پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
اخیرا آقای عبدالعلی بازرگان در نقدنامه آقای محسن کدیور به حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی کیفر خواستی علیه امام خمینی(س)و جمهوری اسلامی نوشته است که تعجب همه مومنان و وطن دوستان را بر می انگیزد.
فارغ از تحلیل محتوایی سخنان ایراد شده،جهت گیری کلی آن نه نقد سخنان محسن کدیور بلکه انتقام گیری تاریخی ازحضرت امام (س)و نهضت اسلامی و میراث ماندگار او یعنی ولایت فقیه است.
متاسفانه در سرتاسر این سیاه نامه تناقض های آشکار وجود دارد که نویسنده از فرط کینه توزی از آن غافل شده و یا خود خواسته در دام آن گرفتار آمده است.راه و مدرسه امام (س) چیزی جز میراث گرانقدر تشیع نیست و میراث تشیع جز در زمینه اعتدال وجز با راهبری عقلانیت مانوس با سیره ائمه اطهار علیهم السلام فرا چنگ نمی آید.این سخنان نشانگر آن است که دریافت های دینی سطحی و مستقل از منابع اصیل تشیع و روحانیت به چه نتایج زیانباری منتهی می شود.
نویسنده چگونه می تواند از سویی به جمهوری اعتقاد داشته باشد و فریاد دموکراسی خواهی سر بدهد اما از سوی دیگر رای پی در پی و تایید همواره جمهور از سیاست های امام (س)را انکار نموده و این سیاست ها را که برخاسته از رای جمهور است ،چتری سیاه بر سر این ملت بداند.
این ملت موهوم نویسنده در زمان امام (س)در کدام سرزمین خیالی می زیستند که نویسنده،زمان امام را به آنان نسبت می دهد و آنها را جمهور زمان امام می داند؟
آیا این جمهور همانها نیستند که در زمان امام نهضت آزادی و تفکر سطحی گرایانه دینی را طرد کردند؟
آیا این سخنان درایت امام را نشان نمی دهد که گفت به کسانی که فرصت طلبانه همراه نهضت شده اند و موهومات دینی خود را در قالب اصیل دینی ارائه می کنند نباید اعتماد کرد؟
اما اوج بی توجهی و یا نادیده انگاری و تحریف عامدانه آنجاست که امام مخالف فقه پویا دانسته شده ودر حمایت از فقه سنتی از نیازهای زمانه روی گردانده است.کدام فقیه مبتدی یا کدام مقلد آگاه است که نداند،امام پیشتاز فقه پویاست و نظریه زمان و مکان در اجتهاد و استنتاجات فتوایی راه گشایانه نظریه بدیع ایشان برای کاربردی کردن و متناسب سازی احکام با رویداد های زمانه است.تاکید به فقه سنتی و تاکید بر سنت فقه جواهری،روش نظام مند فقهی و زبان برتر این سنت فقهی برای رویارویی با مسائل نوین است.
روش امام یعنی حرکت بر اساس منطق فقه،رویکردی متدیک و اصیل است تا ضامن اتقان فتوا از یک سو و بقای اجتهاد اصیل شیعی از دیگر سو باشد در این میان است که دو گروه مخالف لب لباب تشیع یعنی اجتهاد نوین شیعی اند؛سطحی نگران مستقل از روحانیت و متحجران واپس گرا،کسانی که امام آگاهانه،مانع سازی آنان در جریان جمهوری اسلامی را محدود کرد و امروز باز همین دو گروه بر سر راه ملت مانع شده اند.
و دریغ که متحجران به اسم امام ملت را نادیده می گیرند و سطحی نگران به اسم ملت با امام کینه ورزی می کنند. اگر چه این روزها می گذرد و آشکار می شود که هیچ کدام در دل ملت جای ندارند. بسیاری از موهومات نویسنده شانیت پاسخگویی ندارد و شان این قلم فراتر از پاسخگویی به آن پرده دری ها و بی حرمتی هاست اما هر چه می گذرد عظمت امام آشکارتر می شود که چه خوب و چه زود تشخیص داد که برخی از آغاز هم با نهضت نبوده اند و حالا پس از سی سال جوهره خود را به خوبی آشکار ساخته اند و کنجی نشسته اند تا فرصتی بیابند و عقده های فرو خورده خود را به اسم اعتراضات سیاسی و در حمایت دروغین از نواده امام با انتقام گیری از امام بیان کنند.
چه بازرگان و چه کدیور و چه دیگران با هر نیتی که گمان می کنند فضاسازی های سیاسی ممکن است غباری برتئوری تابناک ولایت فقیه- بنشاند می دانند که تبیین تئوریک ولایت فقیه استحکامی فراتر از اندیشه ورزیهای فرصت طلبان سیاسی دارد چرا که از تفکر اعتدال گرایانه تشیع ریشه گرفته است.
مناسب است که به آقای کدیور هم بگویم که منازعات سیاسی جای مباحثات علمی نیست و نباید توقع داشت که با بهانه های سیاسی به استنتاجات علمی رسید و مایلم یادآوری کنم که چندی پیش حجت الاسلام والمسلمین سید حسن خمینی درمباحثه ای علمی با اینجانب بیان داشتند که به تبیینی از ولایت فقیه می اندیشد که براساس نظر امام و برمبنای اجتهاد پویا عمیق تر از تبیین های گذشته است و دست مایه اش درفضای سیاسی ایران اعتقاد راسخ به امام و اندیشه و راه و مرام اوست منتها باید به طالبان علم گفت که اگر صادقند و حسن نیت دارند حل مباحث علمی را درمنازعات سیاسی نجویند.
والسلام علی من التبع الهدی - علی پورمحمدی
انتهای پیام /*