دهم آذر ماه، سالروز شهادت آیتالله سیدحسن مدرس یادآور مجاهدتهای این روحانی فقیه در مجلس شورای ملی رضاخانی است. دورانی که مبارزات علیه سیستم استبدادی رضاشاه بصورت علنی امکانپذیر نبوده و مدرس سعی داشت با استفاده از اختیارات نمایندگی مجلس شورای ملی در جهت کنترل سلطنت شاه و حفظ استقلال کشورمان برآید. امروز 72 سال از شهادت مرحوم مدرس میگذرد و این روز به نام روز مجلس نامگذاری شده است تا مستقل بودن، مردمی بودن و آزاده بودن را به نمایندگان ما گوشزد کند. در همین راستا، نظرات و دیدگاههای علی مطهری نماینده مجلس را در خصوص نقش و جایگاه مجلس بصورت گفتاری از ایشان منتشر می کنیم:
***
1- اصل 56 قانون اساسی مقرر میدارد که حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و سام او انسان را به سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچکس نمیتواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول میآید اعمال میکند.
نحوه اعمال حق از طریق ملت در اصل 58 قانون اساسی با این عبارت آمده است «اعمال قوهمقننه از طریق مجلس شورای اسلامی که از نمایندگان ملت تشکیل میشود است و مصوبات آن پس از طی مراحل که در اصول بعدی میآید برای اجرا به قوهمجریه و قضائیه ابلاغ میشود.»
البته در اصل 59 مراجعه به آرا عمومی یعنی قراردادن ملت در مقام قانونگذاری مستقیم پیشبینی شده است به این ترتیب به روشنی پیداست که مجلس شورای اسلامی، قوه قانونگذاری و به عبارت دیگر مرکز عقلی حکومت است و نسبت به قوای دیگر اولویت دارد هر چند که هر سه قوه به موجب اصل 57 قانون اساسی مستقل هستند با این مقدمه میتوان به نتایج ذیل دست یافت:
اولاً: قوای مجریه و قضائیه و کلیه نهادها و ارگانها و افراد و اشخاص، مجری مصوبات مجلس هستند و نمیتوانند در مورد این مصوبات مناقشه کنند. حتی اگر شورای نگهبان در مورد انطباق مصوبات مجلس بر قانون اساسی و احکام شرعی ایراداتی داشته باشد که این ایرادات به وسیله مجلس رفع میشود. با این حال حتی اگر مجلس به نظر خود باقی باشد موضوع به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع خواهد شد که این مجمع با واسطه باز هم بیانگر اراده مردم اما به نحوی خاص است. بنابر این اگر فرض تضعیف قوهمقننه و یا خیرهسری در مقابل آن و مقاومت در مقابل مصوبات آن وجود داشته باشد فرض درستی نیست. زیرا همچنان که گفته شد قوا و نهادهای دیگر چارهای جز اجرای مصوبات ندارند.چنانچه در قوه مجریه در مورد اجرای این مصوبات ایجاد مشکل شود ناچار تذکر سؤال و استیضاح مواجه میشود و ممکن است دولت نیز سقوط کند. و این ابزار مجلس است برای نظارت بر قوهمجریه. در مورد قوهقضائیه قضیه پیچیدهتر است زیرا از یک سوء قوهقضائیه قوهای است مستقل و از دیگر سو وزیر دادگستری که ظاهراً در مقابل مجلس پاسخگو است عملاً در قوهقضائیه اختیاری ندارد و لاجرم نمیتوان از او مسئولیت خواست و نسبت به اعمالش حسابرسی کرد.
2 - مجلس هشتم در بعد قانون گذاری فعال بود اما کاستیهایی در بعد نظارتی داشته است.وی با بیان اینکه بعد نظارتی مجلس هشتم تحت تاثیر شرایط بیرونی مجلس قرار گرفته و بیشتر انفعالی عمل کرده است. برخی کارهای خلاف قانون توسط دولت انجام شده اما مجلس عکس العمل لازم را نشان نداده است.مثلا واگذاری سهام مخابرات به تعاونی سپاه . واگذاری سهام دولتی به بخش نیمه دولتی با اصل 44 قانون اساسی منافات دارد، مانند واگذاری نمایشگاه بین المللی که البته خود دولت از این امر جلوگیری کرد اما واکنش نشان ندادن مجلس مصلحت اندیشی نادرست بود . ممکن است برخی نمایندگان تصور کنند اعتراض آنها در این گونه موارد به معنی تضعیف دولت است و با توجه به شرایط کشور نمیخواهند وارد این مقولات شوند.
3- به نظر من هیچ مصلحتی بالاتر از اجرای قانون و رعایت مصالح کشور و منافع مردم نیست، روابط سیاسی و عواطف شخصی و گروهی گاه بر ارادهها تاثیر میگذارد و موجب میشود مجلس در انجام وظیفه نظارتی خود کوتاهی کند، در حالی که بسیاری از این نظارتها به نفع دولت است گرچه در ظاهر مخالفت با دولت تلقی شود. هر نظارتی به معنی دشمنی و مخالفت با دولت نیست لذا مجلس باید جنبه نظارتی خود را تقویت کند و آن را بر امر قانونگذاری ترجیح دهد. البته گاه فضای سیاسی کشور به گونهای میشود که نمایندگان صلاح نمیدانند وارد این وادیها شوند و گاهی از حمایتهای رهبری از دولت برداشت غلط میشود یعنی اینگونه برداشت میشود که ما نباید خیلی به دولت انتقاد کنیم و آن را مورد سوال قرار دهیم در حالی که به عقیده من مقصود رهبری از این حمایتها چنین چیزی نیست. گاه نص صریحی از رهبری وجود دارد که تکلیف روشن است اما گاه برحسب شنیدهها و اخبار و یا از طریق واسطههایی که وجود دارد مطالبی را به مجلس منتقل میکنند و به نوعی اراده نمایندگان را سست میکنند. این، کار درستی نیست. نماینده باید به وظایف خود عمل کند.نماینده تهران افزود: اگر مقام معظم رهبری در مواقعی احساس کنند که کاری به صلاح کشور نیست ایشان خود تذکر لازم را خواهند داد. مثلا در مساله رحیم مشایی در سال گذشته رهبری صلاح ندیدند که مباحث وی دنبال شود و خود به این موضوع خاتمه دادند.وی گفت: التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه به این معنی نیست که هر کار کوچکی که میخواهیم انجام دهیم حتما باید ابتدا اجازه بگیریم. این امر به نوعی شانه خالی کردن از وظایف و عافیت طلبی و خیانت به حقوق مردم است. لذا معتقدم بعد نظارتی مجلس باید قویتر از حال باشد. نماینده تهران ادامه داد: هر دولتی دوست دارد دستش باز باشد و این منحصر به دولت فعلی نیست. به طور کلی هر دولتی همیشه مجلس را مزاحم خود میداند و میل به تمرکز و استبداد دارد. اساسا آنچه در حکومتهای دمکراتیک مانع استبداد و دیکتاتوری میشود پارلمان و مجلس است. ما هم اگر در جایگاه دولت قرار بگیریم بطور طبیعی دوست داریم دستمان باز باشد و هر کاری را که میخواهیم انجام دهیم و ممکن است حتی نیت خیری هم داشته باشیم اما در مجموع به صلاح کشور نیست. مجلس همیشه باید از این سرکشی جلوگیری کند زیرا بطور طبیعی دولت میخواهد آزاد باشد. آنچه که میتواند عدالت را اجرا کند و هر چیزی را در جای خود قرار دهد، اجرای قانون است و ما مصلحتی بالاتر از اجرای قانون نمیتوانیم پیدا کنیم.بنابراین مجلس باید جنبه نظارت بر عملکرد دولت را جدی بگیرد،
4- قانون اساسی کشور یک قانون مترقی از جنبه نظارت مجلس بر عملکرد دولت است و آیین نامه داخلی مجلس نیز ملهم از قانون اساسی است لذا راههای خوبی را برای نظارت بر عملکرد دولت قرار داده است.وی گفت: به عقیده من بیشترین نقص مربوط به عملکرد خود ما نمایندگان است که از بسیاری از اختیارات خود استفاده لازم را نمیکنیم و البته فضای جامعه هم باید آماده شود و اجتماع، مردم و رسانههای کشور این مطلب را باید بپذیرند که نظارت مجلس بر دولت و تنشها، مجادلات و گفتگوهایی که انجام میشود به معنی دشمنی با دولت نیست، که فکر کنند حال نقص یا رخنهای در نظام پیدا شده است. لذا این کار باید خیلی عادی شود.مثلا سوال از رئیس جمهور باید امر عادی تلقی شود و فرضا رئیس جمهور سالی یک بار مورد سوال نمایندگان قرار گیرد.البته قداستی که نظام جمهوری اسلامی دارد شاید باعث شده که انتقاد، سوال و نقد دولت به معنی یک کار غیرشرعی تلقی شود و به معنی چوب لای چرخ نظام قرار دادن تصور شود در حالی که باید این فرهنگ و نوع نگرش را تغییر دهیم و فکر میکنم ما نگاه درستی به نظام مذهبی و جمهوری اسلامی نداریم.امیرالمومنین فرمودند شما وظیفه دارید مرا نصیحت کنید یعنی اگر احساس میکنید در جایی باید مرا راهنمایی کنید بگویید و پرهیز نکنید البته نصیحت به معنی خیرخواهی است نه موعظه و اندرز.ایشان فرمودند که در پنهان و آشکار مرا نقد کنید. وقتی یک معصوم اینگونه صحبت میکند دیگر تکلیف ما و یک نظام مذهبی در دوره غیبت روشن است.ما چون قداستی را برای نظام جمهوری اسلامی قائل هستیم و درست هم هست زیرا یک نظام اسلامی است و در چارچوب مذهب کار میکند فکر میکنیم که نباید انتقاد کنیم ولی این قداست به معنی انتقاد نکردن نیست. به فرموده شهید مطهری هر مقام غیر معصومی اگر در جایگاه غیر قابل انتقاد قرار گیرد هم خود فاسد می شود و هم جامعه را فاسد میکند. لذا مساله انتقاد بحث مهمی است ولی این جایگاه در کشور به رشدی نرسیده که انتقاد از حکومت، نظام و دولت یک امر طبیعی تلقی شود و اعتراض به برخی کاستیها یک امر عادی جلوهگر شود.
هنوز برای ما عادی نشده که عدهای برای اعتراض به موضوعی بخواهند مجوز بگیرند که به شکلی آرام حرف خود را بیان کنند. ما مجوز این کار را نمیدهیم زیرا اعتراض به مسالهای را به معنی اعتراض به نظام تلقی میکنیم و آن را منتفی میکنیم در حالی که این گونه نیست و این موضوع باید عادی شود.در حالی که اگر اعتراضها صورت گیرد عقدهها خالی میشود و بسیاری از اقدامات پنهانی و زیرزمینی از بین میرود و این مساله بسیار مهمی است که هنوز نتوانستهایم آن را نهادینه کنیم.