بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله ربالعالمین و الصلوة والسلام على نبیه سید المرسلین و على آله و صحبه اجمعین.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم: و اعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا
میلاد امین وحى الهى، پیامبر رحمت و منادى وحدت بر هم پیروان ادیان الهى و بر رهروان آن رسول گرامى و بر شما حضار محترم مبارکباد.
طبعاً پژوهشگران و اندیشمندان در این گردهمائیها ابعاد و زوایاى مختلف مقول وحدت را مورد نقد و بررسى قرار داده و اهمیت و نقش عامل وحدت در حل مشکلات جهان اسلام را از جنبههاى مختلف به ارزیابى نشستهاند. من سعى خواهم کرد در این مجال کوتاه پس از ذکر یک مقدمه، مرورى بر اندیشه و آراء بنیانگذار جمهورى اسلامى حضرت امام رضوانالله تعالى علیه در این زمینه داشته باشم.
شناخت مواضع و دیدگاههاى مردى که خود منادى وحدت امت اسلام در عصر خویش بود و بر همین مبنا نیز موفق به پایهگذارى نظام الهى در بخشى از قلمرو سرزمینهاى اسلامى شد، راهگشاى مطمئنى براى رهروان این مسیر خواهد بود.
فطرت الهى بشر بر گرایش به توحید استوار است و عقل و خرد آدمى نیز در تمامى ادوار زندگى بشر آنجا که به غرضها و تمایلات نفسانى و شیطانى آلوده نگشته است بر همین گرایش حکم کرده و منازعات و پراکندگیها و تفرقهها را خلاف مصلحت جوامع انسانى و گاهى در مسیر انحطاط دانسته است. انبیاء الهى از آدم تا خاتم صلوةالله علیهم اجمعین نیز اساس دعوت دینى خویش را بر توحید و نفى مظاهر شرک و ثنویت و تثلیث و نفاق در همه ابعاد آن قرار دادهاند. اعتقاد به توحید، نهایىترین مرز اسلام و کفر است.
تمامى مشربهاى فلسفى، عرفانى و اخلاقى و کلامى و تربیتى اسلام وحدتنگرى در عالم هستى و اجزاء آن را جزئى تفکیکناپذیر از نحل خویش قرار دادهاند. و البته بر اهل تحقیق پوشیده نیست که گرایش به وحدت حقیقى در جامعه انسانى از جلوههاى اعتقاد به توحید است و در نقطه مقابل آن کثرت گرایى از ویژگیهاى بارز مادهپرستى و شرک به شمار مىآید.
در قرآن کریم تشکیل امت واحده بمنزله زمینه و بستر عبادت واقعى الله معرفى شده است «ان هذه امتکم امة واحده و انا ربّکم فاعبدون» تقابل دائمى جریان حق و باطل در طول تاریخ در تمامى اشکال و سطوح و عوامل و زمینههاى مختلف آن در نهایت به تقابل همین دو جریان باز مىگردد. حضرت امام مىفرماید: «تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه و اتحاد از رحمان است». افسون که سلط غرب بر سرنوشت بسیارى از ممالک جهان اسلام امکان توسعه رشتههاى مختلف علوم انسانى را بر اساس دیدگاههاى وحیانى باز ستاند و گرنه دیدگاه فوق مىتوانست افقهاى جدیدى در مباحث اجتماعى و سیاسى بگشاید و راه حلهاى واقع بینانهاى براى چارهجویى مشکلات سیاسى و اجتماعى جوامع اسلامى ارائه نماید. امروز غالب جامعهشناسان و روانشناسان و متخصصین امور پرورشى و کارشناسان امور سیاسى در ممالک اسلامى با اصول و روشهایى سراغ ارزیابى مسائل جامعه خویش مىروند که ریشه در مکاتب ماده پرست غرب معاصر و بیگانه از روح ادیان الهى دارد.
کشمکشها و منارعات گذشته و کنونى جهان علیرغم تلاشهاى گسترده رهبران جوامع و دولتها همچنان رو به تزاید نهاده و هر روز بر میزان قربانیان اختلافات و منازعات داخلى، منطقهاى و بینالمللى افزوده مىگردد، و به موازات آن حجم بیشترى از سرمایههاى مادى و معنوى ملتها قربانى مطامع جنگافروزان و تفرقهانگیزان مىشود. استمرار این واقعیتهاى تلخ ثابت کرده است که هیچ یک از عوامل و ابزارهایى که تاکنون در مکتبهاى مادى به عنوان عوامل و ایجاد اتحاد و رفع تنشها تعریف شده و به کار گرفته شدهاند کارآیى لازم را براى حل اختلافات خانمان سوز نداشته و بلکه خود نیز در نقش عوامل تشدید کنند بحرانها و افزایش دهند تنشها و کشمکشها ظاهر شدهاند.
امروزه دانشمند اصلاحطلبى که به گذشت تاریخ اقوام و ملل و وضعیت کنونى جهان آشنایى دارد بخوبى واقف است تکیه بر عواملى همچون قومیت گرایى و ناسیونالیسم، زبان و گویش واحد، نژاد و رنگ و تاریخ و منافع مادى مشترک سرابى بیش نیست و بسیارى از رنجهاى گذشته و کنونى معلول امیدهاى واهى است که به اتحادیههایى از این دست چشم دوخته بودند.
اگر عقل و فطرت توحیدگراى آدمى به جاى اغراض و هواهاى نفسانى و مادى مجال حکمرانى مىیافت و اگر زورمندان مادهپرست با انواع دسیسهها و خصومتها راه را بر منادیان توحید نمىبستند زندگانى
بشر داستانى دیگر مىیافت و این شعار و ادّعا نیست. بشریت در طول تاریخ خویش بارها اعجاز تأثیر اعتقاد به توحید و خداگرائى را در ارائه عالیترین نمونههاى حیات انسانى تجربه کرده است. آیا پهنهاى از حیات بشریت را سراغ دارید که از ارزشهاى قابل دفاع برخوردار باشد بى آنکه اثرگذارى ادیان الهى و تعالیم انبیاء را در تمام سطوح آن مشاهده کنیم؟ و آیا مىتوان در این واقعیّت تردید کرد که ظلمتها و کدورتها، کشمکشها و خونریزىها و هزاران هزار مشکل لاینحلى که جهان معاصر از آن رنج مىبرد از همان جایى آغاز شده است که آدمى راه خویش را از مسیر فطرى توحید و صراط مستقیمى که پیامبران الهى نشان دادهاند جدا کرده است؟
آیا براستى رابط معکوس پیشرفتهاى مادى و تکنولوژیک با انحطاط اخلاقى و ذبح روزافزون ارزشهاى انسانى در جوامع کنونى بهترین دلیل بر اثبات این حقیقت جستجو کرد. آرى تکامل ابزار و تسلّط انسان بر طبیعت و رفع نیازمندیهاى مادى آنجا که نه وسیلهاى براى گام نهادن در حیات معقول بلکه خود هدف غایى بشمار آیند و انسان و جایگاه او و نیازمندیهاى روحى وى فراموش شود و نقش و ربط او با دیگر اجزاء و مقولههاى بیکران عالم هستى نادیده گرفته شود و همه چیز حتى وجدان و فطرت و روح و روان از منظر محاسبات مکانیکى نگریسته و تعریف و ارزیابى شوند، نتیجهاى جز بنبستهاى کنونى در پى نخواهد داشت. مکتبهاى خود ساخت بشرى کدام یک از رنجهاى بیشمار بشر را حل کرده و کدام نیاز اساسى انسان را پاسخ گفتهاند؟
تردیدى نیست که بحث از وحدت و راههاى تحقق آن و مقولههایى از این قبیل نیز نمىتواند جداى از مسائلى که اشاره کردم مورد ارزیابى قرار گیرند. ما شاهد آن هستیم که سازمانهاى بینالمللى که شعار و فلسفه وجودشان اتحاد ملتها و دولتها و کاهش تنشها و تشنجات بوده است در اغلب موارد توفیقى به دست نیاوردهاند و حتى خود به عنوان ابزارى در خدمت تشنج آفرینى صاحبان قدرتهاى بزرگ بکار گرفته شدهاند. صدها اتحادیه و قراردادهاى همکارى و پیمان وحدت بین دولتها که در دهههاى گذشته با تبلیغات فراوان آرزوها و امیدهاى بسیارى در گوشه و کنار جهان بوجود آوردهاند پیش از آنکه اثرى قابل توجه بر جاى بگذارند متلاشى شدند و کمکى در حل منازعات و تنشها نکردند.
دیر زمانى است که در جوامع اسلامى وحدت مسلمین و اتحاد میان کشورهاى اسلامى بر سر زبانهاست، و احزاب سیاسى در بسیارى از بلاد اسلامى با همین شعارها قدرت را به دست گرفته و حکومت مىرانند. صدها کتاب و مقاله در این باب نوشته مىشود و خطبا و گویندگان و نویسندگان بر اهمیت و ضرورت آن تأکید مىورزند اما در عمل گامى مثبت و تعیین کننده برداشته نمىشود. به نظر من ریش این ناکامیها را باید در مبانىاى جستجو کرد که بدون توجه به آنها هم تلاشها همچنان بىنتیجه خواهند ماند.
مشکل اصلى در خود انسان و باورهاى اوست. وقتى که روح تفکر توحیدى و اصول اخلاقى و ارزشى که لازم گرایش عمومى به وحدت است بر جوامع بشرى حاکم نباشد تلاشها ثمرى نخواهد بخشید. وحدت و لزوم حفظ آن صرفاً یک توصى اجتماعى و نیاز
مقطعى و تاکتیک سیاسى و اقدامى عملى براى حفظ منافع مادى مشترک نیست که بتوان بر این اساس اتحادى نیرومند و پایدار بنا نهاد. به نظر من مهمترین رسالت این گونه مجامع آن است که رابطه تفکیکناپذیر میان اعتقاد به وحدت و لوازم آن را با جهان بینى و نوع نظامهاى فکرى و اصول عقیدتى و ارزشى و اخلاقى تبیین کنند. مگر مىتوان تفکر توحیدى داشت، خداى یگانه را پرستید، اراد الهى را در هم اشیاء و عالم هستى سارى و جارى دانست اما در میدان عمل و ارتباط با خلق خدا نسبت به سرنوشت دیگران بىتفاوت ماند؟
مگر مىتوان موحّد بود و در سپاه اصحاب تفرقه قرار گرفت؟ چگونه است که در صدر اسلام وقتى آواى توحید به گوش جان آنانکه از ظلمت حاکمیت شرک و بت پرستى به ستوه آمده بودند مىرسد عصبیتهاى جاهلى، فخر فروشىها و قومگرائیها و افتخار به عشیره و نام و نسب فرو مىریزند و هم آنچه که زمینههاى اختلاف و تفرقه بودند حتى روابط سببى و نسبى نیز در مقابل اعتقاد به خداى واحد و نور عبودیت رنگ مىبازند و جامعهاى پدید مىآورند که خیر امّت لقب مىگیرد و آنچنان کانونى از وحدت و همدلى تشکیل مىشود که در آن بردگان سیه چرد پابرهنه در کنار رجال برجسته و ذینفوذ قریش ارزش و نقشى همسان و بلکه افزون مىیابند و چنان تمدنى را پایه مىگذارند که امپراتورى قدرتمند ایران و روم در مقابلش تاب مقاومت نمىآورد؟ و دیر زمانى نمىگذرد که اقوام و ملتهاى مختلف بدون توجه به مرزهاى جغرافیایى و خصیصههاى قومى و ملّى اهمیتى که در قرآن و سنّت داشته مورد بىمهرى قرار گرفته و دوباره سوابق باستانى، محدود جغرافیایى و مسائلى از این قبیل منافع ملّى مسلمانان را به صورت جداگانه و مجزاى از سرنوشت دیگر برادران همکیش خود تعریف و مشخص مىکنند.
اگر به حق دریافتهایم راه بازگشت به مجد و عظمت گذشته اسلام در وحدت تمامى نیروها و فرقهها و ملتهاى مسلمان است باید پیش از هر چیز به بازنگرى مسائلى بپردازیم که ما را از باور داشت مفهوم امّت جدا کرده و زمینههاى تجزى بلاد و تفرق صفوف مسلمین را فراهم نموده است. باید یکبار دیگر به سنت و قرآن به عنوان منشور هدایت امت و استوارترین محور وحدت بازگشت. مشکل اساسى آن است که نه تنها عموم مسلمین بلکه بسیارى از خواص و اندیشمندان عالم اسلام از توجه به تفکیکناپذیرى مجموع بینشها و ارزشهاى دینى به عنوان یک مکتب فکرى منسجم و به هر پیوسته غفلت ورزیدهاند. التقاط و وام گرفتن از مکتبهاى متضاد بابینش وحیانى در مسائل اقتصادى، سیاسى و اجتماعى آنچنان شرایط دشوارى را پدید آورده است که فهم و هضم ضرورتهایى همچون وحدت را غیر عملى ساخته و تلاشها را بىنتیجه گذارده است. اگر روح تعالیم پیامبر اکرم و آموزشهاى قرآن بر جوامع اسلامى حکمفرما مىشد وحدت در عالیترین سطوح آن قابل حصول بود. در قرآن کریم احیاى نفس واحده و یا قتل یک نفس محترمه معادل احیا و یا قتل تمامى نفوس بشرى شناخته شده است. این معادله یک تعبیر سمبلیک نیست. بیان یک حقیقت سارى در متن نظام هستى است.
جامعهاى که انبیاء الهى و قرآن کریم در صدد تشکیل آن بودهاند، واحد به هم پیوست حقیقىاى است که مفهومى بسیار فراتر از قوم، ملت و دولت با تعاریف متداول مىیابد. فهم و هضم این مسائل بدون پشتوان مبانى اعتقادى ممکن نیست و تا این مبانى در جوامع اسلامى تحکیم نیابند فروع و نتایج آن نیز دست نیافتنى خواهند ماند. باید به خویشتن خویش و فرهنگ اسلامى خویش بى هیچ التقاط و اختلاطى بازگشت. تلاش براى حفظ و تحکیم وحدت را باید از خود آغاز کرد.
چنانکه در آغاز سخن از زبان حضرت امام گفتم «تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه از رحمان» تاریخ ثبت کرده است که نداى وحدت حقیقى از ناحى کسانى از سوى فطرتهاى توحیدگراى مردم اجابت مىشود که خود بیش از هر کسى اعتقاد به توحید را در میدان عمل تجربه کرده باشند. و چنانکه اشاره کردم «لزوم حفظ وحدت» یک حرکت سیاسى مقطعى براى تحکیم قدرت نیست، تلاش براى حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه یک واجب عینى است که ریشه در اعتقاد به وحدانیت خالق هستى دارد. اصحاب تفرقه اصحاب شیطاناند و منادیان و عاملان به وحدت در سلک رحمانیاناند. هرگاه جامعهایى به چنین اعتقادى رسید وحدت حقیقى شکل مىگیرد و بىتفاوتى نسبت به سرنوشت آحاد امت و تفرقه و نفاق در مقابل حرکت نیرومند امت واحده رنگ مىبازد و این همان حقیقتى است که انقلاب اسلامى عملًا آنرا ثابت کرد. تاریخ فراموش نمىکند که مردى خداخواه با دستهایى به ظاهر خالى از هم سلاحهاى مادى نداى وحدت سر داد، انسانهاى مؤمن اجابت گفتند، دنیاى پیشرفته با تمام وجود در مقابلش قد علم کرد، صاحبان بزرگترین زرادخانههاى جهان در حمایت از دشمنانش رسماً و علناً متحد شدند امّا وحدت کلم ملت در مقابل اتحادى نیرومند مبتنى بر منافع مادى اصحاب قدرت پیروز شد. روزگارى که انقلاب اسلامى بر دشمن رو در روى خود غلبه کرد و ارکان نظام سلطنت را در هم کوبید، تعداد گروههایى که به مقابله با نظام
نو پا برخاستند و از ناحى قدرتهاى بزرگ حمایت شدند آنچنان گسترده بود که حتى ذکر نام آنها نیازمند تدوین کتابى قطور است. علمهاى مخالفت افراشته شد. قطب کمونیستى جهان علیرغم خصومتها و تنشهایش با قطب سرمایهدارى براى نابودى انقلاب اسلامى متحد شد. عرصهاى به پهناى تمامى جهان، جولانگاه تبلیغات شبانهروزى علیه انقلاب گشت؛ انزواى سیاسى، محاصر اقتصادى تحمیل جنگ خارجى در دستور کار قرار گرفت. اما هم اینها نتوانست در مقابل توحید کلم ملتى که احساس مىکرد رسالت پیشاهنگى مبارزه براى وحدت امّت را بر دوش دارد مقاومت کند. راز این مقاومت اعجازگونه فقط و فقط در همان چیزى نهفته است که رهبر انقلاب اسلامى در جاى جاى نوشته و خطابههایش و در آغاز و انتهاى اغلب سخنانش بدان تأکید مىورزید یعنى وحدت کلمه و پرهیز از تفرقه. علت اثرگذارى شگفت این توصیهها آن بود که او خود قبل از دیگران بدان مؤمن بود. او در مکتب عرفانى خویش که برگرفته از قرآن کریم و آموختههاى عارف اکمل حضرت ختمى مرتبت محمد بن عبدالله صلىالله علیه و آله و سلم و ائمة طاهرین بود وحدت حقیقى عالم خلق و امر بار براى خویش حل کرده بود و در مشرب فلسفى خود نه تنها از وحدت وجود بلکه حتى در مجامع خصوصى که اهلش حضور داشتند از وحدت حقیقى موجودات سخن مىگفت.
شعر عرفانى امام نیز آواى وحدت را در مجموعه نظام هستى تکرار مىکرد بدان پایه که حتى فریاد انا الحق منصور را نشان انیّت و ثنویت مىدانست و مىفرمود:
بر فراز دار فریاد انا الحق مىزنى
مدعى حقطلب انیّت و انّا چه شد؟
و یا در سرودهاى دیگر گوید:
«فریاد انا الحق ره منصور بود یارب
مددى که فکر راهى بکنیم»
حضرت امام در میدان مبارزه نیز یکى از پیشگامان دعوت به وحدت بود. بخش مهمى از نخستین اعلامیه تاریخى ایشان که بیش از 50 سال قبل از این با آى مبارکه (قل انما اعضکم بواحده ان تقومو الله مثنى و فرادى) آغاز و صادر شده بود وحدت امت را به عنوان بستر قیام الله تشکیل مىداد.
او در کتاب سرالصلوة و در بیان مقامات معنوى علماء بالله پس از ذکر مقدمات سه گانه نخستین مىفرماید: چهارم مقام اصحاب تحقق اکمل اولیاء است که محقق به مقام وحدت صرف شوند و کثرت «قاب قوسین» از میان برخیزد و به هویت ذاتیه با جمیع شئونات آن، مستهلک در عین جمع و متلاشى در نور قدم و مضمحل در احدیت و فانى در غیب هویت شوند. و در جایى دیگر مىفرماید: اصحاب صحو بعد المحو را حجابى از غیب و شهادت نباشد. وجود خود آنها وجود حقانى باشد و عالم را به وجود حقانى مشاهده کنند و «ما رأیت شیئاً الّا و رأیت الله قبلَه و بعدَه و معه» فرمایند. تجلیات ذاتیه و اسمائیه و افعالیه هیچیک، آنها را از دیگرى محجوب نکند. حضرت امام در کتاب شرح چهل حدیث که براى استفاد عموم نوشته شده در بیانى تاریخى و اخلاقى از معنا و ماهیت وحدت کلمه مىفرماید: یکى از مقاصد بزرگ شرایع و انبیاء عظام سلامالله علیهم که علاوه بر آن که خود مقصود مستقلّ است، وسیل پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تامّ در تشکیل مدین فاضله مىباشد، توحید کلمه و توحید عقیده است، و اجتماع در مهامّ امور و جلوگیرى از تعدّیات ظالمان ارباب تعدّى است، که مستلزم فساد بنىالانسان و خراب مدین فاضله است. و این مقصد بزرگ که مصلح اجتماعى و فردى است، انجام نگیرد مگر در ساى وحدت نفوس و اتّحاد همه و الفت و اخوّت و صداقت قلبى و صفاى باطنى و ظاهرى و افراد جامعه به طورى شوند که نوعبنى آدم تشکیل یک شخص دهند، و جمعیّت به منزل یک شخص باشد، و افراد به منزل اعضاء و اجزاء آن باشد، و تمام کوششها و سعىها، حول یک مقصد بزرگ الهى و یک مهمّ عظیم عقلى که صلاح جمعیّت و فرد است، چرخ مىزند. و اگر چنین مودّت و اخوّتى در بین یک نوع یا یک طایفه پیدا شد، غلبه کنند بر تمام طوایف و مللى که بر این طریقه نباشند، چنان چه از مراجع به تواریخ خصوصاً تاریخ جنگهاى اسلام و فتوحات عظیم آن مطلب خوب روشن مىشود ... مسلمین مأمورند به دوستى و مواصلت و نیکویى به یکدیگر و مودّت و اخوّت. و معلوم است آنچه موجب ازدیاد این معانى شود، محبوب و مرغوب است، و آنچه این عقد مواصلت و اخوّت را بگسلد و تفرقه در بین جمعیت اندازد، مبغوض صاحب شرع و مخالف مقاصد بزرگ او است. و پر واضح است که این کبیر موبقه اگر رایج شود در بین جمعیّتى، موجب کینه و حسد و بغض و عداوت شده و ریش فساد، در جمعیّت بدواند. درخت نفاق و دورویى در آنها ایجاد کند و برومند نماید، و وحدت و اتحاد جامعه را گسسته کند و پاى دیانت را سست کند و از این جهت بر فساح و قبح آن افزوده گردد. حضرت امام وحدت را از سنخ رحمت و محصول مقدماتى دانسته که بدون آنها حاصل نخواهدشد. او فرموده است: باید کوشش کنید، باید کوشش کنیم که این رحمت ادامه پیدا کنید و کوشش این است که اولًا الهى بشویم، در راه خدا بدانیم و خودمان را از او به سوى او بدانیم و دنبال همین معنا آنوقت آن مسأل دوم که وحدت و انسجام است حاصل مىشود. براى اینکه تفرقه از شیطان است و وحدت کلمه وکشورهاى اسلامى براى مقابله با تهاجم دشمنان جهان اسلام، وحدت شیعه و سنى و فرق و مذاهب اصیل اسلامى در داخل جهان اسلام، وحدت ملتها با دولتهاى اسلامى در چارچوب حفظ اصول و ارزشها بود.
در بعد وحدت ملى در داخل مرزهاى جغرافیائى نیز حفظ وحدت و تحکیم آن در تمامى اقشار جامعه را گام نخستین براى پیروزى در سایر زمینهها و ابعاد مىدانست. سفارش اکید و دائمى امام به لزوم وحدت حوزههاى دینى با مجامع دانشگاهى که دو قشر پیشتاز و آگاه جامعه را تشکیل مىدهند به عنوان پیش شرط حصول وحدت در سایر اقشار و سفارش به وحدت درون جامعه روحانیت و درون گروههاى دانشگاهى، وحدت روحانیون با مردم، وحدت روشنفکران با مردم، وحدت نیروهاى نظامى و انتظامى با مردم، وحدت دولت با ملت، وحدت مجلس و دولت، وحدت در درون تشکیلات شوراى سه گانه و اتحاد میان آنها، وحدت گروههاى قومى و نفى مرحلهاى تمایزات قومى و منطقهاى، وحدت نیروهاى داخل و خارج کشور، وحدت گروههاى اجتماعى و قشرهایى نظیر کارگران و کشاورزان، وحدت و همگرایى احزاب سیاسى و گروههاى فرهنگى، بخشى وسیع از آثار عمومى امام را به خود اختصاص داده است. و چنانکه گفتم رمز موفقیت در برابر آنهمه تهاجم و خصومتى که شرق و غرب پدید آوردند نیز همین روشنگریها و اجابت آنها از ناحیه بخشى وسیع از قشرهاى ملت ایران بود.
حضرت امام در مواضع خویش در باب وحدت به همان اندازه که به ضرورت و اهمیت آن سفارش کرده است بر توجه به لوازم آن نیز تأکید داشت و معتقد بود که اتحاد بدون تحقق زمینهها و راهبرى جامعه بدان سمت شکل نمىگیرد و یا آنکه پایدار نمىماند. بعد از توجه به مبانى عقیدتى وحدت، بطور اجمال مىتوان موارد زیر را به عنوان لوازم و عواملى که امام به عنوان پیش شرطهاى تحقق وحدت مد نظر داشت و بر همین مبنا نیز جامعه را هدایت مىکرد،برشمرد.
1. اهتمام بیش از پیش به خودسازى و تعمیق اخلاق و ارزشهاى معنوى در زندگى خود و جامع پیرامون.
2. باور داشت و تعمیم سع صدر و پذیرش و تحمیل اختلاف سلیقهها و دفاع از آزادى اندیشه و حمایت از تشکلهاى سیاسى و فرهنگىاى که در اصول و مبانى مورد اعتقاد امت و جامعه اسلامى اتفاق نظر دارند.
3. اعتقاد عمیق و اعتماد به نقش و آثار معجزه آساى وحدت در حل معضلات به ظاهر لاینحل سیاسى و اجتماعى.
4. هوشیارى و توجه طرفین وحدت نسبت به نقش خنّاسان و وسوسهانگیزان و تذکر دائمى به کارگزاران و عموم مردم در همین رابطه.
5. حفظ مواضع اصولى و دفاع از معتقدات و ارزشهاى منطقى غیرقابل خدشه در عین احترام و توجه به وحدت فراگیر.
6. توجه به تفاوتهاى اساسى روشهاى تحقیق در نظام دروس حوزوى و دینى با نظامهاى جدید دانشگاهى براى یافتن زبان مشترک در تفهیم تفاهم مسائل اساسى جامعه و پرهیز از اختلافات.
7. تلاش همه جانبه براى یافتن نقاط مشترک بیشتر و کاستن از اختلافات آراء در مبانى و اصول صرفاً از طریق نقد در مجامع علمى و گسترش روح مباحثه و مناظر علمى و پرهیز جدّى از به میان کشیدن پاى عوام در اختلافات فکرى و فرهنگى که حل آنها تنها از مسیر احتجاجات علمى و روشهاى پسندیده عقلانى و شرعى قابل حصول مىباشد.
8. احیاى فرهنگ توحیدى و وحدتگرایى در جوامع اسلامى و احیاى سمبلها و عوامل و مظاهر وحدت که بسیارى از احکام اجتماعى و سیاسى و عبادى اسلام بر همین فلسفه تشریع شدهاند نظیر بازیابى فلسفه و روح واقعى کنگر عظیم و جهانى حجّ، نماز جمعه، نماز جماعت، روح تعاون و اهتمام به امر مسلمین، امر به معروف و نهى از منکر به عنوان یک وظیفه همگانى و احکام شعائرى از این قبیل.
9. آگاهى بخشیدن به آحاد امّت اسلامى براى دریافت تصویرى روشن از ابعاد تمدن گذشته اسلام و علل سقوط و انحطاط مسلمین در سدههاى اخیر.
10- جهاد و تلاش براى فراگیر شدن نهضت فرهنگى جهان اسلام براساس ترویج روحیه خودباورى و نفى غربزدگى حاکم بر اغلب جوامع اسلامى.
11- شناسایى و معرفى دشمنان اصلى و جلوگیرى از دشمن تراشیهاى فشل کننده.
12- ترویج و تبلیغ فرهنگ جهاد و شهادتطلبى براى تضمین موفقیت پیشگامان مبارزه با دشمنان وحدت.
13- مقابله با خرافهپرستى و زدودن پیرایههاى تفرقهانگیزى که به نام آداب و رسوم دینى مذهبى از سوى مغرضان و ناآگاهان به مرور زمان در فرهنگ سنتى ملتها و قشرهاى جوامع اسلامى ریشه دوانده است، و کوشش براى کاهش تعصبهاى کورکورانه و عوامانه.
14- تلاش براى یکسانسازى قول و فعل منادیان وحدت و کارگزاران و مسئولین نظامى که وحدت را شعار خویش قرار دادهاند.
یکسانسازى بدان حد که وقتى از ناحیه مصلحان و رهبران جامعه سفارشى بر بسیج میرسد. آحاد جامعه حتى اگر این سفارش را مغایر با آداب و رسوم سنتى خویش ببینند، آنرا عین مصلحت خود بدانند و بدان عمل کنند. نظیر آنچه که در دوران پرفراز و نشیب نهضت امام صدها بار شاهد بودیم که چگونه جامعه اسلامى با درکى روشن از لوازمى که گفته شد، در مقابل ارزشهاى معنوى فراموش کرد خویش حساس شد و جانانه به احیاء آنها پرداخت. حج را حج ابراهیمى کرد. نمازهاى تعطیل شده و متروک جمعه را به عنوان تجمع هفتگى مسلمین احیاء کرد. نماز جماعت را معنا بخشید، حرب و مقاتله با دشمنان دین را از محراب و مسجد آغاز کرد. دفاع از حقوق مظلومین فلسطین را کانون اتحاد مسلمین در مقابله با توسعهطلبى آمریکا و رژیم صهیونیستى در بلاد اسلامى مورد حمایت قرار دارد. عشق مقدس و فراگیر امت اسلامى را نسبت به ساحت رسول گرامى اسلام در ماجراى توطئه کتاب آیات شیطانى بنمایش گذاشت و این واقعه را به صحنهاى از اتحاد امت در برابر دشمنان دین خدا مبدل ساخت، و موجى از بیدارى در پهن بزرگ جهان اسلام پدید آورد. آرى انقلاب اسلامى و رهآوردهاى آن حجت را بر ما تمام کرده است. پیروزیهاى امام و نهضت جهانى اسلام مصداقى کامل بر این کریم شریفه است که (کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیرة باذنالله) حضرت امام بارها در شرایط سخت و به ظاهر نومید کننده مبارزه به ما آموخت و گوشزد کرد که کمیّتها و آمار عوامل مادى و ظاهرى در میدان تقابل حق و باطل تعیین کننده نیست. آنچه که مهم و اساسى است آگاهى و بیدارى و انگیزه و اخلاص، و عمل به تکلیف است. اگر امروز جوامع اسلامى به درستى تشخیص دادهاند که چاره دردها و تنها راه حل نجات از بنبستها و عقبماندگیهاى کنونى بازگشت به هویت اسلامى خویش و تشکیل دوبار امت واحده به معناى واقعى آن است پس هراسى به خود راه ندهیم و مأیوس نباشیم. بیائید پیشگامان این جهاد مقدس باشیم. این ننگ بزرگى است که پیروان پیامبر رحمت و وحدت با جمعیتى انبوه و منابعى سرشار و موقعیتهایى استثنایى در آتش تفرقه و اختلاف بسوزند و دشمنان دین خدا و انسانیت بر این پراکندگیها بخندند و بر امّتى که قرنها طلایهدار تمدن و فرهنگ واقعى بود فخر فروشند و منابع آنها را به یغما ببرند. امروز کتاب خدا بىآنکه حتى حرفى بر آن افزوده و یا کاسته شود در میان فرق اسلامى است، آئین و سنت پیامبر اکرم (ص) منشور هدایت و راهنماى عمل ماست. قبل واحد، شعار واحد، نماز و مناسک واحد و صدها شعائر بزرگ اسلامى مورد اعتماد همه مذاهب اسلامى است که مىتوانند محورهایى استوار و جاودانه براى تشکیل امتى نمونه و واحد باشند. مردم مشکل و گناهى از این ناحیه ندارند این علما و روشنفکران و زمامداران بلاد اسلامى هستند که مىبایست رسالت خویش را در این شرایط خطیر ایفا کنند. من با آن دسته از دولتهاى اسلامى که به جاى تکیه بر پیمان اخوت با ملتها و دولتهاى اسلامى همجوار و همکیش خویش به پیمانهاى صلح با دشمنان دین و ملت خود امید بستهاند با صداى بلند اعلام مىکنم که اشتباه فاحش را در محاسبات خود مرتکب مىشوید و تجربههاى مکرر و به بنبست رسیده گذشته را تکرار مىکنید. آمریکا و اسرائیل به چیزى کمتر از محو اسلام و سلطه بر همه بلاد اسلامى راضى نمىشوند. بیائید به جاى دل بستن به این پیمانهاى عنکبوتى و سستى که تا مرحله حفظ منافع غاصبان قدس و حامیان آن حمایت مىشوند به پیمان گسستناپذیر اخوت اسلامى دل ببندید. بیائید خاطره امت واحده را دوباره تجدید کنید.
دولتها و جریانات و اشخاصى که با حمایت از تألیف و انتشار کتاب و مقاله و فیلم آتش اختلافات را دامن مىزنند و به
تکفیر و تفسیق پیروان دیگر مذاهب و فرق اسلامى مىپردازند به گمان آنکه منافع خویش و موجودیت خود را حفظ کنند سخت در اشتباهند. دشمن به کسى رحم نخواهد کرد. سود اصلى در این معرکهها را همان کسانى مىبرند که اتحاد اسلام را مانع جدى سلطهطلبىها و زیادهخواهیهاى خود مىدانند.
من با تأسى به حضرت امام و به سهم خویش اعلام مىکنم مردم ایران و مسئولین نظام جمهورى اسلامى دستهاى خویش را براى عقد اخوت و پیمان وحدت با عموم ملتهاى مسلمان و دولتهائى که منافع و منفعت دشمنان دین خدا را بر منافع امت اسلام ترجیح نمىدهند، دراز کرده و آماده است همچون گذشته بهاى لازم را براى پیشخدمتى در این راه بپردازد.
در پایان سخن بار دیگر خود و شما و همه دلسوختگان مسلمان را نسبت به خطیر بودن شرایط کنونى جهان اسلام هشدار مىدهم و این تذکر رهائى بخش الهى را یادآور مىشوم که: «واذکروا نعمةالله علیکم اذ کنتم اعداءً فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا و کنتم على شفا حفرة من النار فانقذ کم منها».
والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته