در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - یومیه/همراه با روزنامه ها

یومیه/همراه با روزنامه ها

"یومیه ". عنوان ستونی است که هر روز صبح به انعکاس گزیده ای از عنوان ها و سرمقاله ها ی روزنامه های کثیر الانتشار کشور می پردازد

کد خبر: 13638 | تاریخ خبر: 10/11/1388
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

مهمترین عنوان روزنامه های صبح کشور


روزنامه های سراسری روز شنبه  دهم بهمن ماه ، تیتر نخست خود را به عناوین خبری زیر اختصاص دادند:


آرمان:دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد:محکومیت 11 نفر از متهمان حوادث اخیر به اعدام
آفتاب یزد:ماموریت جدید بانک مرکزی
ابرار:دیدار محققان پژوهشگاه رویان با رهبر انقلاب
اطلاعات: مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی: گفت وگو با ایران برای تبادل سوخت ادامه دارد
اعتماد:چهره هایی که به مناظره تلویزیون دعوت نشدند
ایران:رئیس جمهور تاکید کرد /تشییع جنازه نظام لیبرالیستی در 22 بهمن امسال
بهار :‌وساطت میان آیت الله ها
تهران امروز :پایان مشاجره بزرگ
توسعه:متکی خبر داد: ایده های جدید در باره تامین سوخت هسته ای
جام جم:ازدواج های اینترنتی؛ حرکت روی لبه تیغ
جمهوری اسلامی:توطئه کنفرانس لندن برای به قدرت رساندن طالبان در افغانستان
جوان:100 شهرام جزایری که بانک ها را بلعیده اند
خراسان:احمد خاتمی: هاشمی رفسنجانی و یزدی پذیرفتند که مشاجرات ادامه پیدا نکند
رسالت:حجت الاسلام و المسلمین پناهیان: بوی تحمیل از نامه های علنی به رهبری استشمام می شود
فرهنگ آشتی:ادامه اعتراض ها به خوشه بندی مرکز آمار
فرهیختگان:اعدام برای دو نفر
قدس: رایزنی های داغ ایران در زمستان سرد «داووس»
کار و کارگر:مسوولان مشکل بیکاری و گرانی را حل کنند
کیهان:آیت الله جنتی :ترحم به مفسدین فی الارض پایمال کردن حق مردم است
مردم سالاری:واکنش مهدی کروبی به شعارهای ساختار شکن
وطن امروز:فرار بزرگ!
همبستگی:هاشمی و یزدی کوتاه آمدند
همشهری:احتمال افزایش 68 در صدی تلفات تصافات جاده ای


 در تحلیل ها ، گزارش ها و مقالات روزنامه ها نیز موضوعات متنوعی برجسته شدند که گزیده ای از آن منتشر می شود :


 یادداشت روزِ روزنامه کیهان تحت عنوان "مثلث قدرت در قرن 21" به قلم حسام الدین برومند نوشته است در بخش هایی از این یادداشت آمده است : شواهد و قرائن غیرقابل انکاری وجود داشت که نشان می داد هدف یک جریان سیاسی شرکت کننده در انتخابات پیروزی در انتخابات نبود و فارغ از نتیجه انتخابات خروجی آنچه از سوی این جریان دنبال و پی گیری می شد با هدف طراحی ها و طرح ریزی های دشمنان خارجی منطبق بود: «تضعیف ساختار حکومتی نظام جمهوری اسلامی».البته دشمنان خارجی پس از حوادث و وقایع انتخابات با استفاده از پروپا گاندای رسانه ای خود و بنگاه های خبری دروغ پراکن به غلو و بر پایه جنگ روانی سخن از «تغییر رژیم ایران» را مطرح می کنند!


نظام سلطه و قدرت های خارجی در تمام ماه های گذشته و از زمان بروز برخی ناآرامی ها و اغتشاشات در پی انتخابات اخیر ایران به صورت پیدا و پنهان از بلواها و آشوب ها حمایت کردند تا آنجا که حتی تشریفات و عرف دیپلماتیک که خود از آن دم می زنند را رعایت نکردند و گستاخانه و بی شرمانه در اوضاع داخلی ایران دخالت کردند و سیاست بازانی چون باراک اوباما، سارکوزی، گوردن براون، بنیامین نتانیاهو، شیمون پرز و... رسماً حمایت خود از آشوبگران و اغتشاشگران را به اسم «مردم دموکراسی خواه»! علنی کردند.


اکنون پس از سیلی محکم و پرمعنای ملت در 9 دی که نظام سلطه از سرضعف و ناتوانی و شکنندگی این نمایش عظیم اقتدار را در رسانه های خود سانسور کرد! یا در پوششی تحریف شده و تنزیل یافته بازتاب داد آنها علاوه بر استفاده از فضای سایبری به دو اهرم نخ نما شده «تحریم» و «حقوق بشر» متمسک شده اند که نشان از سردرگمی آنان در رویارویی با نظام جمهوری اسلامی دارد. چرا که نظام سلطه و بخصوص آمریکا علی رغم تمام تکاپوها و تلاش هایش در هفت، هشت ماه گذشته که قصد داشتند از طریق خدشه در مشروعیت نظام در راستای تضعیف اقتدار ایران اسلامی به اهداف شوم خود برسند بار دیگر ناکام ماندند و دیدند که القای شبهه در سلامت انتخابات به منظور زیر سأال بردن مشروعیت نظام کارگر نیفتاده و امروز قاطبه ملت علی رغم شکل گیری فضای فتنه- که خروجی جنگ نرم است- در پس از انتخابات به سلامت انتخابات اطمینان و باور دارند.


 


یادداشت  روزنامه اعتماد را عبدالحمید خرمشاهی وکیل زندانیان سیاسی با عنوان "ممنوع الملاقات" نوشته است. این حقوقدان در یادداشت خود می نویسد: بازداشت موقت با اصل برائت و حقوق شهروندی در تعارض آشکار است. به همین دلیل است که قضات محترم باید هنگام صدور قرار بازداشت موقت نهایت احتیاط و مراقبت لازم را به کار گیرند تا خدای ناکرده حقی از متهمی تضییع نشود زیرا براساس اصولی که گفته شد و به موجب اصول قانونی پیشرفته که نگاهش به حقوق شهروندان است، آزادی در طول روند رسیدگی به اتهام قرار دارد. و او باید جز در موارد نادر و استثنایی مصون از تعرض قرار گیرد و حق دفاع او به بهترین وجهی تضمین شود. به عبارت دیگر متهم باید از همه امکانات موجود قانونی از قبیل حق داشتن وکیل، حق استفاده از مترجم و استناد به شهودی که می توانند به نفع او شهادت دهند، به منظور رفع اتهام انتسابی از خود بهره مند شود.


مگر می توان به صرف انتساب یک اتهام یا رفتار خلاف قانون «در فرض اثبات» به راحتی متهمی را ممنوع الملاقات کرد و ماه ها حق آزاد بودن را از وی سلب کرد؟ از قدیم حقوقدانان و وکلا «مخصوصاً وکلایی که با این قبیل مسائل روبه رو هستند و از حقوق متهمین خاص دفاع می نمایند» عنوان کرده اند که هنگام بازداشت موقت افراد، همه اوضاع و احوال قضیه، از جمله نوع اتهام انتسابی، شخصیت متهم، شیوه زندگی او قبل و بعد از ارتکاب جرم، کهولت سن، بیماری، شغل و موقعیت اجتماعی وی از سوی قاضی مربوطه باید در نظر گرفته شود. در پاره یی موارد شاهد هستیم که نه بیم فرار متهمی می رود و نه شدت مجازات به حدی است که صدور قرار بازداشت را برای متهم الزامی کند، و نه نگرانی امحای آثار جرم و تبانی با سایر متهمان وجود دارد، معذلک فردی که دارای سلایق خاص سیاسی یا حزبی است، به رغم کهولت سن و بیماری و شخصیت معتبری که داشته ماه ها در بازداشت موقت به سر برده و دسترسی به وکیل و خانواده خود نداشته است و این اقدام نه به اجرای عدالت کمکی کرده و نه در روند رسیدگی تاثیری داشته و نه نتایج دیگری که احتمالاً قاضی مربوطه مد نظر داشته، حاصل شده است.


 


  


یادداشت روزنامه ایران به رابطه اعراب و اسرائیل در ترورهای فرماندهان حماس احتصاص دارد این یادداشت با عنوان "مسافران عبری زبان دوبی" تدوین شده: تأملی در جزئیات نقشه ترور مجاهد 50 ساله نشان می دهد که واقعه 20 ژانویه دوبی با همه ترورهای عادی که مأموران صهیونیستی در کشورهای مجاور فلسطین اشغالی انجام می‌دهند، تفاوت دارد. برادر المبحوح توصیف می‌کند که مجاهد حماس به وسیله شوک الکتریکی توسط دو نفر در هتل محل اقامتش شهید شده است. مقام‌های سوری که به اتفاق موسی ابومرزوق پیکر المبحوح را تحویل گرفته‌اند تاریخ ترور وی را 20 ژانویه 10 روز پیش اعلام کرده‌اند. به گفته این منابع دستگاه امنیتی و قضایی امارات چند روز از افشای ماجرا امتناع کرده است.


گذشته از ابعاد امنیتی، ماجرای ترور فرمانده عملیاتی حماس، در فضای سیاسی پرالتهاب خاورمیانه می‌تواند علامتی از شروع حوادثی تازه باشد. مجوز این اقدام تحت عنوان «حذف مخالفان کلیدی اسرائیل »در نشست رسمی کابینه نتانیاهو در آخرین روزهای سال 2009 صادر شد. پیامد این حادثه فقط از دست رفتن عنصر عملیاتی حماس نیست. با این اتفاق قبل از هر چیز پروژه بزرگ موسوم به مبادله نظامی صهیونیستی (گلعاد شالیت) با اسرای فلسطینی به تعلیق در می آید و به تبع آن طرح‌های موجود در اتاق‌های مذاکره سازش متوقف می ماند. در مرحله بعدی تاوان آتش بازی های موساد را آن گروه از دولت‌های عربی می‌پردازند که پس از یک سال نه تنها هیچ گامی برای مهار سیاست‌های توسعه طلبانه کابینه جنگ نتانیاهو بر نداشته‌اند بلکه با اعمال محدودیت‌های جدید بر شهروندان فلسطینی، معادلات سیاسی را به سود کارگزاران تل آویو شکل داده‌اند.


 


 


روزنامه همشهری در مقاله ای اجتماعی به معرفی و تحلیل تکنیک های جنگ روانی پرداخته است. در این مقاله آمده: جنگ روانی پیشینه ای طولانی در تاریخ جوامع دارد. این نوع جنگ از ارتباط چهره به چهره تا اجتماعات بزرگ و کوچک را در بر میگیرد؛با این حال،درست پس از جنگ دوم جهانی بود که این اصطلاح به محافل علمی آمریکا و اروپا واژگان سیاسی راه یافت و معناهای گوناگونی از آن مراد شد. عملیات جنگ روانی ممکن است کوتاه مدت یا دراز مدت باشد اما جهت تاثیر گذاری بیشتر وقوی تر،معمولا از شیوه ها و تکنیک های خاصی که به آنها تکنیک های جنگ روانی گفته می شود،متوسل می شوند. برچسب زدن از،توسل به ترس ،تکرار،تظاهر به بی طرفی،اهریمن سازی،ایجاد تفرقه و تضاد،دروغ ،شایعه،کلی گویی از جمله این تکنیک ها است.


 


محمد کاظم انبار لویی سرمقاله روزنامه رسالت را با عنوان "کجای راه را اشتباه آمدیم؟" تدوین کرده و می نویسد: نمی دانم به کدامین عهد از تعهداتمان به شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و خانواده های بزرگوارشان عمل نکردیم که دست های کفر و نفاق و الحاد در دستان یکدیگر و متحد، موفق شدند در روز عاشورای حسینی امسال نوامیس فکری و اعتقادی مار ا به سخره بگیرند و صحنه هایی بیافریند که هنوز صدا و سیمای جمهوری اسلامی قادر به پخش تصاویر و صداهای خائنانه آنها نیست.


نمی دانم به کدامین گناه از گناهان اهل کوفه در سال های غربت امام علی(ع) آلوده شدیم که اجازه دادیم حرامیان، هشت ماه پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بر آقا و مولای مظلوممان ستم روا دارند و اهانت بارترین و زشت ترین کلمات را علیه اصلی ترین نهاد مشروعیت نظام بر زبان بیاورند. باید به عقب برگردیم و اوضاع را از اول مرور کنیم. حتما یک جا راه را اشتباه آمدیم که به اینجا رسیدیم. آری اگر در رخدادهای18  تیر78  درست عمل می کردیم و اگر دستگاه قضائی وامنیتی درست عمل می کرد،10  سال پس از آن شرارت، دشمنان اسلام و منافقان نمی توانستند خود را بازسازی کنند و با چهره ای جدید و تابلوهایی جدیدتر به میدان بیایند.


باید در آستانه ورود آن نور الهی به میهن اسلامی در روز12  بهمن با شرمساری و سرافکندگی از امام شهیدان و جانشین مظلوم ایشان عذرخواهی کنیم و بگوییم شما در آقایی و در هدایت امت چیزی کم نگذاشتید، این ما بودیم که با غفلت و جهل خودمان فرصت عرض اندام به دشمن دادیم. مردم حجت را بر مسئولان امنیتی و قضائی تمام کرده اند.  مسئولان هم در پاسخگویی به مردم اولین محاربان روز عاشورا را به دار مجازات سپردند. این روند باید ادامه پیدا کند تا اشتباه روز18  تیر78  را مرتکب نشویم. ما باید به حکم خدا درباره محاربان عمل کنیم اگر امروز در اجرای این حکم کوتاهی کنیم فردا خیلی دیر است.


 


در گزارش اجتماعی روزنامه جام جم تحت عنوان "ازدواج‌های اینترنتی؛ حرکت روی لبه تیغ"  آمده است : بسیاری از افرادی که می‌کوشند از طریق اینترنت مقدمه ازدواجشان را فراهم کنند و از صفحه مانیتور در جستجوی همسر دلخواه هستند در صورت شکست، تمایلی ندارند شیوه آشنایی و ازدواج خود را بازگو کنند. این امر باعث پنهان ماندن تبعات منفی و مثبت ازدواج اینترنتی شده و آنچه در ازدواج‌های اینترنتی در بیشتر مواقع تقبیح می‌شود، حاصل نظر کارشناسان است. سمیه و عطا، سال قبل از‌طریق اینترنت با هم آشنا شدند، هر چند از زوایای مختلف زندگی‌اشان نمی‌گویند، اما معتقدند آشنایی پسر و دختر از راه اینترنت ربطی به موفقیت و شکست آنها در زندگی مشترک ندارد، به شرط این که پس از آشنایی اولیه درباره همسر آینده تحقیق کنند و والدین آنان از این ارتباط مطلع باشند.


آمارهای چاپ شده در نشریات طی چند ماه اخیر نشان می‌دهد که نزدیک به 10 درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف چت می‌کنند و البته بسیاری از این چت‌ها به ازدواج ختم نمی‌شود. با این حال اداره کل مطالعات اجتماعی ناجا طی یک بررسی اعلام کرده که نزدیک به 70 درصد چت‌روم‌ها در اختیار جوانان ایرانی قرار دارد. این آمار حتی بیش از کشورهای پیشرفته است. حتی به طور غیررسمی گفته می‌شود که 80 درصد دانشجویان در معرض خطر اعتیاد به اینترنت هستند. این امر نشان می‌دهد که فضای ارتباطات میان فردی در جامعه در حال تغییر است و یکی از پیامدهای این تغییر، در نحوه آشنایی دختران و پسران برای ازدواج منعکس‌می‌شود.


به نظر می‌رسد، با توجه به پیچیده شدن روابط اجتماعی و ورود ابزارهای ارتباطی جدید، آشنایی و ازدواج از طریق اینترنت ‌و اکتفا به اطلا‌عات محدود رد و بدل شده نمی تواند زندگی پایدار ، امن و مطمئنی را پایه ریزی کند . شاهد بارز این وضعیت ، افزایش روند طلا‌ق در جامعه همراه با گرایش برخی افراد به سوی آشنایی با یکدیگر از طریق اینترنت و به عبارت دیگر ، ازدواج های اینترنتی است . این گونه ازدواج ها به دلیل مبتنی نبودن برپایه های فرهنگی و ارزشی جامعه و آشنا نبودن افراد با یکدیگر و ارزش های خانوادگی طرف مقابل به سرعت فرو می پاشد اما با وجود آن چنین افرادی کمتر حاضر می شوند هنگام بیان علت طلا‌ق خود به این موضوع اشاره کنند.


 


"ادامه بده حاج‌آقا" عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز است .سیدجواد سادات‌رضوی در این یادداشت می نویسد: از پس بیانیه ها و اظهارات تازه آقایان موسوی و کروبی که رویکردی نسبتا – نه کاملا- مصالحه‌جویانه به خود گرفته‌اند دو گروه آشکارا خشمگین شده‌اند یکی ضدانقلاب خارجی و یکی افراطی داخلی و همین گواهی است بر درستی بازگشت آنها و درستی این موضوع که ادامه این راه توسط این آقایان می‌تواند بسیاری از مسائل پیش آمده را برطرف سازد و عملا به جداسازی «معترض» و «معاند» بپردازد. با نخستین بازتاب سخنان کروبی در سایت‌ها و رسانه‌ها، واکنش‌ها نسبت به آن آغاز شد و موج نسبتا گسترده‌ای از حمله‌ها را به وجود آورد. اکثر سایت‌ها و رسانه‌های ضدانقلاب که از موضع جدید کروبی شوکه شده بودند شروع به موضوع‌گیری تند کردند و اقدام او را «عقب‌نشینی»، «انفعال»، «ترس»، «سهم‌خواهی»، «آدم‌فروشی»، «سازش»، «عقبگرد»، «ساخت و پاخت با حکومت» و نظایر اینها ارزیابی کردند و نتوانستند عصبانیت خود را پنهان سازند. در «تاریک – روشن» فضای غبارآلود فتنه، کنجی خزیده و برای گل‌آلودتر کردن آب نقشه می‌کشیدند و برای به جان هم افتادن فرزندان انقلاب و برادران سابق هلهله می‌کردند. اما این همه ماجرا نیست بلکه آقایان اگرچه اکنون می‌گویند «چه کسی» را و «چرا» قبول دارند ولی نمی‌گویند چه کسانی را قبول ندارند. آیا زمان آن نرسیده که از کشورهای خارجی که تمایل به دخالت در امور داخلی ایران دارند تبری بجویید؟ آیا وقت آن نیست که از دشمنان رنگارنگی که پرچم و رنگ شما را دزدیده‌اند اعلام برائت کنید؟ بهمن و آغاز دهه خجسته فجر و بیعت مجدد با امام(ره) و رهبری معظم انقلاب می‌تواند نویدبخش این اتفاق باشد اگر نگاهی دوباره به فراپشت بیفکنید و یاران و دوستان سابق خود را به یاد آورید. باری این راه را باید ادامه داد، هم برای فاصله‌گذاری با «آن طرفی‌ها» و هم برای شفاف‌سازی مواضع با «این‌طرفی‌ها». چرا که از پی تاریکی فضا و غبارآلودگی محیط برخی هم خود را و هم دیگران را هر طور که می‌خواستند و خواستند تحلیل و به منزل رساندند. مثلا در رسانه‌هاشان نوشتند: «مشکل شما دولت نبود، ولایت بود.


 


 


سرمقاله روزنامه مردم سالاری به جایگاه احزاب در نظام جمهوری اسلامی و نقش آن در شرایط فعلی اشاره دارد. میرزا بابا مطهری نژاد در مقاله خود با عنوان همگرایی دولت و مردم با اقتدار احزاب  می نویسد: در حال حاضر با توجه به شرایط ویژه ای که کشور عزیز ما با آن مواجه است مهم ترین بحث همگرایی دولت و مردم ونقش نخبگان است که این روزها از صورت یک مقوله دانشگاهی به گستره افکار عمومی دامن کشیده است و به قول «ژان ژاک روسو» افکار عمومی قانون اکثریت، با خاستگاه قوانین و اراده عموم است.آری احزاب و نهادهای مدنی یک سرمایه بشر است در تحقق همگرایی دولت و مردم. با چنین نگرشی افتخار می کنیم که حزب مردم سالاری در پنجم بهمن، هشتمین کنگره سالانه خود را با حضور  مهمانانی عزیز با شعار «اجرای بی کم و کاست قانون اساسی، لازمه بازسازی اعتماد عمومی» برگزار کرد.اقتدار احز اب و نهادهای مدنی را  جدی بگیریم و در ماتریس اداره جامعه جایگاه ویژه برای آنها به رسمیت بشناسیم تا از قافله عقل روشی جهان باز نمانیم که اگر چنین شود هزینه گزافی را به جامعه و نسل فعلی و نسل های آینده تحمیل خواهیم کرد.


 


روزنامه جوان دریادداشتی با عنوان  " مرصاد نخبگان" می نویسد : مقام معظم رهبری در دیدار مردم مازندران با ایشان به دو آسیب مهم و اساسی نخبگان اشاره کردند. اگرچه این دو آسیب برای همه زمان‌ها قابل تحقق است اما مصداق عینی آن در حوادث پس از انتخابات بیشتر از دیگر مواقع دیگر ظهور یافت. برتر دانستن خود 2- امید به بیگانگان. در مورد نخست اتفاق بسیار مهمی در کشور افتاد. کسانی که خود را مدعی مردم و انقلاب اسلامی را انقلابی برای «جمهوریت» معرفی می‌کردند و در تقسیم‌بندی نظام به حاکمیت دوگانه، خود را در قطب جمهوریت تعریف می‌کردند؛ پس از انتخابات اصول مسلم دموکراسی و مردم‌سالاری را به سخره‌گرفتند و رأی خود را رأیی «کیفی»، «رأی نخبگان» و رأی دیگران را «توده‌ای» «پوپولیستی» و «ناآگاهانه» قلمداد کردند و از پذیرش رأی اکثریت امتناع کردند. این جماعت که تا دیروز حاکمیت دوگانه را تجویز می‌کردند تا خود را در کنار مردم به نمایش گذارند، پس از انتخابات بر اسب چموش «خودبرتربینی»سوار شدند و نه تنها جمهوری اسلامی بلکه همان حاکمیت دوگانه را نیز تمام شده یافتند و با عدم تمکین در مقابل اسلامیت،‌جمهوریت به سمت آنارشیسم اجتماعی و سیاسی پیش رفتند. در خصوص بند دوم نیز اینگونه شد. خاستگاه امید به بیگانگان الزاماً در ارتباط مستقیم و دوطرفه خلاصه نمی‌شود. اشتراک ذهنی در مطالبه، نتیجه مشترک در مواجهه و تفسیر مشترک از حادثه، گرانیگاه و حلقه وصلی بود که بوی نفاق آن تا فراسوی مرزها پراکنده شده بود. امید به بیگانگان زمانی واضح‌تر شد که دشمن نگاه اخم‌آلوده‌ای از نفاق جدید مشاهده نکرد و رئیس‌جمهوری آمریکا با صراحت و برای اولین بار در تاریخ انقلاب اسلامی نام یکی از کاندیداهای معترض را بر زبان آورد و وی را «نماینده بخشی از هموطنانش دانست که به دنبال گشایشی به سمت غرب هستند».


 


"چرا از 22 بهمن می‌ترسند؟" این پرسش عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز است که به قلم کمیل نقی پور تنظیم شده است . نویسنده نوشته است : حماسه پرشکوه «پیوند عاشورایی امام و امت» در نهم دی تجلی قدرت مردم در یک نظام سیاسی آزاد را به نمایش گذاشت. به همین دلیل است که پس از گذشت یک ماه از آن روز پس لرزه‌های آن در جامعه سیاسی و حتی اجتماعی ایران همچنان حس می‌شود.تاکید ده‌ها میلیون نفر از مردم ایران اسلامی بر برخورد قاطع مسؤولان با هتاکان و سران فتنه که به فرموده رهبر معظم انقلاب حجت را بر مسؤولان تمام کرد، در همان روزهای ابتدایی پس از نهم دی‌ماه به طور محسوس موجب تغییر استراتژی فتنه‌گران شد.نخستین نشانه‌های این تغییراستراتژی در بیانیه شماره هفدهم موسوی که 2 روز پس از حماسه نهم دی‌ماه منتشر شد، قابل مشاهده بود.میرحسین موسوی در این بیانیه برخلاف بیانیه‌های قبلی خود، به طور تلویحی دولت را قانونی دانسته و برای آن وظایفی را در قبال مردم متصور شده بود تا راه را برای «حکمیت سیاسی» و مذاکره برای فرار از مجازات هموار کند.مهدی کروبی نیز برای آنکه نشان دهد خط او ازخط فتنه‌گران افراطی جداست در ابتدا در گفت‌وگو با رسانه‌های داخلی «دولت را به رسمیت می‌شناسد» و در کمتر از 48 ساعت خود را پایبند به ساختارهای نظام و قانون و ولایت فقیه می‌داند.


 


سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی با عنوان "دهه ی همبستگی" به وحدت و پرهیز از تفرقه تاکید می کندو می نویسد:از همان روز 22 بهمن امام خمینی در مورد اختلاف و تفرقه به عنوان ابزاری که دشمن به آن امید دارد هشدار دادند و راه حفظ انقلاب و تحقق آرمان های آنرا وحدت کلمه دانستند. امام بارها بر این نکته تاکید کردند که تا وقتی ما متحد هستیم این انقلاب و نظام جمهوری اسلامی برآمده از آن را بهیچوجه قدرت های خارجی نمی توانند شکست بدهند و اگر شکستی پیش بیاید مربوط به زمانی خواهد بود که ما خودمان در داخل با هم اختلاف داشته باشیم . این هشدار بسیار مهمی است که برگرفته از قرآن کریم است و تجربه تاریخی نیز آنرا به اثبات رسانده است .


برای درمان بیماری آزاغ دهنده ای که امروز جامعه ما از آن رنج می برد باید از این توصیه امام خمینی به عنوان یک نسخه شفابخش استفاده کنیم . بپذیریم که غرور و حسن ظن به خود و بدبینی نسبت به طرف مقابل عامل اختلاف ها و دعواهاست . راه علاج نیز دور شدن از این خصلت های زشت و روی آوردن به حسن ظن نسبت به دیگران و بازنگری اعمال و رفتار خود است . اصحاب قلم و سخن و کسانی که امکانات و قدرت و نفوذی در اختیار دارند باید به این نکته توجه کنند که هر کلمه که از آنها صادر می شود می تواند در باز شدن یک گره و یا ایجاد گرهی دیگر تاثیر بگذارد. این هنر نیست که هر روز یک جماعت را بر مخالفان بیافزائیم هنر اینست که هر روز و هر لحظه بر علاقمندان به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی اضافه کنیم .


 


روزنامه جمهوری اسلامی همچنین در صفحات میانی خود به انتشار پیام مهم امام با عنوان منشور برادری پرداخته است و در مقدمه ای با تیتر " امام خمینی : خداوندا تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم. " می نویسد: حضرت امام خمینی به شدت از اختلاف و تشتت در بین جریان های فکری و سیاسی درون نظام که بارها در رفتار و عمل وفاداری خود به اسلام و انقلاب را ثابت کرده و در به ثمر رسیدن و تداوم نهضت اسلامی مشارکت داشتند رنج می برد و با توصیه های مکرر همواره به ترک منازعه و تفرقه و گرایش به اتحاد و همبستگی فرا می خواند.


همچنین امام خمینی از تنگ نظری های موجود بین برخی از اعضای این گروه ها وجریان ها ـ که در اثر آن هیچ نقد سالم و انتقاد سازنده و راهگشایی را بر نمی تابیدند و بر انتقاد گران صالح و ناصالح می تاختند و به هتک حرمت آنان می پرداختند ـ برمی آشفت . زیرا مشاهده می کرد اختلاف در فتوا و دیدگاه های فقهی امری طبیعی و دارای سابقه ای دیرینه در میان فقهای اسلام می باشد و در حالی که آن بزرگواران در فضایی بسیار صمیمی به نقد نظرات خویش اهتمام می ورزیدند واز این تضارب افکار بهترین بهره وری را برای رشد علوم حوزوی و پدید آمدن نظرات بکر و نوین به عمل می آوردند جناح های فکری و سیاسی موجود نه تنها این روش را منسوخ کرده اند که هر نقد و نظریه ای را به شدت سرکوب می کنند و به تخریب شخصیت ناقد می پردازند تا جایی که این رفتار ناهنجار را با بداخلاقی و به کارگیری الفاظ و عبارات سخیف و زشت که دون شان و منزلت هر مسلمان آشنا به تعالیم و ارزش های اخلاقی اسلام است همراه می نمایند!


 


 


موضوع سرمقاله روزنامه بهار اقتصادی است و با تیتر "اولین بودجه بدون برنامه " به بررسی بودجه سال آینده پرداخته است محمود فراهانی می نویسد: اگر ساختار اقتصاد دولتی در ایران امکان تدوین بودجه عملیاتی را نمی دهد اما برای آنکه فربه و چاق شدن بودجه به حداقل برسد،داشتن نگاه های انقباضی در سیاست های پولی و مالی دولت همواره  از سوی کارشناسان توصیه شده است.کمااینکه در نامه 50 اقتصاددان کشور در سال 85 به دولت نهم نسبت به فقدان این نگاه و پیامدهای آن هشدار داده شد اما در این دولت سیاست های انقباضی اگرچه در شعار به کرات مطرح شده اما هیچ گاه عملیاتی نشده است.در عین حال،در تدوین بودجه های عمرانی کشور از زمان فرهاد رهبر،رئیس وقت سازمان مدریت،نگاه انبساطی به وضوح در دستور کار قرار داشت.


در حالی که تورم امسال حداقل 10  درصد است و با هدفمندکردن یارانه ها،هزینه های دولت حتی تا مرز 30 درصد افزایش می یابد اما بودجه جاری شش درصد رشد کرده است.بودجه عمرانی بدون توجه به واقعیت های جذب از 20 هزار میلیارد تومان پیش بینی عملکرد 88 ،به 34 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است،در حالی که کشور در حال رکود است. 56 هزار میلیارد تومان در آمد غیر نفتی پیش بینی شده و این ارقام بعضا نشان دهنده غیر واقعی بودن بودجه 89 و به عبارتی غیر واقعی ترین بودجه کشور طی سال های اخیر است.


 


سردبیر روزنامه فرهیختگان در مطلبی با عنوان "اما و اگرهای استراتژی مطبوعاتی" به ارائه دیدگاه های خود در مورد وضعیت فعلی رسانه ها پرداخته است: آیا اگر استقلال مطبوعات در برابر احزاب و دولت حفظ شده بود و مطبوعات مستقل تنها به ایفای نقش ملی خود برابر قانون عمل می کردند و نقش فراجناحی و فرابخشی و غیر دولتی خود را ایفا می نمودند،جریان اطلاع رسانی کم آسیب تری را شاهد نبودیم؟عدم رعایت مصالح ملی در انتشار برخی اطلاعات و اخبار از سر ناگزیری و ناچاری به خود مطبوعات بیشترین آسیب راوارد کرده است.چه آسیبی بالاتر از برخوردهای قهر آمیز دستگاههای گوناگون اجرایی،قضایی و... با مطبوعات را سراغ دارید؟!به این ترتیب مطبوعات چنانچه در 30 سال گذشته نیز نتوانستند،در 30 سال آتی هم هخواهندتوانست به «قطب» اطلاع رسانی در سطح داخلی تبدیل شوند. مگر آنکه اتفاقات مصلحانه و مشفقانه و محبت آمیزی بین ارکان اجرایی و قضایی و مطبوعات رخ دهدو آستانه تحمل دولت بالا برود. در غیر این صورت بهترین راه،تعطیل کردن همه مطبوعات و صرف وقت و انرژی و پول برای مبارزه با رسانه هایی است که از پشت بام می رانید و از پنجره وارد می شوند!


 


 


فتح الله آملی در سرمقاله روزنامه اطلاعات با عنوان "برخورد از نوع سوم" ضمن بررسی دیدگاه های مختلف درباره نحوه برخورد با مسائل پیشرو، روش پیشنهادی خود را بیان می کند: عده ای  از دلسوزان انقلاب و نظام هم معتقدند بهتر است به جای تفکر صفرو صدی راه اعتدال را در پیش گرفت. حوادث پس از انتخابات هر چه که بود و هر مسیری را که دنبال کرد درسهایی را هم به همراه داشت و برای دلسوزان انقلاب این درسها می تواندبسی آموزنده باشد. درس اول این است که همه نخبگان سیاسی کشور باید به این هوشیاری رسیده باشند  که از مواضع احساسی و غیر شفاف و دوپهلوی ما چه آثاری بر جای می ماند.اگر زمینه تحرک فراهم شود و اگر اغتشاشات خیابانی ادامه و استمرار پیدا کند،آنهم پس از ماهها که از انتخابات می گذرد،با تندتر شدن و رادیکال شدن شعارها و مخالفت ها و با دخالت عناصر منحرف و وابسته و مشکوک و برانداز،عفونت هایی پدید می آید که سلامت کشور و نظام را به مخاطره می اندازد پس نباید بستر رشد این میکروب را فراهم کرد و گستاخ تر شدن و باج خواهی دشمنان را به دنبال آورد.


از سوی دیگر مسئولان نظام و دستگاه امنیتی،پلیسی،قضایی و فرهنگی و نیز مسئولان و متولیان دولت هم باید به آسب شناسی رفتارهای خود و اثرات و تبعات آن پرداخته و نقش خود را در ایجاد شرایط پیش آمده ارزیابی کنند و اجازه ندهند که جمهوری اسلامی و نظام اسلامی،متهم به تصلب سیاسی و یا بی تابی در برابر اعتراض و مخالفت و یا متهم به خشونت و تمامیت خواهی شود.چنین اتهامی برای نظام اسلامی که متکی به حمایت مردم و افتخارش مردمسالاری دینی است که اتهامی نیست.یکی از امتیازات برجسته نظام بالابودن آستانه تحمل حکومت در برابر مخالف است وبرخورد اسلامی و کریمانه و مهربان با شهروندان و طرفداری از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالم ... و صد البته این روحیه از سر قدرت بوده است و نه از سر ضفع و هرگز هیچگاه هم نباید کسی آن را نشانه ضعف بداند و نباید هم بداند و نمی تواند.


 


 


 


 


 

انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر: