پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران: آخرین سال حیات حضرت امام خمینی (س)را می توان سال فصل الخطاب ها دانست. سالی که مهمترین نامه ها و پیام های حیاتی رهبر کبیر انقلاب اسلامی برای آیندگان نوشته شد. علاوه بر وصیت نامه الهی-سیاسی؛ پیام های مهمی چون بازگشت به قانون، منشور برادری و منشور روحانیت از این جمله است. پیش از این به مناسبت سالگرد صدور، منشور برادری و بازگشت به قانون با اتکا به یادداشت ها و مصاحبه های گوناگون مورد کنکاش و تفسیر قرار گرفته است. اینک به مناسبت سوم اسفند 1367 سالروز صدورمنشور روحانیت به بازخوانی این پیام تاریخی می پردازیم:
***
مجید انصاری عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز معتقد است: مهمترین علت حمایت مردم از روحانیت عدم وابستگی به دولت ها استقلال مالی حوزه ها، ارتباط مستمر با مردم، ساده زیستی، است.
مجید انصاری عضو مجمع روحانیون مبارز در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران گفت : در منشور روحانیت حضرت امام به وظایف روحانیت اشاره شده و مهمترین آن، دفاع از حقیقت موجود در جامعه است؛ از سوی دیگر روحانیت نباید اجازه دهد تا خرافه و واپس گرایی در جامعه رشد کند زیرا به دنبال ترویج خرافات، واقعیات اسلام قابل لمس نیست.
وی تصریح کرد : روحانیت در طول تاریخ همیشه در کنار مردم قرار گرفته و همواره به عنوان حامی ملت ظاهر شده و از حقوق مردم در برابر زورگویان دفاع نموده است به گونه ای که در طول تاریخ، شواهد زیادی از همراهی روحانیت با مردم وجود دارد که در این گفتار نمی گنجد. روحانیت در طول تاریخ همیشه در کنار مردم قرار گرفته و مهمترین علت حمایت مردم از روحانیت در عدم وابستگی این افراد به دولت ها خلاصه می شود.
وی ادامه داد:روحانیت باید به گونه ای موضع گیری کند که چهره رحمانی دین ترویج شود. متاسفانه عده ای روحانی نمای معدود، مروج خشونت شده اند و اسلامی را به جامعه معرفی کردند که چهره رحمانی از دین را به نمایش نمی گذارد که چنین رویکردی همواره مورد انتقاد حضرت امام قرار گرفته که ضروری است روحانیت به آن توجه کند و ملاحظات امام را اجرایی نماید تا روحانیت بیش از پیش به سیره و آرمان حضرت امام نزدیک شود.
وی تاکید کرد: به نظر من روحانیت نیز باید همواره تمام توان خود را به کار گیرد تا درمانهای عقیدتی، اجتماعی و دینی مردم را ارائه دهد. لازمهی این امر هم این است که روحانیت، موقعیتشناس و جامعهشناس و دور از تحجر باشد. امام در فرازی از همین پیام فرمودند: روحانیت همواره باید چند قدم جلوتر باشد. در مجموع امام تاکیداتی که داشتند. ابتدا در مورد مجهزشدن علما به تجهیزات روز و بعد آنکه روحانیت قدرت پاسخگویی به دیگر گونههای فکری و عقیدتی تودهی مردم را داشته باشد؛ بهخصوص در دورن ما که انفجار اطلاعات است و حجم عظمیی از انواع اطلاعات مثل امواج خروشان به سمت جامعه در حال حرکت است و هیچ سخنی در سینهی طراحان آن نمیماند؛ به طوری که امروز سریترین مسائل در اندک فرصتی از طریق رسانهها منتقل میشود و هزاران مقاله چه از جانب مخالفان و چه از جانب موافقان به سمت جوامع انسانی پمپاژ میشود .
وی همچنین گفت : « در بررسی منشور روحانیت باید به این نکته توجه داشت که امام (س) در سالهای پایان عمرشان احساس میکردند باید برخی از مسیرهای ناهموار فراروی انقلاب را هموار کنند و برخی ناگفتهها را با صراحت بگویند.»
وی با اشاره به زمان صدور منشور روحانیت گفت: برای فهم بیشتر در مورد پیام و منشور تاریخی امام (س) باید به فضای زمان صدور این پیام بسیار مهم تاریخی توجه کنیم. درمییابیم که این پیام نزدیک به سه ماه قبل از رحلت امام (س) صادر شده است. این زمان، هم جنگ به اتمام رسیده است و هم فضای سیاسی و اجتماعی کشور متاثر از برخی القائات و شبههافکنیهایی است که بعضا در قالب دین داری و یا دلسوزیهای ظاهری و مردمفریب ارائه میشد. این پیام تاریخی در همین راستاست، که حاوی نگاه و تحلیلی عمیق و در عین حال، دردآلود از فضای حوزههای علمیه است و نفوذ اندیشهی متحجران و مقدس نمایان در حوزه.
مجید انصاری افزود: زحماتی که امام و روشنفکران دینی برای شکستن این فضای وهمآلود متحجر و متصلب کشیدند، خود برگی از تاریخ دشوار زندگی امام(س) و روحانیت در جهت نجات حوزه از استبداد و عقبماندگی فکری و تحجر است. مطالعه دقیق این پیام برای عامهی مردم بهخصوص نسل جوان به ویژه طلاب و حوزههای علمیه فوقالعاده کارگشا و روشنگر خواهد بود؛ لذا امروز، به واسطه تحول عظیمی که در پرتو انقلاب فکری و دینی در حوزهها ایجاد شده است، درک شرایط بسیار دشوار حوزهها در سال 42 و قبل از آن و فهم فضای تاریک و بسیار زجرآور حوزههای علمیه و محیطهای مذهبی، اگر نگوییم محال، ولی شبهمحال است؛ ولی لازم است طلاب جوان بدانند امام و نسل اول انقلاب چه زحمات و چه مجاهدتهایی داشتند تا بتوانند محیط زیست علمی مناسبی را در حوزهها به وجود آورند که امکان اندیشهی آزاد در حوزهها فراهم شود. اگر این مطالعه توسط طلاب جوان صورت گیرد، آنان هم قدر انقلاب را بهتر خواهند فهمید و هم مراقبت جدیتر برای عدم نفوذ اندیشههای متحجرانه به درون حوزهها خواهند داشت.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، خطر بازگشت تحجر به حوزهها را مثل خطر بازگشت یک ویروس یا یک میکروب کشنده به صورت فراگیر و اپیدمی در جامعه دانست و اضافه کرد: هیچ جامعهای هر چقدر هم به لحاظ بهداشتی مجهز باشد، نمیتواند از برگشت یک ویروس کشنده مطمئن باشد، به همین سبب در زندگی عادی و طبیعی گاهی کوچکترین غفلت موجب مرگ عدهی کثیری میشود. در حوزهی اندیشه قضیه خیلی خطرناکتر است، چون کشف دستهای پنهان و انگیزه و راههای نفوذ فرهنگ بیگانه در این حوزه به مراتب دشوارتر است. در ضمن باید به این مسائل، پدیدههای طبیعی عوامیگری دینی و همچنین نوعی کاسبکاری در دین را که همواره در طول تاریخ بوده است، اضافه کرد.
وی با اشاره به اقدامات بعضی از مدیران مدارس علمیه و انفعال آنان در زمان جنگ تحمیلی گفت: در آن ایام عدهای نه تنها خودشان در جبههها شرکت نمیکردند، بلکه طلاب مدارس خودشان را هم از حضور در جبههها منع میکردند. طلابی که در مراکز آموزشی تحت مدیریت برخی از افراد بودند، میتوانند امروز شهادت دهند که به خاطر حس دینی و فرمانبری از امام خود وقتی از جبههها بازگشتند با مشکل ندادن گواهی تحصیلی و عقب ماندن از تحصیل مواجه شدند. حال این مدیران از شهدا و امام هم انقلابیتر شدهاند.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: چه بسیار روحانیونی که در ظاهر از ولایت دفاع میکنند اما در باطن تیشه به ریشه ولایت میزنند. کیست که نداند امام در مبارزات، بعد از خدا، به تودهی مردم تکیه میکردند. امام هیچ گاه مبارزات مسلحانهی گروهی را راه نجات نمیدانستند بلکه با تکیه به مردم سعی میکردند به پیروزی بیندیشند. کیست که نداند با در نظر داشتن رای مردم انقلاب پایدار مانده است؟ اما امروز که مطرح میکنند نظام ولایت فقیه به آرای مردم نیازی ندارد، آیا با این تحلیل تیشه به ریشهی همان ولایت فقیه نمیزنند؟ از طریق دلسوزی برای ولایت.
انصاری همچنین در رابطه با تعابیر صریح و تند حضرت امام خمینی(س)در مورد روحانیت در این پیام گفت: امام یک عارف و معلم اخلاق بودند که همیشه سلوکشان دارای منشاء اخلاقی بوده است، اما وقتی به این خطر تحجر میرسند، ناگزیرند در قالب الفاظی گویا و صریح این خطر را کاملا عریان بنمایانند تا حجت تمام شود. این گفتمان در کلام حضرت علی (ع) نیز مشهود است، ایشان که مظهر ادب و فصاحت و بلاغت و زیبایی کلام هستند وقتی به متحجران کجفهم میرسند از الفاظی استفاده میکنند که در هیچ جا استفاده نکردهاند. الفاظی همچون «ای مرد نمایان نامرد». امام خمینی نیز با الهامگیری از همین فرهنگ برای نمایاندن چهرهی دینفروشان از کلماتی همچون احمق، مار خوش خط و خال و افعی استفاده میکند؛ چرا که چارهای جز این ندارند .