من به عنوان یک خادم امام و به عنوان کسی که در ابتدا از طرف جامعه مدرسین مسوول ملاقاتهای امام بودم و بعد از آن نیز در دفتر امام ماندم و دفتر امام را رها نکردم، معتقدم اگر مردم بخواهند انقلاب را بشناسند باید این انقلاب را از کسانی یاد بگیرند که با امام در ارتباط بوده و امام به آنها نزدیک بوده است، نه کسانی که با امام دارای ارتباط چندانی نبودهاند.
عدهای میگویند کسانی که در انقلاب حضور داشتند به عنوان چارچوب انقلاب هستند، ولی اکنون باید از صحنه کنار رفته و افراد دیگری در صحنه بیایند. در صورتی که من معتقدم کسانی که انقلاب را ایجاد کردند و پایهگذاران انقلاب هستند باید همچنان در صحنه حضور داشته و از تجربیات آنها استفاده کنند. همه میدانند که انقلاب به وسیله چه کسانی به دست آمده است.
انقلاب در دست ما امانت است و به عنوان یک امانت الهی ما باید از آن پاسداری کنیم، حفاظت از انقلاب فقط با شعار موثر نیست ما باید به واقع در راستای حفظ انقلاب حرکت کنیم.
استراق سمع ممنوع
حضرت امام(س) به آبروی مسلمانان اهمیت زیادی میدادند، گفت: زمانی چندین نفر دور هم جمع شده بودند و میخواستند پروندهای را برای کسی به وجود آورند و آنها به محضر امام آمدند و به امام گفتند ما حرفهای این فرد را شنیدهایم، امام فرمودند به چه حق شما استراق سمع کردهاید، آنها توجیه آوردند و در برابر سخن امام مقاومت کردند. امام گفت میخواهید همین جا بگویم که شما را تعزیر کنند. شما به چه حق با آبروی یک مسلمان بازی میکنید و آبروی یک مسلمان را میبرید.
سیره امام درست تبیین شود
ما باید افکار و اندیشههای امام را برای نسل جوان و به خصوص کسانی که امام را ندیدهاند به درستی تبیین کنیم. امام در اواخر عمرشان رهنمودهای بسیار خوبی ارایه دادند به خصوص در منشور روحانیت. بهترین چیزی که میتواند امام را به مردم معرفی کند سیره و سخنان امام است.
امام(س) حفظ آبروی انقلابیون را واجب میدانستند
امام(س) به اختلاف سلایق قائل بودند، اما میفرمودند که اختلاف به معنای این نیست که به یکدیگر بپرند یا کسانی که در انقلاب بودهاند و برای آن زحمت کشیدهاند به خاطر اینکه جزو یک گروه نیستند مورد اتهام و بیمهری قرار بگیرند. امام(س) از این مسایل خیلی ناراحت بودند و لذا در زمان ایشان سعی میکردند تعادل حفظ شود. امام(س) حفظ آبروی انقلابیون را واجب میدانست و حتی حاضر نمیشدند که یک امام جمعه را عزل کنند. مگر اینکه خودش استعفا میداد. برای اینکه میگفت او در آنجا آبرو پیدا کرده است و من هیچ گاه حاضر نیستم آبروی یک مسلمان را ببرم.
انقلابیون امروز و مردم باید وصیتنامهی امام(س) را بخوانند
امام(س) تاکید داشتند هر کس که کاری به او محول شده است باید فقط در آن کار وارد شود، «امام(س) پایهگذار سپاه پاسداران و بسیج بودند و همه میدانند که چقدر به آنها احترام میگذاشتند. انقلابیون امروز و مردم باید وصیتنامهی امام(س) را بخوانند تا بدانند برنامهی امام(س) چه بوده است و چگونه عمل میکرده است. امام(س) این وصیتنامه را به یادگار گذاشت. ایشان در وصیت نامهشان میفرمایند وصیت اکید من به قوای مسلح آن است که همانطور که در مقررات نظام عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهههاست، به آن عمل نمایند و قوای مسلح مطلقاً چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها در هیچ حزب و گروهی وارد نشوند و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند.»
با اینکه امام(س) میگویند سیاست ما عین دیانت ماست، اما بر این امر هم تاکید میکنند که قوای مسلح باید در امر سیاست دخالت نکنند و در این صورت میتوانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلاف درون گروهی مصون باشند. به فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع کنند، چون انقلاب از آن همه ملت و حفظ آن به همگان واجب است. دولت، ملت و شورای دفاع و مجلس شورای اسلامی وظیفهی شرعی و میهنی دارند که اگر قوای مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد برخلاف مصالح اسلام و کشور بخواهند عملی انجام دهند یا در احزاب وارد شوند که بیاشکال به تباهی کشیده میشوند از قدم اول با آنان مخالفت کنند.»
امام(س) از دخالت در وظایف دستگاهها ابا داشتند
مهندس موسوی ذکر میکنند که دخالتهای امام(س) در کارهای دولت همیشه در موارد استراتژیک بود و ایشان از دخالت در وظایف دستگاهها ابا داشتند. ایشان میگوید مراجعاتی که همیشه به دفتر امام میشد از طریق دستگاههای ذیربط و مسوول آن به جریان انداخته میشد. حتی امام(س) به اعضا دفتر خود فرمودند حق دخالت در کارها را ندارید و اگر کسی نامهای و مسالهای داشت به دستگاه مربوطه ارجاع دهید. در آن دستگاه هیچ کس حق دخالت نداشت.
ایشان میگوید من ندیدم دفتر امام خود را درگیر وظایف دولتی کند. حتی به یاد ندارم در مورد انتصاب یک فرد به یک پست یا برکناری او دخالت کنند. جز در یک مورد که آن هم استثنایی بود. آقای موسوی میگوید امام(س) در باب وزارت اطلاعات به من فرمود هر کسی را که برای وزارت اطلاعات پیشنهاد کردید با من هم مشورت کنید اما خود امام(س) حتی دخالت نمیکردند. به نظرمن اینگونه بود که امام(س) توانستند این انقلاب را نگهداری کند و به ما تحویل دهند و تاکید داشتند حفظ این انقلاب هم از اهم واجبات است یعنی حفظ این انقلاب از نماز، روزه و حج واجبتر است. این انقلابی است که با خون عدهای از عزیزانی که شهید شدند پیروز شد. باید دید رویه امام چگونه بوده است و چه دستور داده است.
گروهها
امام(س) هیچ گاه با حذف یک گروه در انقلاب موافق نبودند، ایشان کسانی که در خط انقلاب بودند، ولو اینکه مخالف با امام(س) بودند را به شرطی که دست به اسلحه نبرده بودند، برای انقلاب نگه میداشتند. ایشان بر این باور بودند که این به دستور امیرالمومنین(ع) است و نامه ایشان به مالک اشتر باید برای افراد در حکومت عبرت شود. حضرت وقتی به مالکاشتر نامه مینویسند و او را به عنوان حاکم مصر مشخص میکنند تاکید میکنند که مواظب باشد رحمت و محبتش شامل حال همه مردم شود و عنوان میکنند که تو در کشوری وارد میشوی که درآن دو صنف هستند یا متدین هستند یا اینکه انسان هستند. هر دو دارای حق خود هستند.
امام(س) همه را زیر چتر انقلاب نگه میداشتند
مشی امام(س) این بود که برای اینکه گروهها از انقلاب نبرند، همه را در زیر چتر انقلاب نگه میداشت.ایشان میگفت فکر نکنید که ما نباید انتقاد پذیر باشیم؛ نباید گمان کنیم که هر چه میگوییم و میکنیم کسی را حق اشکال بر آن نیست، بلکه تخطئه موجب رشد انسانها و هدیهای الهی است. نظر امام(س) این بود که این ملتی که انقلاب کرده است انقلابش نباید به گونهای باشد که به فرمایش مرحوم شهید مطهری فرزندان خود را بخورد و به گونهای شود که یکباره ببینند آن کسانی که در انقلاب و جبههها بودند و جانباز شدهاند، مورد بیاعتنایی واقع شوند.
تعادل در حفظ نیروها
امام(س) کسانی را که به انقلاب اعتقاد داشتند و با انقلاب بودند را رد نمیکردند. یادم است اگر یک فرد انقلابی در انتخاباتی رای نمیآورد، بلافاصله امام(س) پست دیگری به او میداد. امام(س) تعادل را حفظ و همواره ملاحظه گروههای مختلفی که در انقلاب بودند و زحمت میکشیدند را میکردند.
ورود مراجع به سیاست
در زمان رضاخان هم امام(س) از مسایل آگاه بودند و منتظر وقت بودند تا بتوانند در فرصتی حقیقت اسلام و واقع آن را برای مردم بیان کنند. ابتدای شروع نهضت حضرت امام(س) پس از فوت مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی، مرجع تقلید مسلمین، بود. امام(س) از همان وقت اطلاع پیدا کردند که محمد رضا شاه نقشههای شومی دارد و میخواهد اسلام را از بین ببرد. لذا امام(س) بر مبنای همان بینش صحیحی که راجع به اسلام داشتند، نهضتشان را از همان جا با مدیریت صحیح شروع کردند. در شرایطی که حوزهی علمیه قم اصلا مساله سیاست را خلاف شئون روحانیت میدانست. به یاد دارم اگر طلبهای گاهی روزنامه میخواند مطرود میشد و میگفتند فلانی روزنامه خوانده است!! در این محیط اجتماعی و فکری بود که امام(س) قیام کردند. اقدامات ایشان به گونهای بود که همهی مراجع وادارشدند وارد مساله سیاست شوند.
نظر امام(س) این بود که افکار و سلیقههای مختلف را باید با هم جمع کرد
اولین جلسهای که تشکیل شد با مراجع تقلید قم بود. در همان جلسه اول 9 نفر از بزرگان حوزه نهضت را شروع کردند. این مدیریت صحیح امام(س) بود که تعیین کرد از چه راهی باید وارد شد. نظر امام(س) این بود که افکار و سلیقههای مختلف را باید با هم جمع کرد. سلیقهها مختلف است، لذا پس از پیروزی انقلاب، امام(س) متوجه بود که یکی از راههای نگهداری این انقلاب حفظ نیروها با سلایق مختلف است. انقلابی که نگهداری آن بالاتر از بوجود آوردنش است و با این مشکلات باید مدیریت صحیح انجام گیرد. یکی از بینشهای مدیریتی امام(س) این بود که دراین جامعهای که انقلاب کردهاند، سلایق مختلفی وجود دارد. امام(س) هیچ جمعی را در انقلاب طرد نکردند.»