در حال بار شدن سایت. لطفا صبر کنید....
سایت جماران - خوش چهره :نباید از واژه عدالت استفاده ابزاری کرد

عدالت و اقتصادو هدفمندسازی یارانه ها در گفتگوبا دکتر محمد خوش چهره اقتصادان و استاد دانشگاه - بخش اول

خوش چهره :نباید از واژه عدالت استفاده ابزاری کرد

نمی شود مزیت اقتصادی را یارانه نامید و مردم را بدهکار کرد ***هدفمندی یارانه ها اولویت اصلی کشور نیست ***باید طرحی جامع برای رفع موانع از سر راه تولید ملی تدوین شود ***مساله اصلی کشور بیکاری است ***برخی گروه های مرفه را با گروه های دایناسور اشتباه گرفته اند

کد خبر: 13372 | تاریخ خبر: 08/10/1388
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران

 پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - زهرا علی اکبری :


بحث هدفمندی یارانه ها که از آن به "جراحی بزرگ اقتصادی "یاد می شود Tهر چند بارها و بارها مورد تحلیل و نقد کارشناسان قرارگرفته است ،چیزی نیست که بتوان برای ارزیابی اش به تحلیل های فعلی بسنده کرد . این طرح مهم ، در صورت اجرا همه بخش ها و زیر بخش ها ی اقتصادی را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد .آنچه از آن به عنوان یارانه یاد می شود چیزی نیست که تنها در اقتصاد های در حال توسعه  و کشورهای کم توسعه پرداخت شود، بلکه آمار و ارقام نشان می دهد هر چه اقتصاد توسعه یافته تر است میزان و حجم پرداخت یارانه شود در آن بیشتر است.تنها تفاوت آن است که در اقتصادهای پیشرفته مکانیزم های دقیق اجرایی سبب می شود ،بخش مهمی از یارانه ها به گروه های هدف اختصاص یابد .در اقتصادهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته این یارانه ها مکانیزم های دقیق برای پرداخت ندارندو گاهی گروه هایی غیر از گروه های هدف نیز از آن بهره مند می شوند.آنچه در گفتگو زیر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است نه این مباحث که مبحث مهم زمان اجرا و شیوه تدوین طرح و برخورداری آن از عقبه کارشناسی است.دکتر محمد خوش چهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران و نماینده سابق مجلس که خود نیز اصولگراست از زاویه اجتماعی و فرهنگی نیز بدین طرح نگریسته است. اقتصاد دانان همواره بر این نکته تاکید دارند که مباحث اقتصادی از آنجا که فضاهای فرهنگی و اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهند باید با دقت و سخت گیری مورد بحث و بررسی قرار گیرند . شاید همین مساله است که سبب شده اقتصاد دانان در برخی موارد به جامعه شناسان خبره ای تبدیل شوند چرا که می توانند پیشگویی کنند که اگر فلان اتفاق بیفتد فلان تبعات را دارد و رفتار مردم در قبال آن چه خواهد بود . دکتر خوش چهره در مورد بحث هدفمندی یارانه ها ناگفته های فراوانی داشت .او در بخش اول این مصاحبه به مباحث مطروحه در مدیریت استراتژیک و مباحثی که فارغ از موضوع هدفمندی یارانه ها در این باب مطرح است پرداخت . او با تاکید بر این که در مدیریت استراتژیک باید برای اجرای طرح ها اولویت تعیین شود گفت اگر وقت کشور را به بررسی و اجرای طرحی که اولویت دهم دارد، اختصاص دهیم نمره منفی از باب مدیریت استراتژیک دریافت می کنیم . موضوع بازتعریف یارانه ها از مهمترین مباحثی بود که این استاد اقتصاد به آن اشاره کرد . وی گفت نباید از مزیت های کشور تحت عنوان یارانه یاد کرد و مردم را بدهکار نمود .  این گفتگوی مفصل حاصل صحبتی دو ساعته با او است در دفترش در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران .


***


آقای خوش چهره قبل از این که به ماهیت بحث هدفمندی یارانه ها و مفاد لایحه و درستی و نادرستی آن بپردازیم می خواهم از شما سئوال کنم آیا زمان کنونی را زمان مناسبی برای اجرای طرحی چنین بزرگ ارزیابی می کنید؟
به نکته خوبی برای آغاز بحث اشاره کردید.این سئوال می تواند شروع خوبی باشد.اما برای روشن تر شدن موضوع بایداشاراتی داشته باشم.ببینید در این جا ما خود ایده یا فرایند تبدیل یک ایده به طرح را از دایره تحلیل کنار می گذاریم. هر چند همین بحث در جای خود نیز بسیار مهم است ،چرا که بررسی این مساله نشان می دهد ایده ها در بستری عالمانه به طرح تبدیل شده یا خیر.در برخی موارد ما با طرح ها و ایده هایی روبرو هستیم که بیشتر باورها و سلایق شخصی هستند و در بستر کار عالمانه و کارشناسی قرار نگرفته اند و یا این که فرصت تقابل با ایده ای رقیب برای مشخص شدن نقاط قوت و ضعف را نداشته اند تا معلوم شود برتر هستند یا خیر.خوب اگر اساس تصمیم این گونه باشد ما با مشکلاتی روبرو خواهیم شد.در بعد اقتصادی اجرای چنین طرحی یعنی  از ارائه منابع و عدم تخصیص بهینه منابع و امکانات.از بعد روش اجرایی چنین اقدامی روش آزمون و خطا نام دارد و از بعد مباحث استراتژیک و متغیرهای تاثیر گذار در منافع ملی می‌توان آن را جریان مخاطره انگیز منافع ملی نامید.خیلی از ایده ها شاید در چنین شرایطی به طرح تبدیل شده باشند.مطالعات تجربی و تاریخی در کشورهای در حال توسعه نشان می دهد،کشورهای در حال توسعه یا کم توسعه در بخش هایی نتوانسته اند به توفیق دست یابند که با چنین روش هایی روبرو بوده اند.برای روشن تر شدن بحث باید بگویم این دسته از کشورها بیشتر در حوزه هایی موفق نبوده و نیستند که  تصمیمات آن غالبا تصمیمات فردی بوده و در قالب باورها و سلایق شخصی اتخاذ شده است. به عبارت دیگر اساس کار تصمیم گیری  فاقد یک عقبه قوی کارشناسی بوده است.ما هم بعد از جنگ و به خصوص در سال های اخیر موارد قابل استناد زیادی از این دست داریم که می توان بدان اشاره کرد.خیلی از طرح ها و نظرات و مطالبی که در این سالها مطرح شده و خیلی از موضوعات مهم اجرایی کشور، باورها و سلایق شخصی بوده که در دوره ای اجرا و بعد متوقف شده است.به عنوان مثال پمپاژ پول به اقتصاد و طرح های زودبازده و ..  از این دسته اند که فعلا نمی خواهیم در این مصاحبه بدان بپردازیم .اما درهرحال تصور این بوده که این ها  ایده های خوبی هستند.این باور وجود داشته که این طرح ها  واجد  ارزش های آرمانی و انقلابی  است اما ضمانت این طرح ها که کار علمی و کارشناسی و تایید یک  جریان عالمانه است وجود نداشته و این طرح ها یا فاقد کار کارشناسی بوده اند یا اگر هم کاری بر رویشان صورت گرفته صوری و ظاهری بوده است .طبیعتا عدم تحقق اهداف خسران هایی را متوجه کشور کرده است.حالا من قصد ندارم در مورد طرح هدفمند کردن یارانه ها از این منظر داخل بحث شوم . فرض را بر این می گذاریم که پروسه تبدیل ایده هدفمندی یارانه ها به لایحه پروسه منطقی و درستی بوده است.اگر این را کنار بگذاریم می رسیم به پیش شرط ها و الزامات. بستر کار که خود این مسائل نیز بسیار مهم هستند چرا که اگر توجه جدی بر این مسائل صورت نگیرد نمی توانیم به جواب مناسبی دست یابیم.لازم است برای روشن شدن بحث مثالی بزنم.ما حتی برای قوانین مسلم و طبیعی الزاماتی را ذکر می کنیم.مثلا می گوییم تاثیر کلر بر هیدورژن می شود اسید کلرید ریک.منتها یک واژه ای را به کار می بریم.می گوییم تحت شرایط آزمایشگاهی.تا این را می گوییم یعنی فضا و الزامات چنین واکنش هایی را با این که قطعی و حتمی می دانیم،اعلام می کنیم.وقتی می گوییم تحت شرایط آزمایشگاهی یعنی این که دما برای رسیدن به این هدف چقدر باشد چرا که اگر از یک حدی بیشتر باشد این واکنش  صورت نمی گیرد یا فشارچقدر باشد.ممکن است در خلا این اتفاق نیفتد.این عبارت تحت شرایط آزمایشگاهی مشخص می کند که رطوبت چقدر باشد. پس بنابراین درک صحیح شرایط و محیط و الزامات و پیش شرط ها برای تصمیم گیری های استراتژیک و مهم فوق العاده حائز اهمیت است.
حالا ما با طرحی روبرو هستیم که بارها در باب ضرورت آن صحبت شده است.خود این مساله جای نقد دارد.این که ببینیم ضریب این ضرورت چقدر است؟ به این نکته متاسفانه کمتر توجه شده است.یعنی ما در بحث مدیریت استراتژیک باید مجموعه ای از کارهای مهم را انجام دهیم . از آنجا که نمی توانیم همه کارهای مهم را با هم انجام دهیم مجبوریم اولویت ها را تشخیص دهیم . شاید خیلی از افراد در بحث مدیریت استراتژیک اهداف را تشخیص دهند اما تشخیص اولویت مهم است.این که بفهمیم با تخصیص امکانات و وقت بر روی چه مساله ای بقیه مسائل نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و با سرعت لازم به جلو می رود بحث مهمی است .در این پروسه هدف اول تا دهم اولویت بندی می شود.درست است که هدف دهم هم مهم است اما اولویت ندارد و اگر کسی به جای هدف اول  به هدف دهم پرداخت این از بعد مدیریت استراتژیک نمره منفی می گیرد . به هر حال منابع محدود است و مدیریت به اجرای انجام کار اصلی به کارهای درجه دوم و سوم پرداخته  است که هزینه های زیادی هم دارد.
فکر می کنم حالا بحث به جای بهتری رسید . شما اشاراتی کلی و گویا به مساله ایده ها و شیوه ها و اولویت بندی ها داشتید. آیا فکر می کنید که لایحه هدفمندی یارانه ها با توجه به شرایط فعلی از اولویت یک برخوردار است؟
به عقیده بسیاری از صاحب نظران طرح هدفمندی یارانه ها در مقایسه با طرح ها و برنامه هایی که می تواند در کشور اجرا شود اولویت یک نیست.خود من هم به این مساله اعتقاد جدی دارم.هدفمندی یارانه ها در حال حاضر اولویتی ندارندکه ما بخواهیم این میزان برایش وقت بگذاریم و هزینه پیش بینی کنیم و این حجم پیامد برایش قائل شویم .
فکر می کنید باید این وقت و هزینه برای چه امری صورت گیرد؟
به متغیرهای کشور نگاه کنید . اولویت یک کشور متغیر بیکاری است.اتفاقا متغیری بحرانی است.بعد از آن با مساله تورم مواجه هستیم.تورم نیز خودش را به عنوان متغیری بحرانی نشان داده است.ما با توجه به همه این ها طرحی لازم داریم که رفع موانع از سر راه تولید ملی را موجب شود.یعنی به این نقطه برسیم که چه کنیم تا تولید ملی از این فشل بودن و غیر پویا بودن درآید؟
 ما هفتاد میلیون جمعیت داریم و هفتاد میلیون جمعیت چه در ادبیات اقتصادی و چه درعناصر خارجی که  اقتصاد ایران را تحلیل می کنند یکی از مزیت های اقتصادی است.شما بازارهای منطقه را نگاه کنید . اصلا لازم به مقایسه نیست.جمعیت خود قطر 300 هزار نفر است و با افزایش تعداد مهاجران به این رقم جمعیت این کشور به 600 هزار نفر می رسد.بحرین چیزی حدود 700 هزار نفر جمعیت دارد و کویت دو میلیون نفر.این ها بازارهای محدودی هستند.شاید درآمد این کشورها بالا باشد اما یک بازار 700 هزار نفری که اندازه منطقه ای مثل اسلامشهر ما در نزدیکی تهران است تقاضای محدودی برای خودرو و موبایل و ساعت و...دارد.اما ما در ایران یک بازارهفتاد میلیونی داریم که تقاضای اجابت نشده فراوان هم دارد.این تقاضای اجابت نشده در بخش هایی است که اصلا ربطی به بازار جهانی ندارد . یعنی اگر دنیا را  رکود بگیرد باز ما می توانیم اقتصاد پویایی داشته باشیم. تقاضا در بخش مسکن‏‏،خوراک و پوشاک مستمر و بلند مدت است.اما شما نگاه کنید.متاسفانه بخش قابل توجهی از غذا و پوشاک وارداتی است.بخش مسکن  هم که می تواند بخش پویایی باشد در یک رکود معنا داری  فرو رفته که روز به روز خطرناک تر می شود.من یک سال پیش هشدارهایم را دراین خصوص دادم که متاسفانه کمتر به آن توجه شد.حالا هم باید اشاره کنم که بعد از اجرای لایحه هدفمندی یارانه ها هر چند قیمت تمام شده تولید مسکن بالا خواهد رفت اما رکود سنگین کماکان بر این بخش حاکم خواهد بود.
 به عبارت دیگر این رکود سنگین فشارش را روی قیمت می آورد اما افزایش قیمت ها نمی تواند خودش را به عنوان سود مطلوب تولید کننده نشان دهد.پس ما باوجود رکود سنگین در این بخش با عدم تغییرات قیمتی مواجه می شویم که خود مشکلات جدیدی را دامن می زند.حالا همین بخش مسکن که می توانست پیش تاز اقتصاد باشد و 110 فعالیت را به صورت مستقیم تغذیه کند در رکود قرار گرفته است.
 اگر برای پاسخ به نیاز موجود در این بخش سالانه ساخت  یک میلیون واحد مسکونی به طور متوسط در دستور کار قرار گیرد ‏ فعالیت های بعدی رقم می خورد.به هر حال یک میلیون واحد مسکونی یک میلیون پذیرایی دارد ‏ یک میلیون آشپزخانه دارد و یک میلیون یخچال و اجاق گاز و ...لازم دارد همه این ها می تواند فعالیت های بعدی را دامن بزند که در حال حاضر این گونه نیست.  البته دولت معتقد است در این بخش اقداماتی را انجام داده و طرح های ویژه ای را برای مسکن به اجرا درآورده است.
منظور من طرح های غیر عملیاتی و کم اثری چون طرح مسکن مهر نیست.مسکن مهر بیشتر احاله زمین در نقاط پراکنده و شهرهایی است که بحران  مسکن را ندارند .این طرح شهرهای بزرگی که موضوع بحران مسکن هستند را کمتر در بر می گیرد و بیشتر عرضه زمین در نقاطی را هدف قرار داده است که  مشکل مسکن ندارند.در حالی که ما به طور متوسط سالانه به ساخت یک میلیون واحد مسکونی نیاز داریم میزان ساخت و ساز در خوش بینانه ترین حالت  و جدا از آمار سازی ها،به اسنتاد پروانه ساخت شهرداری ها زیر 250 هزار واحد در حال حاضر است. این یعنی عدم استفاده از ظرفیت موجود کشور از یک طرف و عدم توجه به تقاضای گسترده و اجابت نشده فراوانی که در جامعه وجود دارد از سوی دیگر.رکود بخش مسکن که رکود سایر بخش های اقتصادی را در پی دارد معضلات اجتماعی را نیز برای کشور ایجاد می کند.هزینه بالای اجاره و خرید باعث عقب افتادن سن ازدواج و سن باروری و اختلالات اجتماعی می شود.گستردگی خط فقر و ترمیم شکاف طبقاتی و ... نیز محصول این وضعیت است. پس می بیند که ما به جای  رفع موانع از سر راه تولید اقلامی که تعیین کننده تقاضاست اجرای طرح هایی را در دستور کار قرار می دهیم که اولویت 10 دارد.اگر چه می تواند با ضریب های غیر برجسته سایر بخش‌ها را هدف قرار دهد اما مطمئنا در اولویت یک نیست.
اتفاقا برخی موافقان این طرح معتقدند اجرای لایحه هدفمند کردن یارانه ها باعث رونق تولید می شود و بسیاری از مشکلات را از سر راه بر می دارد ؟
از همه بدترهمین نکته است که ما فکر می کنیم با اجرای این طرح رونق تولید صورت می گیرد.ما کشوری هستیم با 70 میلیارد دلار واردات .این حجم واردات خودش یک تهدید ملی است.در سال 70 میلیارد دلار کالا اعم از کالاهای اساسی و واسطه ای و مصرفی وارد کشور می شود اما بررسی ها نشان می دهد حجم عظیمی از این رقم به واردات کالاهای مصرفی اختصاص دارد .دلیل این اتفاق چیست ؟ کم رمقی و بی رمقی تولید داخل است.درکنار این موضوع ما با جریان ورود و خروج غیر مجاز کالا یعنی قاچاق روبرو هستیم  که رقمی نزدیک 20 میلیارد دلار را تشکیل می دهد.این هم نقطه تهدید اقتصاد ملی است.به جای توجه به این جریان و رفتن به سمت تولید ملی آمدیم موضوعی که اولویت های خیلی پایین تر را دارد در دستور کار قرار دادیم، جدا از این که طرح چنین موضوعی اصلا درست هست یا خیر.حالا تصور این است که با اجرای این طرح رونق تولید صورت می گیرد در حالی  که  ارتباط این دو بسیار محدود است.شاید در بعضی موارد اثر گذاری داشته باشد اما این راه حل رفع مشکل تولید ملی نیست.این که ما فکر کنیم با تغییرات قیمت می توانیم ساختارهای اقتصاد را تغییر بدهیم اولین غلط و انحراف اصلی است.مکانیزم قیمت ها اقدامات مسکن گونه برای تعادل کوتاه مدت است.این اقدامات نمی توانند تغییر و تحول ساختاری ایجاد کند،مخصوصا در مورد کالاهایی که به بحث هایی مثل کشش قیمتی در اقتصاد یا کالاهای جایگزین وصل هستند.نمی شود این همه وقت کشور را بگیریم.از این طرح به عنوان انقلاب بزرگ و جراحی بزرگ یاد کنیم که خونریزی هم دارد اما به خیلی از موضوعات توجه نکرده باشیم .
حالا اگر قائل به این نکته شویم که این اقدام جراحی است و خونریزی هم دارد که حتما دارد یک سئوال اساسی پیش می آید.در جراحی های بزرگ قبل از این که به موضوع جراحی بپردازند به این نکته می پردازند که آیا این جراحی را جراح حاذق و عالم  انجام می دهد یا یک قصاب. صرف جراحی دلیل حقانیت نیست.اگر در یک جایی دورافتاده و محروم جراحی را به یک قصاب بسپریم معلوم نیست که بیمار سالم وزنده از زیر تیغ جراحی درآید.البته در مثل مناقشه نیست.ما دائم به این می پردازیم که جراحی بزرگ در پیش است و خونریزی هم دارد بعد در نصیحت ها و صحبت هایمان می گوییم مردم تحمل کنند در حالی که الزامات این جراحی مهم است. 
آقای خوش چهره اجرای لایحه هدفمندی یارانه ها موافقان فراوانی نیز دارد. اگر از منظر موافقان به این مساله نگاه کنیم به چه نتیجه ای می رسیم ؟
 اگر مباحث مختلف موافقین و مخالفین را کنار هم بگذاریم جدولی به دست می آید که خیلی مقایسه ای است . این که مخالفان و آنها که نگرانند چه می گویند و موافقان چه می گویند . تا به حال در این حوزه ادبیات خوبی تولید شده است . اما حتی خود موافقان نیز شروطی را برای توفیق این طرح مطرح می کنند . در بین موافقین بعضی ها معتقدند این اقدام نباید ضربتی و به شیوه شوک درمانی انجام گیرد . البته این روش در بسیاری از اقدامات دولت در سال های اخیر غالب بوده است . حتی آنها هم معتقدند که این اقدام باید تدریجی انجام شود . توجه به الزام و پیش شرط در قالب موافق بودن واجد ارزش است.
آیا می توان به دلیل مخالفت با این لایحه وضع موجود را تایید کرد ؟
منظور ما از مخالفت با این موضع اصلا تایید وضع موجود نیست . برای روشن شدن این بحث به دلایل و بنیان های استدلالی این لایحه اشاره می کنم . اگر دقت کرده باشید بیشترین حرفها برای توضیح و توجیه این طرح اشاره به این نکته است که وضعیت فعلی با عدالت اجتماعی و اقتصادی در تناقض است.حالا چرا ؟ هر چند این شاخص ها معیار خوبی برای تحلیل است اما بسیاری از معیارهایی که برای عدالت اجتماعی بدان استناد می شود نادرست است. بسیاری از مواردی که به عنوان عدالت اجتماعی گفته می شود غیر واقعی است.مثلا این که از بعد عدالت اجتماعی گروه های مرفه و درآمدهای بالا و دهک های بالا حق دهک های پایین را دارند می خورند ، حرف درستی نیست . در این نکته که وضع کنونی پرداخت یارانه حامل های انرژی مطلوب نیست شکی وجود ندارد. خیلی ها وضع موجود را قبول ندارند و قائل به سامان دهی هستند که سامان دهی را می توانیم معادل واژه هدفمند کردن بدانیم اما موافقت با لفظ هدفمند کردن به مفهوم موافقت کردن با هر طرحی نیست . مثل این که بگویید ترافیک تهران در بعضی از نقاط باید هدفمند بشود، جایگزینی یک ترافیک آشفته با هدفمندی شاید معقول باشد اما این دلیل نمی شود که  به این منظور با هر طرحی که شورای شهر و شهرداری و نیروی انتظامی و ... می دهد موافقت شود. باید این طرح ها  مورد بررسی عالمانه  موشکافانه قرار گیرد.ما به کرات شاهد هستیم که بعضی از متولیان و دست اندرکاران اصلی این جریان از همین مساله که اکثرین با هدفمند کردن یارانه ها موافقند استفاده نادرست می نمایند.همین مساله را دلیل حقانیت خودشان می دانند. در حالی که عدم قبول وضع موجود دلیل تایید هر طرحی نیست خصوصا طرح هایی که از این دست که در مورد مسائل و مطالبش صحبت کردیم .
می شود درباره استناداتی که در بحث عدالت اجتماعی عنوان کردید بیشتر صحبت کنید . چه مسائلی در این باب مطرح می شود که نادرست است ؟ 
   بارها اشاره شده که یارانه نان،بنزین و گازوییل و بعد برق،بیشتر به گروه های مرفه تعلق می گیرد.مثلا در آمارها آمده است که گروه های مرفه  25 تا 30 برابر بیش از گروه های دیگر اتلاف نان دارند همین را به عنوان یک  شاخص ضد عدالت مطرح می کنند. یا در مورد بنزین گفته می شود که گروه های مرفه بین 40 تا 45 درصد بنزین های یارانه ای را در اختیار دارند و این ضد عدالت است.چون از این دو موضوع استفاده ابزاری می شود توضیحاتی را ارائه می کنم . در مورد نان‍ ، بررسی ها نشان می دهد در سبد غذایی گروه های مرفه نان های یارانه ای جایگاه کم و محدودی دارد. آن چه هست هم بیشتر نان های فانتزی و غیر یارانه ای است.جالب این جاست که اگر مصرف آرد یارانه ای در سبد غذایی گروه های مختلف را بررسی کنیم می بینیم مصرف آرد یارانه ای توسط گروه های مرفه زیر دو درصد است .این بدان معنی است که  گروه های مرفه کمتر از دو درصد گندم های یارانه ای را به صورت نان مصرف می کنند.می شود گفت این دو درصد آرد یارانه ای  صدقه فقرا به اغنیاست.پس از این زاویه نمیشه  تحلیل کرد که وضع موجود را کن فیکون نمود تا عدالت اجرا شود. بعضی آقایان آن قدر تاکید دارند روی استفاده گروه های مرفه از گروه های محروم و  ضد عدالت بودن این وضعیت ، که من گاهی فکر می کنم  اشتباه این دوستان در اینجاست که گروهای  مرفه را با گروه های دایناسور اشتباه گرفته اند که باید چند تن نان بخورند تا سیر شوند. در حالی که مصرف این قشر کامل محدود است . پس بحث عدالت اجتماعی در مورد یارانه نان حداقل جواب نمی دهد . در مورد بنزین هم این وضعیت هست . من باز تاکید می کنم ضمن این که وضع موجود را قبول ندارم اما استفاده از عبارت عدالت را با این ادبیات شاخص استفاده ابزاری می دانم . بنده در مجلس هفتم حضور داشتم واز بدو فعالیت مجلس هفتم این بحث جدی بود و ما شاهد چنین بحث هایی بودم . از این رو من به دنبال استنادات آماری بودم  تا بدانم چگونه عدد 40 تا 45 درصد مصرف بنزین توسط گروه های مرفه به دست آمده است  . بعد از چند ماه با  سماجت هایی که داشتم وبا روش های خاص و دوستی که با بعضی دست اندرکارن داشتیم معلوم شد مبنای محاسبه در مورد مصرف گروه های مرفه،مطالعاتی است که بر خوردو مستند است .در این مطالعه هر خودرویی بالاتر از پیکان و پراید خودروی گروه مرفه معرفی شده است و پیکان و پراید متعلق به گروه های غیر مرفه نعرفی شده است . بر همین مبنا نتیجه گرفته بودند که 45 درصد خودروها متعلق به گروه های مرفه است در حالی که اکثر این متعلق به بخش های دولتی و نهادهای عمومی و گروه های نظامی و  شرکت هایی دولتی و سازمان هایی هستند . این رقم را به هیچ روی نمی توان نادیده گرفت . پس بنابراین به اسم گروه مرفه نمی شود چنین قضاوتی کرد.بر عکس گروه های مرفه  ماشین هایی دارند که کم مصرف هستند،ماشین هایی با مصرف 4 تا 6 لیتر در صد کیلومتر که یک سوم  خودروهای نامرغوب گروه های کم درآمد سوخت مصرف می کنند .من هم معتقدن گروه های مرفه نباید از بنزین یارانه ای استفاده کنند اما بازارهای برخوردی دیگری هم برای مقابله با این گروه ها هست . مثل مالیات .  شاید کل مصرف سوخت یک خودروی لوکس صد میلیون تومانی در سال به یک میلیون تومان هم نرسد  اما شما می توانید از طرق دیگر چند برابر این پول را بگیرید . مثل مالیات سفر شهری واستفاده از خودرو ... پس عدالت اجتماعی و اقتصادی برای ورود به این موضوع درست نیست . موضوع بعدی بحث شیوه های محاسبه ای است . در این حوزه طوری عدد سازی شده  که انحرافاتی در مباحثات پیش آمده است . این انحراف به باور بعضی از دوستان ما در دولت و مجلس نیز تبدیل شده است . به باور بعضی از دوستان ما بین 90 تا 110 میلیارد دلار از منابع نفت و گاز و امثالهم دارد به صورت یارانه پرداخت می شود . این انحراف بزرگی است . اگر به شیوه های محاسبه و موضوعات محاسبه که اصلی ترین موضوع پرداختن به این طرح از این زاویه است  دقت شود می بینیم که باید بازتعریف های جدی در این عرصه صورت گیرد .خیلی از کارشناسان نیز از این جنبه به طرح پرداخته اند . تکرار محاسبات ، اشتباه محاسبات واشتباه تعریف  در این حوزه خود را ناشن می دهد . مثلا در یک مورد گازهایی که به چاه های نفت  تزریق می شوند دوبار خود را در محاسبات نشان می دهند . اختلالاتی در این مسیر وجود دارد و بررسی ها نشان می دهد درخوش بینانه ترین روش محاسبات ،این رقم به زیر 25 میلیارد دلار می رسد نه بین 90 تا 110 میلیارد دلار . این می تواند یک بحث مناظره انگیز باشد . اگر فضایی برای استدلال موافقان و مخالفان باز بگذارند معلوم می شود ما داریم روی عددهایی حساب می کنیم که واقعی نیست . داریم روی همین عددهای غیر واقعی حساب باز می کنیم و نظامی را به هم می ریزیم. پس همان طور که گفتم بخشی از موضوع برمی گردد به روش های محاسباتی وتکرار محاسبات . باید به مساله ضعف و ناکارامدی که ما در پروسه تولید حامل های انرژی با آن مواجه هستیم نیز بپردازیم.مثلا تولید یک کیلووات ساعت برق  در ایران بسیار گران از کشورهای دیگری است که امکان مقایسه شان با ایران فراهم است . مثل ترکیه . برآوردها نشان می دهد تولید حجم مساوی برق در ایران 5/2 برابر گران تر از تولید آن در ترکیه است . این گرانی به سیستم تولید و شیوه انتقال و شیوه توزیع و ... بر می گردد .حالا در بسیاری از موارد ما ضعف کارامدی را متوجه مردم و نظام اجتماعی می کنیم و می خواهیم به مقابله با آن برویم . نکته مهم بعدی این است که اصلا یارانه چیست ؟  خیلی از موضوعاتی که در اقتصاد ایران  بدان یارانه می گویند ، اصلا  یارانه نیست و باید عبارت یارانه ها باز تعریف شود . در حقیقت این ها مزیت های اقتصاد کلان ملی است که من هم باور دارم هیچ کشوری از مزیت های اقتصادی خودش نباید تحت عنوان یارانه نام ببرد و مردم را بدهکار کند.انرژی یکی از مزیتهای  اقتصاد ایران است . دولت  این انرژی ارزان را باید بیاورد در تولید و رونق اقتصاد و کاهش قیمت از طریق انرژی ارزان که باعث رونق تولید و صادرات می شود نه این که فکر کند این مزیت،یارانه است و بخواهد جلوی خودش را بگیرد.در حقیقت با این اقدام جلوی مزیت خودش را می گیرد.البته وضعیت مصرف انرژی در بخش تولید و مصرف مورد تایید من نیست اما استناد به این که در این بخش  یارانه های کلان پرداخت می شود مورد بحث من است .


انتهای پیام /*

دیدگاه ها و نظرات

برای ارسال نظرات از فرم پایین صفحه استفاده کنید.
مسئولیت نوشته‌ها بر عهده نویسندگان آنهاست و گذاشتن آنها به معنی تائید نظرات آنها نیست.
دوست جماران:  ای جهانخواران ظالم / ای فقط در ظلم عالم/ دست نمی شویید چرا / از سرنوشت مردمان/ بر نمی دارید چرا / دست از سر بیچارگان/ ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم/ آه جانسوز بی گناهان / فغان کند روزی از این بیدادی/ دست ملت های دربند / روزی رسد به دامن آزادی/ دست ناپاک شماها / به خون ابنای بشر آلودست/ دل بی رحم شماها / با این همه ظلم و ستم آسودست/ نه خدا را بنده / نه زخود شرمنده/ ای طمعکاران ظالم / ای به راه ظلم عالمـ/ خورشید عدالت میدمد روزی / تابد به ضعیفان شوق پیروزی/ خورشید عدالت میدمد روزی / بر سر رود آخر این سیه روزی/ از تمدن دم می زنید اما / آتش به عالم می زنید, آتش به عالم می زنید/ تا به کی اعمال قدرت / تا به کی تحمیل ذلت/ ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم/ خداوندا رسان بارانی از ابر هدایت/ که ره گم کردگان تعدادشان شد بی نهایت, شد بی نهایت/ خداوندا فغان از این همه ظلم و جنایت / بغیر از پیش تو کجا برم من این شکایت نه خدا را بنده / نه زخود شرمنده/ ای جهانخواران ظالم / ای به راه ظلم عالم
تاریخ: 09/10/1388
ali:  وامانده از عنایت دولت مهر ورز
تاریخ: 08/10/1388
فرستنده:  
پست الکترونیک:
نظر: