پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
منشور روحانیت ابعاد مختلف را پوشش می دهد و درست است که محور آن روحانیون هستند اما اینطور نیست که سایر اقشار نتوانند از این منشور بهره ببرند، یک پیامی است به اقشار مختلف با توجه به مضامین مختلفی که در این منشور هست. واقع آن است که مضامین مختلفی را این منشور پوشش می دهد شروع این منشور به جایگاه با منزلت روحانیت بر می گردد و امام اشاره ای به وجوه متنوع این جایگاه می کنند. این منشور با اشاره به جایگاه پر اهمیت روحانیان به مصابه حاملان امانت وحی، کاشفان حقیقت تفقه، پایگاه محکم اسلام در برابر حملات، انحرافات و کج روی ها، تکیه گاه محرومان، مخالفت با سرمایه داران که بحث سرمایه داران زالو صفت در همین منشور مطرح می شود و ویژگی هایی چون قناعت، شجاعت، صبر، زهد، طلب علم عدم وابستگی به قدرت ها، احساس مسئولیت در برابر توده ها و غنی بودن و ابتکار حوزه ها از نظر منابع و شیوه های بحث و اجتهاد آغاز می کنند و متعاقب آن به طور عمده به منعت روحانیان وابسته، مقدس نما و تحجر گرا می پردازند که به تعبیر ایشان «کم هم نبودند و نیستند». به این مسئله اشاره می کنند که استکبار دو راه برای ضربه زدن به روحانیت و حوزه ها را دنبال می کرده و دنبال می کند یکی راه ارعاب و زور و دیگری خدعه و نفوذ است. ایشان می گوید راه اول کارگر نیافتاده و نتوانستند این جایگاه منیع و بلند را از طریق ارعاب، فشار و روز از مسیر اصلی خود منحرف کنند اما راه دوم که «القای شعار جدایی دین از سیاست»باشد تا حدی که کارگر افتاده است و تعابیر مختلفی را ایشان عطف به میسر بودن این حربه می کند. ایشان جایی اشاره می کنند که آنقدر این نفوذ کارگر بوده که «دخالت در سیاست دون شأن فقیه و ورود در معرکه سیاسیون تهمت وابستگی به اجانب را به همراه داشته» و جالب اینجاست که تهمت وابستگی و افترای بی دینی را تنها متوجه اغیار نمی دانند که فقط استکبار به علمای متعهد این تهمت ها را وارد کردند و اضافه می کنند که «ضربات روحانیت نا آگاه و آگاه وابسته به مراتب کاری تر از اغیار بوده است» خوب محور اصلی بحث همین مسئله جدایی دین از سیاست در مورد راه خدعه و نفوذ استکبار و در بدنه روحانیت است به طوری که می شود این داوری را کرد اگر امام در مزمت متحجرین و روحانیون مقدس نما، جمودگرایان، حتی به تعبیری ولایتی های آن روز و حجتیه ای ها ذکر می کنند عمدتاً دائرمدار عدم اعتقاد و التزام آنها به سازوکار عملی پیوند دین وسیاست هست. در جای دیگری امام به طلاب جوان هشدار می دهند مبنی بر اینکه پرونده مقدسان روحانی نما همچنان باز است و شیوه مقدس معابی و دین فروشی عوض شده است و به تعبیر امام «شکست خوردگان دیروز، سیاست بازان امروز شده اند» این مهمترین هشدار امام است که می تواند امروز هم مورد تأمل و واکاوی قرار بگیرد. امام می فرمایند : «دیروز حجتیه ای ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بهبوهة مبارزات تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمه شعبان را به نفع شاه بشکنند امروز انقلابی تر از انقلابیون شده اند. ولایتی های دیروز که در سکوت و تحجر خود آبروی اسلام و مسلمین را ریختند و در عمل پشت پیامبر و اهل بیت عصمت و طهارت را شکسته اند عنوان ولایت برایشان جز تکسّب و تعیش نبوده است امروز خود را بانی و وارث ولایت نموده و حسرت ولایت دوران شاه را می خورند. من فکر می کنم محور اصلی منشور روحانیت بر می گردد به اعتقاد راسخ امام و اقدامات عملی ایشان در جهت پیوند دین و سیاست. امام در جایی دیگر در ارتباط با جنگ بحث وظیفه گرایی و تکلیف گرایی را مطرح و به پیروزی های بدست آمده اشاره می کنند البته معتقدند که آن پیروز نهایی بدست نیامده است. ایشان قبول قطعنامه را در این منشور به مصلحت بقای انقلاب پیوند می زنند حالا این برای من قابل توجه است زیرا ظاهراً به نظر می رسد امام در مصلحت سنجی های خودشان جایگاه ویژه ای به اصل انقلاب می دهند، شاید بشود اینگونه تفسیر کرد که بسیاری از مصلحت سنجی هایی که مربوط به امور جزئی هست را امام بر نمی تابند مگر مصلحت هایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به بقای انقلاب مربوط شود درست است که از نظر ایشان حفظ نظام از اوجب واجبات هست و بخشی از مفهوم و مقوله و اثرمدار حفظ نظام به شمار می رود. من احساس می کنم که خود اصل نظام (به ماهو اصل نظام) نمی تواند در نزد امام اصالتی داشته باشد و بحث نسبت نظام با انقلاب از جنس مقدمه و ذی المقدمه است. از جنس نسبت ابزار به هدف است. از جنس تقدم رتبی به تقدم ارزشی است والا حفظ نظام موضوعیت ندارد مگر اینکه ابزاری برای تحقق ارزش های متعالی باشد و آنجایی امام بحث حفظ نظام را مطرح می کنند که پای انقلاب به میان بیاید و این کلیدی است برای شبهاتی که اخیراً ایجاد شد و عده ای معتقدند ورود مفهوم مصلحت از سوی امام باعث شده که به گونه ای ما شاهد نوعی ماکیاولیست در سیاست ها و رفتارها باشیم که این نسبت و این انتصاب را نباید به امام وارد کرد بلکه امام در جاهایی تصریح کردند که «حکومت در بهترین حالتش یک نقش عالی دارد و عباراتی دارند که مربوط به جلد 20 صحیفه نور و جزء آخرین عبارات امام است که نشان می دهد امام برای حکومت با همه عظمتش نقش طریقت قائل است. «تمام تشکیلات که از صدر اسلام تا به حال بوده است و تمام چیزهایی که انبیاء از صدر خلقت تا حالا داشته اند و اولیاء اسلام تا آخر دارند معنویات، عرفان و معرفت اسلام است. در رأس همه امور این معنویات واقع است. تشکیل حکومت برای همین است البته اقامه عدل است لیکن غایت نهایی معرفی خدا و عرفان اسلام است» نسبت وصیقی بین انقلاب اسلامی و وجه اسلامیت آن وجود دارد که تمام عظمت انقلاب، وجه اسلامی آن است. مردم در این تعریف جایگاه وسیع و خاصی دارند. در جای دیگری می توان آن را به شرایط فعلی هم نسبت داد. البته نمی دانم سفیران ایران چه زمانی به شوروی عازم شدند و پیام امام را منتقل کردند یک نکته ای امام در این منشور دارند که قابل اعتنا است وقتی که نقد خود را به لیبرال ها وارد می کنند و می گویند «من بعد از 10 سال از پیروزی انقلاب اسلامی همچون گذشته اعتراف می کنم برخی تصمیمات در سپردن پست ها و امور مهم کشور به گروهی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی نداشتند اشتباهی بوده است که تلخی آثار آن به راحتی از بین نمی رود. اگرچه من شخصاً من شخصاً مایل به روی کارآمدن آنها نبودم ولی با صلاحدید و تأئید دوستان قبول نمودم»آن جمله ای که می خواهم اشاره کنم اینست که « تا من هستم از اصول نه شرقی و نه غربی عدول نخواهم کرد، تا من هستم دست ایادی آمریکا و شورروی را در تمام زمینه ها کوتاه می کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی هستند.» ببینید خیلی باید مراقبت کرد و بصیرت داشت که سیاست نه شرقی و نه غربی و مبانی ما دستخوش برخی ملاحظه کاری ها و مصلحت اندیشی های روز قرار نگیرد و ما ساده اندیشانه برخورد نکنیم باید توجه کنیم که استکبار یک دشمنی نرم و سخت با ما دارد و ما یک مصاف نرمی با استکبار آمریکا داریم، فراموش هم نکنیم که در واقع این مصاف متوجه به یک کشور خاص یا یک هژمون خاص نیست می تواند در واقع متوجه سایر کشورها و سایر هژمون ها نیز بشود و همانطور که می گویم در مصاف با آمریکا نباید دچار ساده اندیشی شویم و خباثت آمریکا را فراموش کنیم، در خصوص سایر رقبای آمریکا و دشمنان تاریخی خود نیز نباید دچار ساده اندیشی شویم و خدایی نکرده اصل انقلاب را با سیاست ها و رفتارهای یک گروه و یک جناح پیوند بزنیم و اصل نه شرقی و نه غربی را مخدوش بکنیم بنابراین خیلی باید هوشیار و مراقبت بود که سیاست نه شرقی و نه غربی ما حفظ شود که بیانگر استقلال ماست و قرار نیست با تمسک به شرق به مقابله با غرب برویم یا با تمسک به غرب به مقابله با شرق برویم. اما باز در جای دیگر اشاره می کنند به عدم بدبینی نسبت مسئولین و مخاطب اصلی ایشان روحانیون هستند و مراقبت می دهند تا نسبت به مسئولان بدبین نشوند و بحث های طلبگی و آن شور و نشاط مباحثه را مورد تأئید قرار می دهند اما معتقدند که بایستی مراقبت کرد که مرز بندی فقه سنتی و فقه پویا تبدیل به جناح بندی های متخاصم نشود. به کرات در این منشور به وحدت اصرار می ورزند و اختلاف سلیقه را هم مورد تأئید قرار می دهند اما هشدار می دهند که باید مراقبت کرد تا اختلاف سلیقه ها موجب فراموشی مقصد اصلی و وحدت کلمه نشود.
انتهای پیام /*