مهمترین عنوان روزنامه های صبح کشور-
روزنامه های سراسری روز یکشنبه یازدهم بهمن ماه ، تیتر نخست خود را به عناوین خبری زیر اختصاص دادند:
آرمان : قیمت 400 تومانی برای بنزین
آفتاب یزد:هاشمی رفسنجانی :انسجام داخلی و پرهیز از تفرقه
ابرار:احمدی نژاد: ایران قدرتمند ترین و مقتدرترین ملت دنیا است
اطلاعات: آیت الله هاشمی رفسنجانی :مردم راهپیمایی 22 بهمن را به مانور وحدت ملی تبدیل کنند
اعتماد: تحقیق و تفحص از بازداشتگاه ها در انتظار رای مجلس
ایران:دستاورد بزرگ در تولید داروهای حیاتی
بهار : انتقاد از محدود سازی مطبوعات توسط دولت
توسعه:آیت الله هاشمی رفسنجانی :انسجام داخلی و پرهیز از تفرقه در کشور
تهران امروز : کالبد شناسی جدول شماره 18
جام جم : هاشمی رفسنجانی مطرح کرد راهپیمایی 22 بهمن مانور وحدت برای حفظ نظام
جمهوری اسلامی:آیت الله هاشمی رفسنجانی:راهپیمایی 22 بهمن را به مانور وحدت ملی تبدیل و دشمنان خارجی را مایوس کنیم
جوان:وزیر امور اقتصادی و دارایی خبر داد هدفمند کردن یارانه ها، شاید همین امسال
حمایت :رئیس قوه قضائیه تاکید کرد: رسیدگی خارج از نوبت پرونده های پولشویی
رسالت:منافقین برای آشوب و ترور در اروپا آموزش دیده اند
فرهنگ آشتی:تونل توحید شب ها تعطیل است!
فرهیختگان:آیت الله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد پرهیز از تفرقه
قدس:اعتراف واشنگتن به شکست در پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی
کاروکارگر:رفسنجانی: مردم راهپیمایی 22 بهمن را به مانور وحدت ملی تبدیل کنند
کیهان:آموزش ترور در اروپا
وطن امروز:اعدام 2 متجاوز پرونده لواسان
همشهری:فردا؛ تونل توحید را مردم افتتاح می کنند
در تحلیل ها ، گزارش ها و مقالات روزنامه ها نیز موضوعات متنوعی برجسته شدند که گزیده ای از آن منتشر می شود :
روزنامه اطلاعات در یادداشت روز خود با عنوان "به مظلومیت های انقلاب اندیشه کنیم "نوشت : گرچه این ستون جای نقد هنر نیست اما آنچه که من می خواهم به آن اشاره کنم،ناشی از دغدغه ای فراتر از مشغله های ذهنی جامعه نسبت به حوزه فرهنگ و هنر است و به نوعی به بحث مظلومیت انقلاب بر می گردد.مظلومیت این انقلاب یکی و دو تا نیست و البته از جمله مظولمیت های این انقلاب،مسئولان و مدیرانی هم هستند که کارشان را بلد نیستند و در جای عدی خود ننشسته اند و حتی اگر نیتشان خیر باشد نتیجه عملشان چندان خیر و برکتی برای انقلاب و نظام و مردم ندارد.تا یادم نرفتهبگویم که یک «صد سال به این سالها»بگوئید و ببینید که طفلکی «ایران»که سال 55 در بند «پهلوی»خو و خرم و شاد غزلخوان نشسته و گل از گلش شکفته،چه طور در زمستان 57 ،و بعد در 67 و بعد در 84 با انقلاب و جنگ و بگیر و ببندهای سیاسی،و بویژه در سوگ«آرش»خود آنهمه ضجه میزند،چقدر پیرو و رنجور و خسته و زخمی و دلشکسته می شود،که دست آخر تنها راه نجات فرزندش را از این مصیبت فرار از این کشور می بیند... و آنوقت فکر کنید به مردان و زنان و مادرانی که خون دل خوردند ودر مرگ جگرگوشه هایشان از سر اعتقاد و ایمان حسرت یک «آه»را بر دل دشمن گذاشتند و اگر کمی دلمان سوخت و یا خواست،زیر لب آهسته بگوئید:طفلکی انقلاب،طفلکی انقلاب
روزنامه همشهری در یادداشتی با عنوان "انتظاری که از خواص میرفت" نوشت : اگر از طرفی عدهای با بیبصیرتی در سکوت بهسر میبرند، نباید عدهای دیگر به بهانه افشاگری و رفع فتنه! خود مسبب و زمینهساز فتنهای دیگر شوند.اختلاف و چنددستگی خود یک فتنه است. اگر خواص از روی دلبستگی به آرزوهای خود و دنیاطلبیها از جبهه اصلی عقب نشستهاند،نباید اجازه داد عدهای بهواسطه جهالت و نادانی مطمح نظر سیاستبازان حرفهای شوند و با اظهارات نسنجیده و اقدامات مغایر با عقل و شرع، تیرگی فضا را پررنگتر نمایند. این مهم باید توسط همه علاقهمندان به سرنوشت اسلام و ایران انجام شود.
الان هم دیر نشده است و افرادی که مسیر طولانی را با کاروان انقلاب پیمودهاند، شاید اگر اندکی به خود بیایند، بتوانند از روی بصیرت و فهم سیاسی موضع مناسبی اتخاذ کنند؛ چراکه تکرار مواضع گذشته و اصرار روی موضوعاتی که پاسخ شایستهای نمیگیرد، شرط عقل نیست.انتظاری که از خواص میرود بیش از هر زمانی است و اگر امروز نتوانند به عهد خود با آرمانهای انقلاب عمل کنند، شاید فردا دیر باشد. بسیار شنیدهایم که مردم از خواص جلوتر هستند و اصولا سطح تحلیل سیاسیون و نخبگان از بسیاری از مردم پایینتر است. آیا ادامه مسیر گذشته از جانب برخی خواص، اثبات ادعای فوق نیست؟
"غیبت شاخص ها در برنامه پنجم "عنوان یادداشت روزنامه اعتماد است که در آن آمده :تاکنون چهار برنامه توسعه را پشت سر گذاشته ایم که هر کدام با توجه به محتوایشان و عملکرد مسوولان در ادوار مختلف تاثیرات و نتایجی را دربرداشته اند. برنامه های توسعه یک نگاه و برشی از سند چشم انداز 20 ساله است که هر کدام باید به اندازه یک پنجم از اهداف این سند را محقق کند. اگر به گذشته برگردیم و با مد نظر قرار دادن اهداف و موارد مطرح شده در برنامه چهارم شرایط را ارزیابی کنیم به این نتیجه می رسیم که در حال حاضر در بعد اقتصادی با آنچه در برنامه چهارم آمده فاصله بسیاری داریم. این فاصله و عدم تحقق اهداف برنامه ناشی از انحراف از اهداف آن است.نویسنده اضافه کرده که باید به این نکته نیز اشاره داشت که ما در بحث سند چشم انداز 20 ساله مسائل را از دو منظر دنبال می کنیم. یکی از منظر برنامه های پنج ساله توسعه است که هر کدام باید بخشی از اهداف چشم انداز را محقق کنند و دیگری لوایح بودجه سالانه است که میزان پیشرفت با ارزیابی آنها مورد سنجش قرار می گیرد. سند چشم انداز همچون یک نردبان 20 پله یی است که هر سال باید یک پله از آن را طی کنیم. به این ترتیب برنامه هایی که برای بالا رفتن از این پله ها و دستیابی به اهداف داریم باید در یک سیر منطقی و هماهنگ با هم تعریف و تدوین شوند.به عبارت دیگر برنامه های توسعه و لوایح بودجه باید در هماهنگی با همدیگر و در سطحی بالاتر با سند چشم انداز مربوط و هم راستا باشند و بتوانند از شاخص های مشخصی برخوردار باشند تا مجلس بتواند در هر سال آنها را مورد سنجش قرار دهد.
روزنامه جوان در یادداشتی با عنوان" اجلاس لندن؛ چوب حراج بر ایدئولوژی؟" نوشت : آنچه در اجلاس لندن اتفاق افتاد و قرار شد با پول چوب حراج بر نیروهای طالبان بزنند، امری مبسوق به سابقه در جامعه جنگی افغانستان است.در پاسخ به پرسش دوم باید گفت طالبان و در کنار آن القاعده خود را منزهترین نیروهایی قلمداد کردهاند که در راه خدا به جهاد مشغول شدهاند. صرفنظر از اینکه این ادعا تا چه حد مورد قبول دیگران باشد، قدر مسلم اینکه معامله آنها با انگلیسیها و آمریکاییها یعنی فروش ایدئولوژی در برابر پول بزرگترین لطمه را به آرمان مبارزاتی آنها یا هر نیروی دیگری که از این پس بخواهد با ایدئولوژی اسلام گرایانه در مبارزهای مقدس گام نهد، وارد خواهد کرد. علاوه بر این در متون تاریخ اسلام ثبت خواهد شد که چگونه اسلامگرایان به دلیل منافع شخصی، بر سر ایدئولوژی خود معامله کردند. بنابراین این روزها نقطه عطفی در تاریخ اسلام سلفی، وهابی و دیوبندی قلمداد میشود.
روزنامه بهاردر یادداشتی به بررسی آماری خوشه بندی ها پرداخت و نوشت : هدفمندکردن یارانه ها هرچند هنوز اجرا نشده است اما موجی از نگرانی را در میان کارشناسان،فعالان اقتصادی و مردم ایجاد کرده است.آمارهای فوق موید این نکته است که خوشه بندی مردم در ایران و ارقام اعلامی رئیس مرکز آمار ایران نشان می دهد که حد اقل 3/77 درصد از 6/61 میلیون ایرانی مورد استناد مرکز آمار زیر خط فقر قرار دارند. اگر حتی بنا را بر رقم 6/71 میلیون نفری جمعیت ایران گذاشته وتمامی 10 میلیون نفری که در طرح دولت شرکت نکرده اند،جزءاقشار مرفه بدانیم،باز هم حداقل 48/66 درصد مردم ایران زیر خط فقر هستند.سئوال اساسی این است که آیا دولت به نوعی تاثیرات مخرب سیاست های سال های گذشته خود بر افزایش شکاف طبقاتی و گسترش فقر را پذیرفته است،یا اینکه مردم ایران در پر کردن برگه های خود صداقت و مسوولان در بررسی های خود دقت کافی نداشته اند؟
باید گفت در سال 80 افراد زیر خط فقر در کشور چهار درصد اعلام شده بود.حال مسوولان دولتی و به خصوص دست اندرکاران طرح پرداخت نقدی یارانه ها باید توضیح دهند که آیا واقعا بیش از 60 تا 70 درصد مردم ایران زیر خط فقر قرار گرفته اند،یا اینکه طرح پرداخت نقدی یارانه از همان ابتدای راه می لگند و ناگزیر مجبود است که پس از مدت زمانی از اجرا،به سرنوشت دیگر طرح های دولت نهم و دهم دچار شود.
روزنامه کیهان در ذیل عنوان «حرّ یا حرمله؟!» نوشته است :جنایات و خیانت های سران فتنه علیه نظام، مردم، امام، انقلاب و مخصوصاً علیه اسلام صورت گرفته است، بنابراین و براساس بدیهی ترین قوانین حقوقی و جزایی شناخته شده در تمامی جهان، مردم مسلمان ایران -اگر نگوئیم همه ملت های مسلمان- شاکیان اصلی سران فتنه اند و صاحبان حق پایمال شده اند، بنابراین، آقایان میانجی برای نجات سران جنایتکار فتنه نباید خواب های آنچنانی ببینند و هوشیاری مردم پاکباخته ایران اسلامی را دست کم بگیرند.رهبرمعظم انقلاب در دیدار مردم آمل و استان مازندران با ایشان به صلابت تصریح فرمودند که «امام خمینی به هیچ کس باج نداد و ما هم نه از طرف ملت و نه از طرف خودمان به هیچکس باج نمی دهیم.»
روزنامه مردم سالاری در یادداشتی با عنوان «بحران اعتماد در جام جم»نوشت : از همان ابتدا روشن بود که «جام جم نشینان» سقف تحمل چند صدایی شدن را حتی در یک نمایش مناظره ای و در پاره ای مواقع گفت وگویی ندارند. واپسین برنامه دیروز، امروز، فردا در شرایطی برگزار شد که حتی تک مهمان حاضر شده در این برنامه، سخنان کنایه آمیزی را نثار دست اندرکاران و مدیران اطلا ع رسانی در صدا و سیما کرد و از آنچه وعده های مناظره دو سویه به منولوگ های تک ساحتی تبدیل شده، مبهوت بود!برنامه های پرنوسان روبه فردای تغییر نام یافته، صرف نظر از ریزش شدید مخاطب چند پیام را به مخاطبان خاص صدا و سیما و مخاطبان عام در داخل و خارج از کشور منتقل کرد که تداوم برنامه هایی که بخشی از آرایش سیاسی را در برآیند افکار عمومی منعکس می کند هنوز با موانع زیادی مواجه است.
روزنامه رسالت در ذیل عنوان «ویژگی بودجه سال89» نوشت :امیدواریم در تصویب بودجه سال آینده اشتباهات و تخلف از قانون اساسی به حداقل کاهش یابد. حالا که با تصویب قانون هدفمند کردن یارانه ها به سمت شفاف سازی می رویم و واژه های «جمعی - خرجی» در بودجه نویسی رنگ می بازد ، امید است بتوانیم یک بودجه با استانداردهای علمی و در عین حال با محاسبات دقیق طراحی کنیم.
اگر محاسبات دقیقی از نفت (بخوانید عواید هیدروکربوری) داشته باشیم، چه نفت و گاز خام و چه فرآورده ها و عواید حاصل از آن، به طور نسبی در برنامه پنجساله پنجم همه ساله حدود200 میلیارد دلار درآمد عاید کشور می شود که با تفکیک عواید حاصل از خام فروشی به قیمت واقعی از فرآورده فروشی که قرار است سالانه فقط20 درصد به قیمت واقعی نزدیک شود در یک فضای شفاف مالی می توان با این درآمد با سرعت مطمئن به سمت توسعه و رفاه ملت پیش رفت . این یک نعمت و موهبت الهی است. اگر درست مدیریت نکنیم در حقیقت کفران نعمت کرده ایم.
«اهداف غرب از سازش با طالبان»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛کنفرانس لندن درباره بحران افغانستان درحالی به پایان رسید که مهمترین محور بحث ها و اظهارات شرکت کنندگان آشتی با طالبان بود. در این نشست مقرر شد 140 میلیون دلار توسط کشورهای خارجی برای حمایت از تحقق آشتی با طالبان اختصاص داده شود.در نشست لندن گرچه شمار زیادی از نمایندگان کشورهای همسو با غرب شرکت داشتند ولی کاملا آشکار بود که آمریکا و انگلیس صحنه گردانی اصلی اجلاس را برعهده داشتند. موضوع آشتی با طالبان از مدتها پیش از سوی اشغالگران غربی افغانستان مطرح بوده است و نشست لندن در واقع بهانه ای بود تا به این مسئله مشروعیت بین المللی داده شود.نقشه مصالحه و تبانی با طالبان به طور جدی سال گذشته توسط انگلیسی ها ترسیم شد و در این میان عربستان و پاکستان نیز به دلیل اینکه خود را پدر خوانده های این گروه افراطی و جنگ افروز می دانند نقش موثری در روند مذاکرات غرب با این گروه به عهده داشته اند.در دی ماه سال گذشته حامد کرزای به یکباره ملاعمر را « برادر » خواند و از وی خواست به دولت بپیوندد. در ابتدا عربستان میزبانی گفتگو و رایزنی با طالبان را به عهده گرفت . هرچند مقامات ریاض این دلالی را تکذیب کردند ولی شواهد متعدد و آشکار نشان میدادند که انکار آل سعود بی پایه است.
«چه کسی مسئول است»عنوان سرمقالهی روزنامهی تهران امروز است که در آن با اشاره به اظهارات آیت الله لاریجانی در دیدار مقامات وزارت اقتصاد نوشت :رئیس قضا در این دیدار که دیروز انجام گرفت صراحتا به تخلفاتی در حوزه بانکی اشاره میکند و خطاب به مقامات وزارت اقتصاد می گوید : بسیاری از تسهیلات بانکی خاص ارائه شده به برخی افراد حکایت از عدم نظارت و بازرسی موثر دارد و چگونه میتوان به فردی که خود را نماینده دهها نفر معرفی کرده وامهای متعدد پرداخت کرد و از وی به جای همه آنها وثیقه دریافت کرد و با گذشت سررسید متوجه جعلی بودن وثیقهها شد؟
نویسنده اضافه کرد :ابراز نگرانی که از سوی رئیس قضا بیان شده اگر چه بسیار مهم است اما برای اولین بار نیست که مطرح می شود. پیش از این بسیاری از کارشناسان بانکی و پولی درباره عواقب سیاستهای بانکی که از سوی دولت در پیش گرفته شد، تذکر دادند که البته در اوایل این هشدارها از سوی مقامات دولت و شخص رئیس جمهور جدی گرفته نشد اما اکنون که سیستم بانکی با عسرت مالی مواجه شدهاند، مقامات اقتصادی دولت به استمداد از قوه قضائیه پرداختهاند و خواستار حل ماجرا هستند.ظاهرا دولت پس از یک دوره آزمون و خطا به تعدیل سیاستهای بانکی خود تمایل دارد و در عمل نیز به تغییر 180 درجهای در سیاستهای پیشین خود رو اورده است ولی نمی خواهد به آن اذعان کند.