در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی: امام می گفت عکس من را مرتب درصفحه اول نیاورید

امام خمینی و مطبوعات گفتگو با مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی

مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی: امام می گفت عکس من را مرتب درصفحه اول نیاورید

روزنامه‏ها اینطور نباشد که چیزهای مربوط به مرا چاپ بکنند، مرتب عکس مرا در صفحه اول بیاورند و تیترهای بزرگی از من بزنند، روزنامه‏ها مال ما نیست، مال مردم محروم است، مال طبقات متوسط است. بعد نمونه‏هائی گفتند، مثالهائی زدند، گفتند مثلاً فرض کنید اگر یک کشاورز خوب کار کرد عکس او را بیاورید در صفحه اول به جای عکس من

کد خبر: 15220 | تاریخ خبر: 17/05/1389
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران




 حضرت امام خمینی (س)اسوه حسنه‏ای بود که افکار ژرف، حرکات، موضعگیری‏ها، عملکرد و سیره و روش پاک و انسان‏ساز و حیات‏آفرینش بصورت ذخیره‏ای تمام نشدنی برای همه عصرها و نسلها باقی مانده و عاشقان دلسوخته آن پیشوای محبوب باید برای حرکت صحیح و منطبق با معیارهای اسلام ناب محمدی(ص) از این ذخیره بزرگ بهره‏های وافر ببرند.


در هر سخن و تصمیم و اشاره و حرکت او درس و پند و پیام نهفته است و بر پویندگان راه خمینی عزیز فرض و تکلیف است که با بیان و قلم، این درسها و پندها را به روحهای تشنه معارف الهی عرضه بدارند تا راه پاک و نورانی آن پیشوای بزرگ و تجسم عملی اسلام همچنان پررهرو باقی بماند. رسانه و شیوه برخورد خاص حضرت امام خمینی (س)با آن، یکی از عرصه‏های ظهور درسها و پیامهای پیشوای راحلمان است.


مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، با توجه به تماسها و ارتباطهای مستقیم و غیرمستقیمی که با حضرت امام داشتند، برخی از این درسها و پیامها را برای ما بیان می کنند. با هم حاصل این گفتگو راکه چندی پیش انجام شده و اکنون در اختیار پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران قرار رگفته است  از نظر می‏گذرانیم. 


 
  اگر صلاح می‏دانید، مصاحبه را با مقدمه‏ای در خصوص خاطراتی که از حضرت امام در زمینه کار روزنامه‏نگاری دارید شروع کنیم.


تصدی روزنامه جمهوری اسلامی را از سال 1360 یعنی در زمان حیات حضرت امام (س) شروع کردم. امام در سال 68 رحلت نمودند، در واقع 8 سال در دوران حیات حضرت امام من مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی بودم. در این 8 سال خاطرات زیادی از امام وجود دارد که اینها خوب است ثبت و تدوین بشود. البته اگر این کار را مسئولین روزنامه‏های دیگر دوران امام هم بکنند و اصولا" نوع برخورد امام با مطبوعات و اینکه چطور امام با مطبوعات ارتباط داشتند، مشخص و ثبت بشود به عنوان بخشی از زندگی حضرت امام چیز بسیار جالبی است.


چند سال پیش یک مصاحبه‏ای مجله "حضور" با من کرد به مناسبت سومین سالگرد رحلت حضرت امام(س) که در آنجا مسائل مربوط به لحظات و ایام اول رحلت امام را سئوال کردند که مثلا" آنوقت چه مسائلی اتفاق افتاده، در این موضوع ویژه‏نامه‏هائی که منتشر کردیم و مسائل دیگر مطالبی بیان کردم. آن یک نوع کار است که به هر حال مربوط می‏شود به برخورد روزنامه‏ها با مسائل مربوط به امام، ولی یک نوع دیگر هم هست که الان در صدد طرح آن هستیم یعنی اینکه خود امام با روزنامه‏ها چه نوع ارتباط  و چه جور برخوردی داشتند؟ من در طول این 8 سال از برخورد حضرت امام و ارتباطشان با روزنامه‏ها خاطرات مختلفی دارم. از این جا شروع می‏کنم که امام عملا" مشوق ما بودند در نوشتن مقالات ضداستکباری، مقالات ضدسرمایه‏داری، مقالات ضدخانها و طاغوتیها، اینکه گفتم عملا" به این معنا که ما در مسائلی که پیش می‏آمد اگر یک وقتی تهدیدی می‏شد، مانعی پیش می‏آمد یا مسائلی می‏شنیدیم جستجو می‏کردیم که آیا پشتوانه‏ای داریم یا نه، راه درستی می‏رویم یا نه، از راههای مختلف بدست می‏آوردیم که امام از این کار خوششان آمده و جسته و گریخته از این طرف و آن طرف می‏فهمیدیم که ایشان صحبت کردند، مطالبی گفتند، مقالاتی را با علاقه خواندند و به انحاء مختلف به صورت غیرمستقیم روزنامه را تشویق کردند.


من شخصاً دو خاطره دارم در صحبت با حضرت امام که یکی مربوط می‏شود به دعوتی که خود ایشان فرمودند از کل مسئولین روزنامه‏ها که درباره وضعیت روزنامه‏ها و نوع برخورد روزنامه‏ها با خبرهای مربوط به خود امام صحبت بکنند، و روزنامه‏ها را ارشاد بکنند. یادم هست تماس گرفتم با حاج سید احمد آقا برای اینکه از ایشان بخواهم وقتی بگذارند و من برای انجام کاری بروم خدمت امام. ایشان گفتند من به شما خبر می‏دهم. ظاهراً فردای آن روز بود که تلفن زدند خبر بدهند. گفتند موضوع را با امام در میان گذاشتم، امام فرمودند که اگر فلانی (یعنی بنده) موافق باشد همه مسئولان روزنامه‏ها را خبر کنید که بیایند اینجا، چون من خودم هم با آنها صحبت دارم. من در جواب گفتم امام خیلی محبت فرمودند که این طور قضیه را مطرح کردند که اگر من موافق باشم دیگران هم بیایند. ما در برابر نظر امام تسلیم هستیم، هر چه ایشان بفرمایند. بنابراین شما افراد مختلف را از روزنامه‏های مختلف، مسئولین روزنامه‏های مختلف را دعوت بکنید خدمت امام، امام هر فرمایشی دارند بشنویم. امام اصل این نفوذی که در بین مردم داشتند را به کمک رادیو، به کمک تلویزیون، به کمک روزنامه‏ها بدست نیاوردند. اصلاً امام آن زمان، تحریم کامل بودند، حتی علیه امام مقاله، مطلب و خبر و امثال اینها چاپ می‏شد. امام علیرغم اینکه این چیزها را در اختیار نداشتند و علیرغم اینکه همه اینها علیه امام تبلیغ می‏کردند، در میان مردم نفوذ پیدا کردند و با نفوذ در مردم توانستند بر همه اینها غلبه کنند و رژیم را با همه دستگاههای تبلیغاتی و قوه نظامی و چیزهای دیگرش منکوب بکنند. این، آن ارتباط معنوی امام با مردم را می‏رساند که به هیچ‏وجه مرتبط با وسایل ارتباط جمعی نبود. این، مسئله بسیار مهمی است.       


آن زمان شهید شاهچراغی مسئول روزنامه کیهان بودند، آقای دعائی مسئول روزنامه اطلاعات، بنده هم بودم. آقای خاتمی که در آن زمان وزیر ارشاد بودند، هم حضور داشتند. وقتی رفتیم خدمت امام، ضمن ملاطفتی که ایشان فرمودند، این مطلب را با ما در میان گذاشتند که روزنامه‏ها اینطور نباشد که چیزهای مربوط به مرا چاپ بکنند، مرتب عکس مرا در صفحه اول بیاورند و تیترهای بزرگی از من بزنند، روزنامه‏ها مال ما نیست، مال مردم محروم است، مال طبقات متوسط است. بعد نمونه‏هائی گفتند، مثالهائی زدند، گفتند مثلاً فرض کنید اگر یک کشاورز خوب کار کرد عکس او را بیاورید در صفحه اول به جای عکس من، اگر یک پزشک خوب کار کرد، عمل جراحی خوبی کرد یا یک مریض را مداوای خوبی کرد، عکس او را بیاورید صفحه اول چاپ بکنید، خبر او را برجسته بکنید و به آن اهمیت بدهید، اینجور نباشد که خبر من یا مثلاً مسئولین مملکتی و عکسهای ما همیشه در روزنامه‏ها باشد.


دقیقاً به خاطر دارم از آن تاریخ به بعد دو حرکت در روزنامه‏ها بوجود آمد. ما خودمان تا حدود زیادی این مسئله را رعایت کردیم. یکی عکس خود امام بود که در صفحه اول دیگر نیاوردیم و مقید بودیم که این دستور را رعایت کنیم. البته تیتر و مطالب ایشان را به دلیل اهمیتی که داشت می‏آوردیم، اما عکس ایشان را در صفحه اول نمی‏آوردیم. دیگر اینکه طبق همین توصیه ایشان اگر یک وقت یک کسی کار مهمی انجام می‏داد ما سعی می‏کردیم عکسش را پیدا بکنیم و در صفحه اول کار کنیم. اگر عکسش گیر نمی‏آمد و دسترسی نداشتیم تیترش را می‏آوردیم، خبرش را می‏آوردیم. این حرکت یک مقدار در روزنامه‏ها جریان پیدا کرد. در روزنامه‏های دیگر هم دیدم که همین کار را کردند. خوب این جریان یک تنبه و توجه خیلی خوبی بود برای روزنامه‏ها که اینطور عمل بکنند. این برخورد امام نشان میداد که ایشان  روزنامه‏ها و به عملکرد روزنامه‏ها و شیوه کار روزنامه‏ها بسیار توجه دارند، به عنوان یک انسانی که نظر دارند، یعنی در نوع مسائل مطبوعاتی و تبلیغاتی صاحب‏نظر هستند ، برخورد می‏کردند با این قضیه و این ارشاد را کردند.


جنبه دیگر این صحبت امام هم همان مسئله خود را ندیدن و دیگران را دیدن بود. همه چیز را در سایه ارزش نهادن به مردم مطرح می‏کردند و این خیلی چیز مهمی بود. یکی دو هفته بعد آقای محمد هاشمی به عنوان مدیرعامل صدا و سیما با مدیران آن سازمان خدمت امام رسیدند. از آقای محمد هاشمی پرسیدم امام چه فرمودند؟ معلوم شد چنین توصیه‏ای را امام به مسئولین صدا و سیما هم فرمودند و او به امام عرض می‏کند که مردم علاقه دارند شما را ببینند، مرتب از تلویزیون خبر شما را بشنوند، اول خبر شما باشد، سیمای مبارک شما را مردم ببینند، مسائلی از این قبیل را مطرح کرده بودند. امام فرمودند: ما از طریق صدا و سیما، از طریق رادیو و تلویزیون با مردم آشنا نشدیم، ما آشنائیمان با مردم قبل از این مسائل بود. قبل از این بود که صدا و سیما در اختیار ما قرار بگیرد، بنابراین ارتباط مردم با ما و ارتباط ما با مردم به این مسائل کاری ندارد.


این حرف بسیار مهمی است وباید کمی شکافته بشود. واقعیت هم همین است که امام اصل این نفوذی که در بین مردم داشتند را به کمک رادیو، به کمک تلویزیون، به کمک روزنامه‏ها بدست نیاوردند. اصلاً امام آن زمان، تحریم کامل بودند، حتی علیه امام مقاله، مطلب و خبر و امثال اینها چاپ می‏شد. امام علیرغم اینکه این چیزها را در اختیار نداشتند و علیرغم اینکه همه اینها علیه امام تبلیغ می‏کردند، در میان مردم نفوذ پیدا کردند و با نفوذ در مردم توانستند بر همه اینها غلبه کنند و رژیم را با همه دستگاههای تبلیغاتی و قوه نظامی و چیزهای دیگرش منکوب بکنند. این، آن ارتباط معنوی امام با مردم را می‏رساند که به هیچ‏وجه مرتبط با وسایل ارتباط جمعی نبود. این، مسئله بسیار مهمی است. همین الان افرادی که میخواهند برای مردم کار بکنند و با مردم سر و کار داشته باشند و واقعاً خادم مردم باشند اینها توجه به مطرح شدن در وسائل ارتباط جمعی نباید داشته باشند. اینکه از روزنامه‏ها استفاده بکنند برای مطرح شدن خودشان، از رادیو استفاده بکنند، از تلویزیون استفاده بکنند، و امثال اینها این نباید مطرح باشد، ارتباط با مردم چیز دیگری است، ارتباط با مردم یک مسئله روحی است، یک مسئله قلبی است، برمی‏گردد به عملکردها، برنمی‏گردد به اینکه من چند دفعه مثلا" در روزنامه مطرح بشوم. این درس بسیار بزرگی است که ما آن زمان از امام گرفتیم و خیلی مطلب مهمی بود و همیشه باید مورد توجه باشد.


خاطره دیگر باز به همین صورت مستقیم این بود که من کاری داشتم در زمینه نحوه عمل روزنامه، خدمت امام رسیدم و از امام پرسیدم که خوب به هر حال ما در مملکتی زندگی می‏کنیم که شما رهبر انقلاب هستید و بنیانگذار این نظام هستید و مقتدای ما هستید، ما به شما علاقه داریم، اطاعت از شما را فریضه می‏دانیم، دلمان می‏خواهد اطلاع داشته باشیم از اینکه شما روش ما را، می‏پسندید نحوه تیتر زدن ما را، کار کردن ما را، مطالبی که چاپ می‏کنیم و امثال اینها را می‏پسندید یا نه. بعضی مسائل سیاسی هم آن زمان برای من مهم و مطرح بود، میخواستم آنها را هم بدانم که از جمله مسائل مربوط به دولت وقت یعنی دولت آقای مهندس موسوی بود که من می‏خواستم مستقیماً نظر امام را بدانم و شیوه روزنامه در برخورد با دولت و سایر مسائل سیاسی را بفهمم که امام می‏پسندند و قبول دارند یا ندارند. به این مناسبت خدمت امام رسیدم و مطالبم را مطرح کردم. سئوال کردم و امام روش روزنامه را تأیید فرمودند و فرمودند که من روزنامه‏ها را مرتب می‏خوانم، تیترهای شما را می‏بینم، مطالب شما را می‏بینم و قبول دارم و این شیوه شما شیوه درستی است و من به شما دعا می‏کنم. البته من استدعا کردم از امام که یک وقت مطلبی داشتند، فرمایشی داشتند بفرمایند، تا اگر خطائی داشتیم، لغزشی وجود داشت متوجه باشیم و ادامه ندهیم که امام این را هم قبول فرمودند و البته در مواردی هم ما مستقیم یا غیرمستقیم شنیدیم که تذکراتی بوده در جهت تصحیح و اصلاح روش.
از این دو مورد به صورت تماس مستقیم که بگذریم موارد دیگری هست که آنها را هم خوب است عرض کنم. یکی از مواردی که به شکلهای مختلف ما مطلع می‏شدیم، رضایت امام از موضع‏گیریهای روزنامه در زمینه مسائل خانها و سرمایه‏دارها بود که قبلاً به آن اشاره کردم. ما یک سلسله مقالاتی در سالهای 64 داشتیم تحت عنوان خان‏گزیده‏ها، که محرومیتهای مردم و ظلم‏هائی که از طریق خانها به آنها می‏شد و تلاشهائی که خانها می‏کردند برای اینکه در دستگاههای قضائی نفوذ بکنند و زمین‏ها و چیزهای دیگری را که قبلاً غصب کرده بودند و در انقلاب از دست آنها درآمده بود، آنها را از دست مردم بگیرند و باز هم همان ظلم‏ها را به مردم بکنند. مقالات و گزارشات زیادی آن سالها داشتیم که البته خیلی هم مؤثر بود، حتی در مجلس جریاناتی بوجود آمد برای اینکه قانونی تصویب بشود، تا حدود زیادی اینجور مشکلات برطرف بشود. در دستگاه قضائی تأثیر گذاشت برای اینکه جلوی خیلی از این نفوذیها گرفته بشود و مقرراتی تصویب بشود که نفوذهای این افراد کم بشود و نگذارند این افراد این کارها را بکنند. به شکلهای مختلف من مطلع می‏شدم که امام خیلی راضی هستند از این کار ما و ما را تشویق می‏کردند. در آن زمان من یادم هست که خیلی‏ها تلاش می‏کردند اینجور وانمود کنند که چون جنگ هست، مطرح کردن این مسائل باعث تضعیف روحیه بچه‏های جبهه می شود. چون روزنامه جمهوری اسلامی به جبهه‏ها می‏رفت و رزمندگان می‏خواندند، آنها معتقد بودند که چاپ این مقالات باعث می‏شود که رزمندگان جبهه ناراحت بشوند، که پشت جبهه چه خبر هست، خانها آمدند و چه می‏کنند، و امثال اینها. ما خودمان عقیده‏مان این بود که برعکس، این احساس خوبی در رزمندگان بوجود می‏آورد، آنها احساس می‏کنند اینها در  جبهه دارند می‏جنگند برای اسلام و حفظ نظام، در پشت جبهه هم کسانی هستند که به آرمانهای آنها وفادارند و دارند می‏جنگند با کسانی که می‏خواهند این آرمانها را از بین ببرند. ما اینجور احساس می‏کردیم و لذا این را تقویت جبهه‏ها می‏دانستیم و می‏خواستیم بدانیم امام هم همین نظر را دارند یا نه. از راههای مختلف احساس می‏کردیم و بدست می‏آوردیم که امام هم همین نظر را دارند و بسیار خوشحالند که روزنامه این روش را دنبال می‏کند که بحمدالله روش موثری هم بود و برکاتی هم با خودش داشت و جلوی خیلی از خیانتها را در آن زمان گرفت.


در روزنامه جمهوری اسلامی مقاله ای با عنوان "پدر شیطان کار شده بود ، تا جایی که ما اطلاع داریم امام در این مورد واکنش نشان داده بودند ، آیا واکنش  امام درباره مقاله "پدر شیطان" درست است یا خیر ؟


یک مورد دیگری هم من یادم می‏آید که مورد مهمی است و آن را هم بد نیست در این جا به تفصیل بیان بکنم، ارتباط نظام جمهوری اسلامی با انگلیس بود. می‏دانید در طول سالهای دهه اول انقلاب ارتباطات جمهوری اسلامی ایران با انگلستان نوسانات زیادی داشت. انگلستان جزء کشورهائی بود که بعد از مسائل گروگانگیری به آمریکا پیوسته بود، اعلام حمایت کرده بود و سطح روابط خودش را با ما خیلی تنزل داده بود. سفارت خودش را در مواردی بسته بود، در مواردی به صورت حافظ منافع و در سطح پائین درآورده بود. در بعضی مقاطع صحبت این بود که با این کشور ارتباط برقرار بشود. یا انگلیس این تقاضا را می‏کرد یا مثلاً دولت ما هم نشان می‏داد که مایل هست که این رابطه برقرار بشود. در یکی از این مقاطع که ما احساس کردیم یک تلاشی وجود دارد برای اینکه این رابطه برقرار بشود، برآورد ما این بود که تلاش، تلاش خوبی نیست و ما یک مقدار باید قوی‏تر برخورد بکنیم. من خودم مقاله‏ای نوشتم تحت عنوان "پدر شیطان"که حرف ما در این مقاله این بود که اگر ما می‏گوئیم آمریکا شیطان است، و آمریکائیها از تولیدات انگلیسیها هستند و انگلیسها پدر آمریکائیها هستند، پس انگلیس پدر شیطان است. بنابر این، در برقراری رابطه با انگلیس ما باید خیلی قوی برخورد کنیم و دقت عمل داشته باشیم و مواظب باشیم که کلاه سرمان نرود. در این برقراری رابطه یک آقایی را انگلیسیها می‏خواستند اینجا کاردار خودشان بکنند که ما روی او حرف داشتیم و مسائلی رامطرح کردیم، اینها همه در این مقاله مطرح شده بود، مقاله‏ای قوی بود. شب آقای سید احمد آقا به من تلفن کردند تا یک مطلبی را مطرح بکنند از ناحیه امام، پیغامی را برسانند راجع به کارهای روزنامه، من پرسیدم که این مقاله"پدر شیطان"را که ما نوشتیم نظر امام در این باره چیست؟ چون همان روزها امام یک حمایتی از وزارت خارجه یا سیاست خارجی کرده بودند و برای من این شبهه پیش آمده بود که نکند ما کار خوبی نکرده باشیم. حاج سید احمد آقا در جواب گفتند منظور این است که من این را از امام بپرسم و به شما بگویم؟ گفتم: بله. ایشان گفتند من اطلاع دارم از نظر امام و به شما هم همین الان می‏گویم. گفتم خوب امام نظرشان چیست؟ گفتند که آقای ولایتی وزیر امور خارجه در نیویورک این مقاله را از طریق فاکس دیده بود و تماسی با آقای بشارتی، قائم مقام وزیرخارجه گرفته و گفته بود خدمت امام عرض کنید که بالاخره ما راست می‏گوئیم یا روزنامه جمهوری اسلامی؟ اگر ما درست عمل می‏کنیم، به روزنامه بگویید که اینجور ننویسد، اگر روزنامه درست می‏نویسد بما بگوئید اینکار را نکنیم. آقای بشارتی هم با من (حاج سید احمد آقا) تماس گرفت و من هم با امام قضیه را مطرح کردم. امام فرمودند به ایشان بگوئید هم شما درست عمل می‏کنید و هم روزنامه. بگذارید روزنامه کار خودش را بکند. من مطمئن شدم که کار ما کار درستی بوده است و توجیه فرمایش امام برای من این بود که وزارت امور خارجه در جهت این عادی‏سازی روابط کار بکند، منتها اینجور مقالات هم در مطبوعات منتشر شود برای اینکه وزارت امور خارجه یک وقت خدای ناکرده زیاده‏روی در این کار خودش نکند بلکه با کنترل و با دقت کافی عمل بکند که یک وقت کلاه سرش نرود. جمع بین این دو مطلب این بود و توضیح و توجیه مطلب حضرت امام از نظر بنده این بود. این برای من یک خاطره جا لبی بود، ضمن اینکه این بحث را داشت یک تشخیص هم بود نسبت به این نوع کارها که ما از این قبیل کارها را انجام بدهیم و آن سفارش امام را که می‏فرمودند همیشه باید بغض قدرتهای شیطانی مثل آمریکا، انگلیس و شوروی آن زمان را در دل داشته باشیم و بموقع از این بغض علیه آنها استفاده بکنیم. ما سعی می‏کردیم در مقالات این روش را داشته باشیم و این بغض را در قلبها همیشه زنده نگهداریم و ما از طریق مطبوعات آنچه از دستمان می‏آمد برای عمل به این توصیه امام انجام داده باشیم.


از عطوفت و رأفت حضرت امام(س) چه نکاتی برا بازگویی دارید ؟


من لازم می‏دانم یک مطلبی هم در زمینه عطوفت و رافت حضرت امام(ره) بگویم. بسیار مطلب جالبی است. این خاطره، به ماجرای آقای شریعتمداری مربوط می‏شود. بعد از اینکه آقای شریعتمداری مدتی در خانه خودش بازداشت شد و بالاخره مصاحبه‏ای کرد و اعتراف به خیانت خود کرد، در آن ایام هم در روزنامه مطالبی علیه او و کودتائی که آن زمان مطرح بود و آن خیانتهایی که او و‌دار و دسته‏اش کرده بودند، اینها همه مطرح و چاپ می‏شد. مقالات و مطالب و اخبار و مسائلی بود که افشاء می‏شد. یک شب که ما یک مقدار از این مطالب را می‏خواستیم در روزنامه چاپ کنیم مصاحبه‏ای از تلویزیون پخش شد که البته ما آن مصاحبه را بطور طبیعی در روزنامه منعکس کردیم که فردا صبح مردم مطالعه کنند.


وقتی این مصاحبه از تلویزیون پخش شد نکته‏ای توجه مرا جلب کرد و آن این بود که شریعتمداری از امام خواسته بود که به مطبوعات و رسانه‏های گروهی دستور بدهند که علیه او دیگر مطلبی منتشر نکنند. بعد از اینکه مصاحبه تمام شد تلفن زنگ زد، دیدم آقای حاج سید احمد آقا پشت خط هستند و گفتند حضرت امام فرمودند به شما بگوئیم از این لحظه به بعد علیه آقای شریعتمداری چیزی در روزنامه چاپ نکنید. برای من، این مسئله مهم بود. چون ما یک چیزی زیر چاپ داشتیم، یعنی برای چاپ به چاپخانه فرستاده بودیم، صفحه بسته و کارها انجام شده بود. آن صفحه مربوط به شریعتمداری بود و برای چاپ رفته بود. من گفتم سئوالی دارم و آن این است که از حضرت امام بپرسید که ما همین الان که مطلب زیر چاپ داریم چه بکنیم (آن ساعت، ساعت دیر وقت شب بود) اینرا هم در بیاوریم یا اینکه این یکی را حضرت امام اجازه می‏دهند که چاپ و منتشر بشود و از روز بعد ما اینکار را انجام ندهیم؟ ایشان گفتند خیلی خوب، من از حضرت امام سئوال می‏کنم. چند دقیقه بعد تماس گرفتند و گفتند از امام پرسیدم و حضرت امام فرمودند نه خیر همین را هم از روزنامه بیرون بیاورید و چاپ نکنید. ما گفتیم چشم. آن مطلب را هم بیرون آوردیم و آن صفحه را عوض کردیم و تغییر دادیم ودیگر چاپ نکردیم. این نشان می‏داد کسی که آن همه خیانت کرد وشما بعداً ذره، ذره متوجه این خیانتها شدید. وقتی کتابها و مطالبی منتشر شد این خیانت آشکارتر شد. همین اخیراً در این خاطرات احمدعلی مسعود انصاری از خاندان پهلوی که خود او یکی از رابطین بین شاه وشریعتمداری بود در روزنامه جمهوری اسلامی خاطراتش چاپ شد وخواندید و دیدید که مسائل مربوط به شریعتمداری خیلی تکان دهنده است. خیانتهایی که شریعتمداری به انقلاب وشخص حضرت امام کرده بسیار زیاد است وبعد از پیروزی هم باز درصدد خیانت بود که غائله تبریز و مسئله خلق مسلمان نمونه‏ای از آن است. در عین حال، امام با رأفت و رحمت برخورد کردند و حتی در جواب این سئوال ما که اجازه می‏دهید امشب این مطلب چاپ شود تا دیگر از فردا اینکار را نکنیم، فرمودند نه همین امشب هم این مطلب را چاپ نکنید. اینها برای ما خیلی اهمیت داشت وخیلی تکان‏دهنده بود و ما این درس را می‏گرفتیم که بر اساس فرموده قرآن که اگر قرار است مسلمان واقعی باشیم باید حتی اگر در نهایت شدت علیه دشمن هستیم، در جای خود رأفت و رحمت اسلامی هم بکار ببریم. البته نه رأفت ورحمت بی جا، بلکه رأفت ورحمت متناسب با شرایط زمان و مصالح جامعه.


 ارتباط حضرت امام با روزنامه چگونه بود و حضرت امام اگر کاری یا مطالبی داشتند به چه نحو به روزنامه منتقل می‏کردند؟


- از لابلای صحبتهای من این هم تقریباً مشخص شد که رابط بین حضرت امام و روزنامه عموماً حاج سید احمد آقا بودند. یعنی ایشان خودشان تلفن می‏زدند و با خود من هم صحبت می‏کردند و پیغام حضرت امام را می‏گفتند. البته در مسائل مهم امام اینکار را می‏کردند، اینطور نبود که مرتب ودر هر مسأله و موضوعی تماس داشته باشد. من باید اینرا اضافه بکنم که امام در واقع جزو کسانی بودند که کاری با روزنامه‏ها و رسانه‏های گروهی به این معنا که کاری مربوط به خودشان باشد اصلاً نداشتند، اگر کاری داشتند این بود که بگویند که آقا اینقدر مرا مطرح نکنید. امام آن ارتباطی که با روزنامه برقرار می‏کردند و پیغام یا توصیه‏ای می‏فرمودند مربوط به دیگران بود، مربوط به مسائل مهم مملکت بود، ارشاد و هدایت بود، نه چیزی مربوط به خودشان. واقعاً از این نظر برای ما اهمیت داشت این نکته که حضرت امام اصلاً هیچ‏گونه کاری مربوط به خودشان با روزنامه‏ها نداشتند، جز همین یک مورد که به ما بگویند که اینقدر عکس من را چاپ نکنید واینقدر مرا مطرح نکنید. در همین جا بد نیست این نکته را هم بگویم که هر وقت حاج احمدآقا می‏خواستند با روزنامه صحبت کنند، وقتی گوشی را بر می‏داشتیم خود ایشان پشت خط بود نه منشی و واسطه، این، نشان دهنده شخصیت سیداحمدآقا بود.


آیا حضرت امام غیر از مسئله خان گزیده‏ها در باره مطالب دیگر روزنامه نیز نظر می‏دادند؟ وآیا تأیید وتشویق می‏کردند؟


من خان گزیده‏ها را بعنوان نمونه گفتم یعنی اینرا بصورت نمونه‏ای روشن و برجسته مطرح کردم والا اینجور نبود که فقط در خصوص این مطلب تشویق کرده باشند. من اشاره کردم که امام در زمینه‏های مقالات ضد استکباری، مقالات روشنگر علیه طاغوتیها، مقالاتی که بغض مردم را نسبت به دشمن(آمریکا، انگلیس، شوروی، اسرائیل و امثال اینها)زنده نگه می‏داشت مقالاتی که علیه زالو صفتها و چپاولگرها بود، مقالات ضد سرمایه‏داری و امثال اینها را بسیار خوششان می‏آمد و بشکل‏های مختلف تشویق می‏کردند که روزنامه اینکار را ادامه دهد وما مطلع می‏شدیم. البته گفتم اینطور نبود که امام مستقیماً بگویند که، آقا! بارک‏الله، خواندم، خیلی خوب بود. به شکل‏های مختلف ما خودمان جستجو می‏کردیم که ببینیم نظر امام چیست، می‏فهمیدیم که امام از این چیزها راضی هستند، خوششان می‏آید و خوشحال می‏شوند که روزنامه اینطور مطالب و مقالات را چاپ می‏کند.


در این ارتباطهائی که با حضرت امام داشتید چه مستقیم وچه غیر مستقیم آیا امام انتقادات خاصی نسبت به روش کار مطبوعات بطور کلی نه فقط روزنامه جمهوری اسلامی داشتند یا نه؟ وآیا رهنمود و پیشنهاد خاصی به مطبوعات ارائه می‏دادند یا نه؟


غیر از همین موردی که گفتم چیز دیگری بخاطر ندارم، یعنی حضرت امام دلشان می‏خواست روزنامه‏ها مال مردم باشد، روزنامه‏ها و رادیو تلویزیون زحمتکش‏های جامعه و خدمتگزاران مردم را مطرح بکنند، البته امام توصیه می‏کردند که کارهای انجام شده توسط دولت را به مردم بگویید تا تبلیغات دشمن خنثی شود. این توصیه را هم بصورت عام می‏فرمودند و خیلی توقع داشتند که خدمات خدمتگزاران، حالا چه در دستگاههای دولتی، چه در دستگاههای دیگر مطرح بشود که باز اینها هم بر می‏گردد به مردم. بر می‏گردد به خدمات به مردم، بر می‏گردد به ارزش‏گذاری به کسانی یا جریانهایی که واقعاً خدمت به نظام، انقلاب و مردم می‏کردند وبر نمی‏گردد مثلاً به خود حضرت امام وآنچه نسبت به خود امام است. در ذهن من، همیشه بی‏اعتنایی حضرت امام به مسائل مربوط به شخص خودشان، خیلی برجسته بود. رسانه‏های جمعی همه عاشق امام بودند، همه در خدمت امام بودند مَثَل رسانه‏ها نسبت به امام مَثَل این شعر بود که:"از تو به یک اشارت، از ما به سر دویدن". همه مرید امام بودند، در عین حال حتی یک بار به اندازه سر سوزن این احساس نمی‏شد که امام مثلاً دلشان می‏خواهد که یک کاری برایشان در رسانه‏ها صورت بگیرد. چنین چیزی اصلاً وجود نداشت. امام خیلی بی‏نیاز، خیلی غنی، خیلی بی‏اعتنا نسبت به اینجور مسائل بودند، اما خیلی علاقمند بودند به اینکه روزنامه‏ها مطالب مردم را بیان بکنند و مشکلات آنان را منعکس نمایند.


حضرت امام در باره انتقاد از دولت، از اشخاص واز نهادها چه نقطه‏نظراتی داشتند؟


تا آنجا که من از برخوردهای حضرت امام فهمیدم، حضرت امام از انتقاد منصفانه، انتقادی که واقعاً بجا ودرست بود، نه تنها نمی‏رنجیدند بلکه استقبال هم می‏کردندو اینکار را بسیار خوب می‏دانستند وحتی مواردی پیش آمد که انتقادهایی که در مطبوعات بود جستجو می‏کردند، دنبال می‏کردند که قضیه اگر درست است به آنجا که آن انتقاد مربوط می‏شد بگویند که درست عمل بکنند و چرا باید این وضع وجود داشته باشد. بنابر این، توصیه امام به اینکه خدمتها را بگویید یا مثلاً دولت را تأیید کنید وامثال اینها، به این معنا نبود که ضعفها ویا موارد نادرست، مواردی که لازم است انتقاد شود بیان وانتقاد نشود. البته با قید انصاف، با قید اینکه انتقادها با کینه نباشد، با دشمنی نباشد، به قصد تخریب نباشد و هر چیزی را در حد خودش مطرح بکنند وبا لحن وزبان دوستانه و صمیمانه برای اصلاح بگویند و با نیت اصلاح باشد، بهر حال این نیت هر چند که در قلب انسان است ولی در نوشته وبیان ظاهر می‏شود و معلوم می‏شود که این شخص با چه قصد وهدفی آن مطلب را مطرح می‏کند و انتقاد می‏کند. بطور کلی حضرت امام نسبت به انتقاد دوستانه وصمیمانه وسازنده مشوق بودند و از این کارها خوششان می‏آمد.


در مورد مسائل فرهنگی جامعه ونقش مطبوعات درمقابله با توطئه‏های فرهنگی آیا حضرت امام توصیه‏هایی برای مطبوعات داشتند یا نه؟


بصورت مستقیم و خصوصی الآن چیزی بخاطر نمی‏آورم اما همه دیده و شنیده‏اید که حضرت امام در فرمایشاتشان و پیامهایشان به مسائل فرهنگی اهمیت زیادی می‏دادندو توقع داشتند که رسانه‏ها به مسائل فرهنگی اهمیت زیادی بدهند.


آنجائیکه خودمان مطالب فرهنگی ویا مسائل مربوط به امور فرهنگی را می‏نوشتیم یا مواردی که ما انتقاداتی داشتیم نسبت به بعضی از عملکردها در زمینه مسائل فرهنگی، آنجاها هم در واقع مشمول بقیه مواردی است که من اشاره کردم، یعنی هیچ موردی من یادم نمی‏آید که انتقادی از دستگاهی کرده باشیم که چرا مثلاً فلان انحراف در مسائل فرهنگی وجود دارد، و از ناحیه حضرت امام فرضاً شنیده باشیم که به ما گفته باشند، چرا اینرا نوشته‏اید؟ اینرا ما حمل بر این می‏کردیم که حضرت امام از این کار راضی هستند و مایل هستند این مسائل تذکر داده شود تا حل بشود یا انحرافات از بین برود یا انحرافاتی از این قبیل بوجود نیاید. اگر یادتان باشد در زمان حیات حضرت امام موارد زیادی پیش آمده بود که نسبت به بعضی از انحرافات فرهنگی یا مفاسد اجتماعی به‏خصوص در روزنامه جمهوری اسلامی مقالات و مطالب زیادی در این زمینه‏ها داشتیم، حتی یکبار نشد که امام مثلاً بگویند: چرا اینرا نوشته‏اید؟ چرا این انتقاد را دارید؟ یا چرا مردم را تشویق می‏کنید به اینکه علیه اینجور چیزها موضع بگیرند و اقدام بکنند؟ و امثال اینها. ما همین مسئله را به این معنا می‏گرفتیم که امام در این زمینه‏ها از کار ما راضی هستند.


حضرت امام راجع به مسائل اقتصادی و فقر و محرومیت‏زدائی در جامعه چه توصیه‏هایی به مطبوعات داشتند؟


- به صورت خصوصی من یادم نمی‏آید که به روزنامه‏ها گفته باشند که شما مثلاً اینکار را در این زمینه‏ها بکنید، چنین چیزی نبود. هرچه بود ما خودمان از بیانات حضرت امام یا از پیامهای حضرت امام می‏فهمیدیم و احساس می‏کردیم و مقاله می‏نوشتیم، دنبالش می‏رفتیم و گزارش تهیه می‏کردیم و امثال اینها. یعنی می‏شود گفت خیلی از کارهایی که در این زمینه‏ها روزنامه‏ها یا ما انجام داده‏ایم الهام گرفته شده از مطالب ورهنمودهای حضرت امام بطور عام بود. اینکه بصورت خصوصی چیزی بگویند من بخاطر ندارم.

انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر: