی کاسته یا استقلال آنها مخدوش شود پایه های عدالت سست و متزلزل می گردد.
استقلال کانون وکلا به قدری دارای ارزش و اهمیت بود که در لایحه مصوب سال 1333 نام آن را «لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری» نهادند. کانون وکلایی که دارای ارکانی چون هیات عمومی، هیات مدیره، دادسرای انتظامی وکلا و دادگاه انتظامی وکلا است. هم اکنون در آستانه بیست و ششمین انتخابات اعضای هایت مدیره کانون وکلای مرکز از 11 نفر عضو اصلی و شش نفر عضو علی البدل تشکیل می شود که وظیفه کانون وکلا: دادن پروانه وکالت به داوطلبانی که واحد شرایط قانونی باشند، اداره امور راجع به وکالت دادگستری و نظارت بر اعمال وکلا، رسیدگی به تخلفات و تعقیب انتظامی وکلای دادگستری به وسیله دادسرا و دادگاه انتظامی وکلا، معاضدت قاضیی و فراهم نمودن وسایل پیشرفت علمی و عملی وکلاست که اگر به کارنامه هیات مدیره کانون در دوره های گذشته نظری افکنیم خواهیم دید که این کانون به عنوان یک نهاد مدنی توانسته است وظایف خود را در حد قابل قبولی به درستی به انجام رساند. تا آنجایی که حقیر از نزدیک با عملکرد همکارانم در هیات مدیره آشنا هستم به این نتیجه رسیده ام که کانون وکلا تمام سعی و توان خود را در وهله اول به کار بسته است تا وسایل پیرشفت علمی و عملی وکلا و معاضدت قضایی را مهیا کند تا مردم با وکلایی مبارز و دارای تبحر ارتباط داشته باشند و بتوانند حقوق قانونی خود را احقاق کنند. پیشرفت علمی و عملی وکلا نه تنها در احقاق حقوق عامه تاثیر دارد بلکه در راستای کشف حقیقت و واقیعیت و ارائه راهکارهای قضایی برای قضات محترم دادگستری نیز بی تاثیر نیست . اما چرا با وجود تشکیل چنین کانون با ارزشی و لزوم حفظ این سرمایه بزرگ کشورمان و تقویت بخشیدن به آن،عده ای سعی در مخدوش کردن استقلال کانون وکلا می کنند.کانون وکلایی که اعضای منتخب آن تمام سعی خود را به کار بسته اند تا در راستای مقررات کشور و قانون اساسی عمل کنند . آیا شایسته است به جای تقویت و اقتدار بخشیدن به کانون وکلا با صدور آیین نامه ای که سر تا پا دارای ایرادات حقوقی وقضایی بوده و برای حفظ حقوق ملت ایران در محاکم دادگستری زیان آور است،استقلال این نهاد مدنی را مخدوش کنیم؟مسلما هر گونه خدشه در استقلال کانون وکلای دادگستری یا تصویب هر مقرره ای،برگشت به پیش از سال 1333 بوده که وکلای دادگستری نا توان از دفاع در مقابل بی عدالتی بوده اند .لذا ضمن ضرورت تصویب قانونی جامع و کامل درباب وکالت دادگستری توسط نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی،زمان آن رسیده تا ریاست محترم قوه قاضائیه با کن لم یکن کردن آیین نامه ای که در اواخر ریاست حضرت آیت لله شاهرودی به تصویب رسید در آستانه انتخابات کانون وکلای دادگستری جایگاه وکالت و کانون وکلا را ارتقا بخشند.