نامه نمایندگان به امام و پاسخ ایشان به آن، نشانگر اهمیتی است که بنیانگذار نظام به مجلس دارند؟ مجلس در اندیشه امام چه جایگاهی دارد؟
من در عین اینکه ارادت ویژه و خاصی به امام دارم و لی می خواهم بگویم که خود امام مردم را اصل قرار می دهد . در تدوین قانون اساسی اصل بر مردم قرار داده شده است. به عبارت دیگر امام بر این باور بود که اگر مردم بخواهند من هستم. با همین نگرش ما باید بیاییم سرغ مجلس. امام گفته اند مجلس در راس امور است. من فراموش نمی کنم موقعی که امام، میرحسین موسوی را مورد حمایت قرار دادند با این حال در مجلس تعداد 99 نفر به میرحسن رای ندادند. کسانی که خیلی طرفدار امام بودند به اینها گفتند که شما ضد ولایت فقیه هستید.اما امام از آن 99 نفر حمایت کرد با اینکه می دانست آنها برخلاف نظر او عمل کرده اند ،زیرا مجلس را مقدس می شمرد. در اندیشه امام ، آزادی اندیشه در داخل مجلس محترم است ولو اینکه برخلاف نظر وی باشد.
جایگاه مجلس در جمهوری اسلامی کجاست؟
به اعتقاد من این جایگاه از نظر قانون اساسی بسیار محرز است. قانون اساسی ما یک قانون اساسی پارلمانتاریستی است . این قانون اجازه می دهد به مجلس که رییس جمهور را برکنار کند اجازه می دهد که دولتی که روی کار است استیضاح کند. این قانون به مجلس در همه امور اجازه رفراندوم می دهد.
در عین حال یک همچون مجلسی با این اختیارات بایستی مجلس برآمده از رای مردم باشد . یعنی اگر ما اجازه ندهیم نمایندگان واقعی به مجلس راه پیدا نکنند و جلوی ورود افراد مورد علاقه مردم به مجلس گرفته شود، این مجلس تبدیل می شود به مجلس زمان شاه. مجلسی که اسمش مجلس بود ولی کار دیگری می کرد.
امام می فرمایند که کاری نکنید که شما را با نمایندگان مجلس زمان طاغوت مقایسه کنند مجلس مردمی باید چه خصوصیاتی داشته باشد چگونه باید بفهمیم که این مجلس مردمی است از انتخاب گرفته تا عملکرد.
مردمی بودن مجلس به دو عامل بستگی دارد یکی اینکه این مجلس واقعا با رای مردم شکل گرفته باشد یعنی اگر بررسی کنیم بینم که مردم واقعا می خواستند این کاندیدا انتخاب شود نه اینکه کاندیدای واقعی را ردصلاحیت کرده باشند و مردم مجبور شوند به کس دیگر ی رای بدهند.
عامل دوم این است که وقتی مجلس شکل گرفت دقیقا به نیازمندی ها و ضرورت های واقعی مردم توجه بکند و نه نیازمندیهای دولتمردان. این یک شاخص جدی است.
یک نماینده مجلس چقدر آزادی عمل دارد؟
یک نماینده لازم است به اطلاعات بصورت وسیع دسترسی داشته باشد . ارتباط مردمی گسترده داشته باشد هیچکس هم نباید نماینده را تهدید و ارعاب بکند باید آزادانه حرف برند و تصمیم بگیرد.
ما باید یک فضای سالم و درستی داشته باشیم تا هم مردم آزادانه به آن کسی کهمی خواهند رای بدهند و هم نماینده ای که رای می آورد آنقدر آزادی داشته باشد که بتواند آنچه را که می فهمد آزادانه بیان کند.
در بین این مجالس هشت گانه کدام مجلس با این معیارها همخوانی دارد و مردمی تر است؟
من فکر می کنم قوی ترین مجلس که در این سی سال شکل گرفته مجلس اول بود به این دلیل که نمایندگان این مجلس در یک فرایند آزاد انتخاب شدند حزب توده و سازمان مجاهدین هم کاندیدا داشتند اما رای نیارودند.
ویژگی دوم مجلس اول نمایندگان قدری بود که در آن حضور داشتند. مجلس اول از انقلابی های زجر کشیده تشکیل شده بود. یکی از دوستان من محاسبه کرده بود و می گفت مجلس اول مجموعا 300 سال زندان رفته است. مجلسی که 300 سال زندان داشته چهره هایی مثل بازرگان، رجایی و ... یک مجلس قدری بود . این ترکیب ترکیبی نبود که با یک تشری بترسد برای اینکه تمام سختی ها را دیده بود. به نظر من مجلس اول قوی ترین مجلسی بود که در طول تاریخ ایران شاهد بودیم.
اختلافات در مجلس اول با آنهمه تنوع و تفاوت های فکری چگونه مدیریت می شد؟
وقتی که بنا را بر تحمل دیدگاه های مختلف و شرح صدر می گذاریم خودبخود مدیریت متناسب با آن شکل خواهد گرفت. همان چیزی که در محلس اول شکل گرفت. در مجلس اول هم آقای سلامتیان را داشتیم و هم آقای حسن آیت را. دو تا تفکر در برابر هم. اینها می آمدند هر دو حرف های خود را می زدند مجلس هم اداره می شد. کل درگیری که در مجلس اول بود یک درگیری بود در اواخر مجلس اول که آقای معین فر برای پشتیبانی آقای صباغیان بهپشت تریبون آمد و آقای اسدی نیا نماینده اهواز با عصبانیت یک پس گردنی به آقای معین فر زد. از اینکه بگذریم در مجلس اول حرفها خیلی تند و صریح رد و بدل می شد و هیچ مشکلی نبود .
من تصور می کنم که مدیریت هر مساله ای متناسب با فضا شکل خواهد گرفت. قانون اساسی چارچوب های خوبی به ما ارائه می دهد. اما در شرایط فعلی فضا خیلی بسته شده است تا یک کلمه این ور و آن ور ننویسند .وقتی فضا باز شود تحمل ها هم بالا خواهد رفت.
مهمترین وظیفه مجلس نظارت است. این کارکردی نظارتی تا کجا پیش می رود؟ آیا محدودیتی دارد؟
کارکرد نظارتی مجلس بدون محدودیت است و شامل همه چیز می شود جز نهاد رهبری . برای اینکه نظارت بر رهبری بر عهده مجلس خبرگان است. مجلس باید بدون محدودیت بر همه چیز نظارت کند و این یک وظیفه است.
متاسفانه مساله ای که در مورد مجلس بوجود آمده این است که وقتی قوانین مصوب مجلس از فیلتر شورای نگهبان عبور می کنند به نوعی خنثی می شوند مثل لوایح دوگانه. آیا احساس نمی کنید که مجلس با اینهمه پشتوانه مردمی و قانونی که دارد به یک مجلس فرمایشی تبدیل شده است؟
من مهمترین فیلتر را قبل از تشکیل مجلس می دانم و آن انتخابات است. اگر نمایندگان قدر و قوی در مجلس حضور پیدا کنند مقدار زیادی از مشکلات حل میشود. علی رغم اینکه شورای نگهبان به عنوان یک فیلتر برخی از مصوبات را رد می کند ولی در کنار آن مجمع تشخیص مصلحت وجود دارد که این قضیه را تلطیف می کند. مهم این است که این مجلس کار خود را انجام داده باشد و به مراحل بعدی برود.
نظر شما در خصوص مجلس فعلی چیست؟
مجلس فعلی چون دستچین شده شورای نگهبان است بنابراین نمایندگان قدر و قوی که بتوانند در برابر خیلی از مسائل بیاستند و تطمیع نشوند کم هستند و خودبخود تولیدات این مجلس تولیدات ضعیف و محدودی خواهد بود . این تولید ضعیف و محدود وقتی که به شورای نگهبان می رود دوباره محدودتر می شود.
مثلا در این طرح هدفمندی کردن یارانه ها مجلسی که بیاید یک مرتبه اختیارات وسیعی را به دولت دهد و عملا امکانات مالی وسیع را در اختیار دولت قرار می دهد، مجلس ضعیفی است. این مجلس چند هزار میلیارد تومان پول بی زبان را در اختیار دولت قرار می دهد تا دولت طبق سلیقه خود هر طور که می خواهد عمل کند، این فاجعه است.
سوای ارتباط حاکمیت و نماینده، نماینده چه وظیفه ای در برابر مردم دارد؟
این نکته ظریفی است برخی از مردم تلقی دارند که نماینده مجلس کارچاق کن مردم و یا افراد خاص می باشند. مثلا برای یک نفر وام جور کند ، سربازی پسر یکی را حل کند و ... و یا حتی با کارهای خلاف قانون مشکل یکی را برطرف کند. این یک فاجعه است. این امور نماینده ای را که باید کلان نگر و قانون گذار باشد تنزل می دهد تا سطحی که برای فلان دختر یک جهیزیه درست کند و در عروسی و عزای فلانی شرکت کند. این نماینده، یک نماینده بی خاصیت است که فقط دور خود می چرخد و تاسف بار تر اینکه مردم هم بعد بر مبنای آن نگرش های کوتاه بینانه به اینها رای بدهند.
در حالی که نماینده فردی است که نهاد مجلس را اداره می کند نماینده الزاما باید به طرف نگرش ماکرو و کلان برود ، باید قانوگذاری کند و بر عملکرد وزرا نظارت کند. باید بجای جور کردن وام، در جهت تقویت سیستم بانکی عمل کند آن وقت خودبخود مشکل وام یک فرد خاص هم حل می شود. الان معضل اساسی ما این است که خیلی از نماینده ها به محض اینکه به دفتر کار خود می رسند بخش بزرگی از وقت خود را صرف بررسی همین مسائل جزیی می کنند.
این نگرش ناشی از چیست؟
این مسائل برمیگردد به مکانیزم انتخابات در کشور ما و همچنین نگرشی که نماینده ها به مساله تبلیغات دارند. متاسفانه نگرش ها نگرش های کوتاه بینانه است. این نگرش ها سطح نماینده مجلس را پایین آورده است. این از مشکلاتی است که مجلس در تمام دوره ها گرفتارش بوده است. مجلس اگر بخواهد رسالت اصلی خود را به دست بیاورد باید ارتباط جدی با مردم داشته باشد تا بتواند بازخورد های لازم را از این کانال به دست آورد ولی هرگز نباید اسیر تقاضای تک تک افراد حوزه انتخابیه خود شود و الا از کار اصلی خود باز می ماند.