علی عباسپور با سابقه سه دوره حضور در مجلس شورای اسلامی، ناظر ایام پرچالشی در فضای دانشگاههای کشور بوده است. از روزهای ژرمخاطره 18 تیر 87 تا حمله به کوی دانشگاه در فاصله سه روز پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم. او که روزگاری مدیریت سیاسی در وزارت علوم در سال 78 را عامل دستاندازی سیاسی برخی جریانات بر جنبش دانشجویی میدانست، پس از آنکه از نزدیک جزئیات حمله به کوی دانشگاه در خردادماه امسال را مشاهده کرد با تاسف گفت که ابعاد این فاجعه به مراتب گستردهتر از آنچیزی است که در 18 تیررخ داد.به همین دلیل است که او از آن پس تا کنون به دنبال تنقیح قوانین مرتبط با دانشگاهها و تصویب قوانینی در مجلس است که زمینه حضور نیروهای انتظامی در دانشگاهها را قانونمند کرده و مانع از حضور افراد خودسر در دانشگاهها شود.آنچه در پی میآید حاصل گفت وگو با رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس است که اصرار دارد فضای دانشگاهی باید از حالت امنیتی خارج شود.
جنبش دانشجویی چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن نقش موثری در تحولات سیاسی- اجتماعی ایران داشته است. این مساله به دلیل مختصات سیاسی اجتماعی خاص جامعه ماست یا روحیه دانشجویی چنین فعالیتهایی را اقتضا میکند؟
این پدیده ناشی از طبیعت دانشجو و محیط دانشگاه است. دانشجو اصولادر سن پر شور جوانی قرار دارد و در اوج جوانی خود به محیطی وارد می شود که در پی کسب علم و دانش و پرورش استعدادهایش است. همچنین دانشجویان در دوران دانشجویی تعلقات اجتماعی کمتری دارند لذا از بسیاری قید و بندهای اجتماعی آزادند. به این ترتیب از فکری باز برخوردار است و می توان مسائل جامعه خود را تحلیل کند. از آنجایی که وقت مناسبی را برای مطالعه و تحقیق دارد و در کنار اساتید دانشگاهی قرار دارد، تحلیل مسائل مختلف جامعه برای او جالب و راحت تر است. لذا ما شاهد هستیم که علی الاصول قشر دانشجو در همه کشورها یک قشر متفکر و پیشرو است. طبیعی است که تمام این ویژگی ها در دانشگاههای کشور ما حاکم است.
به نظر شما چطور میتوان مرزی میان حضور فعال دانشجویان در جریانات و فضای سیاسی و اجتماعی کشور با پرهیز از سیاست زدگی آنها آفرید. بگونهای که به قول برخی صاحب نظران سیاسی، دانشگاهها به حیاط خلوت احزاب تبدیل نشوند؟
جنبش دانشجویی باید اتاق فکر تصمیمگیرندکان اعم از دولت و مجلس باشد. جنبش دانشجویی باید بتواند در ایجاد توسعه پایدار و در مسائل سیاسی و اجتماعی نقشی مؤثر ایفا کند. در دانشگاههای سراسر دنیا مجموعه افراد متفکر و تحلیلگر حضور دارند که به عنوان قشری پیشرو میتوانند برای مشکلات جامعه راهحل پیدا کنند. جنبش دانشجویی به معنای حضور دانشجو در مسائل مختلف کشور، اظهارنظر و بحثهای سیاسی و مرتبط با مشکلات کشور بر مبنای علم و منطق است. البته حرکت جنبش دانشجویی نباید بر اساس تمایلات سیاسی، اغراض شخصی و به عنوان ابزار دست پیشبرد اهداف گروههای سیاسی در خارج از دانشگاه باشد. رسالت جنبش دانشجویی این است که به عنوان قشر پیشرو حرکت کرده و قداست محیط دانشگاه را حفظ کند. متاسفانه برخی مسائل سیاسی در دانشگاهها و بهرهبرداری سیاسی از دانشجو باعث شده جنبش دانشجوی مقداری، دچار دلسردی شود. حال انکه نباید دانشگاههای ما بازیچه احزاب سیاسی کشور شوند. برای این منظور احزاب سیاسی که علاقمند به پیشرفت جامعه هستند باید خود را ملزم به این امر بدانند که جنبش دانشجویی و محیط انشگاه را ابزار اهداف خود قرار ندهند. نباید محیط دانشگاه را میدان تاخت و تاز فعالیتهای سیاسی و جناحی و سیاستبازی قرار دهیم. در مرحله اول دانشجویان و دانشگاهیان باید از این قداست دفاع کنند و در مرحله دوم، جناحهای سیاسی علاقمند به انقلاب، نباید به خود اجازه دهند که حریم مقدس دانشگاه را مورد تجاوز و تاخت و تاز اغراض سیاسی خود قرار دهند.
انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن در فضای سیاسی جامعه ایران اثرگذار بود. تا جایی که برخی معتقدند منشاء ایجاد تحولات جدیدی در نظام سیاسی ما شده است. به نظر شما جنبش دانشجویی و فضای حاکم بر دانشگاهها تا چه میزان متاثر از این فضا بودهاند؟
قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم فضای مناسبی بر جامعه حاکم بود و در ارتباط با موضوع کاندیداها و مواضعشان نیز فضای نسبتا خوبی در دانشگاهها شکل گرفته بود. اما متاسفانه در جریان انتخابات، شاهد یکسریبحثهای غیرکارشناسی و تهمتافکنی افراد به یکدیگر بودیم که به فضای مودت و دوستی در جامعه لطمه زد. باز هم متاسفانه تلاش لازم از سوی همه کاندیداها برای برقراری فضای مودت و دوستی انجام نشد. این مسائل سبب شد تا جامعه در یک حالت سردرگمی و عدم ثبات فکری و سوءظن به سر ببرد.
جامعه دانشگاهی هم متاثر از این جوکلی در جامعه بود.
البته قاعدتا انتخابات به پایان رسیده و دولت جدید تشکیل شده است. برای حفظ مصالح نظام باید از سوءظنها و اتهامات در دوران انتخابات ریاست جمهوری پرهیز کنیم. کاندیدای برنده بیشترین مسئولیت را در ایجاد مودت و دوستی در جامعه بر عهده دارد. لذا دولت باید پیشگام مودت و دوستی شود. در محیط دانشگاهها هم وزارت علوم باید متولی این امر گردد و از یکسو آستانه تحمل در میان مسئولان را در دانشگاه ها بالا ببرد و از سوی دیگر تشکلهای دانشجویی خودشان را پایبند به قوانین برای فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در دانشگاهها بدانند.
دانشگاهها روزهای پرچالشی را در ایام انتخابات و فضای بعد از آن پشت سر گذاشتند. به نظر شما فضای حاکم بر دانشگاهها در حال حاضر چقدر به ثبات و آرامش پس از انتخابات دست یافته است؟
من معتقدم که فضای دانشگاهی باید از حالت امنیتی خارج شده و به دست مسئولان دانشگاهی سپرده شود. وزارت علوم باید مقتدرانه و با بکارگیری روشهای مناسب به ابجاد وحدت ملی در دانشگاهها و بین اقشار دانشجو کمک کند و سعی کند تا بحثهای دانشجویی به طور شفاف مطرح شود. بگونهای که تحمل پذیری مسئولان دانشگاهها ارتقا یابد و تشکلهای دانشجویی نیز بیشتر از گذشته و دقیقا بر اساس قوانین موجود به فعالیت خود ادامه دهند تا زمینه هرگونه سوء استفادهای از محیط دانشگاهها سلب شود.
نفرمودید که آیا در حال حاضر فضای دانشگاههای ما به آن آرامش لازم دست بافته اند یا نه؟ آیا نشاط و شور دانشجویی در فعالیتهای دانشگاهها دیده میشود و آیا مسئولان مربوطه اصلا چنین فضایی را برمیتابند؟
ما جامعه بازی داریم. باز بودن فعالیتهای سیاسی در محیط دانشگاهی هم از آن مواردی است که بارها مورد تاکید رهبری انقلاب قرار گرفته است. فعالیت سیاسی در دانشگاهها و شور و نشاط در جنبش دانشجویی عاملی است که دولت بویژه قشر فرهیخته را پاسخگو میکند.
اما واقعا چقدر مسئولان ما خودشان را به سوالات ایجاد شده در ذهن دانشجویان و فضاهای دانشگاهی پاسخگو میدانند؟ شاید همین فضای بیاعتمادی و عدم پاسخگویی آنهاست که سبب شده حضور آنها در دانشگاهها با اهانتهایی همراه شود و مثلا لنگه کفش به طرف آنها پرتاب شود.هم دولتمردان باید خودشان را نسبت به سوالهای ایجاد شده در فضای دانشگاهی پاسخگو بدانند و هم از سوی دیگر باید حرمت و قداست مسئولان در محیطهای دانشگاهی حفظ شود. این انتظار از دانشجویان و نخبگان کشور میرود که به مسئولان احترام بگذارند. متقابلا هیچکس هم نباید از بحث آزاد و انتقادات صریح ابا و پرهیز داشته باشد. البته نباید حرمتها شکسته شود و یا خدای ناکرده حرمت شکنی در فضای دانشگاهی باب شود.
وزارت علوم و رؤسای دانشگاهها باید به عنوان یک پدر و مدافع همه تفکرات موجود در دانشگاه عمل کنند. البته اینکه مدیریت وزارت علوم یک تفکر سیاسی خاص نداشته باشد امکانپذیر نیست؛ چراکه مدیریت دانشگاه یک مدیریت علمی ـ سیاسی است اما این مدیریت، به عنوان یک دانشگاهی باید متعهد باشد که تفکر وی نباید موجب جانبداری از یک تفکر و مبنای خاص شود. در عینحال جنبش دانشجویی نباید خود را دچار خودسانسوری کند و باید به میدان آمده و در مباحث سیاسی کشور، یک حضور سیاسی ـ علمی داشته باشد و بر مبنای منطق و علم، نظرات خود را در مسائل اقتصادی، فرهنگی، بینالمللی و سیاسی کشور بیان کند. جنبش دانشجویی میتواند نقش فعالی در نخبهپروری سیاسی داشته باشد. لازمه این امر را پختگی سیاسی است. دانشگاه محیط مناسبی برای نخبهپروری سیاسی است. در یک تصمیمگیری سیاسی، باید تأثیر روابط بینالمللی، فرهنگی، اقتصادی و بعد آیندهنگری مدنظر قرار گیرد؛ بنابراین اگر جنبش دانشجویی تمرین در حل این مسائل و معادلات را شروع کند، فکرش آماده میشود و از این میان میتوان نخبگان سیاسی را کشف کرد.
شما عضو کمیته معروف به حقیقت یاب در مجلس بودید و پس از حمله به کوی دانشگاه از آنجا بازدید کردید. پس از آن هم جلساتی با رئیس دانشگاه و مسئولان امنیتی داشتید.
برای چندمین بار است که قداست محیط دانشگاه با هجوم افراد معروف به لباس شخصب میشکند و زمینه حضور نیروهای امنیتی و نظامی در دانشگاهها فراهم میآید. چا تضمینی وجود دارد که این حوادث در آینده تکرار نشود و حریم دانشگاهها حفظ شده و شکسته نشود؟
در آن زمان کمیته مشترکی میان مجلس با دانشگاهها تشکیل شد که آقای ابوترابی فرد نایب رئیس مجلس مسئولیت آن را بر عهده داشتند. در جلسات آن کمیته هماهنگیهایی برای بررسی قوانین مربوط به دانشگاهها انجام شد. بگونهای که برخورد با دانشگاهها ضابطهمند و بر اساس قوانین مصوب باشد تا حضور نیروهای انتظامی در دانشگاهها قانونمند باشد و بستری هم ایجاد نشود که عدهای بیجهت محیط دانشگاهها را به هم نریزند. از ان زمان تا کنون ما در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به دنبال ان هستیم که قوانین لازم برای اینکار را تصویب کنیم تا قانون متقنی در اینباره تصویب شود و از این پس حضور نیروهای انتظامی در دانشگاهها تابع این قانون باشد.