پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران - تهران
تاکید بنیانگذار کبیر انقلاب،برجایگاه مجلس شورای اسلامی تا جایی که ایشان،آن را در راس امور نامیدند، اهمیت پرداختن به عملکرد این دوره از فعالیت مجلس ونیز همینطور ادوار گذشتهی آن را که همگام با نهال جمهوری اسلامی رشد کرد وامروز درآستانهی سیسالگی آن،هشتمین دوره ازحیات خود را سپری میکند،صد چندان میسازد.در این راستا،با حجتالاسلام و المسلمین سید عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات و یکی از نمایندهی اولین دورهی مجلس شورای اسلامی به گفت و گو نشستیم.
مجلس در دیدگاه حضرت امام (ره) از چه جایگاهی برخوردار بود؟
انتخاب روز نهم آذر ماه به عنوان روز مجلس احترام به شخصیت یکی از چهرههای پرفروغ تاریخ ملت ما مرحوم آیتالله سیدحسن مدرس است که به حق یکی از منادیان واقعی مردمسالاری و توجه به رای مردم و نیزسنگربانی از اندیشهی پارلمانتاریستی یا حرکت در چارچوب نظام پارلمانی است. مرحوم مدرس یکی از چهرههای شایستهای است که میتواند الگوی مناسبی برای دیندارانی باشد که میخواهند در عرصهی جامعه حضور فعالی داشته باشند و با تکیه بر رای مردم امور جامعه را پیش ببرند. مدرس از تریبون مجلس و جایگاه وکیل مردم در برابر استبداد رضاخانی ایستاد و نشان داد که یک منتخب واقعی مردم هم در بعد قانونگذاری و هم نظارت بر امور تا چه حد میتواند موثر باشد در بسیاری از قوانین بنیادین امروز ما، مرحوم مدرس در آن بسیار موثر بود که با بهرهگیری از فقه غنی شیعه تدوین شد. در بعد نظارتی نیز مدرس کسی بود که بیمهابا در برابر استبداد لجام گسیختهی رضاخانی ایستاد. بنابراین انتخاب روز به عنوان روز مجلس، انتخابی به جا و شایسته بود و امیدواریم انشاءالله پس از گذشت قریب به یک قرن از شکلگیری نظام پارلمانی و پشت سر گذاشتن موانع عدیده عقبگردی نداشته و شاهد مجلسی در شان جمهوری اسلامی باشیم.
ویژگیهای یک مجلس مردمی از دیدگاه امام را بررسی کنید؟
برای مردمی بودن یک مجلس، هم نحوهی شکلگیری آن و هم کارکرد نمایندگان شاخصهایی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. مجلسی مردمی است که منتخبان مردم در آن حضور داشته باشند، البته زمانی این امر محقق میشود که عرصه برای گزینش مردم باز باشد و هیچ عامل محدود کنندهای برارادهی مردم فائق نیاید، بنابراین مجلس مردمی در پیدایش خود، نیاز به آزادی انتخاب دارد، در غیر این صورت مجلسی که شکل میگیرد، منتسب به ارادهی مردم نیست.در سیرهی عملی، گفتار و دیدگاههای نظری حضرت امام نیز تکیه بر آزادی مردم، به عنوان یک اصل همواره وجود داشته است. در مجلس، اول که کاندیدا بودم از همهی گرایشها، احزاب و تشکلهای طیفهای مختلف ، در انتخابات حضور داشتند، از حزب توده گرفته تا نهضت آزادی و سایر گروهها و همهی کسانی که قانون اساسی را قبول داشتند یا به آن ملتزم بودند.حتی به یاد در یکی از ادوار پس از مجلس اول وقتی برخی از جناحها سعی میکردند دایرهی گزینش مردم را محروم کنند و از تهران برای سایر مناطق نمایندهتراشی کنند و در جاهای مختلف با بهرهگیری از امکانات حکومتی، خودشان نمایندگان مناطق مختلف کشور را انتخاب کنند امام بر سر آنها داد زد و گفت: باید طبق اساسنامه عمل کنید. در واقع یکی از تشکلهایی که پسوند تهران را به همراه داشت، میخواست با استفاده از امکانات حکومتی، خود برای مردم نماینده انتخاب کند، اما امام به شدت دربرابر این امر ایستاد چراکه معتقد بودند که هر منطقهای باید خود، نمایندهی خود را انتخاب کند.
یا زمانی که جریان اصولگرای امروز و راست دیروز در آستانهی انتخابات مجلس سوم با شعار اینکه انتخابات یک مسئلهی سیاسی است و باید در اختیار علمی و فقها باشد، امام به شدت ناراحت و عصبانی شدند و تعبیری با این مضمون داشتند که این تلقی آن روی سکهای است که میگفت علما و فقها در سیاست دخالت نکنند.درست است که آنها با آن شعاردرصدد حذف روحانیت که میتوانست در خدمت مردم باشند،برآمدند، اما این حرف خطرناکتر است چراکه میخواهند از این طریق مردم را از سیاست دور کنند. لذا امام به مجلسی معتقد بودند نمایندگان آن توسط خود مردم انتخاب شوند، این جمله که ایشان مطرح کردند که "میزان رای ملت است"نیز گویای همین جهتگیری فکری بود و پس از انقلاب نیز به این آموزهای که آموزهی اصلی انقلاب اسلامی بود وفادار ماندند.
ویژگیهای نمایندهی مردمی در اندیشهی امام چیست؟
امام در راس و صدر همهی ویژگیها، تدین را شرط اصلی نمایندگان مردم میدانستندو معتقد بودند که اسلام که دین حقیقی ماست باید برای آنها یک امر واقعی تلقی شود. نکتهی دوم اینکه نمایندگان از متن جامعه برخاسته باشند و وابسته به بنگاهها و عوامل زر و زور نباشند. درحقیقت نمایندهی واقعی مردم باشند . مردم آنها را بخواهند نه اینکه خوانین، تجار و سرمایهداران روی کارآمدن آنها را تسهیل کنند.
یعنی در انتخابات ،انتخاب کننده و انتخاب شوند در یک تعامل روشن و منطقی به این نتیجه رسیده باشند که این عمل در جهت منافع ملی و مطالبات مردم است و این انتخابات سالم است ، نه آنکه دستگاههای اجرایی ودستگاه نظارت در آن دخالت کنند و فعالیتها برای این نباشد که فردی را از گردونه خارج کنند وحتی برای این کار از ابزارهای شبه قانونی بهره ببرند. بنابراین نمایندهی واقعی مردم کسی است که معتقد به مبانی دینی خود باشد؛از این رو اقلیتهای مذهبی نیز باید برای خود نمایندگانی در مجلس داشته باشند ،و نیز اینکه نمایندگان رامردم انتخاب کنند نه سازمانهای نظامی و عقیدتی و سوم اینکه با یک انتخابات سالم توسط مردم انتخاب شده باشند نه با حذف رقبا.
قویترین مجلس در طی این هشت دوره کدامیک بودند؟
باید گفت مجلس کانون اصلی وضع قوانین و مرکز ثقل کشور است. باید ببینیم کدامیک از مجالس توجه به قوانین پایه و مادر را بیشتر داشتند. نکتهی دوم، بعد نظارتی است. مجلس میتواند به عنوان نمایندهی مردم و مبین حضور آنها تلقی شود که بر دستگاههای تحت نظارت همهجانبه وابسته باشد یعنی از حق مسلم خود، که اصل 90 قانون اساسی نیز بر آن تکید کرده استفاده کند. به اعتقاد من مجالس اول، دوم و سوم در این زمینه موفقیتهای زیادی داشتند که البته مجلس اول هم از لحاظ ترکیب نمایندگان هم آزادی مردم در انتخاب نمایندگان خود، بسیار قوی عمل کرد. یعنی هم در بعد سلبی و هم ایجابی کارهای بزرگی انجام داد و در برابر خیرهسریهای رئیسجمهور وقت (بنیصدر) ایستاد و تا جایی پیش رفت که رییسجمهور وقت را استیضاحج کرده و رای به عدم کفایتش داد. لذا مجلس اول مجلسی بود که دیگر با آن ترکیب و ویژگیها تکرار نشد اما باز هم مجلس دوم و سوم از این منظر که متعاقب و پیرو مجلس اول بودند، اما پس از آن یعنی مجالس چهارم تا هشتم متفاوت است و بررسی جزء به جزء آنها وقتگیر است. اما به طور اجمالی باید گفت یکی از فاجعههایی که نظام پارلمانی ما با آن مواجه شده، نحوهی برگزاری انتخابات است. از مجلس چهارم به بعد، ما با پدیدهای به نام نظارت استصوابی مواجه شدیم که به معنای حضور متقدرانهی شورای نگهبان به زعم خود آنها و حضور دخالتگرایانهی آن بود. به رغم تحلیلگران مسایل سیاسی، اولین مشکل این بود که انتخابات مرحله به مرحله از حالت رقابتی بودن خارج شد و قبل از اینکه کاندیدای مختلف بتوانند به عرصهی رقابت وارد شوند، اختیار عمل داشته باشند، شورای نگهبان با بهرهگیری از تغییری که خود از قانون اساسی کرده بود تحت عنوان نظارت استصوابی عدهی زیادی از چهرههای شاخص اعم از نمایندگان مجلس سوم، بیرون رانده شدند و این اولین و مهمترین آفتی است که در انتخابات ما وجود دارد و متاسفانه از ویژگیهای این مجالس متاسفانه عمدتا روش حذف رقیبان یک جریان خاص را برگزیده و این موضوع در مجلس چهارم که بیش از چهل و چند تن از نمایندگان مردم ردصلاحیت شدند، نمود بیشتری پیدا کرد.
در مجلس پنجم، به دلیل بسیاری از بزرگان و چهرههای برجسته به انتخابات وارد نشدند. در مجلس ششم به دلیل وجود دولت اصلاحات، ضایعهی حذف کمتر شد اما در برخی از مناطق باز هم از این روش استفاده کردند. در مجلس هفتم، اوج نگاه تنگنظرانه به کاندیداها وجود داشت. در مجلس هشتم در بر روی همان پاشنهی مجلس هفتم چرخید و با روشهای دوگانهای که پیش گرفتند، از روش حذف استفاده کردند بطور کلی باید گفت. مجلسهای تشکیل شد که متاسفانه نواقص زیادی دارد و معتقدیم که میتوانستند بهتر و مناسبتر، عرصه برای حضور مردم باز کنند.
آیا میتوان گفت برونداد، دورههای مختلف مجلس در کشور ما بیربط با مسئلهی انتخابات نیست؟
طبیعی است، ضربالمثل «از کوزه همان تراود که در اوست» در متن واقعیتها جای خود را باز کرده است. مجلس که نمایندگان آن بدون دغدغهی رقابت وارد مجلس شود و برای حضورشان در مجلس، نیازی به این که با رقیب مبارزه انتخاباتی کنند نداشته باشند، این نماینده نمیتواند در ایفای وظیفهی نمایندگی همهجانبهنگر باشد و چون این فرد برخاسته از سیستم و نگاهی است که نه با عنوان نگاه اکثریت بلکه با استفاده از ابزارهای خاص و بدون رقابت وارد مجلس شده است تاکید میکنم که مشکل این نیست که نمایندهی کدام سلیقه است بلکه مسئله این است معلوم نیست که نمایندهی اکثریت تفکر جامعه باشند. نمایندهای که نداند در حوزهی انتخابیهی خود اکثریت با کدام سلیقه است،مسلما قدرت انجام وظایف خودرا ندارد.
آخرین(جدیدترین) نمونهی این بحث، بررسی لایحهی دولت در هدفمند کردن یارانههاست که با یک تشر رییسجمهور که در وقت غیررسمی وارد مجلس شد و تا تهدید کرد که میخواهد لایحه را پس بگیرد مجلس نظر خود را تغییر داد و این ضعف در پایگاه مردمسالاری به دلیل نوع برگزاری انتخابات است.این یعنی مجلس قدرت نظارتی خود را نتوانسته به درستی اعمال کند.
ازمجموع گفتهها و مصاحبههای حضرت امام در این خصوص چه خاطرهای دارید و در واقع میخواهیم برای ما توضیح دهید که مقصودحضرت امام خمینی(س) از"جمهوری" مورد نظر خود چه بود؟
امام، حقیقتا بر "نظام جمهوری اسلامی" تاکید داشتند و معتقد بودند که و تبلور حضور مردم، مجلس است. یعنی مجلس نماد حضوری عامهی مردم است، درست است که رییسجمهور، فرد منتخب مردم محسوب میشود، اما این فرد به تنهایی نمیتواند تبلور باورها و گرایشات مردم باشد. ضمن آنکه مردم به او رای دادند که کارهای مشخص را دنبال کند، اما در پارلمان مردم، عصارهای از تفکرات مردم است.
وضع قوانین توسط این نهاد صورت میگیرد، بنابراین نهاد اصلی حضور مردم، مجلس شورای اسلامی است که اگر خوب عمل کند و بتواند از عهدهی کارها برآید. هم دستگاه قضایی و هم دستگاه اجرایی وظیفهی خود میدانند که از او تبعیت کنند و بر اساس اصل نود قانون اساسی نیز و مجلس است که به امور رسیدگی میکند و کلیهی مصوبات دولت باید به مجلس ارائه شود و دولت نمیتواند به تنهایی مصوبهای داشته باشد. بنابراین مجلس جایگاه بسیاری مهمی است از نظر نمایندگی اقشار مختلف جامعه، به همین دلیل هم اگر مجلس در راس امور بود و نظارت بر قوهی قضاییه و مجریه را در دستور کار خود قرار میداد و سعی میکرد این نظارت را خوب اعمال کند، اگر مرکز اصل قانونگذاری مجلس باشد و نهادهای موازی برای او به وجود نیاید و انتخاب وزراء توسط مجلس، با دقت و بدون دغدغه و چشمداشت و ترس صورت بگیرد، مجلس در راس امور قرار میگیرد اما اگر با حذف رقبا شکل گیرد و دستگاههای مسوول، اعم از اجرایی و قضایی مجلس را دور بزنند و مسایلی که در حیطهی اختیارات آن است. با روشهای شبه قانونی و فراقانونی، تحتالشعاع قرار بگیرد و موجب شود که به فلان لایحه رای بدهند یا ندهند و این مجلس نمیتواند مجلس باشد که مطابق ذهن، فکر و اندیشه امام (ره) وجود داشت.
اگر بخواهید بررسی در عملکرد مجلس هشتم داشته باشید،به نظر شما آیا این مجلس را امروز میتوان در راس امور دانست؟
دو مسئله برای من مهم است، 1- قانونگذاری که مجلس هشتم متاسفانه در وضع قوانین هم با مشکل مواجه است و اینکه مسوول دستگاه اجرایی به خود حق بدهد که به مجلس برود و با تهدید نمایندگان از مجلس رای بگیرد، نشانگر ضعف مجلس است.
دستگاه اجرا به نقطهنظرات مجلس توجه نکند. اینکه مجلس در هزینهها و درآمدها چندان نظارتی نداشته باشد و زمانی که دیوان محاسبات بازوی نظارتی مجلس است و اعلام میکند که بیش از یک میلیارد دلار، ناپدید شده و از آن تاریخ تا الان تکلیف این موضوع مشخص نشده است و مجلس نتواند از حق قانونی خود در این زمینه استفاده و دولت را مکلف به پاسخگویی کند و دولت نیز مدعی شود که چنین موردی وجود ندارد، و یا در بخش سیاست خارجی نیز همینطور، نشانگر ضعف مجلس است.لذا به اعتقاد من مجلس هشتم کاستیهای زیادی دارد و نتوانسته از ظرفیتهای قانون اساسی بهره بگیرند و نهاد مردمی پارلمانی را آنطور که باید و شاید اداره کند.
قوه مقننه و مجلس شورای اسلامی چه نقشی در تثبیت دو رکن جمهوریت و اسلامیت در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران دارد؟
درست است که دستگاه اجرایی کشور که در راس آن رییسجمهور است با رای مردم انتخاب میشود اما مردم رییسجمهور را انتخاب میکنند تا تحت نظارت دائمی کمیسیونهای مجلس کار خود را پیش ببرد. در واقع شرط ضمن عقد انتخاب رییسجمهور، تابعیت از نظارت نمایندگان مجلس است. به همین دلیل معتقدم از نظر قانون اساسی ما مجلس شورای اسلامی و پارلمان است که نشان میدهد نظام ما مردمسالار است و نکته مهم دیگر اینکه، نباید نمایندگان در مقام ایفای وظایف نمایندگی تحت تاثیر شرایط خاص قرار بگیرد.
از امام چه خاطرهای دارید از اینکه از جمهوری به عنوان فرم حکومتی یاد کرده باشند؟
موارد زیادی داریم که امام، الگوسازی و سنتسازی کردند از جمهوریت. وقتی در مجلس سوم، بحث این بود که نهادهای مختلف فراتر از قانون حرکت میکنند و قوانین مورد بیتوجهی قرار میگیرد، ما دور هم جمع شدیم و گفتیم که به امام نامهای بنویسیم و از ایشان بخواهیم که دست مجلس بازتر شود. در شرایط جنگ بودیم و اوج فشارهای همهجانبهی دشمن وجود داشت و این دغدغه را داشتیم که حضرت امام چه برخوردی با این نامه دارند. ایشان با روی باز و گشاده به نامهی ما پاسخ دادند و تمام مواردی را که در نامه نوشته بودیم یک به یک پاسخ دادند و تاکید کردند، گفتند "همهمان باید ملزم به قانون باشیم"، نگفتند "همهتان" ایشان بدون هیچگونه عصبانیت و یا ابراز نوعی ناراحتی پاسخ پدرانه و صریح و روشنی به ما دادند یا در موارد دیگر که با اینکه در شرایط جنگ و ترورهای کور منافقین قرار داشتیم.
نقش مجلس در کنترل بحرانهای سیاسی کشورچیست؟
نظامهایی که مبتنی بر رای مردم است هم مسایل داخلی و هم خارجی را صراحتتر پشت سر هم میگذارند. از روش رفراندوم، برای قوانین اصلی کشور خود استفاده میکنند. به گونهای که حتی موضوعات کوچک را به هم رفراندوم میگذارند اما به هر حال اگر مجلس مقتدر باشد، هم مشکلات داخلی را میتواند و هم مسایل خارجی را از این جهت که چون برخاسته از مردم است به راحتی میتواند با زبان مردم صحبت کند. مانند همین مسائلی که در ارتباط با گرانی و تورم است، مجلس میتوانست آن را برای مردم تبیین کند، به عبارت دیگر اگر مجلس نسبت به آنچه که اتفاق افتاده نظر مثبت داشت به راحتی میتوانست این مشکل را برطرف کند.
به عنوان مثال مجلس اول هم از منظر داخلی که قوی عمل کرد مانند استیضاح بنیصدر که رئیسجمهور وقت بود و هم از نظر خارجی، و جاسوسان آمریکایی که بیش از چهارصد و چهل و چند روز در مرزها فعالیت میکردند داشتند و حضرت امام، حل این مشکل را به مجلس واگذار کرد و مجلس توانست از آن سربلند بیرون بیاید. بنابراین مجلس در حل بحرانهای داخلی و خارجی، میتواند نقش بسیار مهمی داشته باشد.
آیا مجلس هشتم را مطابق خواست امام و مجلسی مقتدر میدانید؟
-نمیخواهم مطلقنگری کنم و بگویم همهی مجالس ما مطابق خواست امام بود و حتی در دورهی امام، هر آنچه که ایشان مدنظرشان بود عمل میکردند اما به راحتی میتوان گفت که مجلس اول با مجلس هشتم از لحاظ نحوهی کارکردها قابل مقایسه نیست و به خواست امام در این زمینه نیز نزدیکتر بود. من فکر میکنم میتوانیم موارد زیادی را برای مقایسه قرار دهیم وبرطبق آن از شکلگیری مجلس اول تا هشتم را بررسی و نمره بدهیم تا ببینیم که در هر کدام مجلس چه جایگاهی داشته و ت اچه حد به خواست امام نزدیک بوده است. مجلس اول مجلسی بود که آگاهانه با دید باز و میدان عمل وسیع و نمایندگانی که انتخاب شدند از گرایشات مختلف بودند که در دولت موقت و شورای انقلاب حضور داشتند و با چهرههایی و در حقیقت تبلور ارادهی مردم بود. در زمینهی در کارکردها نیز همینطور، اما مجلس هشتم، مجلسی است که در برابر یک تشر رییسجمهور عقبنشینی کرد لذا نمیتوان گفت مجلس مقتدری است.
انتهای پیام /*