در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - آیت الله محقق داماد: وعده های دروغ انتخاباتی گناه کبیره است

آیت الله محقق داماد: وعده های دروغ انتخاباتی گناه کبیره است

کد خبر: 26694 | تاریخ خبر: 23/03/1392
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

در جامعه ما برخی اعمال ورفتار از نظر شرعی توسط فقیهان عالیقدر حرام‌انگاری شده ومردم مومن مقید به ترک آنها هستند به ویژه گناهانی که در شریعت ممنوع و برای ارتکاب آنها ضمانت اجرایی مجازات‌هایی تحت عنوان حدود یا تعزیرات تعیین شده است. این دسته اعمال بسیار کبیر و پراهمیت شناخته می‌شوند. مثلا شراب‌خواری در شریعت حرام است و شارب خمر به مجازات 80 ضربه تازیانه توسط قاضی صالح محکوم می‌شود. این گناه بسیار بزرگ جلوه می‌کند و البته باید مومن هرگز مرتکب آن نشود. اما بسیار اعمال هستند که هرچند حرامند ولی چون برای آن اعمال مجازات حدی یا تعزیری وضع نشده گویی برای مردم از اهمیت چندانی برخوردار نیستند. مثلا دروغ گفتن از محرمات کبیره است ولی چون تاکنون دیده نشده که شخصی را به خاطر دروغ گفتن بر سر چهارراه و میادین عمومی به پشت دراز کنند و بر تنش تازیانه بنوازند گویی این عمل از چنان ممنوعیتی برخوردار نیست. در حالی که به موجب حدیثی که از نظر اعتبار فقهی بسیار صحیح و معتبر است دروغ گفتن گناهش بدتر از مشروب خوردن است. این حدیث را شیخ انصاری در کتاب شریف مکاسب بخش محرمه نقل فرموده است: امام باقر (علیه‌السلام) فرمود:
(‌انّ‌الله عزّوجلّ جعل لِلشّرِ أقْفالاً و جعل مفاتیح تِلْک الْاقْفالِ الشّراب، والْکذْبُ شرُّمِن الشّرابِ) (وسائل‌الشیعه، ج 8 ، ص572 ؛ اصول کافی، ج 2 ، ص 3339 ، حدیث 3 )

خداوند متعادل برای شرور و بدی‌ها قفل‌هایی قرار داده و کلید آن قفل‌ها شراب است ولی دروغ از شراب هم بدتر است!!!. مفاد این حدیث شریف به وضوح نشان می‌دهد که در فضایی این کلام درربار از امام(ع) صادر شده که دقیقا همین اتفاق رخ داده بوده و آن بزرگوار با کوچک شماری دروغ توسط مردم متدین روبه‌رو بوده‌اند.

مردم متدینی که به یقین لب‌شان هرگز به جام مشروب نزدیک نمی‌شده و از آن گناه هراس داشته‌اند ولی گویی به آسانی دروغ می‌گفته‌اند. امام (ع) با بیان شریف‌شان نمی‌خواهند بفرمایند شرب خمر گناه ندارد می‌فرماید گناه بسیار بسیار مهمی است حتی کلید سایر گناهان است و به قول آن شاعر دوره قاجار:

جامی دو بنوشید و چوشد خیره زمستی
هم خواهر خود را زد هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند
زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را

مراد این حدیث منقول از امام باقر (ع) ضمن بزرگ شمردن گناه مشروب‌خواری، اهتمام به زشتی دروغ است. خداوند رحمت کند همه علمای گذشته را.
خاطره‌یی دارم از مرحوم استادم آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی اعلی‌الله مقامه‌ روزی پس از اتمام درس اصول فقه طلاب از ایشان خواستند چند جمله‌یی موعظه فرمایند. ایشان با قرائت همین حدیث شریف سخن را آغاز کردند و در توضیح آن فرمودند راز این نکته روشن است زیرا این همه دین‌سازی‌ها، جعل حدیث‌ها، ریاکاری‌ها، حقه‌بازی‌ها را مشروب‌خواران نکرده‌اند، دروغگویان کرده‌اند! خدا ایشان را غریق رحمت قراردهد که آنچه ما در زندگی ایشان مشاهده کرده بودیم گویی همه رذایل را در حقه‌بازی، ریاکاری و دروغگویی می‌دانست. به هرحال شاهد این استخفاف وکوچک شماری دروغ در میان ما همین است که اگر برای مثال امروز که ایام انتخابات است شخصی خود را نامزد کند ولی درباره او گفته شود که دیده‌اند او در مجلسی لب به پیاله‌یی زده و جرعه‌یی نوشیده است، به یقین مردم اورا منفور و شوم می‌خوانند و نقشه‌های رویایی او را نقش بر آب می‌کنند و داغ نشستن بر کرسی ریاست بر دلش می‌نهند هرچند در بیان و بنان قوی، در چاپلوسی و ملق مشاربالبنان باشد. مراجع نظارتی هم با قاطعیت وی را مردود اعلام خواهند کرد و البته باید با چنین شخصی چنان کنند و مادام که توبه وی به اثبات نرسیده سمت‌هایی که مستلزم عدالت است نصیب وی نگردانند. اما سوال من این است که آیا همین برخورد با ارتکاب دروغ هم می‌شود؟ آیا چنانچه شخصی که نامزد انتخابات شده با نشانه‌های دال بر صلاح ظاهر وجلاب انظار عوام مردم را به رای دادن دعوت کند و در پرونده زندگانی‌اش هرگز قدح، صراحی، پیاله و جامی نگاشته نبوده ولی همه می‌دانند که در سوابق کاری وی به کرات در ملاعام مطالب غیرمنطبق با واقع از زبانش جاری شده است یا در سخنرانی‌هایش آمار غیرواقعی ارائه داده است، در زندگینامه‌اش چندین دروغ به چاپ رسانده است، آیا صرفا به همین جهت مردم او را ناشایست می‌خوانند؟ فکر نمی‌کنم. البته اشتباه نشود اینجانب به هیچ‌وجه طرفدارجرم‌انگاری اعمالی همچون دروغ و غیبت نیستم زیرا چنین فکر می‌کنم که جامعه از افزون شدن جرایم از رهگذر تبدیل اخلاقیات به قانون و مساوی کردن جرم که عنوانی حقوقی است با عمل حرام که عنوانی است شرعی و ضمانت اجرا قراردادن مجازات دنیوی برای همه محرمات الهی، خیری نصیبش نمی‌شود و تجربه سال‌های اخیر این واقعیت را به اثبات رسانید. به یقین اگر انسان‌ها وجدان مذهبی بیابند، و ان ربک لبالمرصاد را لمس کنند و خداترس شوند ضمانت اجرایی‌اش بیش از سیخ و درفش ویرغوی دیوان و حاکم دنیوی است. مجازات دنیوی آخرالدوا است. آنچه می‌خواهم بگویم این است که محرمات الهی وگناهان کبیره‌یی مانند دروغ صرفا به خاطر آنکه جرم‌انگاری نشده و عذاب دنیوی برای آن منظور نگشته، نباید با موجبات استخفاف وکوچک شماری حقیر وناچیز شمرده شود. استخفاف دروغ چند جهت دارد یکی از جهات همین است که برای آن مجازات تعیین نشده و ما مردم خیال می‌کنیم این به جهت کوچکی گناه است، درحالی که چنین نیست.


جهت دیگر آنکه برخی شاید چنین گمان دارند که دروغ حرام، دروغ مضر وموجب خسارت به دیگران است درحالی که زشتی دروغ امری فی‌نفسه است خواه به کسی زیانی برساند و خواه نرساند. زیرا دروغ همواره زیان رسان است و زیانش کلان است نه خرد. بحران بی‌اعتمادی در جامعه ناشی از همین امر است. شگفتا! در مراجع روایی حدیثی از رسول‌الله (ص) وارد شده که حاوی مفهومی بسیار سنگین و مسوولیت‌ساز است. نقل است که آن حضرت در شب زفاف با خدیجه کبری (س) برای پذیرایی از خانم‌هایی که قرار بود عروس را برای آوردن به خانه شوهر همراهی کنند قدحی از شیر تهیه کرده بودند. خانم‌ها آمدند و عروس را آوردند و اندکی نشستند حضرت فرمودند بفرمایید شیر تناول کنید. به هریک که تعارف می‌شد در پاسخ می‌گفتند: میل ندارم. چند نفرکه این جمله را تکرار کردند رسول اکرم(ص) فرمودند: لا تجمعن جوعا ونارا- یعنی گرسنگی را با آتش برای خود فراهم نسازید! یعنی اگر در واقع مایل به شیر خوردن باشید ولی از روی تشریفات یا شرمساری بگویید میل ندارم این دروغ است و شما از این رهگذر آتش دوزخ را برای خود فراهم ساخته‌اید؟ جهت دیگر در تعارض قرارگرفتن با مصلحت‌اندیشی‌های شخصی است که بلافاصله با جمله سعدی که گویی این شاعر اشعری مذهب مرجع همه مردم شده «دروغ مصلحت‌آمیز به راست فتنه‌انگیز» همه‌چیز را روا می‌کنیم. البته گناهی متوجه جناب سعدی نیست، با کمال تاسف اخیرا در یکی از رساله‌های خودمان نیز دیدم که به خوانندگان با صراحت آموزش عملی می‌دهد که اکثر اعمال زشت اخلاقی نظیر دروغ، تهمت، حتی اشاعه فحشا که از کثیف‌ترین و قبیح‌ترین اعمال است در صورت مصلحت مجاز می‌شود. مشکل این مصلحت‌اندیشی خردنگری مصلحت‌اندیشان است. مصلحت‌اندیش باید کلان بنگرد نه خرد. باید بر طارم اعلی نشیند نه آنکه فقط پیش پای خودرا ببیند و به راحتی حکم جواز بر کردارزشت دروغ صادر کند. مصلحت‌اندیشی با نفع‌‌‌نگری متاسفانه اشتباه می‌شود. ممکن است از دروغ گفتن نفعی سریع‌الوقوع عائد دروغگو کند ولی به یقین در درازمدت جامعه دچار بحران بی‌اعتمادی که آفتی بالاتر از آن نیست خواهد شد.


سخنان غیرعملی:
دروغ یک نمونه بود که من ذکر کردم. نمونه دیگر سخن گفتن‌های غیرقابل کردار است. درایام انتخابات نامزدها به مردم چنان وعده‌هایی می‌دهند که هر شخص عاقل و خردمندی با یک حساب سرانگشتی به آسانی نامعقول بودن و غیرعملی بودن آن را درمی‌یابد. در قرآن مجید آیه‌یی درباره این عمل زشت با تعبیری بسیار تکان‌دهنده آمده است، آن آیه این است: کبُر مقْتا عِنْد‌الله أنْ تقُولُوا ما لا تفْعلُون (صف/3) معمولا مترجمین این آیه را چنین ترجمه کرده‌اند: خداوند سخت به خشم می‏آید که چیزی بگویید و به جای نیاورید.
ولی به نظر می‌رسد این ترجمه چنین می‌رساند که گویی خشم خدا برعمل نکردن به وعده است درحالی که چنین نیست. خلف وعده درآیات دیگری مکررا آمده است. دراین آیه نقطه مرکزی خشم الهی را روی وعده دادن نسبت به اعمالی است که یا غیرعملی است یا وعده‌دهنده بنابرعمل به آن ندارد. در ترجمه تفسیر المیزان به این نکته توجه شده و چنین ترجمه شده است: خشم بزرگی نزد خدا منتظر شما است اگر بگویید آنچه را که عمل نمی‏کنید. یعنی گناه بزرگ، همان گفتن و وعده دادن آن عمل است. یعنی آیه شریفه در مقام بیان زشتی خلف وعده نیست در مقام زشت شمردن سخن گفتن نسبت به عملی است که توان یا بنای عمل آن را ندارید، می‌باشد.
امیرالمومنین علی (علیه السلام) خطاب به «مالک اشتر» چنین می‌فرماید: ایاک... أن تعدهم فتتبع موعدک بخلفک، فإن... الخلف یوجب المقت عندالله و عند الناس قال‌الله تبارک و تعالی: «کبرمقتا عندالله أن تقولوا ما لا تفعلون؛ برحذر باش از اینکه به آنها چنان وعده‌یی دهی که تخلف خواهی کرد، زیرا وعده‌یی که خلف در پی دارد موجب خشم خدا و خلق است.
خداوند تبارک و تعالی می‌فرمایند: خداوند سخت به خشم می‌آید از اینکه بگویید آنچه را که عمل نمی‌کنید. به موجب آیه شریفه این عمل یعنی گفتن وشعار دادن نه به قصد عمل وصرفا به خاطر جلب نظر عامه «مقت کبیر» است. مرحوم طریحی در کتاب مجمع البحرین می‌گوید: (مقت) قوله تعالی: کبُر مقْتا عِنْد‌الله‏[40/ 35]‌ای أعظم بغضا عنده، و المقت البغض. و مثله قوله: کان فاحِشةً و مقْتا (4/22)
مقت یعنی بُغض وکلمه «کبُر » نشان‌دهنده بزرگی واهمیت زشتی آن است. طریحی به عمل دیگری که مقت در قرآن شمرده شده اشاره کرده که نکاح با زن به جا مانده از پدراست. قرآن فرموده است: و لا تنْکِحُوا ما نکح آباوکُمْ مِن النِّساءِ إِلاّ ما قدْ سلف إِنّهُ کان فاحِشةً و مقْتا و ساء سبیلاً (نساء/22)

انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر:
 
 

گزیده های خبری